لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۰۶ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

مصاحبه رادیوفردا با خانم شیرین عبادی در باره کتاب خاطرات: زندگی پرتلاش یک فعال حقوق بشر و محقق حقوق اساسی


(rm) صدا | [ 2:50 mins ]
خانم شرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل 2003 که انتشار کتاب خاطرات او مشمول قانون تحریم های آمریکا علیه ایران، کوبا و سودان قرار گرفته بود و در پی شکایت او محدودیت انتشار آن در آمریکا لغو شد، در مصاحبه با رادیوفردا می گوید در این کتاب به زندگی شخصی خود پرداخته است و اینکه چگونه ناچار بود ضمن فعالیت های تحقیقاتی و انتشار آثاری در باره حقوق اساسی، به کار برای امرار معاش نیز ادامه دهد. خانم عبادی می افزاید علاوه بر این ها در این کتاب توضیح می دهد که همچون دیگر زنان سنتی ایرانی، علاوه بر این فعالیت ها، تمام کارهای مربوط به خانه داری و بچه داری نیز به دوش او بود. سياوش اردلان (راديو فردا): در پي شکايت خانم شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل سال 2003 از يکي از قوانين تحريم آمريکا عليه ايران، سودان و کوبا، روز چهارشنبه وزارت خزانه داري آمريکا به لغو اين تحريم ها تسليم شد. شيرين عبادي قصد داشت ترجمه کتاب خاطرات خود را براي فرار از سانسور در ايران در آمريکا منتشر کند. اما به خاطر قانون تحريم نشر مواد و کالاهاي فرهنگي و پژوهشي ايران، سودان و کوبا نتوانست اين کار را انجام دهد. رادیوفردا درباره اين کتاب با خانم شيرين عبادي، وکيل و مدافع حقوق بشر مصاحبه کرده است که بخشي از آن را گوش مي کنيم. نازي عظيما (راديو فردا): درباره اين ماجرا مقالات وگفتگوهاي بسيار نوشته اند و گفته اند و شنيده ايم، اما هرگز درباره خود کتاب چيزي نشنيده ايم. فرصت آزادشدن چاپ ترجمه انگليسي خاطرات برنده جايزه صلح نوبل را در آمريکا غنيمت مي شمارم تا با خانم شيرين عبادي مصاحبه کنم. در اين گفتگو از کتاب خاطراتش مي پرسم و از اين که چرا خاطراتش را نوشت. خانم شرين عبادي (برنده جایزه صلح نوبل 2003): اين کتاب خاطرات شخصي و نه خاطرات سياسي من است. مسائل را از ديدگاه شخصي خودم و در ارتباط با زندگي خودم شرح داده ام و نه از ديدگاه سياست و يا جامعه شناسي. اين کتاب را به اين خاطر نوشته ام که بگويم من زني هستم که در کشور ايران زندگي مي کنم. من قاضي بودم، رئيس دادگاه و شغلم را از دست دادم، زيرا که همه مي گفتند اسلام قضاوت را براي زن حرام کرده. البته اينطور نيست، اسلام حرام نکرده بود، فرهنگ مردسالار من را از کارم بيکار کرد. من در کشوري زندگي مي کنم که شهادت دو زن معادل شهادت يک مرد است. من از يک طبقه متوسط مي آيم، من از يک خانه ثروتمند نبودم و براي امرار معاش همواره بايستي کار مي کردم. آن فرصت را نداشتم که از صبح تا شب فقط به کتاب نوشتن و يا تحقيقات خودم بپردازم، در کنار کارهايي که براي امرار معاش مي کردم فعاليت هايم را ادامه مي دادم. من آدمي هستم که همسر و دو فرزند دارم و مانند يک زن سنتي ايراني همه کارهاي بچه ها و خانه بر دوش من است. من عليرغم اين موانعي که در زندگيم بود و عليرغم مسائلي که براي من پيش آمد، سعي کردم، مبارزه کردم و خودم را ذره ذره ساختم. اين داستان زندگي خودم را از اين جهت مي خواهم شرح دهد که ساير زنان خصوصا زناني که در موقعيتي بهتر از من در جهان به سر مي برند که مي شود در هر شرايطي موفق شد. مي شود در کشوري زندگي کرد که در قانونش تساوي حقوق را قبول نکرده، وليکن آن زن بالاخره توانست برنده جايزه صلح بشود.
XS
SM
MD
LG