لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۲۶ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

مهاجرت نخبگان علمي از ايران


(rm) صدا | [ 11:35 mins ]
دانشجويان ممتاز ايراني يا به اصطلاح همان نخبه ها يا مغزهاي کشورمان براي ادامه تحصيلات به کشور هاي خارجي مي روند تا در يک دانشگاه بهتر و با شرايط بهتر درس بخوانند. در حال حاضر سالانه بين 150 تا 180 هزار ايراني تحصيل کرده براي مهاجرت از ايران اقدام مي کنند. بر اساس آمار صندوق بين المللي پول ايران از نظر مهاجرت نخبگان ميان 91 کشور توسعه يافته و توسعه نيافته جهان در مقام اول است. همچنين 90 نفر از 125 دانش آموزي که در سه سال گذشته در المپياد هاي جهاني مقام کسب کرده اند هم اکنون در دانشگاه هاي آمريکا تحصيل مي کنند. با وجود اين که يکي از دلايل عمده مهاجرت نخبگان به خارج نبود توانايي جذب نخبگان در داخل ايران است نبايد اين نکته را فراموش کنيم که نخبگان مهاجر مي توانند مانند پلي ارتباطي ميان جامعه خود و سار جوامع پيشرفته براي انتقال علم عمل کنند. فرين عاصمي با دکتر سعيد پيوندي، پژوهشگر مسائل آموزش عالي و استاد جامعه شناسي در پاريس، و نيز چند تن از جواناني که براي ادامه تحصيل به کشورهاي خارجي رفته اند مصاحبه مي کند. حتما بار ها شنيده ايد که دانشجويان ممتاز ايراني يا به اصطلاح همان نخبه ها يا مغزهاي کشورمان براي ادامه تحصيلات به کشور هاي خارجي مي روند تا در يک دانشگاه بهتر و با شرايط بهتر درس بخوانند. فرين عاصمي (راديوفردا): در حال حاضر سالانه بين 150 تا 180 هزار ايراني تحصيل کرده براي مهاجرت از ايران اقدام مي کنند. بر اساس آمار صندوق بين المللي پول ايران از نظر مهاجرت نخبگان ميان 91 کشور توسعه يافته و توسعه نيافته جهان در مقام اول است. همچنين نود نفر از 125 دانش آموزي که در سه سال گذشته در المپياد هاي جهاني مقام کسب کرده اند هم اکنون در دانشگاه هاي آمريکا تحصيل مي کنند. با وجود اين که يکي از دلايل عمده مهاجرت نخبگان به خارج نبود توانايي جذب نخبگان در داخل ايران است نبايد اين نکته را فراموش کنيم که نخبگان مهاجر مي توانند مانند پلي ارتباطي ميان جامعه خود و سار جوامع پيشرفته براي انتقال علم عمل کنند. کعبه: من دانشگاه پلي تکنيک مي رفتم، عمران. الان دارم .... مي خوانم در دانشگاه کرنل آمريکا. جاويد: کامپيوتر ساينس خواندم ليسانس را . بعد فوق ليسانس (Master) را ... گرفتم، يعني Data Networking گرفتم. بعد پي اچ دي ام را ... خواندم. همزمان که درس مي خواندم پي اچ دي، سه سال هم تدريس کردم در دانشگاه. شبنم: من درست بعد از اين که ديپلم گرفتم از ايران خارج شدم و درست بعد از آن هم شروع کردم به درس خواندن و تازگي هم درسم را تمام کرده ام. به دانشگاه فرانکفورت رفتم و دندانپزشکي خواندم. ف.