لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۸:۱۵ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

گزارش ويژه راديو فردا: بي تفاوتي راي دهندگان به انتخابات مجلس شوراي اسلامي


(rm) صدا |
علي سجادي (راديو فردا): علي رغم تاکيد مکرر ناظران بر اهميت حمايت مردم از نمايندگان اصلاح طلب و متحصن مجلس، بعد از گذشت پنج روز همچنان مردم نسبت به جدال دو جناح سياسي در جمهوري اسلامي بي تفاوت هستند. در اين ميان برخي نيز سعي کرده اند تا با يادآوري اهميت حضور مردم در پيروزي اصلاح طلبان، از مردم بخواهند تا حمايت خود را از اصلاح طلبان دريغ نکنند، تلاشي که هنوز به نتيجه اي نرسيده است. گزارش ويژه امشب ما به اين موضوع اختصاص دارد که کيوان حسيني تهيه کرده است. کيوان حسيني (راديو فردا): پنج روز گذشت. شايد هيچ يک از نمايندگان مجلس پيش بيني نمي کردند که بعد از سپري کردن چهار شب در ساختمان مجلس، هيچ شهروندي براي حمايت از آنان به اين خيابان نيايد. ساختمان مجلس در اين خيابان اين روزها صحنه يکي از بزرگترين چالش هاي ميان اصلاح طلبان و محافظه کاران راستگرا بوده است، جدالي که چون هميشه با کنايه هاي گزنده تندروهاي هر دوجناح و رايزني هاي پشت پرده ميانه روهاي دو جناح پيش رفته است. جنگ کهنه اصلاح طلبان و محافظه کاران جمهوري اسلامي بعد از شش سال که با جنجال هاي رسانه اي، فريادهاي نمايندگان مجلس، و حتي ترور همراه بوده است؛ در روزهاي سرنوشت ساز و لحظاتي که از نگاه ناظران لحظاتي تاريخي ارزيابي مي شود، با يک جاي خالي روبرو بوده است. جاي خالي مردم چنان محسوس بود که به گفته فرامرز قره باغي، روزنامه نگار ساکن تهران، حتي برخي از مردم خبرهاي مربوط به تحصن را نيز پيگيري نمي کردند. از نخستين ساعات بحران رد صلاحيت گسترده نامزدهاي انتخابات هفتمين دوره مجلس، نماينده هاي متحصن سعي کرده اند با صدور بيانيه هاي زنجيره اي صداي خود را به گوش مردم برسانند. اين بيانيه ها خطاب به مردم نوشته شد و موضع گيري هاي گام به گام نمايندگان در آن ديده مي شود و همين حال از همان نخستين روز زمزمه هايي که از سوي مردم شنيده مي شد، مسير ديگري را طي مي کرد. شائبه منفعت طلبي نمايندگان مهمترين چيزي بود که در ذهن مردم نقش بسته بود. صداي يکي از شنوندگان راديو فردا را که در تماس با اين راديو نظرات خود را بيان کرده است بشنويد. يک شهروند ايراني (شنونده راديو فردا): در واقع سوال من اين جا است که چرا اين اصلاح طلبان مذهبي (به قول معروف همين دوم خردادي ها) در موقعي که رهبر جمهوري اسلامي مطبوعات را قمع کردند، چرا آن ها آن موقع اعتراضي نکردند؟ چرا وقتي که آن جوان ها را در خيابان هاي شهر به شلاق مي گرفتند، اعتراض نکردند و تحصن نکردند؟ چرا وقتي مثلا شوراي نگهبان قانون منع شکنجه را رد کرد، آن موقع تحصن نکردند؟ ک.