لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۵:۴۲ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

شرکت 2 میلیون و 500 هزار نفر در رژه عروسکها معلق روز شکرگزاری در نیویورک، و ترکیب غذاها و فرهنگ ها در میهمانی عید «شکرگزاری» مهاجران ایرانی


(rm) صدا | [ 10:19 mins ]
امروز، آخرين پنجشنبه ماه نوامبر، روز عيد شکرگذاري است که طي آن مردم آمريکا به سبک قديم در خانه‌ها دور هم جمع مي‌شوند و با صرف بوقلمون و مخلفات سنتي، نعمت‌هائي را گرامي مي‌دارند که در اين سرزمين پهناور از آن بهره مند شده اند. صبح روز شکرگذاري، در رژه عظيمي در مرکز نيويورک، که صبح امروز بنا به گزارش خبرگزاري‌ها، دو ميليون و پانصد هزار نفر در آن شرکت داشتند، بادکنک‌هاي عظيمي از عروسک‌هاي محبوب بچه‌ها در خيابان‌هاي شهر به حرکت در مي‌آيند و صدها نوازنده در دستجات مختلف از سراسر آمريکا آنها را همراهي مي‌کنند. در یک ميهماني‌ ویژه روز شکرگذاری، ايراني‌هاي مقيم نيويورک در باره مفهوم این جشن و ترکیب غذاها و فرهنگ ها اظهارنظر می کنند بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): عيد شکرگزاري بزرگترين و جدي‌ترين عيد آمريکا است، و مانند روز استقلال، مراسمي است کاملا آمريکائي، که زاده و ساخته و پرداخته اين سرزمين است. روز شکرگزاري هنگامي آغاز شد که مهاجران اوليه که در اين آب و خاک با مشکلات فراواني روبرو بودند، روزي در سر يک ميز، نعمت‌هاي بازيافته دراين سرزمين را در کنار سرخپوستان جشن گرفتند و اين جشن به تدريج جنبه رسمي پيدا کرد و از سوي کنگره آمريکا به رسميت شناخته شد. اهميت اين عيد، علاوه بر منشاء صرفا آمريکائي آن، جنبه ملي آن است، در اين عيد، مفهوم آمريکا، سرزميني که اقوام گوناگون، از نژادهاي مختلف، با اديان و مذاهب متفاوت، کنار هم جمع شدند تا تمدني خيره‌کننده و عظيم را به وجود آورند، جشن گرفته مي‌شود. عيد شکرگزاري تنها عيدي است که در منزل مسيحيان، کليميان و مسلمانان آن را گرامي مي‌دارند. از نخستين ساعات اول صبح، نيويورک، به سنت هرساله، محل برگزاري بزرگترين و رنگ‌ترين و پرتماشاگر ترين رژه آمريکا است که برخلاف رژه‌هائي که در کشورهاي ديگر برگزار مي‌شود، در آن از تانک و توپ و موشک و نظاميان خبري نيست. در اين عظيم‌ترين رژه آمريکا، که امروز دو ميليون پانصد هزار نفر در خيابانهاي پهناور مرکز نيويورک شاهد آن بودند، و ميليون‌ها نفر مراسم آن را از تلويزيون به صورت زنده تماشا کردند، عروسک‌هاي رنگين شخصيت‌هاي محبوب بچه‌ها، از باگزباني و ميکي‌ماوس گرفته تا شخصيت جديد کارتوني اسپانچ باب، که با صرف ميليون‌ها دلار به صورت بادکنک‌هاي عظيم به اندازه آسمان‌خراش‌هاي نيويورک ساخته شده‌اند، در مقابل جمعيت رژه مي‌روند، در حاليکه ارکسترهاي مختلف که از سراسر آمريکا به اين مراسم دعوت شده‌اند، اين رژه رنگين را همراهي مي‌کنند. ايرانيان مقيم آمريکا نيز در چنين روزي با دوستان آمريکائي و ايراني دور هم جمع مي‌شوند. براي خانم مانا، دختر جواني که در يک ميهماني از اين دست عيد شگرگزاري را در منزل دائي خود آقاي حميد برگزار مي‌کند، روز شکرگزاري روز گرد آمدن با فاميل است و صرف غذاهائي که ترکيبي است از غذاهاي سنتي ايراني و آمريکائي، که همان بوقلمون، يا Turkey است. مانا: خوبي Thanksgiving اين است که مهاجرها، همه turkey دارند و غذاهاي خودشان را هم دارند. ما سبزي پلو مي‌خوريم با turkey و هرسال هر وقت دائي‌ام اينجاست ما يک ميهماني بزرگ داريم و اگر هم او نباشد، باز همه دور هم جمع هستيم و turkey و سبزي پلو مي‌خوريم و خوب است. ب.