ع.: اما دانشجوياني که در خارج از ايران و در دانشگاه هاي معتبر درس مي خوانند چه امکاناتي دارند که در ايران نداشته اند. کعبه که در دانشگاه کرنل آمريکا درس مي خواند به امکانات آموزشي و اقتصادي اشاره مي کند. کعبه: اين جا يک فرق عمده دارد، يک سري از طريق اجتماعي يک سري هم تحصيلي، اجتماعي که منظورم آن است که اگر يک دانشگاه خوب مي رويم معمولا با کمک تحصيلي و اين حرف ها است و شهريه ات را مي دهند و يک چيزي هم به تو مي دهند که مي تواني با آن زندگي کني. و اين که زود تر از اين که در ايران مي تواني مستقل بشوي شروع مي کني به مستقل شدن و خانه خودت و روي پاي خودت مي تواني بايستي. از نظر تحصيلي امکانات آن از نظر من قابل مقايسه نيست با ايران. من خودم ليسانسم را در ايران گرفتم و راضي هم هستم ولي بر اساس فوق و دکترا خيلي خيلي اين جا امکاناتشان بيشتر است. من رشته ام کار آزمايشگاهي ندارد اما آزمايشگاه ها بسيار مجهز هستند، کامپيوتر، اينترنت، Paperها همه چيز واقعا جديد است. ف.ع.: جاويد که در دانشگاه UCL لندن درس خوانده سطح علمي دانشگاه هاي ايران را پايين مي داند جاويد: به نظر من سطح درسي در ايران خيلي پايين است و اين که يک سري معلومات الکي به ايران ياد داده اند، يک سري چيز ها را حفظ مي کنند الان هم وقتي که رفتم ايران يا بچه هايي که از ايران مي آيند آشنا شدم. از اين بچه هايي که مي آيند گاهي اوقات همديگر را مي بينيم همه شان يک عالم اطلاعات دارند، اما اين اطلاعات اصلا مفيد نيست چون همه را حفظ کرده اند هر کس در رشته خودش، اصلا در ايران کار عملي وجود ندارد. به نظر من همين جاذبه ها است که هر کس مي آيد ديگر بر نمي گردد. ف.ع.: اما شبنم، به امکانات تحصيلي بهتر اشاره مي کند : شبنم : من چون خودم در ايران دانشگاه نرفتم مقايسه مستقيم نمي توانم بکنم اما خب آن چيزهايي که مي دانم و شنيده ام اولين آن اين است که دانشگاه ها اين جا پولي نيستند يعني درست است که براي ثبت نام يک مبلغي را پرداخت مي کنيم ولي شهريه نبايد بدهيم براي هر ترم و خب اين اجازه مي دهد که دانشجو بتواند مستقل باشد و فشاري روي خانواده او وارد نشود و خب از نظر امکانات دانشگاهي من يادم نمي آيد اين جا همان طور که از ايران شنيدم با کمبود استاد مواجه شده باشيم يا کمبود کتاب و مواد تحصيلي. ف.ع.: دکتر سعيد پيوندي، پژوهشگر مسائل آموزش عالي و استاد جامعه شناسي در پاريس دليل مهاجرت تعداد زيادي از نخبگان و دانشجويان ممتاز ايران به خارج از کشور را مشکلات موجود در ايران مي داند. دکتر سعيد پيوندي : تحقيقاتي که در ايران و يا در خارج از ايران بين کساني که دست به مهاجرت زده اند يا تمايل دارند به مهاجرت در ايران نشان مي دهد که يک سري از دلايل اقتصادي، سياسي، فرهنگي و علمي باعث مي شود که نخبگان علمي ايران يا دانشجويان برجسته ايران، ايران را ترک کنند. من فکر مي کنم البته بايد توجه بکنيم. همه کساني که ايران را ترک مي کنند را نمي توان در اين مقوله فرار مغزها جاي داد. کلا" در اصطلاح امروزي فرار مغز ها فقط اطلاق مي شود به آن دسته از محققين و نخبگان علمي و فرهنگي و دانشگاهي که کشور خودشان را ترک مي کنند و مي روند به يک کشور ديگر و مشغول به کار تحقيقي مي