لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۲۷ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

تضعيف قوه اجرايي و کنترل آن از سوي دستگاه رهبری و چشم انداز تشکیل حکومتی اقتدارگرایانه و نظامی از دید سه صاحبنظر


(rm) صدا | [ 28:06 mins ]
شماري از رهبران محافظه کار پيشنهاد کردند وزارت اطلاعات از قوه مجريه جدا شود و زير نظر مستقيم رهبر جمهوري اسلامي قرار گيرد. سخنگوي قوه قضاييه هم هفته گذشته از تشيکل سازمان مستقل ضابطان در دستگاه قضايي خبر داد و گفت: وظيفه اين سازمان کشف، پيگيري و تحقيق جرم است. در میزگرد امشب رادیو فردا سه تن از صاحبنظران درباره موضوع تضعيف قوه اجرايي و در اختيار گرفتن بخش هايي از صلاحيت هاي قانوني آن از سوي رهبر و دستگاه قضايي به بجث و استدلال می پردازند: مهدي خان بابا تهراني تحليلگر مسائل سياسي در آلمان، دکتر مهرداد مشايخي استاد دانشگاه در واشنگتن و دکتر اکبر مهدي استاد دانشگاه در اوهايو. مريم احمدي ( راديو فردا): در يکي دو هفته اخير شماري از رهبران محافظه کار پيشنهاد کردند وزارت اطلاعات از قوه مجريه يا به اصطلاح زيرمجموعه رياست جمهوري جدا شود و زير نظر مستقيم رهبر جمهوري اسلامي قرار گيرد. يک عضو مجلس هفتم گفته است به دليل حساسيت مساله اطلاعات و امنيت، وزير اطلاعات بايد از سوي رهبر تعيين شود و تنها در برابر او پاسخگو باشد. سخنگوي قوه قضاييه جمال کريمي راد هم هفته گذشته از تشيکل سازمان مستقل ضابطان در دستگاه قضايي خبر داد و گفت: وظيفه اين سازمان کشف، پيگيري و تحقيق جرم است. امري که تا کنون بر عهده نيروي انتظامي و زير نظر وزارت کشور بوده است. سخنگوي قوه قضاييه تاکيد کرده است که با ايجاد اين سازمان دستگاه قضايي قصد مداخله در صلاحيت هاي ذاتي ديگر تشکيلات قوه مجريه را ندارد و تنها مي خواهد از اختیاراتی که قانون اساسي برايش پيش بيني کرده است استفاده کند. موضوع تضعيف قوه اجرايي و در اختيار گرفتن بخش هايي از صلاحيت هاي قانوني آن از سوي رهبر و دستگاه قضايي را با سه صاحبنظر در ميان گذاشته ايم. مهدي خان بابا تهراني تحليلگر مسائل سياسي در آلمان، دکتر مهرداد مشايخي استاد دانشگاه در واشنگتن و دکتر اکبر مهدي استاد دانشگاه در اوهايو. دکتر خان بابا تهراني: من فکر مي کنم اين جنگ و جدالي که الان در بين نهادهاي جمهوري اسلامي از يک طرف و فراکسيون هاي مختلف درگير شده، همه اينها مال اين است که انتخابات رياست جمهوري در پيش است و وضع ايران هم نابسامان است و بين خود خلفا هم که در خيمه قرار گرفته اند وحدت و اشتراکي وجود ندارد. مساله فقط دستگاه قضايي نيست. همين کيهان آقاي شريعتمداري، هاشمي رفسنجاني را دست مي اندازد، لاريجاني و خاتمي را بي عرضه مي خواند، بهزاد نبوي هم افسوس مي خورد چرا موسوي نامزد نشد. من فکر مي کنم تمام اين حرکات دستگاه قضايي دوباره آقاي مرتضوي را که قاتل زهرا کاظمي است به ميدان فرستاده براي ندامت گيري بسياري از مجريان برنامه هاي اينترنتي يا وبلاگ نويسان، اينها همه پيش زمينه اي است براي ايجاد شرايط ترس و وحشت و فضاي اختناق قبل از انتخابات. چون خودشان هم اعتقاد ندارند که بتوانند اين بار انتخباتي را برگزار کنند که