ن.: بوقلمون که شما به اين بزرگي دست مي‌کنيد، اين را شما به سنت آمريکائي درست مي‌کنيد، يا به طور ديگر؟ مال آمريکائي چطور است، و مال شما چطور است؟ حميد: نه، بوقلموني که من درست مي‌کنم، سنت آمريکائي نيست. بوقلمون سنتي آمريکائي معمولا با نان است و گردو و بلوط و چيزهاي ديگر. ب.ن.: توي دلش. حميد: بله، توي دلش. اين يک چيزي است که از غذاهاي ايراني مي‌آيد و يک مقدار تغيير در آن داده شده است. امشب بوقلمون پرکردنش بود با برنج و ميوه‌هاي مختلف خشک. آلو بود مثلا، يک چيزي است شبيه شيرين پلو. با توجه به اينکه من شيرينش نکرده بودم اصلا. ولي در آن کشمش بود، زردآلو بود، زرشک بود و خلال بادام و پرتغال. بوقلمون در حدود 10 الي 12 ساعت پختنش طول مي‌کشد. صبا: يکي از مخلفات مهم thanksgiving به آن yam مي‌گويند، يا sweet potato که کلا مزه شيرين دارد. ب.ن.: فارسي‌اش چي مي‌شود؟ صبا: فکر مي‌کنم مي‌گويند سيب زميني شيرين. مثل سيب زميني معمولي مي‌جوشانيم و وقتي که نرم شد، پوست آن را مي‌کنيم و حلقه‌هاي گنده اين ها را مي‌‌ريزند روي هم و روي آن شکر قهوه‌اي مي‌پاشند و بعد کره مي‌ريزيم براي اينکه عطر بهتر داشته باشد و يک کم هم چرب بشودو چيزهائي است که اينجا به آن marshmallow مي‌گويند، که آن راهم روش مي‌ريزند و همه را مي‌گزارند در فر. و اين يکي از مخلفات اصلي thanksgiving است در کنار بوقلمون مي‌آيد و خيلي خوشمزه است. ب.ن.: دسر سنتي روز شکر گزاري چيست؟ صبا: دسر سنتي‌شان را مي‌گويند pumpkin pie که ما به آن مي‌توانيم بگوئيم کيک کدوحلوائي. براي خيلي‌ها روز شکرگزاري مفهوم ندارد بدون اينکه اين کيک کدو حلوائي را بخورند. حتما بايد باشد. ب.ن: براي آقاي رضا، که در اين ميهماني روز عيد شکرگزاري شرکت کرده بود، اين عيد فرصتي است براي فکر کردن به نعمت‌هائي که از آن بهره‌مند است. او عيد شکرگزاري آمريکا را تاحدود بسيار شبيه عيد نوروز ايرانيان مي‌داند. رضا: من خيلي چيزها دارم که برايش شکرگزار باشم. مي‌توانم کاري را بکنم که دوست دارم. آدم به هرحال به آن فکر مي‌کند. تنها وقتي است که آدم به فکر مي‌افتد که خودش را بشناسد و ببيند چيزهائي که از آن لذت مي‌برد از کجا مي‌آيد. ب.ن.: براي دوستان آمريکائي‌ات چطور است thanksgiving؟ رابطه آنها چطور است با thanksgiving؟ رضا: من فکر مي‌کنم براي آنها خيلي جدي است. به نظر مي‌آيد براي آنها مثل نوروز خود ما باشد. علتش است که من فکر مي‌کنم نوروز خودمان يک کمي حالت شکرگزاري دارد و واقعا در اصل اين طور بوده که قبل از نوروز، دانه‌هاي مختلف را سبز مي‌کردند که ببينند براي آن سال چه دانه‌اي بهتر عمل مي‌آيد و درواقع يک جوري تشکر از طبيعت است که بهترين برداشت بشود. براي اينها همان طور است و من احساس مي‌کنم همان حالت را دارد. زهره: از آنجا که شروع شده، داستان سرخپوست‌ها بوده و قضييه سفيدها و اينکه چه جوري اينها دور هم جمع شدند وتفاوت‌هاي خود را کنار گذاشتند و نشستند کنار يک سفره و شکر گزار آن نعمتي که داشتند، بودند. براي من اين فرصت با هم بودن است و ممکن است، مي‌توان گفت شکر گزار بودن از باهم بودن و هم را داشتن. ب.