شوند و يا مشغول به کار توليدي مي شوند. تحقيقات نشان مي دهد که دلايلي که به بخش اقتصادي بر مي گردد اين است که خيلي از محققين نمي توانند درآمد کافي در ايران داشته باشند چون حقوق دانشگاه خيلي پايين است و کار تحقيقي هم در ايران درآمد آن چناني ايجاد نمي کند و دوم اين که دانشگاه هاي ايران شرايط تحقيقي و شرايط کار مناسب را در اختيار محقق و نخبگان علمي و فرهنگي ايران قرار نمي دهند. يعني هم فشار هاي ايدئولوژيک و سياسي هست و هم امکانات علمي و امکاناتي که يک محقق احتياج دارد براي پيشرفت کار خود خيلي کم است. سوم اين که مسائل سياسي است که به هر حال در ايران از همان سال هاي اول انقلاب سبب مهاجرت بخش بزرگي از نخبگاني شده که الان خارج از کشور هستند. و بالاخره بايد اشاره کرد به کل اين فضايي که الان در سطح دنيا است و اين مسئله فرار مغزها را در دنيا به صورت يک پديده جهاني در آورده، يعني هيچ کشوري مصون نيست از رقابتي که الان در سطح جهاني وجود دارد الان براي جذب بهترين مغز ها. ف.ع.: کعبه، دانشجوي دانشگاه کرنل آمريکا نيز دليل مهاجرت جوان هاي نخبه ايراني به خارج از کشور را مشکلات اقتصادي ايران مي داند. کعبه: من فکر مي کنم دليل بزرگ اين است که اقتصاد ما بيمار است و خب اين خيلي باعث شده است که مردم بيايند بيرون. ف.ع.: اما جاويد محدوديت هاي جاري در ايران را دليل مهاجرت مي داند : جاويد: من که ايران رفتم سال 2000 ، بدون اين که بخواهم شعار دهم يا حرفي بزنم با بچه هاي فاميل که صحبت مي کرديم آن طور که از حرف هايشان فهميدم آن قدر وضع دانشجويان در ايران بد است ديگر من روز هاي آخر چيزي نمي گفتم به کسي چيزي، چون مي ديدم که اذيت مي شوند و آن قدر محدوديت دارند در دانشگاه خود که صبح که خواب بيدار مي شود کسي مي خواهد يک خانمي برود بيرون بايد چادرش را ، روسري اش را مواظب باشد و به خاطر همين جاذبه کشورهايي که کسي مي تواند بيايد بيرون خيلي بالا است. ف.ع.: شبنم دانشجوي دندانپزشکي دانشگاه فرانکفورت دليل خروج خود را از ايران سد بزرگ کنکور مي داند. شبنم : من با آن ذهني که از ايران آمدم فکر کردم که نمي توانم. خود به خاطر خود رشته، که به خاطر کنکور. ف.ع.: آسيه هم به امکانات زياد در خارج از ايران اشاره مي کند. آسيه: آن دانشگاه هم که مي رفتيم با اين که دانشگاه خيلي خوبي بود خب دانشگاه سراسري امکاناتش خيلي بيشتر است. به دانشجو ها احترام بيشتر مي گذارند اما هميشه يک چيزي بود که به آدم گير بدهد. من هميشه از دانشگاهي که مي رفتم يک آقايي يادم است که هميشه به ما تذکر مي داد خواهرم، آن مقنعه ات را درست کن، آرايشت را پاک کند. من از آن دانشگاه واقعا آن را يادم مانده. اما اين جا حرف اين چيز ها نيست، اين جا بايد درست را بخواني. ف.