يک حداقل رايي را بتوانند از مردم جمع کنند. چون بعد از مساله آقاي خاتمي که من فکر مي کنم ميزان 22 ميليون راي بود چنين حدي را هيچ کس که نخواهدآورد، بلکه اينها اگر اپوزيسيون و نيروهاي مردم انتخابات را تحريم کنند، قادر نخواهند بود پنج شش ميليون راي جمع کنند. به اين جهت اين خودش يک نوع نشاني از عدم مشروعيت نظام در چشم جهانيان و خود مردم خواهد بود. از اين روي اين نهادهاي موازي که الان هست دارند تلاش مي کنند شرايطي که دوران هاي قبل وجود داشت با حضور آدم هايي مانند سعيد امامی و همين آقاي قاضی مرتضوي به وجود بياوند و شايد بتوانند مردم را در اثر ترس و وحشت به وجود يک کانديدي که حد ميانتري هست راضي کنند. من فکر مي کنم يکي ديگر از تلاش هايي که اين آقايان خواهند کرد، تمام تلاششان را خواهند گذاشت روي وزارت اطلاعاتي که زير نظر آقاي يونسي به وجود آمده بعد از قتل هاي زنجيره اي، اين را هم از دست نيروهاي اصلاح طلب و ميانه رو در بياورند و تبديل کنند به چماق سرکوب مانند بقيه نهادهاي موازي. چون که وزارت اطلاعات کنوني پس از قتل هاي زنجيره اي و برخي تغييرها در آن تبديل شده به چشم ناظر قوه مجريه. به همين دليل است که الان قوه قضاييه اين درگيري را با قوه مجريه ايجاد کرده که شايد موفق شود وزارت اطلاعات را عملا از اقدام و نگاه به اوضاع ايران دور بدارد و همان نهادهاي موازي بتوانند کار خودشان را در نابودي فکر و انديشه مردم به کار گيرند. دکتر مهرداد مشايخي: بله، من هم موافقم و فکر مي کنم دليل عمده اي که سياست هاي اخير اقتدارگرايان در ايران را توضيح مي دهد همان آماده شدن براي انتخابات رياست جمهوري است، به همان دلايلي که آقاي تهراني اشاره کردند، ولي در عين حال در کنار آن يک هدف بزرگتر و جامعتري را هم بايد در نظر داشت، يعني حتي اگر انتخابات رياست جمهوري برگزار نمي شد، بايد توجه داشته باشيم که الان بعد از انتخابات مجلس هفتم اصولا جمهوري اسلامي و زمامدارانش خودشان را وارد دوره جديدي از حيات خودشان مي بينند و دوره جديد براي اين که شانسي براي موفقيت از نظر آنها داشته باشد، احتياج به يکپارچگي بيشتري دارد. صرفنظر از اين که انتخابات رياست جمهوري باشد يا نباشد. از ابتداي انقلاب ما اگر ساختار سياسي جمهوري اسلامي را بررسي کنيم، مي بينيم که ساختاري است بسيار غير متمرکز و ميلي به طرف توتاليتريسم و تمام گرايي در آن از ابتدا بسيار قوي بوده. در عين حال نيروهاي گريز از مرکزي هم در آن خيلي قوي است و اين خيلي چه از نظر ايدئولوژيک، چه از نظر تفسير ديني، چه از نظر تفسيرهاي اقتصادي و سياسي با توجه به اين که در عين حال دموکراسي هم وجود ندارد اين است که رقابت هاي فردي و شخصي و شخصيتي اين را به تفرقه مي برد. اگر نقش خميني در ابتداي انقلاب نبود، ما شاهد اين چندپارگي ها از همان ابتدا بوديم، ولي براي آن هشت سال اول نقش آيت الله خميني يک مقداري روي آن سرپوش گذاشت و بعد از آن هرچه بود، ميل به طرف گريز از مرکز بود. بنابراين اينها براي اين که بخواهند به حداقلي از ثبات سياسي و اصولا حيات جمهوري اسلامي دسترسي پيدا کنند، ناچار هستند يک سر و ساماني به نظم سياسيشان بدهند و تصورشان بر اين است که با ايجاد