ح: اين موضوع از ديد ناظران نيز دور نمانده است. آن ها معتقد هستند که حرکت گام به گام متحصنين در عدم استقبال مردم از آن ها بي تاثير نبوده است، در حالي که نارضايتي عمومي از اصلاح طلبان در انتخابات شوراها نمودي عملي داشت و پيروزي محافظه کاران در اين انتخابات حاوي پيامي روشن براي اصلاح طلبان بود. آن ها پيش از اين با بحران رويگرداني مردم روبرو شده بودند. با اين همه صاحب نظراني چون علي کشتگر، فعال سياسي مقيم فرانسه، معتقدند که علي رغم دلسردي مردم، اصلاح طلبان مي بايد براي جلب دوباره حمايت مردم راهي جديد را در پيش گيرند. علي کشتگر (فعال سياسي، فرانسه): ترديدي که در اثر چهار سال مماشات به وجود آمده است، يک شبه از بين نمي رود. شما ببينيد، اگر اين ها در برابر حکم حکومتي آقاي خامنه اي به تحصن دست مي زدند، هم فورا حمايت ملي و عمومي را داشتند، همان موقع هم ما همه اين ها را گفتيم، و در عين حال هم مجبور مي شد آقاي خامنه اي دست از برخوردهاي خودسرانه اش بردارد و عقب بنشيند. اين ها اين کار را نکردند. در مقاطع ديگر هم کساني از درونشان ترور شدند، کابينه اي که به ميل خود آن ها نبود به آن ها تحميل شد که در واقع با آراء مردم موافق نبود آن کابينه (يعني سازگاري نداشت)، و خيلي اتفاقات ديگر افتاد، قوه قضائيه و شوراي نگهبان به اين ها زور گفت و همه لوايح اين ها را رد کرد، و اين ها کاري نکردند در برابر تهي شدن مجلس از اختيارات خودش. حالا اين ترديد در مردم به طور واقعي شکل گرفته است و يک شبه از بين نمي رود. اما اگر به نظر من در بيانيه هايي نمايندگان مجلس از گذشته خودشان شجاعانه انتقاد بکنند و بگويند که مساله ما و درد ما به هيچ وجه رفتن به مجلس نيست بلکه مي خواهيم گذشته را جبران بکنيم و به ناچار مسائل اساسي ملت را مطرح بکنند در اين خواسته ها، به نظر من به تدريج مي تواند از نوع اعتمادسازي به وجود بيايد و در چند روز آينده است که مردم فعلا اين حرکت را زير نظر دارند و خواهند ديد که واقعا اين آقايان چند مرده حلاج هستند و تا چه حد حاضر هستند جبران مافات بکنند. ک.ح.: ياس مردم ترکيب تلخي براي اصلاح طلبان بود. باور اين ياس براي روزنامه نگاراني که خاطره سال هاي پر شور فاصله بين دوم خرداد 1376 تا توقيف مطبوعات در سال 1378 را به ياد دارند، بسيار سخت است. در آ نزمان مردم چنان از اصلاح طلبان حمايت مي کردند که تنها توقيف يک روزنامه مهم اصلاح طلبان، يعني روزنامه سلام، به شورشي خياباني و بي سابقه بدل شد، واقعه اي که بعدها به حادثه 18 تيرماه شهرت يافت. اما ياس مردم ترکيبي است که اين روزها بارها از زبان همين روزنامه نگاران شنيده مي شود. فرامرز قره باغي، روزنامه نگار، با اظهار تاسف از وقايع رخ داده مي گويد: فرامرز قره باغي (روزنامه نگار): متاسفانه مردم در شرايط کنوني، يعني اکثر مردم به ويژه طبقات متوسط و رو به بالا، در اين انتخابات شرکت ندارند. در شهرهاي کوچک و در روستاها اين اتفاق نمي افتد، يعني مردم کماکان و به طور سنتي پاي صندوق هاي راي خواهند رفت. اما در شهرهاي بزرگ نتيجه اسفبار خواهد بود. ما با مردم که صحبت مي کنيم، همه به طور همگون موضوع را يک نوع نمايش تلقي مي کنند. قبلا هم که انتظاراتشان از مجلس اصلاحات برآورده نشد، بنابراين انگيزه اي براي رفتن پاي صندوق هاي راي و مشارکت سياسي ندارند. چون هزينه مشارکت را اين ها بالا برده اند، متاسفانه مردم دچار يک جور ياس شده اند. ک.