لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۱۱ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

بي اعتنايي به منافع ملي ايران در ازاء منافع گروهي توسط هیات حاکمه جمهوری اسلامی از دید سه فعال سیاسی


(rm) صدا | [ 27:00 mins ]
در میزگرد امشب دموکراسی و حقوق بشر، علي کشتگر در فرانسه، حسن شريعتمداري در آلمان و محسن نژاد در کاليفرنيا به بررسی این پرسش رادیو فردا می پردازند چرا هيات حاکمه جمهوری اسلامی با بي اعتنايي به منافع ملي ايران منافع گروهي خود را برمي گزيند. علي کشتگر می گوید حکومتي که برگزيده ملت نباشد طبعا نمي تواند به اندازه کافي مدافع منافع ملي باشد. حسن شريعتمداري می گوید جنگ قدرت بين جناح هاي مختلفي که از اول انقلاب وجود داشت، همه چيز را در سايه خودش قرار داد. محسن نژاد می گوید ديکتاتورها اصولا منافع گروهي خودشان را برتر از منافع ملي مي دانند. علي سجادي (راديو فردا): محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در گفتگويي با خبرگزاري دانشجويي ايران درباره مذاکرات رهبران جمهوري اسلامي با کشورهاي اروپايي گفته است: مقام هاي جمهوري اسلامي در ازاي دريافت اجازه ادامه حيات جمهوري اسلامي از کشورهاي اروپايي از حقوق و منافع مردم ايران صرفنظر کرده اند. آقاي رضايي گفته است اروپاييان خط قرمز ما را بقا قرار داده اند و نه حفظ و آزادي عمل در چارچوب قانون و حقوق تعريف شده، مي گويند همه چيز را بدهيد، در عوض ما با جلوگيري از ارسال پرونده به شوراي امنيت اجازه ادامه حيات به شما مي دهيم، آن هم در چارچوبي که ما تعريف مي کنيم. با توجه به عملکرد جمهوري اسلامي در موارد مشابه چون جنگ ايران و عراق و پذيرفتن آتش بس در جنگ ايران و عراق در بدترين شرايط ممکن، در حالي که موقعيت هاي مناسب براي پايان دادن به جنگ مثلا بعد از فتح خرمشهر مورد استقبال قرار نگرفت و يا در جريان گروگان گيري که به گفته کارشناسان اقتصادي از قراردادهاي گلستان و ترکمنچاي بيشتر به ايران لطمه زده، اين سئوال پيش مي آيد که آيا جمهوري اسلامي ايران به گفته فرمانده پيشين سپاه پاسداران، هرگاه که مجبور به انتخاب ميان منافع مردم ايران از يکسو و منافع گروهي هيات حاکمه مي شود، چرا با بي اعتنايي به منافع ملي ايران منافع گروهي خود را برمي گزيند. اين پرسش را با آقايان علي کشتگر در فرانسه، حسن شريعتمداري در آلمان و محسن نژاد در کاليفرنيا در ميان گذاشتيم. علي کشتگر: امروزه در همه دنيا به خصوص در ايران حکومتي که برگزيده ملت نباشد طبعا نمي تواند به اندازه کافي مدافع منافع ملي باشد. البته اين را هم بگويم در ايران و در جهان البته بوده اند حکومت هاي خودکامه اي که از منافع ملي هم دفاع کردند، اما مشخصه هاي جمهوري اسلامي اين نظام را به يک پديده غير ملي اگر نگويم ضد ملي تبديل کرده. چرا که نه فقط جمهوري اسلامي برگزيده مردم ايران نيست و نماينده منافع و خواسته ملت نيست، بلکه اساسا دليل وجودي جمهوري اسلامي از بدو تولد يک برداشت معيني از مکتب اسلام است که در آن منافع ملت به آساني قرباني حکومت گران و منافع حکومت اسلامي مي شود و اينها خودشان را نماينده نه ملت ايران، بلکه نماينده منافع اسلام و امت اسلامي دانسته اند. از اين گذشته در اين يک ربع