نهادهاي موازي به هر حال يک جرياني مي تواند روي جرياني که تمايل بيشتري روي اصلاح و تغيير نظام دارد فائق بيايد. ولي ما احتمالا شاهد اين خواهيم بود که اين دوره هم که جلو برويم، نيروهاي دافعه و گريز از مرکز همچنان به جاي خودشان باقي خواهند ماند، اين بار به اشکالي جديد و در هيبت هاي تازه. دکتر اکبر مهدي: من هم کمابيش با نظراتي که دوستان دادند موافقم، ولي کلا معتقدم اين به طرف يکپارچگي مي رود، ولي من اين يکپارچگي را در زاويه قدرت مي بينيم، فکر مي کنم نهادهاي جمهوري اسلامي به طرف تکه پارگي و جداشدن از هم مي رود. من بيشتر اين را اگر بتوانم به صورت تاريخي ترسيم کنم، مي بينيد در بود تاسيس جمهوري اسلامي تمام نيروهاي جمهوري اسلامي همه غير متمرکز بودند و به صورت دسته اي و هياتي در کميته هاي محلي و انقلابي کار مي کردند و دهه اول انقلاب را آقاي خميني سعي کرد تمرکز ببخشد و خودشان هم عامل حفظ وحدت بود. دهه دوم با دولت آقاي رفسنجاني اختلافات همه شروع مي شود، دسته بندي ها همه راه مي افتد و يک نظام ملک الطوايفي به وجود مي آيد، البته نهاد رهبري آن زمان خيلي ضعيف بود، کمابيش داشت خودش را مي ساخت. در خرداد 76 زلزله اي بود که باعث شد نيروها به دو طرف بروند و جامعه ايران قطبي شد و اين نظام کمي شکل همبسته تري پيدا کرد و ما با يک جامعه صف بندي شده اي که دو طرف داشت و اقتدارگرايان در مقابل اصلاح گرايان ايستادند و موفق شدند و حالا در مجلس هفتم اين نيروها دوباره به راس آمدند و به يک نقطه اي رسيدند و به نظر من اين نقطه کليدي است و نشان دهنده اين که چرا اين نهادها دارد روز به روز بيشتر مي شود و آن نکته اين است که اقتدارگرايان به اين نتيجه رسيدند اگر قانون اساسي يک سلسله مشکلاتي براي اصلاح طلبان ايجاد کرده، ابعاد و عناصر و اصولي دارد که دست و پاي آنها را مي بندد، به همان نسبت ابعاد و عناصري در اين قانون اساسي است که دست و پاي آنها را مي بندد. بنابراين به اين نتيجه رسيدند که اگر بتوانند نهادهايي را که در قانون اساسي پيش بيني شده و نمي شود يک شبه به دور ريخته شوند مانند وزارت اطلاعات، اگر اين نهادها را ما بتوانيم به شکل ملي و در بخش اداريش را به ظاهر حفظ کنيم، چون بايد که پاسخگو باشد و در عين حال يک سري نهادهاي موازي که به خصوص قدرت امنيتي که براي اين رژيم مهمترين قدرت است، بتوانيم در پس اين جريان نگاه داريم، کمابيش يک سلسله وزارتخانه ها و نهادهايي داريم که به امور مردم در حد غير سياسي مي پردازند و بعد ما مي توانيم امنيت را در آن حوزه هاي مخفي نگاه داريم. اينها همه به نظر من رفع مزاحمتي است که قانون اساسي فعلي ممکن است براي درازمدت براي اينها باشد، مي خواهند به وجود بياورند. م . ا : آقاي تهراني شما به يکدست شدن حاکميت و ايجاد تمرکز خوشبين هستيد؟ مهدي خان بابا تهراني: اجازه بدهيد ضمن تاييد نظر جامعه شناسانه دوستان عزيزم به اين نکته اشاره کنم که اساسي ترين بحث اين است که دوران خميني سپري شده و ما در موقعيتي قرار داريم که پس از خميني که آن زمان يک فرمان هشت ماده اي آورد براي برخي اصلاحات و موفق نشد و بعد آقاي رفسنجاني و بعد دوران اصلاحات آمد، جامعه شکاف هاي لازم را برداشته، من فکر نمي کنم حاکميت و نيروهاي تشکيل دهنده جمهوري اسلامي در آن موقعيتي قرار داشته باشند که ما فکر کنيم اينها مي توانند مانند دوره خميني از برخي دوران ها عبور کنند. اظهار نظر آقاي هاشمي رفسنجاني درباره اين که اگر اجماع عمومي باشد براي انتخابات درباره من، آنگاه من به عنوان نامزد انتخابات حاضرم به ميدان بيايم نشان از اين دارد که اين اجماع وجود ندارد راجع به او که روزگاري مرد قدر قدرت اين دستگاه بود. راجع به آقاي لاريجاني و ديگران هم همينطور. من فکر مي کنم در يک پيچ بسيار تندي اين دوره از جمهوري اسلامي قرار گرفته. اين درست است که نيروهاي اقتدارگرا مي خواهند کاري کنند قدرت را يکدست کنند و بتوانند به برخي از مسائل و پرسش هايي که در مقابل جامعه ايران دارد جواب دهند. من جمله مساله انرژي اتمي، مساله مناسبات با آمريکا، مساله به وجود آوردن شرايط سرمايه گذاري در ايران. اما سئوال اساسي اين است که آيا مي توانند اين اجماع را اينها به وجود بياورند در چنين موقعيتي؟ شما اگر نگاه کنيد به اظهارنظرهاي آقاي محسن رضايي، آقاي لاريجاني و تمام آدم هايي که در جناح اقتدارگرايان قرار دارند، درست نافي همديگر است. يعني من فکر مي کنم این اصلاحاتی که در ايران مي خواست کاري انجام دهد و با ممانعت اقتدارگرايان تبديل به محال شد، اين به نظر من تيشه اي بود که به ريشه خودشان زدند، کليه طرفداران حاکميت جمهوري اسلامي يعني اجماع به نظر من حتي به هر قيمتي در بين آقايان نيست براي حفظ اين نظام به اين صورت. به نظر من ايران ما احتياج به برخي از تحولات و تغييرات دارد که برخي از آنها را آقاي خاتمي با بيانش توانست راي مردم را در دوم خرداد به دست آورد. من فکر مي کنم وقتي بسيج مردم نباشد، مردم بي اعتنا باشند به اين نظام، اين نظام نمي تواند هرکاري که دلش مي خواهد انجام دهد. به اين جهت من گفتم ضمن تاييد تحليل جامعه شناسانه دوستان، من باور ندارم که از اين پيچ تند جمهوري اسلامي بتواند به سرعت رد شود. بايد منتظر بود، به نظر من جامعه ما آبستن حوادث و رويدادهاي غير قابل پيش بيني است. م . ا : آقاي مشايخي شما گفتيد که يک تلاشي است اين مساله براي ايجاد مرکزيت، ولي در عين حال به نظر مي رسد که دست کم در ظاهر وجود نهادهاي موازي درواقع خودش يک طور عدم مرکزيت است. دکتر مهرداد مشايخي: همينطوري است که مي فرماييد. من البته اين را تصحيح کنم که واژه تلاش براي حرکت به طرف مرکزيت را عنوان کردم و قطعا نظرم اين نيست که امکان پيروزي در اين امر براي نظام زياد است بلکه تصور مي کنم بسيار بسيار اندک است. اما فرمايش شما که گفتيد تلاش براي ايجاد نظم با ايجاد نهادهاي موازي در تضاد است. کاملا درست است، يعني اينها به خاطر اين که هر جناحي مستقل مي خواهد پروژهي را طرح کند و نهادهايي را ايجاد کند که آن نهاد مربوط به آنها فرادستي پيدا کند. بنابراين تلاشي است که از چند نظر مختلف و جزئيات جدا از هم صورت مي گيرد براي ايجاد تمرکز، بنابراين يک نوع پارادوکس و تناقض دروني است براي نظام که از سويي به اين نتيجه غريضي رسيده که ادامه حياتش محتاج نظم و محتاج ثبات و يکپارچگي در برابر نيروهايي هست که گرايش به طرف اصلاح نظام