ع.: اما بسياري از دانشجويان ايراني نخبه که در کشورهاي خارجي تحصيل مي کنند بعد از اتمام تحصيلات تکميلي خود علاقه اي به بازگشت به ايران ندارند و ترجيح مي دهند در همان کشوري که تحصيل کرده اند کار کنند. کعبه درباره بازار کار مناسب در آمريکا براي دانشجويان نخبه مي گويد. کعبه: اگر مثلا در سطح ليسانس باشي و ايراني باشي که گرين کارت نداري خيلي مشکل با آدم است اما در سطح فوق ليسانس و دکترا مطمئنم که خيلي آسان تر است. شرکت ها معمولا براي کساني که دانشجوي دکترا هستند به راحتي اقدام مي کنند براي گرين کارت و ويزا و همه اين چيز ها را درست مي کنند به خاطر اين که مدرک بالاتر است و در سطح تخصصي احتياج بيشتر است. ف.ع.: خود کعبه بيشتر ترجيح مي دهد خارج از ايران زندگي کند. جاويد هم علاقه اي به بازگشت به ايران ندارد. جاويد : من سال 2000 رفتم ايران، پاسپورت ايراني داشتم. بعد رفتيم ايران محيط خيلي بد بود، آن جا اصلا نمي شد زندگي کرد. ف.ع.: اما شبنم هنوز تصميمي در اين باره نگرفته، او هنوز ميان رفتن و ماندن دو دل است. شبنم : اين سوالي است که من هنوز جوابش را پيدا نکرده ام. خب از يک طرف خيلي علاقه و کشش دارم نسبت به ايران، هنوز همان طور برايم باقي مانده اما خب از يک طرف وقتي آدم مدت زيادي از ايران خارج است يا کلا از کشورش دور است يک مقطع زماني را از دست داده و خب اين چيزي که در ذهنم است فکر مي کنم شايد بيشتر يک حالت نوستالژيک باشد. خب البته از نظر موقعيت شغلي يا موقعيت اجتماعي که من در اين جا دارم و از دست دادنش مي ترسم با رفتن به ايران. ف.ع.: آسيه هم مي گويد علاقه اي به برگشت به ايران ندارد. آسيه : من نمي دانم اول مي گفتم من بر مي گردم چون خيلي سخت است و مي روم به دانشگاه خودم، چون من انصراف ندادم اما نه، الان وقت مسافرت به ايران را هم ندارم و متاسفانه حتي ديگر ديدن فاميل هم اين حس را به من نمي دهد که برگردم. ف.ع.: دکتر سعيد پيوندي پژوهشگر مسائل آموزش عالي و استاد جامعه شناسي در پاريس درباره نتايجي که بازنگشتن نخبگان ايراني براي ايران در پي دارد مي گويد که ضرر هاي زيادي متوجه ايران است اما کشور هاي زيادي براي اين مسئله راه حل مناسبي پيدا کرده اند. دکتر سعيد پيوندي : نگراني اول اول اين است که ايران يک سري از نيروهاي انساني را که هزينه زيادي خرج مي کند تا تربيت کند اين ها را در نيمه راه از دست مي دهد بدون اين که وارد چرخه توليد در ايران بشوند و بتوانند کمک بکنند به پيشرفت اقتصاد يا فرهنگ و علم در ايران. خب اين يک ضايعه خيلي بزرگي است براي اقتصاد ايران و يک محاسبه سرانگشتي نشان مي دهد که ما شايد چيزي حدود 60 ؛ 70 هزار دلار در بيست سال گذشته از اين طريق از دست داده ايم. يعني اگر حساب کنيم خرجي که جامعه ايران، نظام آموزشي، خانواده ها و دولت براي تربيت نيروي انساني کارآمد مي کند براي دوره کارشناسي يا فوق کارشناسي. ف.ع.: در حال حاضر هزاران استاد و محقق ايراني در آمريکاي شمالي، استراليا و اروپا کار و تحصيل مي کنند. اين مهاجرت تنها به آمريکاي شمالي و اروپا خلاصه نمي شود. اخيرا مهاجرت نخبگان ايراني به کشورهاي همسايه از جمله کشور هاي عربي هم رواج پيدا کرده. ايران تنها کشوري نيست که نخبگان جوان آن به کشور هاي ديگر مهاجرت مي کنند.
XS
SM
MD
LG