قرن به تدريج يک دگرگوني هاي ديگري هم در کل حريم حاکميت رخ داده که حکومت گران را بيش از گذشته در برابر منافع ملي ايران قرار داده، آن هم تبديل نظام حاکم به يک طبقه و يا يک شبکه صاحب امتياز اقتصادي است که شيريني قدرت و ثروت اينها را معتاد کرده و ديگر آن برداشت ديني و مکتبي را هم تبديل کردند به يک ماسکي براي توجيه قدرت طلبي و ثروت طلبي و حاضرند در چنين شرايطي همه منافع و مصالح ملي را قرباني ادامه حکومتشان کنند. و طبيعي است که دولت هاي بيگانه هم دلسوز ملت ايران نيستند و به منافع خودشان نگاه مي کنند که مي شود به چنين حکومت هايي قراردادهاي معيني را در جهت منافع خودشان تحميل کنند. حسن شريعتمداري: علاوه بر آن که آقاي کشتگر گفتند، مي خواهم بگويم وضع از اين بدتر هست، يعني حاکمان بر ايران در حقيقت منافع نظام را هم حفظ نکردند. جنگ قدرتي است که اين جنگ قدرت بين جناح هاي مختلفي که از اول انقلاب وجود داشت، همه چيز را در سايه خودش قرار داد. مثلا رابطه با آمريکا اينطور نيست که تبديل به يک مشکل بسيار بزرگ ذهني يا ايدئولوژيک يا عقيدتي براي حاکمان ايران شده بود. بلافاصه پس از گروگان گيري امروز اسناد هست که حداقل سه تيم مشغول مذاکره مخفي با آمريکاييان بود و هر کدام اصرار داشت تيم هاي ديگر نفهمند که او چه مي خواهد. امروز مساله بحران اتمي در ايران بيش از آنچه در خدمت حفظ مصالح ايران يا حداقل مصالح نظام خودشان باشد، در خدمت يک دعواي گروهي است و اين که بالاخره چه تيمي مشغول مذاکره است و چه تيمي فرادستي خواهد داشت، آيا ديگران هم از اين نمد کلاهي خواهند برد يا نه و به اين ترتيب هيچگاه بدون فشار کامل خارجي و بدون اين که اينها را وارد نوشيدن جام زهر کنند، هيچ مذاکره اي از طرف خود حاکميت ايران و به ابتکار خودشان قابل حل نيست. بنابراين علاوه بر ضعف هاي تاريخي که در ايران يک نوع خودآگاهي ملي بعد از اسلام وجود داشته و علاوه بر اين که حکومت هاي قبيله اي و هجوم اقوام مجاور به ايران به اين خودآگاهي ملي را به شدت ضربه زدند، آنهايي که در کريدور يک حکومت انقلابي به قدرت رسيدند، اصولا داراي يک بينشي ايده آليستي و دور از واقعيت و فرامرزي بودند که ابتدا در حقيقت اين ايده آل هاي غير واقعي آنها را از اين باز داشت که محور سياست خارجي را اصولا منافع ملي بکنند و بعد از مدتي تبديل به گروه هاي مافيايي اقتصادي و قدرت شدند و اين جنگ قدرت از ابتداي انقلاب چنان مشغله اي را بين اينها به وجود آورد که اصولا به چيزي جز برتري گروهي و حفظ قدرت فکر نکردند. محسن نژاد: اگر نگاه کنيم که ديکتاتورها اصولا منافع گروهي خودشان را برتر از منافع ملي مي دانند، دولت هاي ايدئولوژيک به ويژه رژيم فقها که اساسا به عنوان يک دولت مذهبي بر سر کار است، تمام شعارش و برخوردهايش براساس اين بود که منافع ايدئولوژيک خودش را حفظ کند. اما در نهايت اين خواست هاي حتي فرقه اي هم تبديل شده به خواست هاي کوچکتر گروهي و مافيايي گروه هاي مختلف در درون يک چارچوب نظام که اين فرسايش ها مرتب منجر شده به اين که کل منافع ملي نه تنها در مقابل کل رژيم اسلامي، بلکه در مقابل منافع گروهي مافيايي از بين رود و جايگاهي نداشته باشد. ع . س : حکومت برآمده از انقلاب معمولا يکي از نقاط قوت و قدرت خودش را در طي سال ها اينطور بيان کرده که ما حکومتي مستقل هستيم. سئوالي که در اين چارچوب مطرح مي شود اين است که وقتي يکي از ارکان نظام به صراحت مي گويد: ما اين توافق را کرديم که در عوض زير پا نهادن منافع ملي اجازه ادامه حيات بگيريم، دولتمردان جمهوري اسلامي چگونه پاسخ اين مساله استقلال را مي دهند به مردم؟ علي کشتگر: اولا استقلال حکومت جمهوري اسلامي اگر بخواهيم نگاه کنيم و ببينيم به لحاظ اقتصادي مستقل تر شديم، به لحاظ فرهنگي مستقل تر شديم؟ آيا ما امروز بيشتر وابسته به رسانه هاي خارجي هستيم براي اطلاع رساني يا رسانه هاي داخلي؟ مردم به کدام توجه مي کنند؟ آيا ما به بازارهاي اقتصادي جهان بيشتر چه در زمينه فروش نفت، چه در زمينه مايحتاجمان کمتر از گذشته وابستگي داريم؟ و حالا به لحاظ سياسي هم مگر حکومت استبدادي در ايران مي تواند مستقل باشد؟ مي دانيم که تفکر استعماري و سلطه استعماري هميشه از دريچه استبداد وارد مي شود در کشور ما و طبيعتا اين يک ادعا است که غير قابل قبول است و هيچ هم نمي پذيرد که اينها مستقل باشند. مستقل از راي و اراده و آرزوهاي مردم البته هستند، به زور سرکوب. اما نکته قابل توجه اين است که در درون اين حاکميت البته يک جنگي بين نظاميان و بنيادگرايان متحد نظاميان با بخش عظيمي از روحانيون به وجود آمده و صحبت هايي هم که آقاي رضايي کرده در اين زمينه به همين شکل است که خواسته از زبان يکي از نظاميان انتقاد کند به روحانيت حاکم. من به اين نکته مي خواستم توجه دهم که در تمام سال هاي گذشته آقايان خامنه اي و رفسنجاني براي از ميدان به در کردن روحانيت سنتي و آيت الله منتظري به همين نظاميان و نيروهاي امنيتي موازي ميدان دادند و تکيه کردند براي از ميدان به در بردن اصلاح طلبان پيگير تر يا سرکوب مردم و حالا اينها دارند ميداندار تر مي شوند. به همين اعتبارهم هست که توافقي که روحانيون جمهوري اسلامي با رضايت خود آقايان خامنه اي و رفسنجاني پيش بردند با اروپاييان، اينها زير سئوال بردند. حسن شريعتمداري: من فکر مي کنم استقلال به اين معنا که جمهوري اسلامي از جهان متمدن خودش را مستقل کرده از ابتدا، صحيح است. اگر به اين معني استقلال لفظ افتخارآميزي باشد، مسلم اين افتخار نصيب حاکمان ايران است. غيرستيزي و دشمن انگاشتن همه جهان با خود به همراه يک بزرگ بيني غير واقعي به اين معني که خود را آلترناتيو ديگري به عنوان يک قدرت جهان ديدن بدون اين که امکانات آن را داشته باشيم، از عوارضي بود که از ابتداي انقلاب با شور و هيجان و بدون واقعيت گرايي در ذهن اين فرزندان انقلاب بود. ولي اين استقلال هيچ رابطه اي با خرد عملي و سياست و هنر سياست نداشته و منافع ملي ايران را حفظ نکرده، بلکه همين داعيه استقلال منافع ملي ما را به شدت به مخاطره انداخته. ضمن اين که صحبت هاي آقاي کشتگر هم در مورد جنگ داخلي کاملا درست است. من قريب پنج سال است از مباني تئوريک پيش بيني مي کردم که نظاميان خواهد آمد و دليلش اين است که در يک جامعه انقلابي وقتي انقلاب، نهادهاي سنتي را مورد تعرض قرار مي دهد و حاکمان نمي گذارند نهادهاي مدرن شکل بگيرد، در چنين خلعي يک نهاد نسبتا مدرن يا شبه مدرن که سلسله مراتب معيني دارد، به منابع مالي دسترسي دارد و مشروعيت