ن.: براي تو thanksgiving چه معني دارد؟ بني: براي من راستش هيچ معني ندارد. عيد thanksgiving و Halloween دو تا از اعياد آمريکائي هستند که هنوز نفوذ نکرده‌اند به روح من، منتهي متعجب هستم که آمريکائي‌ها چرا يک روز در سال شکرگزاري مي‌کنند، براي من هر روز thanksgiving است و هر روز شکرگزار هستم. سام: به نظر من که انگليسي هستم و هيچوقت در آمريکا نبوده‌ام براي اين فستيوال، يک چيز عجيبي است براي اينکه آن جور که من فهميدم، آمريکائي‌ها تشکر مي‌کنند از سرخپوست‌هاي آمريکائي براي غذائي که دادند موقعي که اينها غذا نداشتند و اين تشکر که هرسال يک روز مي‌گزارند، به نظر من يک تشکر مصنوعي است و بيشتر به خاطر آمريکائي‌هاست تا سرخپوست‌هائي که در اصل بايد تشکر کنند. روجا: فکر نمي‌کنم تشکري چيزي است، فکر مي‌کنم يک ميهماني است و تشکر خودمان است نه براي آمريکا. بيشتر براي خودمان است و براي همين است که خوش مي‌گذرد. You get together and you have fun and that is what fun is. ب.ن.: روز شکرگزاري براي شما صبا خانم چه معنائي دارد؟ صبا: براي من خيلي معني دارد براي اينکه اصولا همان معنائي را دارد که براي آمريکائي‌ها دارد، به خاطر اينکه وقتي آمدند اينجا، در جاي تازه، جا افتادند و واقعا شکرگزاري کردند بدون اينکه ربطي به مذهبي داشته باشد، يا دارو دسته‌اي، همه با هم اين را برگزار مي‌کنند و تشکر مي‌کنند از اينکه دوستان‌شان را دارند، که غذا دارند، که در جائي که هستند خوش هستند و راضي هستند. براي من هم دقيقا همان مفهوم را دارد براي اينکه دور و برمن انقدر آدمهاي مختلف هستند از هر مذهبي و هر سني و از رنگي، دوستان قديمي، دوستان جديد، که من اگر بخواهم بر اساس اعتقادات فردي آنها با آنها شکرگزاري کنم، بايد بروم مسيحي بشوم، کليمي بشوم، ولي وقتي اين روز شکرگزاري مي‌آيد، ديگر فرقي نمي‌کند. همه به يک مفهوم فکر مي‌کنند. همه تفاوت‌هاي ديگر را کنار مي‌گزارند و خوب مي‌ايند دور ميز غذا جمع مي‌شوند و يک محبتي است که به همه مي‌دهد، مي‌خورند و مي‌خورند و معروف است که انقدر مي‌خورند که بقيه روز را بايد بنشينند که اين را هضم کنند. ب.ن.: در اجراي مراسم رژه‌ سنتي صبح شکرگزاري، که فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي Macy’s باني آن است، هزاران نفر، از عروسک ساز، و عروسک گردان و نوازنده و ناظم، سهيم هستند. اعضاي خانواده‌ها، که در طول سال از هم دور هستند، در اين روز تمام تلاش خود را به کار مي‌برند تا با ماشين، هواپيما و قطار خود را از اين سرقاره پهناور به سر ديگر آن برسانند تا در کنار خانواده و اقوام خود باشند. اما آنها که در نيويورک پنجره‌اي به روي خيابانهاي مرکزي دارند، ميزبان اقوام و آشنايان مي‌شوند، زيرا در اين خانه‌ها علاوه بر سفره رنگين شکرگزاري، مي‌توانند از پنجره شاهد رژه شادمان و مفرحي باشند که تماشاي آن به خصوص براي بچه‌ها، از جذاب‌ترين حوادث سال است.
XS
SM
MD
LG