لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۴۶ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

فتح قلب‌ها در خاورميانه، رمز ثبات و دوستي پايدار ميان جهان غرب و مردم خاورميانه


(rm) صدا | [ 12:32 mins ]
مقام هاي آمريکا پيوسته از چالش هايي مي گويند که پيش روي آمريکا در عراق وجود دارد. يکي از اين چالش ها، با سرنگوني صدام حسين از سر گذرانده شده، اما چالش اصلي که به گفته بعضي از کارشناسان، شايد به گسترش جنگ در عراق انجاميد، مساله فتح قلبها و مغزها در خاورميانه است. خانم شيرين هانتر، رئيس بخش مطالعات اسلامي در موسسه مطالعات بين المللي و استراتژيک در واشنگتن، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که در اينکه جنگ عراق نظر جمعيت هاي کشورهاي عرب را نسبت به آمريکا بدتر کرده، شکي نيست، اما بايد در نظر گرفت که بعضي از اين احساسات ضد آمريکايي، تا حدودي هم به مساله فلسطين ارتباط دارد و ديدگاهي که اعراب دارند که آمريکا تنها از اسرائيل حمايت مي کند. وي مي گويد که آمريکا با حل مساله فلسطين و اسرائيل بهتر مي تواند قلبهاي مردم را فتح کند. وي مي افزايد که چالش دمکراسي براي خاورميانه، چالشي است که خود مردم خاورميانه بايد آن را حل کنند، هم دولتشان و هم مردمشان متقاعد شوند و بفهمند که آينده آنها - چه سياسي و چه اقتصادي - از طريق چارچوب يک حکومت دمکراتيک بهتر تامين مي شود. فاطمه امان (راديوفردا): مقام هاي آمريکا پيوسته از چالش هايي مي گويند که پيش روي آمريکا در عراق وجود دارد. يکي از اين چالش ها، با سرنگوني صدام حسين از سر گذرانده شده، اما چالش اصلي که به گفته بعضي از کارشناسان، شايد به گسترش جنگ در عراق انجاميد، مساله فتح قلبها و مغزها در خاورميانه است. از خانم شيرين هانتر رئيس بخش مطالعات اسلامي در موسسه مطالعات بين المللي و استراتژيک در واشنگتن مي پرسم: به نظر شما چرا آمريکا و جهان پيشرفته غرب، در فتح قلبها در خاورميانه آنچنان که بايد موفق نبوده است؟ دکتر شيرين هانتر (رئيس بخش مطالعات اسلامي در موسسه مطالعات بين المللي و استراتژيک، واشنگتن): در اينکه جنگ عراق نظر جمعيت هاي کشورهاي عرب را نسبت به آمريکا بدتر کرده، شکي نيست. اما بايد در نظر گرفت که بعضي از اين احساسات ضد آمريکايي، تا حدودي هم به مساله فلسطين ارتباط دارد و ديدگاهي که اعراب دارند که آمريکا تنها از اسرائيل حمايت مي کند و آن طور که بايد بخصوص در چند سال گذشته کوشش نکرده (البته اين به عقيده من تا حدودي صحيح نيست ولي خوب به هر حال يک چنين بينشي وجود دارد)، که صلح ايجاد کند. پس بنابراين حتي قبل از حمله به عراق هم به علت حادتر شدن مساله فلسطين، نظر منفي در مورد آمريکا در کشورهاي عربي وجود داشت و جنگ عراق بيشتر به آن دامن زد. حتي مي شود گفت که مساله اعراب و اسرائيل در اين زمينه از مساله عراق مهمتر بوده. براي اينکه اگر دولت آمريکا و نيروهاي ائتلاف و حکومت عراق، موفق شوند و انتخابات بشود و به تدريج نيروهاي خارجي از عراق خارج شوند، چه بسا که بعدها اين اثر مثبتي هم داشته باشد. ولي مساله فلسطين، مساله اي است که الان بيش از 50 سال است که در خاورميانه وجود دارد. به عقيده من پيشرفت در برقراري صلح ميان اسرائيل و فلسطيني ها، کمک مي کند به بهتر شدن بينش کشورهاي عربي نسبت به آمريکا. آمريکا با حل مساله فلسطين و اسرائيل بهتر موفق خواهد شد قلبهاي مردم را فتح کند... ف.