لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۵۸ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

پیامد طلاق برای فرزندان در خانواده های مهاجر: هومن بعد از بیست سال جدائی به مادر خود در سوئد می پیوندد


(rm) صدا | [ 12:15 mins ]
خيلي از شما ها هم داستان مادرهايي را که مثلا به خاطر ازدواج مجدد يا تحصيل يا حتي شرايط بهتر زندگي در خارج بچه شان را به دست فاميل سپرده اند و وعده داده اند به محض جور شدن شرايط بچه را پيش خودشان مي برند شنيديد، اما شروع يک زندگي جديد در خارج از ايران آن هم از پله اول از يک طرف و قوانين اداري و صدور گذرنامه و ويزا از طرف ديگر به حقيقت رساندن اين وعده ها را در خيلي از موارد تبديل به يک رويا می کند. هومن، جوان 23 ساله اي است متولد سوئد، اما از زماني که دو، سه سال بيشتر نداشت به اختيار پدر خود به ايران برده شد. او بعد از 20 سال جدائی اخیرا به مادر خود در سوئد پیوسته است. در برنامه نگاه تازه راديوفردا ،محمد حسين آغاسي، حقوقدان در تهران، و همينطور هومن و پروانه، مادر هومن در باره جدائی و طلاق والدین و تاثیر آن بر کودکان آنها و جنبه های حقوقی طلاق و حضانت اطفال در خانواده های مهاجر، به اظهارنظر می پردازند. در برنامه امشب نگاه تازه به يک موضوع کهنه پرداختيم. آن هم به اين دليل که يک پرونده خانوادگي متعلق به يک جوان ايراني چند وقتي است که در رسانه هاي سوئد تبديل به يک موضوع بحث انگيز شده است. در اين برنامه به عقيده خانواده هايي که به هر دليلي از هم جدا مي شوند حرف مي زنيم. محمد حسين آغاسي، حقوقدان و وکيل دادگستري، به شکل خلاصه قوانين حضانت فرزند را در ايران توضيح مي دهد : محمد حسين آغاسي (حقوقدان، تهران): فرزند در ايران تا سن هفت سالگي نگهداري اش با مادر است اما با مصوبه اي که مجلس گذراند، مقرر شد که پدر يا مادر اگر از هم جدا شدند و بچه ها قبل از سن هفت سال باشند نگهداري اين بچه با مادر است و بعد از هفت سال هم الزاما به پدر داده نمي شود. بايد پدر از دادگاه تقاضا بکند، اگر قاضي تشخيص داد که نگهداري فرزند به مصلحت فرزند است اين فرزند را به پدر خواهد داد. مريم منظوري (راديوفردا): بچه هايي که پيش پدرانشان زندگي مي کنند و مادرانشان به خارج از ايران مهاجرت مي کنند معمولا مادر ها را متهم مي کنند به بي مهري و بي رحمي و اين که مثلا زندگي در خارج از ايران با به آن ها ترجيح داده اند. البته در بعضي موارد هم شايد حق داشته باشند. خيلي از شما ها هم داستان مادرهايي را که مثلا به خاطر ازدواج مجدد يا تحصيل يا حتي شرايط بهتر زندگي در خارج بچه شان را به دست فک و فاميل سپرده اند و وعده داده اند به محض جور شدن شرايط بچه را پيش خودشان مي برند شنيديد، اما شروع يک زندگي جديد در خارج از ايران آن هم از پله اول از يک طرف و قوانين اداري و صدور گذرنامه و ويزا از طرف ديگر به حقيقت رساندن اين وعده ها را در خيلي از موارد تبديل به يک رويا کرده است. هومن، جوان 23 ساله اي است که اول برنامه درباره اش حرف زديم. او متولد سوئد است و از زماني که دو، سه سال بيشتر نداشت به اختيار پدر خود به ايران برده شد. هومن: پدر من که با مادرم ازدواج کرد، اين دو نفر هشت سال با هم زندگي کردند و بعد از فکر مي کنم هشت يا نه ماه بود که هنوز طلاق رسمي نشده بود، پدرم به بهانه اين که من را مي خواهد به يک مسافرت کوتاه ببرد، من را آورد به ايران. م.م.: پروانه، مادر هومن از آن زمان يعني 20 سال پيش که از هومن جدا شده اين گونه مي گويد : پروانه: پدرش بار ها و بار ها تهديد کرده بود بچه را مي دزدد و مي برد و سوسيال اينجا مي دانست کساني که در مورد بچه کمک مي کنند اين جا مي دانستند و من به آن ها اطلاع دادم که چنين تهديدي شده و به من گفتند که به مدت يک ماه شوهر سابق من با هومن مي بايست تعطيلات تابستاني داشته باشد. من متوجه شدم که او مي خواهد بچه را بدزدد، خانه مشترکمان را گذاشته بود که بفروشد، ماشينش را فروخته بود، من بچه را دادم يک هفته بعد بچه من ناپديد شد. م.م.: اقدامي که شما کرديد، مشکلاتي که شما داشتيد و کلا کنار آمدنتان با اين قضيه چطور بود ؟ پروانه: مسلما شوک بزرگي به من وارد شد. اولا ساليان بسيار زيادي طول کشيد که من متوجه شدم که هومن بر نمي گردد. من با پليس تماس گرفتن گم شدن هومن را اعلام کرديم شوهرم از من به عنوان يک زن بد که در اين جا به روسپي گري مشغولم و دارم بر عليه جمهوري اسلامي مبارزه مي کنم از آن جايي که من ايران نرفتم به خاطر اين که مي دانستم در آن جا هيچ گونه شانسي به عنوان يک زن ايراني و مخصوصا که پسر من سه سالش بود و نمي توانستم حتي بچه ام را هم بگيرم نرفتم. م.م.: متاسفانه من نتوانستم پدر هومن را در تهران پيدا کنم . حتما ايشان هم حرف هايي براي گفتن دارند. هومن بنا به دلايلي که خودش توضيح مي دهد، نتوانسته خيلي پيشتر از اين ها به سوئد پيش مادرش برود و حالا هم براي ماندن در سوئد به يک مشکل خيلي خيلي بزرگ برخورده. هومن: من 16 سالم بود و آخرين شانسم را داشتم که از ايران خارج بشوم. مادرم تماس مي گرفت با خانواده پدرم. پدرم هم از آن جايي که فکر مي کرد که همراه با من و شرطي را گذاشت براي مادرم که اگر زماني هومن بلند شود و بيايد سوئد بايد خانواده پدرم هم بايد همراهم بيايند. مادرم اين را قبول نکرد. من دانشگاه بودم که اولين بار با من تماس گرفت و گفت که مادرت آمده ايران بعد از بيست و چند سال. اين جوري شد که من مادرم را خيلي يواشکي در خارج از تهران ديدم. م.م.: الان با پدرتان ارتباط داريد؟ هومن : به هيچ وجه، وقتي که از ايران داشتم مي رفتم پدرم به من گفت هيچ وقت حق نداري که برگردي به خانه من. من همان وقتي که به فرودگاه آمدم او را پاک کردم از ذهنم. م.م.: وقتي که دوباره به او فکر مي کنيد. آدم وقتي حرفي مي زند مثل حرفي که پدر شما زمان بيرون آمدنتان از ايران به شما زده شايد ناشي از عصبانيت بوده باشد. به اين چيزها فکر کرده ايد هيچ وقت؟ هومن : خيلي وقت ها به آن فکر مي کنم. چون هر چه زمان مي گذرد اين است که برگشت من به ايران نزديک مي شود. برايم سخت است. برايم سخت است. م.م.: پس از مدتي که داري به هرحال نزديک مي شوي به وقتي که بايد برگردي به ايران. از مشکل اقامتي ات توضيح مي دهي؟ هومن : من وقتي که تقاضاي ويزا کرده بودم يک اقامت دوساله گرفتم که تا سال 2005 اين اقامت پابرجا است. وقتي که پايم را گذاشتم در خاک سوئد به من گفتند اين اقامت باطل شده. من بايد قبل از 16 سالگي وارد اين کشور مي شدم تا مادرم بتواند تقاضاي کفالت من را بکند. م.م.: تو خودت متولد سوئد هستي درست است ؟ هومن : بله. م.م.: يعني اين هم هيچ کمکي نمي کند ؟ هومن : سوئد در قانون خودش مي گويد هر کسي که اقامت اين کشور را دارد سه سال بدون اين که اطلاعي از خودش بدهد اقامتش اتوماتيک حذف مي شود. م.م.: زمان برگشتن شما چه زماني هست ؟ هومن : هنوز جوابي نيامده منتظر جواب آخرم. م.م.: اما به غير از مشکل اقامت هومن در سوئد، مشکل بزرگ ديگري هم ميان اين مادر و فرزند وجود دارد. پروانه مادر هومن الان يک همسر نروژي و غير از هومن دو پسر ديگر دارد. پروانه: هومن براي من غريبه است و اين من را خيلي اذيت مي کند. من هر روز هومن را مي بينم احساسي را که نسبت به پسرهاي ديگرم دارم نمي توانم با هومن تقسيم کنم. من خيلي سال ها را از دست داده ام. محمد حسين آغاسي: مواردي را ديده ام که بعد از آن که اين فرزند بزرگ شد مسائل روحي و رواني خاصي را خواهد داشت و کسي که محروميت کشيده از ديدار فرزندش ديگر آن فرزند را نمي تواند وادار کند که به عنوان فرزند خودش بپذيرد. م.م.: از هومن درباره برقراري روابط با خانواده مادرش پرسيدم. هومن : ساده نبود ولي به کمک اطرافيانم که خيلي به من کمک کردند سعي کردم تا بتوانم هر چه سريعتر جا بيفتم. م.م.: پدر شما ازدواج کرده در ايران؟ هومن : دو تا خواهر دارم. م.م.: دلت تنگ شده برايشان؟ هومن : براي آن ها خيلي. محمد حسين آغاسي: ببينيد ، من مسائلي را هم شخصا با آن برخورد داشتم که مادر پدر را راضي کرده که اجازه بدهد فرزند با او از کشور خارج بشود و به عنوان آن که برمي گردد موافقت پدر را گرفته و فرزند را از کشور خارج کرده. م.م.: اميدواريم اين مشکل که مي شود گفت ريشه در فرهنگ ايراني دارد کم کم از بين برود و بچه ها وسيله انتقام جويي والدين از همديگر نشوند.
XS
SM
MD
LG