لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۷:۲۳ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

مصاحبه «رادیوفردا» با کیانوش سنجری، فعال سیاسی، که بعد از خودکشی، از مرگ نجات یافت


(rm) صدا | [ 2:25 mins ]
کیانوش سنجری، فعال سیاسی که یک هفته پیش بعد از اقدام به خودکشی در یک پارک تهران، از مرگ نجات یافت، در مصاحبه با رادیوفردا می گوید سیاست های حکومت بسیاری از جوانان ایران را به فکر «خلاصی» باشند. وی می افزاید عدم پشتیبانی و مورد تمسخر گرفتن از سوی بعضی سرانجام او را به فکر خودکشی انداخت. وی مافزاید: رژیم با تمام تمایلات آدم برخورد خشن می کند.» وی افزاید این خودکشی وسیله ای برای بیان اوج و اعتراض و نفرت وی بود نسبت به سیاست ها. وی که 22 سال دارد و 2 سال در زندان گذرانده است، می افزاید نخستین بار در 17 سالگی به زندان افتاد. وی می گوید ابتدا قرص های خواب آور مصرف کرد و بعد رگ دست خو.د را برید ولی عابری او را به بیمارستان منتقل ساخت. گلناز اسفندياري (راديو فردا): کيانوش سنجري از فعالان سياسي که نزديک به دو سال را در زندانهاي جمهوري اسلامي گذرانده است، حدود يک هفته پيش در پارکي در تهران دست به خودکشي زد. کيانوش سنجري در مصاحبه با رادیو فردا مي گويد: سياستهاي جمهوري اسلامي بسياري از جوانان ايران را دچار نااميدي و پوچي کرده است. کيانوش سنجري: سياستهايي که رژيم جمهوري اسلامي فراهم کرده براي بسياري از جوانان در ايران، آنها را وادار کرده که براي اين که نتوانند تحمل کنند اين شرايط را حداقل به خلاصي فکر کنند. ولي از يک طرف نه حمايتي صورت گرفت و نه پشتيباني و خيلي ها هم به تمسخر از اين نوع مبارزه پرداختند و يک مجموع اين کارکرد و عدم وجود يک افق روشن شايد يک جواني مانند من را وادار کرد به خلاصي که همه اينها برمي گردد به اين فضاي ياس و نااميدي که در جامعه ما وجود دارد. رژيم با تمام تمايلات آدم برخورد خشني مي کند، بنده مجبور شدم دست به اين کار بزنم. شايد اوج اعتراض، نفرت خودم را بيان کنم به اين سياستهايي که در جامعه فعلي ايران وجود دارد. مريم منظوري (راديو فردا): آقاي سنجري سن شما را خيلي ها نمي دانند. ممکن است خودتان بفرماييد چند سالتان است؟ کيانوش سنجري: من الان 22 ساله هستم. يادم مي آيد اولين باري که بازداشت شدم و مدتها هم در سلول انفرادي گذراندم 17 سالم بود، يک دانش آموز بودم. م . م . توضيح مي دهيد که به چه شکل بود اين اقدامتان و از وقتي که شما اقدام کنيد به انتهار، تا وقتي که به بيمارستان منتقل بشويد، پروسه زمانيش چه مقدار بود؟ کيانوش سنجري: در نامه اي که من نوشتم شايد ساعتي قبل از رفتن چرا که دلم نمي خواست بگويم بر اثر مثلا اعتياد، تصادف يا موارد ديگري از بين رفته. به همين خاطر يک متن بسيار کوتاهي نوشتم و سپس هم به دوست داشتن اين زندگي اشاره کردم، ولي اينچنين و بدرودي گفتم، 40، 50 تا قرص دياسپام دم دست بود، آنها را خوردم، گيج گيج يک تيغ ريش تراشي کوچک هم خريدم و اينقدر گيج بودم فقط به فکر اين بودم که رگ دستم را بزنم، به روي زمين افتادم، آنطور که بعدا فهميدم عابري من را تا بيمارستان خميني منتقل کرد و از آنجا با حافظه تلفن موبايل من تماس گرفته مي شود، آنهايي که در تهران بودند سرازير مي شوند به بيمارستان و از آنجا من را منتقل مي کنند به بيمارستان لقمان، اتفاق خاصي روي دست من پيش نمي آيد و صبح فردا هم منتقل مي شوم به منزل.
XS
SM
MD
LG