ا.: پس مي گوييد براي حل مساله عراق حتي مهمتر است که اول مساله فلسطين حل شود. دکتر شيرين هانتر: نمي گويم که حتي قبل از حل مساله عراق، ولي مي خواهم بگويم که مساله اعراب و اسرائيل را نمي شود کنار گذاشت تا اول مساله عراق را حل کرد. بايد براي حل هر دو مساله، همزمان اقدام کرد. ف.ا. در باره مساله نبود دمکراسي در خاورميانه صحبت زياد است... شيرين هانتر: ببينيد دمکراسي تنها مساله قانونگذاري نيست، تنها مساله انتخابات نيست. دمکراسي به اين بستگي دارد که جامعه مدني قوي و جا افتاده باشد. مثلا از نظر اقتصادي شما يک بخش خصوصي قوي داشته باشيد که بتواند کار و درآمد براي مردم فراهم کند که در نتيجه تنها دولت به تمام احتياجات جامعه پاسخگو نباشد. همچنين بايد شرايط منطقه اي و بين المللي هم مناسب باشد. متاسفانه خاورميانه نزديک به دو قرن است و به ويژه در زمان جنگ سرد، صحنه رقابت هاي دولت هاي بزرگ بوده است چه از نظر ايدئولوژي، اتحاد شوروي و... چه از نظرهاي ديگر. غربي ها همه سعي مي کردند در آنجا نفوذ داشته باشند و جنگ هاي منطقه اي باعث شد که نيروهاي نظامي قدرت زيادي بدست بياورند. الان شما وقتي به کشورهاي خاورميانه نگاه مي کنيد، تقريبا در همه آنها نيروهاي نظامي يا در حکومت هستند و يا از پشت پرده کار دولت را کنترل مي کنند. البته شرايط فرهنگي هم تا حدودي اهميت دارد و اشاعه آموزش و تعليم و تربيت خيلي مهم است. و در تمام اينها آنطوري که بايد کشورهاي خاورميانه موفق نشدند. بنابراين براي اينکه دمکراسي واقعا در خاورميانه پا بگيرد، بايد رفرم هاي وسيع و دامنه داري صورت بگيرد و نه فقط ظاهري و بگويند بله ما انتخابات داريم. بنابراين رفرم هاي اقتصادي بايد صورت بگيرد. بخش خصوصي بايد تقويت شود. نقش دولت و نقش نيروهاي نظامي در سياست بايد کمتر شود. ف.ا.: اما مي خواهم باز برگرديم به ماجراي اشغال عراق. به نظر شما مي شود نمونه اشغال ژاپن و آلمان توسط نيروهاي متفقين را در مورد کشورهاي خاورميانه بکار برد؟ دکتر شيرين هانتر: اولا با وجود اينکه تاريخچه دمکراسي در آلمان قبل از جنگ جهاني دوم کوتاه بود، ولي به هر حال يک مملکت توسعه يافته، يک مملکت با اقتصاد پيشرفته و يک مملکتي بود با جمعيتي تحصيلکرده و از آن گذشته براي چندين سال متوالي آلمان به خصوص برلين زير سلطه کشورهاي غربي بود. عوامل ديگري هم به توسعه دمکراسي در آلمان کمک کرد از جمله عضويت آلمان در ناتو و بعد از آن در جامعه اروپايي و الان اتحاديه اروپايي. موضع ژاپن هم همينطور. ژاپن از نظر اقتصادي و فرهنگي يک کشور پيشرفته بود و آنجا هم سالهاي زياد دولت آمريکا بر دولت ژاپن نفوذ داشت و مسلما اين پروژه در خاورميانه نمي تواند صورت بگيرد براي اينکه چطور مي تواند در حدود سيصد - چهارصد ميليون نفر را زير بال خود بگيرد و بتدريج هم اقتصادشان را درست کند و هم دولتشان را. اما کاملا هم نمي توان گفت که کوششهاي کشورهاي خارجي نمي تواند بي اثر باشد. مي تواند خيلي اثر مثبتي داشته باشد. کشورهاي خارجي مي توانند پشتيباني کنند از نيروهاي دمکراتيک. مي توانند به کشورهائي که در آنها اجازه داده نمي شود نيروهاي دمکراتيک جان بگيرند و سازمانهاي بادوام بوجود بيايند، کمک بکنند. به عقيده من دنياي خارج، به خصوص آمريکا، مي تواند نقش خيلي مثبتي در اين زمينه بازي کند. ولي چالش دمکراسي براي خاورميانه چالشي ست که آنها بايد خودشان حل بکنند. بايد هم دولتشان و هم مردمشان متقاعد شوند و بفهمند که آينده آنها - چه سياسي و چه اقتصادي - از طريق چارچوب يک حکومت دمکراتيک بهتر تامين مي شود تا با مدلهايي که تاکنون آنرا تجربه کرده اند ف.