دارند، از سوي ديگر به خاطر ساختار دروني و تاريخي خودش که مقدارش حتي از مساله اجتهاد در شيعه مي آيد، فاقد مکانيزم هايي است که اجازه دهد بتواند اين کار را سر و سامان دهد. بنابراين با يک نوع تناقض سيستمي و نظامي ما مواجه هستيم که بحران زا است و بحراني که ما در نظام جمهوري اسلامي در تمام اين سال ها ديديم و به جز همان هفت هشت سال اولش که نقش آيت الله خميني توانست مقداري سر و سامان بگذارد، الان ما مي بينيم که آن عامل هم نيست و مضاف بر اين که شرايط جهاني به مراتب براي جمهوري اسلامي سخت تر شده و ممکن است در يکي دو سال آينده هم به مراتب از اين هم سخت تر شود. و از طرف ديگر عامل بخش ساکت جامعه ما، بخش سکولار، بخش طرفدار جدايي دين از حکومت است که قطعا در ماه ها و سال هاي آينده بيشتر از آن خواهيم شنيد، به خاطر آنکه حس مي کند فاقد حداقلي از حقوق است و دارد به راه حل هايي مي انديشد که کاملا فاصله آن را از ساختارها و نظم موجود حفظ کند و جدا کند. بنابراين من فکر مي کنم اولا تناقظي که درون نظام است که اشاره به آن کردم در کنار عامل جهاني در کنار نقش احتمالي بخش سکولار و خواهان جدايي دين از سياست اين سه عامل به نظر من مانع از آن مي شود که جمهوري اسلامي بتواند آن حداقلي از نظم را که خواهانش است به چنگ بياورد. م . ا : آقاي مهدي با توجه به اين که الان در ميان اصلاح طلبان اين نگراني و نااميدي وجود دارد که هيچ کدام از کانديداهايشان نتوانند از صافي شوراي نگهبان رد شوند و احتمالا رئيس جمهوري آينده و در نتيجه کابينه اش از بين محافظه کاران خواهند بود، چه نيازي مي بينند محافظه کاران به اين که بخواهند الان وزارت اطلاعات را مثلا از دولت جدا کنند، مستقل شود و برود زير نظر نهاد رهبري؟ دکتر اکبر مهدي: اولا همواره تمرکز و وحدت هدف اصلي نظام بوده، يعني آن شخصيت هاي برجسته اي که اين نظام رامي گردانند هميشه هدفشان اين بوده که اتحاد داشته باشند، وحدت داشته باشند و قصد اين را هم ندارند که عمدا نظام را با بحران مواجه کنند. اما واقعيت هاي اين جامعه اي که مي خواهند اين ساختار را برايش تحميل کنند يک چيز است و انتظارات و برنامه هاي اينها چيز ديگري است که دوستان خوب توضيح دادند. اما راجع به سئوال شما به نظر من چيزي که دارد اتفاق مي افتد و من مي خواهم روي آن باز تاکيد عمده اي کنم، اين است که اقتدارگرايان به ويژه بخش سپاه پاسداران عملا بعد از اين جريان شکست مجلس ششم به اين نتيجه رسيده که يک نيرويي است که بايد پا به صحنه بگذارد. سپاه پاسداران ابتدا از سوي آقاي خميني منع شده بودند که در سياست وارد شوند. در قانون اساسي هم حتي تاکيد شده که اينها نبايد در سياست وارد شوند. در دهه دوم انقلاب ديدند که در مرحله اول رفسنجاني يعني جناح راست و وابستگان عرفيشان نتوانستند موفق شوند اين جامعه را يکدست کنند و در دست خودشان نگاه دارند. آمد به دست اصلاح طلبان، آنها هم همين شکست را خورده. آنچه که مي بينيد اين است که سپاه پاسداران که الان نيروهاي جديد خودش را به صورت تحصيلکردگان جديد، دانشگاه رفته ها وارد صحنه کرده که بيش از 12 نفر نماينده مجلس اصلا همه در نيروهاي نظامي بودند و بعضا رفتند تحصيلات کردند