لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۱۱ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

روشنفکران نسل چهارم ايران و بررسي نقش و تفاوت هاي اساسي آنها با نسل‌هاي قبلي


(rm) صدا | [ 10:00 mins ]
روشنفکران در جهان امروز نيز همچون قرن هاي گذشته در پيشاپيش صف تجددخواهان و آزادي خواهان قرار دارند و يکي از محورهاي کليدي روند تجددگرايي و آزادي خواهي را تشکيل مي دهند. نقش روشنفکران ايران در شکل دادن به ايران مدرن و بنيانگذاري نهادهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي در اين سرزمين غير قابل انکار است. رويارويي روشنفکران ايراني با غرب و جهان مدرن از 150 سال پيش و با اين پرسش که پيشرفت در ايران چگونه مي تواند صورت گيرد آغاز شد. در پي اين 150 سال چهار نسل روشنفکري در موافقت يا مخالفت با ارتش هاي مدرن، نقش مهمي را در حوزه سياست و فرهنگ ايران ايفا کردند و هرکي به نوعي در وقوع رويدادها و جريان هاي تاثيرگذاري مانند انقلاب مشروطه، تشکيل حزب توده ايران، اعتلاي ليبراليسم، نهضت ملي گرايي، اسلام سياسي و سرانجام انقلاب 1357 ايران سهم اصلي يا موثري يافتند. امروزه روشنفکران نسل چهارم، نسل اجتماعي و فرهنگي جديدي را در چارچوب جامعه ايران ايفا مي کنند. در برنامه ويژه امشب راديوفردا دکتر رامين جهانبگلو، نويسنده کتاب موج چهارم و استاد فلسفه در دانشگاه هاي ايران و کانادا درباره نقش اين روشنفکران و تفاوت هاي اساسي آنها با نسل هاي قبلي به اظهار نظر مي پردازد. فاطمه امان (راديو فردا): روشنفکران در جهان امروز نيز همچون قرن هاي گذشته در پيشاپيش صف تجددخواهان و آزادي خواهان قرار دارند و يکي از محورهاي کليدي روند تجددگرايي و آزادي خواهي را تشکيل مي دهند. نقش روشنفکران ايران در شکل دادن به ايران مدرن و بنيانگذاري نهادهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي در اين سرزمين غير قابل انکار است. رويارويي روشنفکران ايراني با غرب و جهان مدرن از 150 سال پيش و با اين پرسش که پيشرفت در ايران چگونه مي تواند صورت گيرد آغاز شد. در پي اين 150 سال چهار نسل روشنفکري در موافقت يا مخالفت با ارتش هاي مدرن، نقش مهمي را در حوزه سياست و فرهنگ ايران ايفا کردند و هرکي به نوعي در وقوع رويدادها و جريان هاي تاثيرگذاري مانند انقلاب مشروطه، تشکيل حزب توده ايران، اعتلاي ليبراليسم، نهضت ملي گرايي، اسلام سياسي و سرانجام انقلاب 1357 ايران سهم اصلي يا موثري يافتند. امروزه روشنفکران نسل چهارم، نسل اجتماعي و فرهنگي جديدي را در چارچوب جامعه ايران ايفا مي کنند. درباره نقش اين روشنفکران و تفاوت هاي اساسي آنها با نسل هاي قبلي با دکتر رامين جهانبگلو، نويسنده کتاب موج چهارم و استاد فلسفه در دانشگاه هاي ايران و کانادا گفتگو کرده ايم. دکتر رامين جهانبگلو در مورد نقش و جايگاه روشنفکر ايراني در جهان امروز مي گويد: دکتر رامين جهانبگلو (استاد فلسفه در دانشگاه هاي ايران و کانادا): به نظر من روشنفکر اساسا هميشه در تمام جوامع وجدان بيدار جامعه بوده و نقشي که هميشه بازي کرده در همه جوامع چه جوامع غربي، چه شرقي، مي شود گفت: در دنياي مدرين به ويژه چون ما قبل از آن چيزي به نام روشنفکر نداريم در معناي مدرن کلمه، هميشه بحران ساز بوده، نقش انتقاديش را بازي کرده، نقشي را بازي کرده که گاهي در کنار توده ها، ولي گاهي در مقابل توده ها قرار گرفته