لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۳:۳۱ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

نگاهي به تاريخچه نظريه ولايت فقيه از دوران قاجاريه تا امروز


(rm) صدا | [ 14:50 mins ]
برخي از ايرانيان گمان مي برند نظريه ولايت فقيه که پس از پيروزي انقلاب اسلامي با تمهيداتي به عنوان ايدئولوژي رسمي جمهوري اسلامي تثبيت شد، نظريه اي است که براي اولين بار توسط آيت الله خميني، بنيانگذار جمهوري اسلامي مطرح شده است. حتي در حوزه هاي ديني هم ممکن است چنين برداشت هايي وجود داشته باشد. گذشته از آن درباره تاريخچه پيدايش اين نظريه هم اطلاع عمومي اندک است. در برنامه ويژه امشب راديوفردا دکتر ماشاءلله آجوداني، محقق دوران مشروطيت که آثاري درباره آن دوره منتشر کرده و يکي از آنها به ويژه با عنوان «مشروطه ايراني و پيش زمينه نظريه ولايت فقيه» به عنوان مرجعي قابل استناد و تحقيقي برجسته در اين زمينه شناخته شده، پيرامون تاريخچه نظريه ولايت فقيه از دوران قاجاريه تا امروز سخن مي گويد. علي سجادي (راديو فردا): برخي از ايرانيان گمان مي برند نظريه ولايت فقيه که پس از پيروزي انقلاب اسلامي با تمهيداتي به عنوان ايدئولوژي رسمي جمهوري اسلامي تثبيت شد، نظريه اي است که براي اولين بار توسط آيت الله خميني، بنيانگذار جمهوري اسلامي مطرح شده. حتي در حوزه هاي ديني هم ممکن است چنين برداشت هايي وجود داشته باشد. گذشته از آن درباره تاريخچه پيدايش اين نظريه هم اطلاع عمومي اندک است. در گفتگويي با دکتر ماشاءلله آجوداني، محقق دوران مشروطيت که آثاري درباره آن دوره منتشر کرده و يکي از آنها به ويژه با عنوان «مشروطه ايراني و پيش زمينه نظريه ولايت فقيه» به عنوان مرجعي قابل استناد و تحقيقي برجسته در اين زمينه شناخته شده، به اين موضوع پرداخته ام و از ايشان درباره تاريخچه ولايت فقيه مي پرسم و اين که آيا اين نظريه آنطور که بعضي معتقدند از ابداعات آقاي خميني است. دکتر ماشاءلله آجوداني: بله اين تصور عموما وجود دارد که واضع نظريه ولايت فقيه آقاي خميني است، در حالي که اينطور نيست. خود آقاي خميني هم در همين کتابي که در زمينه ولايت فقيه و حکومت اسلامي نوشته، تصريح مي کند که گذشتگان ما مثلا ملا احمد نراقي و يا کاشف الغطاء يا ناييني، اينها به ولايت فقيه معتقد بودند و اين مسائل را بحث کردند، يعني آقاي خميني هم وقتي از ولايت فقيه صبحت مي کند استنادش به ملا احمد نراقي است و کاشف الغطاء و ناييني و چند بار هم تکرار مي کند اين موضوع را در رساله خودش و همين نشان مي دهد که سابقه نظريه ولايت فقيه به پيش از دوره قاجار نمي رسد. يعني همه اين کساني که ما از آنها حرف مي زنيم، ملا احمد نراقي که او درواقع اولين کسي بود که در دوره قاجار و فتحعلي شاه در کتاب «عوايدالايام»، به استناد 19 حديث و پاره اي روايات ديگر و بعضي آيات قرآني آمد نظريه ولايت فقيه را تدوين کرد. البته اين نظريه را به طور پراکنده به استناد پاره اي احاديثي که قبلا وجود داشت مانند مقبوله عمربن حنظله ، امثال کاشف الغطاء و يا ديگران هم به آن استناد کرده بودند، ولي اولين جايي که ما مي بينيم اين نظريه تدوين مي شود در دوره فتحعلي شاه قاجار هست و دليل سياسي هم در حقيقت براي تدوين اين نظريه وجود داشت و آن اين بود که در جنگ هاي ايران و روس در حقيقت فتحعلي شاه نياز داشت به