ح.: حکايت اين ياس از نگاه بسياري ريشه در عملکرد همين کساني دارد که اين روزها براي بيان اعتراض خود پنج روز است که به خانه هايشان نرفته اند. اما تنها عملکرد اصلاح طلبان دليل سکوت مردم نيست. پيش از اين تمامي اعتراض هاي مردمي در خيابان هاي تهران با خشونتي شديد سرکوب شده است. سينا مطلبي، روزنامه نگار، اين موضوع را در انفعال امروز مردم ايران موثر مي نامد. با اين حال معتقد است که حمايت از اصلاح طلبان به معناي حمايت از يک حزب سياسي خاص يا بخشي از حاکميت جمهوري اسلامي نيست. سينا مطلبي (روزنامه نگار): قطعا خاطره اي که مردم هم از خشونت محافظه کاران و هم از سکوت اصلاح طلبان دارند، در بي تفاوتي امروز آن ها خيلي تاثير دارد. اما نکته اي که بايد در نظر بگيريم اين است که سرنوشت اصلاحات درايران از سرنوشت اصلاح طلباني که امروز آن را نمايندگي مي کنند، جدا است. جنبش اصلاحي ايران سابقه اش به سال ها قبل از دوم خرداد بر مي گردد و در طول يک قرن اخير به اشکال مختلف ادامه داشته است و در نهايت هميشه هم هدف آزاديخواهي و حکومت مردم را دنبال مي کرده است. اما در مقاطعي نمايندگان مختلفي بر روي کار مي آمدند و اين جنبش را در سطح حاکميت نمايندگي مي کردند. به همين دليل من فکر مي کنم که امروز بايد به اين نکته توجه داشت که بي تفاوتي ما نسبت به برخي از اصلاح طلباني که امروز با راي مردم به مجلس را پيدا کرده اند و نتوانسته اند توقعات مردم را پاسخگو باشند، نبايد بي تفاوتي ما را نسبت به سرنوشت کلي جنبش اصلاحات و آزادي خواهي به دنبال بياورد. مردم ايران با حمايت از اصلاح طلبان صرفا تعدادي نماينده خاص در در درون پارلمان را تقويت نخواهند کرد، بلکه اين فرصت و بهانه اي براي آن ها است تا بتوانند شعار اصلي خودشان را، يعني انتخابات آزاد و حکومت آزاد و منتخب در ايران را دنبال بکنند و مهم نيست که اين بهانه به چه طريقي و در چه مقطعي به دست امده است و شروع تحصن و اعتراض از سوي چه کساني بوده است. مهم اين است که امروز يک فرصتي وجود دارد که مي تواند جزو آخرين فرصت ها در اين مقطع تاريخي باشد تا ما بتوانيم يک بار ديگر نشان دهيم که مردم ايران همچنان انتخابات آزاد دغدغه شان هست و بر خلاف آن چيزي که محافظه کاران تبليغ مي کنند، از سياست به طور کلي دلزده نشده اند و امروز مشکلات معيشتي را مهمتر از مشکلات سياسي و حکومتي تلقي نمي کنند. ک.ح.: هرچند که به گفته اين روزنامه نگار مردم ايران به آزادي سياسي بسيار اهميت مي دهند، اما همچنان بسياري از مردم نيز بر اهميت آزادي هاي فردي و اجتماعي تاکيد مي کنند. جوانان ايراني مي گويند که در تمامي جزئيات زندگي شخصيشان سايه نظارتي از سوي حکومت را احساس مي کنند. آقاي مطلبي در اين باره نيز مي گويد: سينا مطلبي: به نظر من قطعا يکي از مشکلات اصلاح طلبان طي سال هاي گذشته بي توجهي آن ها نسبت به نيازهاي اجتماعي مردم و آزادي هاي فردي بوده است. در برنامه استراتژيک اصلاح طلبان آزادي هاي سياسي و تقويت نهادهاي انتخابي اولويت اول را داشته است و آزادي هاي فردي را به اولويت هاي بعدي موکول کرده اند. اين در حالي است که از همان دوم خرداد، بسياري از ناظران داخلي و خارجي به مطالبات اجتماعي مردم و نياز ان ها به افزايش