لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۱:۵۸ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

پيامدهاي رد صلاحيت بيش از نيمي از داوطلبان نمايندگي مجلس شوراي اسلامي از ديد يك فعال سياسي


(rm) صدا |
مهديه جاويد (راديو فردا): در پي رد صلاحيت بيش از نيمي از داوطلبان نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از سوي شوراي نگهبان كه عمده آنها از اصلاح طلبانند، مقامهاي قانونگذاري و اجرايي جمهوري اسلامي واكنشهاي تندي نشان داده اند و عده اي نيز خواهان مداخله جامعه جهاني به منظور جلوگيري از ضايع شدن حقوق ملت شده اند. امير آرمين در گفتگو با محسن نژاد، فعال سياسي مقيم كاليفرنيا نظر وي را درباره حركت شوراي نگهبان و واكنش احتمالي مردم جويا شده است. محسن نژاد(فعال سياسي مقيم كاليفرنيا): ضرب المثلي معروف مي گويد كه بر سرنيزه مي توان تكيه كرد، اما بر آن نمي توان نشست. رژيم جمهوري اسلامي از همان آغاز كه «همه با هم» امام خميني تبديل شد به «همه بامن»، درواقع تلاش كرد بر سه عنصر سركوب، سرنيزه و يك مقدار رفاهيات اقتصادي يا قولهاي اقتصادي و ايجاد توهم و تحميل خلايق بپردازد. امروز ديگر مردم هيچ توهمي به اين رژيم ندارند، وضعيت اقتصادي به طور كامل در هم شكسته و از دوم خرداد به اين طرف هم درواقع يك مقدار شبهاتي ايجاد شد كه مي توان با اين رژيم همكاري كرد يا در واقع مشاركت انجام داد. اما نكته اصلي اينجا است كه جمهوري اسلامي و سردمداران اين رژيم تمام تلاش خود را مي كنند با اين پيش درآمدي كه ايجاد كردند، شمشير را از رو ببندند و حاكميت را يكپارچه بكنند. در اين راستا در سطح داخلي تلاش خواهند كرد با يك سركوب شديد هم به لحاظ سياسي و هم به لحاظ سركوبهاي دامنه دار، خودشان را در داخل تثبيت كنند و در سطح جهاني هم به يك ساخت و پاختهايي با كشورهاي بزرگ مانند آمريكا و اروپا دست بزنند و حاكميت خودشان را يك مقداري بيشتر دوام ببخشند. امير آرمين (راديو فردا): با توجه به اين كه آمريكا و اروپا خودشان را متعهد كردند به حمايت از جنبشهاي دموكراتيك، آيا فكر مي كنيد كه جمهوري اسلامي موفق خواهد شد كه همچين سياستي را پيش ببرد، بخصوص كه ممكن است در داخل هم مقاومتهايي شروع بشود كما اينكه الان هم شروع شده و ما مي بينيم كه استانداران سراسر كشور تهديد به استعفا كردند، بخشي از بدنه حاكميت. محسن نژاد: در مورد كشورهاي بزرگ و سرمايه اي جهان، آن خط راهنما براي آنها منافع اقتصاديشان است، اما اگر اين قضيه را خوب توجه كنيم كه منافع اقتصادي آنها اگر اقتضا كند حتي با سركوب جمهوري اسلامي مواجه شود و خلايق را به تيغه اعدام بسپارد و سركوب را به طور دامنه دار انجام بدهد و اگر از آن طرف بيايد و قولهايي به كشورهاي سرمايه داري بدهد، آنها اينقدرها مساله اي ندارند در مورد حقوق بشر و احتمال زياد كوتاه خواهند آمد و ناديده خواهند گرفت. من تصور مي كنم اين مساله آنقدر براي آنها مهم نخواهد بود و احتمال اين است كه انجام شود، مگر اينكه جنبش داخلي بتواند به گستردگي و عمقي برسد كه رژيم را وادار به عقب نشيني كند كه به نظر من عقب نشيني براي جمهوري اسلامي و سران جمهوري اسلامي در شرايط كنوني نه امكان پذير است و نه آنهايي كه در راس حكومت هستند، مي خواهند كه چنين عقب نشيني انجام شود. در مورد جنبش و نيروهايي كه در اينجا هستند، بايد توجه كرد مهمترين مساله اي كه هر نيروي سياسي و جنبش بايد به آن پاسخ بدهد، اين است كه مواضع كليدي قدرت در دست كيست. مواضع كليدي قدرت منظور من مجلس يا رياست جمهوري يا قوه قضاييه نيست، بلكه مواضع كليدي قدرت به منزله اين كه ارتش، نيروهاي امنيتي و قوه قضاييه به مفهوم