و برگشتند، همچنان که شهردار تهران يکي از اين افراد بودند، چنانکه رئيس صدا و سيما آقاي ضرغامي يکي از آن افراد هستند. اينها شخصيت هايي هستند که به هر حال وابستگي به سپاه دارند و در جهت نظامي کردن جامعه دارند پيش مي روند. اين نيروي نظامي و بخش نظامي اقتدارگراي جمهوري اسلامي تصميم گرفته مسائل امنيتي و اطلاعاتي را از حوزه عمومي خارج کند، يعني آنچه در قانون اساسي امکان مي دهد گهگاهي نورافکني بر اين نهادها انداخته شود و توجه شود و بررسي شود، اينها را همه ببرد در يک حوزه اي که مجبور نباشد بيايد در مجلس يا به يک نهاد ديگري پاسخگو باشد و بتواند به راحتي عمل کند. اين هدف اين نيروها است. خود اين يک سلسله مشکلات و بحران هايي را برايشان ايجاد مي کند . اين که مي توانند موفق شوند يا نمي شوند را نمي توان پيش بيني کرد، من فکر مي کنم در درازمدت کار آساني نخواهد بود، اما بايد ديد تا کجا مي توانند پيش ببرند. دکتر مهدي خان بابا تهراني: من به دنبال سخن آقاي مهدي را مي گيرم که سپاه پاسداران به عنوان تنها نهاد تکامل يافته بعد از انقلاب اسلامي يا به قول آقاي رضايي که در پاسخ به آقاي سردار رشيد که خواست اين که بايد از سپاه پاسداران کسي رياست جمهوري را به عهده بگيرد، آقاي رضايي در سايت اينترنتي خودش پاسخ داده بود اين درست است که سپاه پاسداران نهاد تکامل يافته و با کيفيتي است براي اداره بسياري از امور در جامعه ما و همچنين رياست جمهوري در اين مملکت. منتها بايد سپاه پاسداران فردي را که براي اين کار مي خواهد کانديد کند، لباس نظامي را در بياورد. سپاه پاسداران به نظر من به عنوان نيرويي که در يک جنگ هشت ساله رفت و به هر حال سربلند بازگشت عليرغم نبود امکانات، مدعي قدرت است و اين کاملا درست است و اين هم حقيقتي است که هر نيروي نظامي که به جنگ خارجي برود، پس از اين که سربلند برگردد، تا زماني که غبار جنگ را از پوتين هايش پاک نکرده نمي رود سربازخانه بخوابد. يکي از اشکالات هم همين است که سپاه به باور من توافق با برخي از کانديداهايي که در اين چند هفته خودشان را کانديد کردند ندارد. اما من اين نکته را هم بايد اشاره کنم، گفته شد در جمهوري اسلامي تلاش مي شود يکپارچگي به وجود بيايد. من گفته آقاي منتظري را در مجلس خبرگان به ياد مي آورم که دفاع می کرد از آنارشي بودن ساختار شيعه و آقاي بهشتي که از سوي ديگر تلاش مي کرد يک نوع هيرارشي مانند کليسا به وجود بياورد براي شيعه. اين نظريه رد شد. به همين دليل يکي از سوي نگاه شيعه در اين آنارشي موجود است، ولي در سياست که اينها بعد از 25 سال وارد شدند، واقعا مي خواهند اين کار را بکنند. ولي اين کار را به نظر من سپاه پاسداران بدون اعمال اراده خودش امکان ندارد بدهد به فردي که تا حالا در صحنه سياست ايران نامي داشته. م . ا : آقاي مهدي اصولا اگر حالا به موارد تاريخي نگاه کنيم، ارتش يک مقدار وقتي در يک جامعه اي سعي مي کند خودش را وارد عرصه سياسي کند، يک ديد نظامي ناسيوناليستي دارد. آيا شما فکر مي کنيد سپاه پاسداران هم يک همچنين رسالتي را به عهده گيرد يا در راستاي سياست هاي ولايت فقيه دارد پيش مي رود. دکتر اکبر مهدي: تا به امروز سپاه پاسداران زير پرچم