دارد و از طرف ديگر داعيه دارد به خاطر اين که در جنگ شرکت کرده و انقلاب را مال خودش مي داند، طبعا مي آيد و به تدريج مي خواهد قدرت را از آن خود کند. اين سرنوشت همه کشورهاي انقلابي است و در اغلب اين کشورها به تدريج نظاميان حرف آخر را زدند. محسن نژاد : يکي از شعارهاي مهم انقلاب استقلال بود بعد از آزادي و طبيعتا محصول اين انقلاب که رژيم فقها بود نمي توانست از اين شعار به دور بماند. اما اين که مفهوم اساسي استقلال از زواياي مختلف چيست، آنچه که فقها درواقع درک کردند از استقلال انزوا بود و در راستاي همان دشمن ستيزي و مبتني بر اين که با دشمن ستيزي خودشان را توجيه کردند، انزوا را هم بيان استقلال خودشان کردند. اما همانطوري که اينها بر اساس ايدئولوژي و تخصص اسلامي به روي کار آمدند با همين تغييراتي که در طول زمان اتفاق افتاد و اينها يواش يواش زميني شدند و منافع مالي و اقتصادي خودشان را به دست گرفتند و به فرقه هاي مختلف تبديل شدند اين ماجراي استقلال و انزواي اين ها هم کم کم راه هاي گوناگوني گرفت و هر کدام تلاش کردند در نزديکي با آمريکا پيش دستي کنند و اگر طرف طرف مقابلي تلاش کردند که به نحوي اين نزديکي ها را انجام دهند، طرف مقابل سعي کرد به افشاگري متقابل بپردازد و خودش را بيشتر مشتاق نشان دهد. ع . س: در چه شرايطي امکان دارد جمهوري اسلامي به صرافت حفظ منافع مردم بيافتد و نه فقط حفظ منافع گروه خودش؟ علي کشتگر: من معتقدم جمهوري اسلامي به هيچ وجه به اين صرافت نخواهد افتاد، براي اين که استعدادش را ندارد و ما بيش از 25 سال است که شاهد فرصت سوزي و خيانت به منافع ملي ايران هستيم، به خاطر منافع فردي و تنگ نظرانه گروهي و در اين 25 سال ما به اندازه چندين قرن فرصت پيدا کرديم و همه اينها از بين رفت. حسن شريعتمداري: من فکر مي کنم هرچه قدر اين نظام از ايدئولوژيک بودن خودش فاصله بگيرد و به جمهوريت نزديکتر شود، به همان درجه به منافع مردم نزديکتر خواهد شد. احتمال چنين چيزي را کم مي بينم، ولي تحت شرايط به خصوص بين المللي و فشارهايي که نيروهاي معتقد به دموکراسي و حقوق بشر در جهان مي توانند به اين نظام وارد بياورند، احتمال اين که به درجاتي اين رعايت حقوق شهروندان الزام آور بشود براي اين حکومت، بعيد نيست و در چنين صورتي چنين الزامي خود بزگترين توجه به منافع ملي است. محسن نژاد: به نظر من رژيم اسلامي هم به لحاظ ساختار سياسيش و هم به لحاظ ساختار ايدئولوژيکي که بر آن مبنا قرار داده و هم به لحاظ مجموعه شرايطي که در اين چن ساله خودش را توجيه کرده، امکان اين را ندارد و به نظر من که به هيچ وجه اصلاح شود يا اين که برسد به آنجايي که بتواند منافع ملي را اصولا تامين کند يا به آن توجه کند. از آن روز اول جمهوري اسلامي با يک معضل و يک تناقض عجيب مواجه است از روز اول، آن هم اين دو کلمه جمهور و اسلام که يک بخشي ايدئولوژي است که در واقع قدرت سياسي و همه چيز از يک طرف مي آيد، از طرف قرآن و ايدئولوژي و تفسيري که آنها مي کنند و يک طرف هم ماجراي جمهوري است که قرار است اين مشروعيت و مردميتش را از آراي مردم بگيرد و به نظر من اين اولين زهري بود که آقاي خميني نوشيد، چون ايشان هميشه به حکومت اسلامي اعتقاد داشت و نه جمهوري اسلامي.
XS
SM
MD
LG