و روشنفکران اساسا هم نقش سياسي دارند و هم نقش روشنفکري و فرهنگي. هر دوي اينها را ايفا کردند. در ايران مدرن هم مي شود گفت که روشنفکران اين نقش را به ويژه خيلي مهم بازي کردند. حالا خيلي کوتاه بگويم، روشنفکران در دنياي امروز هم مسئوليت هاي قومي و فرهنگي خودشان را دارند و هم مسئوليت هاي جهاني مانند بحث هايي که امروز در جهان امروز مطرح مي شود مانند ايدز و بيماري هاي ديگر و مسئوليت هاي ديگر از قبيل گرم شدن کره زمين، مصونيت هاي اکولوژيک و غيره. اينها همه شامل حال روشنکفران مي شود. ف . ا : به نظر شما مهمترين تفاوت هايي که بين نسل هاي روشنفکري ايران و دغدغه هاي فکري غالب بين اين روشنفکران چيست؟ دکتر رامين جهانبگلو: من در کتاب موج چهارم يک تقسيم بيندي بين چهار نسل روشنفکري کردم که خب طبيعتا خيلي متواضعانه قبول مي کنم کسي ممکن است با اين تقسيم بندي موافق نباشد. اما به هر حال اگر ما روشنفکر ايراني و پديدار شدنش را از بعد از جنگ ايران و روس در ايران بپذيريم، مي توانيم بگوييم که روشنفکران در چهار نسل شکل گرفتند. نسل اول نسل روشنفکراني است مانند طالبف، آخوندزاده و کساني که قبل از مشروطيت قرار مي گيرند و تحت تاثير ايده هاي ترقي و پيشرفت هستند و به يک نوعي مي توان گفت: مشروطيت و جنبش مشروطه با به وجود مي آورند. روشنفکران نسل دوم، روشنفکران دوره رضاشاه و شکست مشروطه هستند از جمله افرادي مانند هدايت، جمال زاده، بزرگ علوي، تقي زاده و بسياري ديگر که نقششان بيشتر مانند محمد علي فروغي و داور در کنار رضا شاه بوده و برخي مانند هدايت استثنائاتي بودند که خارج از حکومت قرار گرفتند. نسل سوم روشنفکري نسل بيشتر تجددستيز است و دو شکل پارادگماتيکش آل احمد و شريعتي هستند که هم با ايده تجدد خيلي مخالفند و هم با ايده پهلوي اول و دوم و بازگشت به خويشتن و بازگشت به هويت هاي قومي را مطرح مي کنند که به نظر من اهميتشان اين بوده که به يک نوعي انقلاب 1357 را پايه ريزي کردند و بالاخره نسل چهارم نسلي هستند که مي شود گفت از دوره دوم انقلاب ايران شروع مي شوند يعني نسل جوانتري هستند که بر خلاف نسل سوم به ايده هاي مانند دموکراسي و پلوراليسم خيلي اعتقاد دارند و مساله شان اصلا ديگر مساله ناکجاآبادي نيست مانند نسل دوم. ف . ا : آقاي دکتر رامين جهانبگلو در کدام يک از اين طبقه بندي ها تعلق دارد؟ دکتر رامين جهانبگلو: طبيعتا من خودم و خيلي از روشنفکران ديگري که الان در ايران در حال فعاليت هستيم، همه جزء نسل چهارم هستيم. نسلي است که به ايده هايي مانند پلوراليسم، دموکراسي، به مساله جهان شموليت، اينها خيلي نزديک است و روشنفکراني هستند که در طي ده سال گذشته به اين مسائلي مانند مدرنيته و سنت پرداختند، مسائلي که برايشان مهم است، مساله گفتگوي با جهان امروز است. شما کمتر اين را در نزد افرادي مانند شريعتي و آل احمد مي بينيد و نسل روشنفکران مارکسيست است. امروزه روشنفکران ايراني نمي توانند فقط روشنفکر ايراني باشند ولي بي توجه باشند نسبت به دنياي اطرافشان. حالا اين دنيا مي خواهد دنياي آمريکاي شمالي باشد، مي خواهد دنياي اروپا باشد. بنابراين مي شود گفت که نسل چهارم نسل بيشتر گفتگويي است و ما همه اين نقش گفتگوييمان را به يک نوع ديگر داريم ايفا مي کنيم. ف . ا : به نظر مي آيد در کتاب موج چهارم يک جايگاه ويژه اي براي نسل چهارم و رسالت اين نسل براي فرايند توسعه در ايران قائل باشيم. شما تفاوت بارز و مهمترين ويژگي اين نسل روشنفکري را چه مي دانيد؟ دکتر رامين جهانبگلو: نسل چهارم دو تفاوت اساسي دار. يکي اين است که نسلي است دموکراتيک، به ارزش هاي دموکراتيک اهميت مي دهد، اين ارزش ها را هم به صورت سياسي اهميت مي دهد، هم به صورت جنسي اهميت مي دهد براي اولين بار. يعني نقش زنان در روشنفکري نسل چهارم به مراتب بيشتر است و اهميتي که قائل مي شوند براي نقش زنان در اجتماع و فرهنگ. و ضمنا مساله مدرن بودن است که اين مدرنيته اي که نسل چهارم به آن اعتقاد دارند مدرنيته تقليدي نيست، بکله مدرنيته گفتگويي است. اگر در دوران قبل فقط از روي تقليد فکر مي کنند که ما مي توانيم به غرب برسيم، امروزه ديگر همه روشنفکران ايران مي دانند که مساله تقليد نيست، بلکه مساله فهم و درک دنياي مدرن و غرب است و اين که چگونه مي توانيد اينها را به صورت نهادهاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي در بياوريد. ف . ا : يکي از بحث هاي مهم روشنفکري در ايران امروز بحث تفاوت هاي بين روشنفکران ديني و روشنفکران عرفي يا به اصطلاح سکولار است و تعامل فکري بين اين دو گروه روشنفکري است. نکات اصلي اين تفاوت ها چه چيزهايي است و آيا فکر مي کنيد مي شود بين اين دو گروه يک پلاتفرم واحدي به وجود بيايد؟ دکتر رامين جهانبگلو: من فکر مي کنم اتفاقا روشنفکران ديني هم دراين 50 سال گذشته تحولات بسيار زيادي انجام داده اند و تغييرات زيادي صورت گرفته. مثلا شما وقتي که مقايسه مي کنيد بين يک فردي مانند عبدالکريم سروش و علي شريعتي مي بينيد که سروش به مراتب به آموزه هاي ليبرال و مدرن نزديکتر است تا شريعتي که بيشتر به مارکسيسم نزديک بود و به دنبال ايجاد يک فلسفه تاريخ بود. بحثي که امروزه در ايران است بين روشنفکران ديني و روشنفکران عرفي اين است که روشنفکران عرفي اعتقاد دارند مقوله اي به نام روشنفکري ديني خودش يک نوع پارادوکس است، يک تعارض است. چگونه مي شود آدم هم بخواهد فکر روشنفکريش را پيش ببرد و هم فکر دينيش را پيش ببرد؟ مي توان ديندار روشنفکر بود، ولي پروژه روشنفکري ديني يک جايي بالاخره متوقف مي شود و روشنفکري را يک جايي متوقف مي کند، براي اين که به دنبال يک حقيقت خيلي خاصي است، در حالي که روشنفکري در حقيقت و براي حقيقت است که الزاما از يک حقيقت مطلقي پيروي نمي کند. مساله دوم دموکراسي است، روشنفکران ديني اکثرشان به دموکراسي ديني اعتقاد دارند که باز به نظر من يک تعارض است، يعني شما دين و دموکراسي را به سختي مي توانيد در کنار هم قرار دهيد. اين دو پروژه اي هستند که يکي در منطق الهي سياسي قرار مي گيرد و يکي ديگر در فراسوي اين منطق لااقل در وجه مدرن آن. نهادهايي که به وجود مي آيند دو نهاد کاملا گوناگون هست. اين بحث ها امروزه هست، حالا پلاتفرم واحدي که اينها مي توانند در کنار هم قرار گيرند، به نظر من همين بحث هايي مانند پلوراليسم و اينها است که چگونه بتوانند گفتگوي سالم و بر مبناي يک نوع خشونت پرهيزي و عدم خشونت داشته باشند با همديگر در سطح جامعه ايران و بتوانند اين بحث را پيش ببرند، بدون اين که خونريزي به وجود بيايد يا مخالفت هاي شديدي به وجود بيايد، آن چيزي که اصطلاحا ما 30 سال گذشته داشتيم، امروزه در ايران به مراتب کمتر هست، يعني يک احترام دوجانبه هست از سوي روشنفکران ديني و روشنفکران عرفي براي اين که بتوانند به اين پلاتفرم برسند.
XS
SM
MD
LG