ا.: پس از نظر شما اين نمونه در خاورميانه بي اثر است و اشغال نظامي کار نخواهد کرد. شيرين هانتر: کار نمي کند. زيرا هر چه بگذرد، احتياجات مالي آن بقدري زياد است که حتي اگر همه کشورهاي غربي و همه کشورهاي ثروتمند دنيا هم بيايند و آنرا به عنوان يک پروژه براي خود تعيين کنند، باز هم نمي توانند. ف.ا.: نقش اسلام را در اين زمينه چگونه مي بينيد آيا پا گرفتن اسلام سياسي هم در بي اثر بودن اين شيوه تاثير دارد. دکتر شيرين هانتر: البته. مي دانيد مسلم است که يک عده اي در دنياي اسلام بخصوص اسلامي هاي افراطي وجود دارند که متاسفانه يک تعبير به عقيده من نادرست از اسلام دارند و اينطور ادعا مي کنند که اسلام و دمکراسي با هم ديگر سازش نمي کنند. يک چالش ديگر هم براي مسلمانان خاورميانه و جاهاي ديگر وجود دارد که با ديدگاه هاي افراطي، مبارزه بکنند و اين ديد مترقي را (اسلام مترقي) را که با دمکراسي سازش دارد، توسعه بدهند. اگر اين کار را نکنند، نه فقط در زمينه دمکراسي بلکه در هر زمينه ديگري اعم از پيشرفت علمي و اقتصادي دنياي اسلام عقب خواهد بود و عقب تر هم خواهد رفت. ف.ا.: در مورد جنبش دمکراسي خواهي در ايران و تاثير آن در کل منطقه چه فکر مي کنيد؟ دکتر شيرين هانتر: بله... اول بايد اين را گفت که خيلي جاي تاسف است که در اين انتخابات گذشته، کساني که قصد باز کردن جامعه ايران را داشتند، متاسفانه کنار گذاشته شدند و اين به عقيده من اثر نامناسبي براي ايران داشته چه از نظر داخلي و چه از نظر پرستيژ خارجي ايران. لااقل از زمان انقلاب مشروطيت مردم ايران براي دمکراسي مبارزه مي کنند. بنابراين اين تحولاتي هم که از سال 1997 پيش آمد، چيز تازه اي نبود. يعني خواست حکومت دمکراتيک سابقه زيادي دارد. مسلما موقعي که نيروهاي دمکراتيک در ايران جان گرفتند، اثر تا حدودي مثبتي داشت در بعضي از کشورهاي عربي بخصوص کشورهاي خليج فارس. از نظر آنها اگر ايران هم به اصطلاح به تدريج دمکراتيک مي شد، پس کشورهاي عربي هم تا حدي در اين مرحله پيش مي رفتند. ولي متاسفانه بعد از اين تحولات اخير، بخصوص بعد از جنگ عراق، نيروهاي دمکراتيک ايران اثر زيادي در کشورهاي عربي ندارند. زيرا آنطور که اين انتخابات گذشته انجام شد، باعث تضعيف نيروهاي دمکراتيک شد. ف.ا.: مي توان گفت که جنگ عراق و حضور نظامي آمريکا در منطقه بر اين جنبش در ايران اثر منفي خواهد داشت. دکتر شيرين هانتر: البته مي دانيد ما هنوز نمي توانيم بگوييم اثر دراز مدت جنگ عراق چه خواهد بود. اگر اين وضعي که الان در عراق هست براي مدت طولاني ادامه پيدا کند و يا اينکه عراق با جنگ داخلي دراز مدتي روبرو بشود، مسلما نيروهايي در ايران که نمي خواهند دمکراسي در ايران جان بگيرد، خواهند گفت ببينيد در عراق چه پيش آمد، پس بايد جلو اينها را بگيريم. اما اگر چالشي که عراقي ها خودشان و کشورهاي متحد آمريکا با آن روبرو هستند، رفع شود و موفق بشوند و اوضاع عراق تا حدودي ثبات پيدا کند و انتخابات که قرار است در ماه ژانويه صورت بگيرد، با آرامش برگزار شود و کم کم يک حکومت قوي در عراق روي کار بيايد، من فکر مي کنم آنگاه اثر مثبتي مي تواند بر بيداري و تقويت نيروهاي دمکراسي خواه ايران داشته باشد. ف.ا: دکتر شيرين هانتر، رئيس بخش مطالعات اسلامي در موسسه بين المللي و استراتژيک واشنگتن است.
XS
SM
MD
LG