لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۰۳ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

مصاحبه رادیوفردا با «حسین درخشان» مبتکر وب لاگ به زبان فارسی


(rm) صدا | [ 4:40 mins ]
حسین درخشان، نویسنده وب لاگ پرخواننده «سردبیر خودم» در مصاحبه با رادیوفردا می گوید پس از آنکه با وب لاگ های انگلیسی آشنا شد، در پی راهی برآمد که بتواند با استفاده از نرم افزارهای ساده ای مثل Note Pad که در دسترس همگان قرار داشت، به زبان فارسی وب لاگ بنویسد. وی توضیح می دهد که وقتی شیوه کار خود را به صورت دستورالعمل ساده ای به زبان فارسی منتشر شد، به فاصله یک ماه صد وب لاگ فارسی به وچود آمد و ظرف مدتی کوتاه، هزار جوان ایرانی به نوشتن خاطرات روزانه، شعر و داستان و نکته در وب لاگ ها پرداختند به طوری که شمار وب لاگ های فارسی به ده ها هزار رسید. کيوان حسيني (راديوفردا): تعريف کن که اصلا اولين وبلاگي که ديدي چه بود و چه شد از کجا اين به ذهنت رسيد که خودت يک وبلاگ فارسي راه بيندازي ؟ حسين درخشان (نويسنده وب‌لاگ سردبير خودم): راستش بعد از 11 سپتامبر بود که من چند وبلاگ را کشف کردم. گذشت و يک مدت بعد دنبال راهش مي‌گشتم که چطور مي‌توان آن را درست کرد تا بالاخره بلاگر دات کام را پيدا کردم. در آن زمان نمي شد آن را فارسي نوشت شروع کردم با اديتور هاي ساده مثل نوتپد Notepad شروع کردم به نوشتن صفحه‌ام و هر روز اين کار را مي‌کردم. خيلي کار سختي بود ولي من مجبور بودم از آن استفاده کنم. ک.ح.:: خب، خلاصه نوشته و بعد وبلاگ را راه انداختي و اسمش را گذاشتي سردبير خودم، برايمان مي‌گويي که اسم وبلاگ سردبير خودم از کجا آمد و چطور اين به ذهنت رسيد ؟ حسين درخشان: راستش اولش اسمش سردبير خودم نبود و تا چند ماه اسمش خود‌ بزرگ‌بيني بود به خاطر اين که من فکر مي‌کردم اگر اين طوري دست پيش را بگيرم پس نمي افتم و اگر خودم به خودم بگويم که اين يک جور کار از خود راضي هاست يا خودبزرگ بيني است کسي اين را نمي‌گويد. چون آن موقع فکر کنيد هنوز هيچ وبلاگ فارسي وجود نداشت تا آن جايي که من مي‌دانستم و مثلا من هم با پس‌زمينه‌هايي که از روزنامه‌هاي بعد از دوم خرداد داشتم، يعني عصر آزادگان و حيات نو که ستون‌هاي روزانه و هفتگي داشتم که راجع به اينترنت مي‌نوشتم اگر يادتان باشد، خلاصه آن پس‌زمينه خيلي به من کمک کرد که بتوانم با خوانندگان سابقم در آن روزنامه‌ها در اين جا رابطه برقرار کنم. به خاطر همين با اسم خودبزرگ بيني شروع کردم با اين هدف که دوباره يک جوري آن تجربه‌هاي خوب روزنامه را زنده کنم و ديگر براي اين که آدم فکر مي‌کرد يک عقيده‌هايي دارد مثلا مي‌بيند و يک تحليل‌هايي دارد روي خيلي چيز ها دلش مي‌خوهد در ميان بگذارد. و از همه مهم‌تر چون من آمده بودم کانادا ، يک سالي مي‌شد حس مي‌کردم دارم دور مي‌افتم از چيزهايي که در ايران مي‌گذرد. چيزهايي که به آن مي‌شود گفت خرده فرهنگ جوان‌ها که خود من هم جزئي از آن‌ها بودم . چون من خودم هم جامعه‌شناسي خوانده بودم برايم خيلي مهم بود که جدا نشوم از اين جريان جديدي که در جامعه دارد اتفاق مي‌افتد. ک.ح.: هيچ وقت فکر مي‌کردي که اين کاري که داري انجام مي‌دهي بعضا چنين بازتابي پيدا مي‌کند ؟ اصلا برايت قابل پيش بيني بود اين اتفاق که افتاد و اين همه وبلاگ بعد راه بيفتد ؟ حسين درخشان: نه راستش اگر هم يادتان باشد آن نوشته هاي اولم که بعد از چند روز که شروع کردم راه اين را پيدا کردم که چطور مي‌شود از بلاگر دات کام استفاده کرد که يونيکد را ساپورت مي‌کرد و يک راهنمايي نوشتم به زبان ساده که اين را از زمان روزنامه تجربه داشتم که چطور مي‌شود مفاهيم پيچيده تکنولوژي کامپيوتر را براي مردم خيلي عادي و ساده فارسي توضيح داد. براي همين آن راهنماي ساده خيلي پر طرفدار شد و برخلاف اين تصور من که فکر مي‌کردم که اين وبلاگ جا بيفتد و 100 نفر را در کل وبلاگ داشته باشند مثل من در عرض يک ماه 100 نفر درست کردند. ک.ح.: و آرام آرام شد وبلاگ سردبير خودم. ما هنوز نفهميديم از کي شد سردبير خودم و چه شد که سردبير خودم را انتخاب کردي ؟ چون که اسم با مفهومي است و مي‌شود گفت خيلي ها مفهوم وبلاگ را بر اساس همين اسم وبلاگ تو قرار دادند و آمدند طرف وبلاگ، يعني آمدند جايي را راه بيندازند که سردبيرش خودشان باشند. حسين درخشان: بله درسته، راستش اين اسم يکي از اسم‌هايي بود که در ذهن من بود از اول، راستش را بخواهي هيچ تجربه خوبي نبود از اين نظر، که يک نفر هست به اسم سردبير که حالا خب اگر در آن موضوعي که تو کار مي‌کردي سواد کافي داشت حرفي نبود اما در موضوعي که مثلا من مي‌نوشتم يعني تکنولوژي و اينترنت هيچ چيز نمي‌دانستند سردبير هاي حيات نو عصر آزادگان، هي حذف مي‌کردند مطلب آدم را و اصلا يک روزهايي چاپ نمي کردند مطلب آدم را. به خصوص در عصر آزادگان کسي که مسئول صفحه بود، اينترنت را چيز سوسولي بچه بازي مي‌دانست که اصلا دلش نمي‌خواست اين آن‌جا باشد و به هر بهانه‌اي که مي‌شد حذفش مي‌کرد.
XS
SM
MD
LG