اجرايي آن، سياست خارجي اقلا در دست كيست. اگر شما الان خوب نگاه كنيد از ابتداي شكل گرفتن جمهوري اسلامي به عنوان مثال آقاي رفسنجاني وقتي رئيس جمهور بود، همه قدرت در دست رئيس جمهوري بود. وقتي ايشان رئيس مجلس بود، همه قدرت و حرف را مجلس مي زد، وقتي هم كه ايشان رفتند به مصلحت نظام، همه كارها و حرفها آنجا زده مي شود. پس بنابراين نهادهايي كه در جامعه وجود دارند و جمهوري اسلامي عرضه كرده، اين نهادها نيستند كه قدرت را تداعي مي كنند. بلكه آن كساني كه آن ريشه ها و گره هاي اصلي حكومت كردن، يعني ارتش، نيروهاي سركوبگر و سازمان امنيت و وزارت امور خارجه را دارند، اينها هستند كه مواضع كليدي قدرت را در دست دارند. مثل آقاي خامنه اي، رفسنجاني، واحدي طبسي و غيره و غيره. يك تيم مشخصي هستند كه هيات موتلفه هستند و قدرت را آنها در دست دارند. آن كسان ديگري كه فكر مي كنند با اينها مشاركتي دارند، در واقع اين مشاركتشان خلاصه مي شود فقط در اين كه يك اعتراضي كنند، مثلا مجلس را در دست بگيرند و يك اعتراضي كنند، در حالي كه هيچ قانوني را نه توانستند تصويب كنند و نه حتي توانستند به آن نزديك شوند. قوانين در مجلس تصويب مي شد، بوسيله شوراي نگهبان رد مي شد و در شوراي مصلحت نظام تصميم مي گرفتند كه قانون چه باشد. به نظر من مهمترين مساله اين است كه با توجه به اين كه صاحبان قدرت نه مي خواهند، يعني اينكه منافع مالي، منافع سياسي و مواضع كليدي قدرت را به هيچ وجه نمي توانند بدهند و نه مي خواهند كه اين كار را انجام دهند، اينها با تمام قوا تلاششان را خواهند كرد در مسند قدرت بنشينند، همه جنبش را سركوب كنند. در مقابل آنچه كه براي مردم مهم است در مقابل اين رژيم، سازماندهي، سازماندهي و سازماندهي است. در حوزه درواقع مناطق مختلف، در اصناف و در حوزه هاي ديگر. و اينجا بايد به طور خلاصه بگويم كه سه عنصر عامل بيشترين مقاومت را در مقابل اين رژيم داشتند و خواهند داشت. ماجراي جوانان است و بيش از همه و در راس آنها جنبش دانشگاهيان است، كارگران هستند كه در كارخانه ها و كارگاههاي مختلف تحت بيشترين فشار سياسي و مالي هستند و زنان. اين سه جنبش بيشترين مقاومت را كرده و هم اكنون به نظر من بيشترين تلاش را خواهد كرد كه خودش را سازماندهي كند و مقاومت خودش را سازمان دهد. و الا شورشهاي اينجا و آنجا و ناگهاني مي تواند به اتلاف انرژي تبديل شود. سازماندهي يكي از مهمترين مسائلي است كه مردم امروزه بايد با تمام دقت به آن توجه كنند و تلاش كنند كه ارگانها و سازمانهايي را ايجاد كنند كه رژيم نتواند به سادگي و راحتي آنها را به ميدان مبارزه نابرابر بكشاند و آنها را منهدم كند. در پي رد صلاحيت بيش از نيمي از داوطلبان نمايندگي مجلس شوراي اسلامي از سوي شوراي نگهبان كه عمده آنها از اصلاح طلبان اند، مقام هاي قانونگذاري و اجرايي جمهوري اسلامي واكنش هاي تندي نشان داده اند و عده اي نيز خواهان مداخله جامعه جهاني به منظور جلوگيري از ضايع شدن حقوق ملت شده اند. محسن نژاد، فعال سياسي مقيم كاليفرنيا در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: امروز ديگر مردم هيچ توهمي راجع به رژيم جمهوري اسلامي ندارند. وي مي گويد كشورهاي جهان هم عليرغم سركوب رژيم در صورت اقتضاي منافع خود با جمهوري اسلامي مساله اي نخواهند داشت و در مورد مساله حقوق بشر نيز يا كوتاه خواهند آمد يا ناديده خواهند گرفت، مگر اينكه جنبش داخلي به جايي برسد كه رژيم را به عقب نشيني وادارد. وي مي گويد: سه عنصر عامل بيشترين مقاومت را در مقابل اين رژيم داشتند و خواهند داشت: جوانان، كارگران و زنان. وي لزوم ايجاد تشكل را براي بقاي نيروهاي مقاومت ضروري مي داند.
XS
SM
MD
LG