ولايت کار کرده و با ولايت پيش آمده. ولايت هم تا به حال توانسته اقتدار سياسي و نظامي سپاه را کنترل کند، ولي همينطوري که گفته شد سپاه امروز يک نيروي موثري است که به خصوص وقايع سه سال گذشته، دو سال گذشته کاملا به قول توپ را به طرف آنها انداخته و موقعيتي به وجود آورده که اينها برگردند و بتوانند در صحنه سياست ايران حتي از يک نوع وجهه عمومي و مقبولي که در ناسيوناليسم ايراني هست استفاده کنند. الان آمريکا از دو طرف در مرزهاي ايران است و حتي از جنوب، بنابراين ايران در موقعيت تهديد خارجي قرار گرفته. اين خودش کمک مي کند که سپاه را به عنوان يک نيروي موثري که مي تواند در مقابل نيروي خارجي بايستد و به صحنه بيايد و آن احساسات ناسيوناليستي را پاسخگو باشد، مطرح مي کند. از طرف ديگر مساله اي که الان خيلي مهم است، مساله سلاح هاي اتمي و توسعه اتمي ايران است که اين هم کاملا در اختيار سپاه بوده و اين به يک مساله ناسيوناليستي تبديل شده و سپاه اين را هم فرصت مناسبي براي خودش مي داند. الگويي که سپاه در ذهنيت خودش دارد الگوي پاکستان و ترکيه است که هميشه دولتي وجود دارد غيرنظامي ولي نظاميان عملا کساني هستند که فرمانده پشت صحنه هستند و خب مسائل امنيتي و اطلاعاتي کاملا در اختيار آنها است. دکتر مهرداد مشايخي: مساله ساختار سياسي جمهوري اسلامي و تناقضي که بين عوامل گريز از مرکز و ضد تمرکز و جود دارد از يک سو و تلاش براي نظم آفريني از سوي ديگر به هر حال به نظر من مهمترين وجه تعريفي اين نظام و سياست است. ولي در عين حال وقتي عملکرد نظام با استانداردهاي خودش از حد خاصي از بحران مي گذرد و چشم انداز فروپاشي نمايان مي شود، طبيعي است که در اين حالت نهاد يا نهادهايي تلاش خواهند کرد آن نظم حداقل را ايجاد کنند. ما امروز به نقطه اي رسيديم که نهادهاي موجود ديگر قادر به حفظ حداقل نظم نيستند و وجود يک نهادي خالي است. در اين جا هست که سپاه دارد به تدريج خودش را در جايي قرار مي دهد که براي دوره بعد از خامنه اي به خصوص خودش را آماده مي کند. اما اين نهاد در عين حال به سوي يک گفتمان جديد پيش مي رود و اين گفتمان براي داشتن حداقلي از مشروعيت محتاج حداقل تا حدودي عقلايي کردن رفتارهايش است. از آنجايي که آنها از چارچوب اسلامي بيرون نخواهند آمد تلاش مي کنند عناصر تاريخي را اضافه کنند. به نظر من اين عناصر جديد که در سئوال جنابعالي شما هم مستتر بود، همان عنصر ناسيوناليسم ايراني هست که اينها تلاش خواهند کرد اجزايي از آن را با گفتمان اسلامي ترکيب کنند و يک نوع ناسيوناليسم اسلامي و حتي جنبه ناسيوناليستي ايرانيش ممکن است بچربد بر جنبه اسلامي، اين را رو بياورند. اين در صورتي براي کوتاه مدت امکان موفقيت دارد که دو عاملي را که قبلا اشاره کردم به طور جدي وارد صحنه نشود. يکي عوامل جهاني است که مي بينيم رو به تخاصم مي رود با نظام و نکته دوم آن اکثريت جامعه خاموش ما است که براي دوره کوتاهي در حال تعمق و بررسي روش هاي مبارزه سياسي است، اين بخش اگر به طور جدي وارد صحنه شود، در اولين فرصت سياسي که ايجاد شود، در آن صورت معلوم نيست که اين برنامه هاي سپاه براي همان حداقل نظم هم بتواند به جايي برسد.
XS
SM
MD
LG