حمايت روحانيون براي اعلام جهاد و اين اعلام جهان را هم فتحعلي شاه نمي توانست بکند، براي اين که او آدم مذهبي نبود و قدرت نفوذ مذهبي نداشت، به همين دليل به روحانيون متوسل مي شود و در همين دوره است که شيخ جعفر کاشف الغطاء براي اين که به فتحعلي شاه اين اجازه را بدهد که رهبري جهاد را در دست گيرد، در همان نامه اي که اين اجازه را به او مي دهد، از او به عنوان بنده ما که به بندگي خود اعتراف دارد ياد مي کند و در حقيقت با جنگ هاي ايران و روسي روحانيون فهميدند که قدرت بزرگي مي توانند داشته باشند، مي توانند حتي سلطنت را حتي زير سيطره بگيرند و اين زمينه سياسي تازه اي شد براي اين که اين نظريه در دوره قاجار تدوين بشود. بعد از آن ما مي بينيم که روحانيون عملا آمدند در کنار سلطنت ايستادند و ديدند که اگر در کنار سلطنت نباشند از سلطنت کاري ساخته نيست در جنگ با کشور بيگانه و نيروهاي خارجي و به همين دليل به قدرت خودشان پي بردند و اين قدرت را در همان دوره جنگ تدوين مي کنند و با تدوين کردنش در حقيقت سعي مي کنند که وارد مبادلات سياسي جديد شوند. ع . س : به جز ناييني و کاشف الغطاء و ملا احمد نراقي ديگر روحانيون هم درباره ولايت فقيه در آن دوره مطالبي نوشتند، از جمله ميرزا حسينعلي بهاءلله بنيانگزار مذهب بهايي در رساله اي به نام حکومت در امر بها به همين موضوع پرداخته که ساختار بسيار مشابهي با ولايت فقيه آقاي خميني دارد. دکتر ماشاءلله آجوداني: حتي رساله اي هم که شما اشاره مي کنيد، اينها هم در همان دوره ها تدوين مي شود و نشان مي دهد که اين بحث مربوط به دوره قاجار است، براي اين که به لحاظ تاريخي و به لحاظ فقه شيعي ما هيچ سابقه روشني در گذشته نداريم که مبحثي به نام ولايت فقيه در معناي حکومت سياسي و آنچه که بعدها شنيده مي شود، در فقه اسلامي مطرح شده باشد و به ولي فقيه همچين اقتداري داده باشند. آن احاديثي را هم که تازه روحانيون طرفدار ولايت فقيه به آن استناد مي کنند و مساله حکومت را از آن استخراج مي کنند، درواقع آن حکومت، حکومت شرعي است، يعني حکم کردن بين دعواي دو آدم است، نه حکومت سياسي و در حقيقت منظور از حکومت قضا است. اينها کلماتي است که در دوران تاريخي معناي خاصي داشت و در دوره تاريخي ديگر به اين کلمات بار معنايي تازه اي دادند و به همين دليل من معتقدم که شرايط تاريخي دوره قاجار بود که اين فضا را فراهم کرد و اين شرايط تازه را به وجود آورد که روحانيون به اين فکر بي افتند که اين نظريه را چه کار کنند، تدوين کنند و قدرت را در دست بگيرند، وگرنه براي نمونه ما در دوره صفويه همچين چيزهايي را نمي بينيم، يعني حتي وقتي به دوره شاه طهماسب مي رسيم و پاره اي از روحانيون را مي بينيم که بالاترين قدرتها را به دست مي آورند، هرگز معناي اين قدرتي را که به دست مي آوردند، اين نبود که امر حکومت سياسي از آن آنها است و بايد زير نظر آنها باشد. ع . س : آيا در همان زمان ابداع نظريه ولايت فقيه، اين نظريه از سوي کساني مورد نقد و رد هم قرار گرفت؟ دکتر ماشاءلله آجوداني: بسياري از روحانيون بودند که با نظريه ولايت فقيه مخالف بودند. مثلا شيخ مرتضي انصاري، نويسنده مکاسب و کتاب هاي ديگري که درواقع منابع اصلي شيعه است در حوزه هاي علميه و يکي از به اصطلاح مجتهدان برجسته عالم تشيع است، در همين مکاسب در مبحث ولايت فقيه صريحا مخالفت خودش را با نظريه ولايت فقيه اعلام مي کند. اين نبود که همه روحانيون يک چنين اعتقادي داشته باشند و در دوره هاي بعد هم ما بسياري از روحانيون را داريم که اصلا اين نظريه را قبول ندارند و اين نشان مي دهد که هيچ اجماعي حتي در دوره قاجار هم بر سر اين نظريه وجود نداشت و بيشتر نظريه اي بود سياسي و در جستجوي به دست گرفتن قدرت سياسي تدوين شده بود. ع . س: آيا آقاي خميني از خود هم چيزي بر آنچه قبل از او توسط کاشف الغطاء يا ملااحمد نراقي و ديگران گفته شده افزوده يا فقط در همان چارچوب حرکت کرده؟ دکتر ماشاءلله آجوداني: نخير. استناد اصليشان همان احاديثي است که آنها مورد استنادشان است. بحث آقاي خميني بيشتر بحث سياسي است. از نظر شرعي استنادش به همين احاديثي است که ديگران گفتند، مفصل تر اين احاديث را آورده و شرح کرده و توضيح داده و دامنه شرع و توضيح را بيشتر گسترش داده و در واقع استدلال هاي سياسي که بر سر اين احاديث کرده و روايات سياسي که از اين احاديث ارائه داد، روزآمدتر بوده و قدرتمندتر از آن چيزي بوده که ديگران نوشتند. ع . س: آقاي احمد بيگدلي معروف به آذري قمي که روزنامه رسالت را منتشر مي کرد از قول آيت الله خميني نوشت که او حيطه ولايت فقيه را چنان وسيع مي دانسته که حتي بر احکام اوليه چون توحيد نيز ولايت داشته و مثلا مي تواند توحيد را تعطيل کند. اگر لازمه حفظ حکومت باشد. آيا در دوره هاي پيش هم از اين نوع بحث ها در ميان فقهاي معتقد به ولايت فقيه شده؟ دکتر ماشاءلله آجوداني: اصلا اين بحثها وجود نداشته. اين بحث هايي است که اين دوره انجام گرفته، مثلا در 40، 50 سال اخير به آقاي خميني و بعدا به آقاي منتظري و ديگران و الان هم ما مي بينيم براي کسان ديگري که در جمهوري اسلامي روز به روز بار اين ولايت را اضافه مي کنند تا جاهايي مي کشانند که مثلا حتي يکي از همين آقايان در يکي از همين روزنامه ها نوشته بود که حتي اگر در دلتان شما ترديد کنيد به ولايت مثلا فقيه، کافر و مشرک هستيد. ببينيد اين بحثها درواقع توجيهات جديدي است که ذهن به اصطلاح سياست زده اين گروه براي اين که هرچه آب و تاب اين نظريه ولايت فقيه را بيشتر کنند تا بتوانند قدرت بيشتري را در دست داشته باشند، اينطور نظريه پردازي مي کنند. به همين دليل آن چيزهايي که اتفاق افتاد، چه در نوشته هاي آقاي منتظري و چه در ديگراني که در سال هاي اخير به خصوص بعد از انقلاب از نظريه ولايت فقيه دفاع کردند و رسالات متعددي نوشتند، اينها قدرت ولي فقيه را باور کنيد از قدرت خداوندگار عالم هم بالاتر بردند. يعني در فضايي قرار داده اند ولي فقيه را که شما به راحتي همچين قدرتي را در هيچ نظامي ديکتاتوري و در هيچ حکومت خودکامه اي من فکر نمي کنم در يک فرد بتوانيد جمع کنيد، مگر در ايران عزيز ما و در فرهنگ شيعي و با مهارت هاي خاص آقاياني که در اين زمينه ها يد طولايي دارند بشود به اين کارها دست زد. ع . س : آقاي منتظري مي گويد: ولايت فقيه و حاکميت آن به نظر اينجانب و نيز مطابق با آنچه در قانون اساسي است، امري مردمي و مشروعيت آن مستند به آرا و انتخاب عرف و اکثريت مردم است. به نظر شما اختياراتي از آن نوع که شما توضيح داديد، چگونه مي تواند مستند به راي مردم شود يا اصلا چطور مي شود پديده اي نو مانند حکومت مردم يا آراي مردم و جز آن را بر سنت هاي هزارساله تطبيق کرد. دکتر ماشاءلله آجوداني: در همين جمهوري اسلامي هم که ساختار سياسي حکومت را نگاه کنيد، ترفندي که زدند، يعني يک عده اي جمع مي شوند و اينها نظر مي دهند يک نفر را به عنوان ولي فقيه انتخاب مي کنند و اينهايي که جمع مي شوند با راي مردم انتخاب مي شوند و از اين طريق مي خواهند بگويند که اين درواقع منتصب مردم است و با راي مردم انتخاب شده. اين ترفندهاي خيلي روشن و آشکاري است که وجود دارد، براي اين که اينها به وجود آوردند و اين حرفها را از آن استخراج مي کند، براي اين که پديده اي به نام ولايت فقيه تا قبل از دوره قاجار وجود نداشت که ساختار سياسي داشته باشد. اصلا باور کنيد اين نکته اي که مي گويم تاريخ خيلي چيزها را براي ما بهتر روشن خواهد کرد. وقتي که دوره صفويه در ايران حکومت شيعي تاسيس مي شود، شما منابع تاريخي دسته اول همان دوره صفويه نشان مي دهد که منابع شيعي در ايران وجود نداشت و مي فرستند به جبل عامل دنبال روحانيوني که بيايند و چهارتا کتاب شيعي بگيرند در مملکت ما و آن وقت از روي آن تاسيس يک حکومت کنند. بنابراين اينها تمام پديده هاي جديد است و به اعتقاد من اينها مصيبت هاي مدرنيزم ما است، يعني اين عقيده من است که چه روشنفکران ديني همچنان که مثلا چپ ايران يا مليون ايران همچنين روحانيون ايران که اين حرفها را مي زنند، اينها همه پديده هاي تجدد ما هستند و تناقض اصلي هم در همين تجدد ما است. به همين جهت که من عقيده دارم که اگرچه در غرب تجدد از درون سنت و با نظم سنت شروع شد، اما در کشورهايي مانند ما که تجدد از بيرون بر ما وارد شد، باعث بسياري بدفهمي ها در مورد سنت شده و به همين دليل معتقدم امروز اگر ما بخواهيم همان کاري را که غربي ها کردند يعني با نقد سنت آغاز کنيم با برويم به طرف تجدد، اين اشتباه است، براي اين که بسياري از بدفهمي هاي ما در مورد سنت ما در همين تجدد ما اتفاق افتاد و به همين دليل بايد اول اين پديده تجدد را نقد کرد تا بد فهمي هاي ما در مورد سنت تصريح شده تا آن وقت راه بر نقد سنت باز شود. اينها همه پديده هاي جديد است. مثلا شما آقاي شريعتي را در نظر بگيريد، از سوسياليسم گرفته تا عالي ترين دستاوردهاي جديد به اصطلاح فکر سياسي آن دوره خودش را به اسلام منتسب مي کند که در 1400 سال پيش همه اين چيزها بهترش در اسلام وجود داشت يا همين آقاي مجتهد شبستري من رساله اي از ايشان ديدم که 24، 25 سال پيش و شايد هم قبل از انقلاب و آن حوالي و در آن رساله در مورد حقوق بشر که حرف مي زند، مي گويد: تمام اين حقوق بشر بهترش در قوانين اسلامي است و اگر قوانين اسلامي اجرا شود، اصلا نيازي به حقوق بشر نيست. اينها همه پديده هاي جديدي است که ضرورت هاي تاريخي و شرايط تاريخي ما بر ما تحميل کرد، حالا چه به صورت بازتابي و عکس العملي، چه به صورت ايجابيش و به همين دليل به عقيده من اينها نه سابقه تاريخي دارند، نه سابقه فقهي روشني دارند، نه سابقه مستند اسلامي دارد. همه اينها در برزخ گرفتاري هاي جامعه ما با تمدن غربي به وجود آمد. همين نظريه ولايت فقيه که مي گويم در جنگ با روس اوج مي گيرد و قوام و دوام پيدا مي کند، اين درست همان دوره اي است که ما داريم با دو همسايه جديد خودمان روبرو مي شويم، همسايه شمالي ما و همسايه جنوبي ما، يعني روس و انگليس و اينها پديده هاي جديد هستند و بايد به عنوان پديده هاي جديد مورد بررسي قرار گيرند.
XS
SM
MD
LG