و گسترش آزادي هاي فردي توجه زيادي داشته اند. همين نکته باعث مي شود که فاصله ميان اصلاح طلبان داخل حاکميت و پايگاه اجتماعي آن ها بيشتر و بيشتر بشود، چون براي بخش بزرگي از اين پايگاه اجتماعي، آزادي هاي سياسي صرفا ابزاري براي گسترش آزادي هاي فردي و اجتماعي تلقي مي شده است. يعني آن ها در صحنه هاي سياسي مختلف، مثل انتخابات، شرکت مي کردند تا نمايندگاني را انتخاب کنند که بتوانند براي آن ها زندگي آزادتر و فضاي آرامش بخشتري ايجاد بکنند. متاسفانه چه به دليل فشارهاي محافظه کاران و چه به دليل بي توجهي برخي از نمايندگاني که با راي مردم و به عنوان اصلاح طلب به مجلس راه پيدا کرده اند، اين مطلبات تحقق پيدا نکرده است. اين قطعا تاثير دارد در بي تفاوتي امروز مردم و اگر اصلاح طلبان بتوانند از اين مقطع حساس تاريخي بگذرند و همچنان خودشان را در داخل حاکميت تثبيت بکنند، قطعا بايد فکري به حال اين برنامه استراتژِک بکنند و تقييراتي در آن بدهند. اين تغييرات هم در جهت اولويت بندي ها است، يعني به آزادي هاي فردي در کنار آزادي ها سياسي اهميت بيشتري بدهند، و هم بايد طيف پيشروتر اصلاح طلبان مرزبندي روشنتري با سنتگراهاي درون جبهه دوم خرداد، مثا برخي از نمايندگان مجمع روحانيون مبارز، پيدا بکنند. ک.ح.: برخي بحران امروز اصلاح طلبان را نقطه سرنوشت سازي براي آنان مي دانند، نقطه اي که مي تواند به پاياني تلخ بدل شود. هرچند که کساني مانند فرامرز قره باغي، روزنامه نگار، هنوز اميدوار هستند. فرامرز قره باغي: در عمل مي بايد اصلاح طلبان درون حاکميت يا به اصطلاح من اصلاح طلبان رسمي را حمايت کرد. چون همين حد از گسترش فضا، در نتيجه کارهايي است که اصلاح طلبان داخل حاکميت انجام داده اند و حمايت هايي که از اصلاح طلبان برون حاکميت به خرج داده اند. بايد منتظر يک شکست بزرگ براي اصلاح طلبان درون حاکميت در جريان انتخابات مجلس هفتم باشيم. البته اين شکست بزرگ مي تواند تجربه هاي خوبي را دربر داشته باشد براي ادامه راه و مسير براي تداوم جنبش اصلاح طلبي و پافشاري بر تغييرات ساختاري در قالب مسالمت آميزش، اما اين به معناي اين نيست که دل خوش کرد به مجلس هفتم. گرچه به نظر من اصلاح طلبان برون حاکميت نبايد نااميد بشوند و مي بايد تلاش هايشان را تا آخرين ساعت ها و لحظه ها براي حفظ مجلس هفتم و همراهي با اصلاح طلبان درون حاکميت انجام بدهند. ک.ح:.: راه اصلاحات ادامه دارد؟ پاسخ به اين سوال بدون وجود حمايت مردمي از اصلاح طلبان، سخت است. علي کشتگر نظر خود را در اين باره مي گويد: علي کشتگر: به نظر من اين حرکت براي اين که به پيروزي برسد، به دو عنصر نياز دارد: يکي مقاومت خود اين آقايان تا جايي که حتي اگر دستگير بشوند و زنداني هم بشوند، رضايت ندهند به تسليم و اين که مثلا فرض کنيد به خود اين ها امتيازاتي داده بشود و بگويند که شما ديگر تاييد صلاحيت مي شويد، يعني همين چيزي که آقاي خامنه اي از شوراي نگهبان خواسته است، و بنابراين تحصن را تمام کنيد. اگر اين کار را بکنند يک افتضاح سياسي است و ديگر هيچ آبرو و اعتبار سياسي براي اين ها نمي ماند. ولي اگر تا آخر بايستند و لغو نظارت استصوابي شوراي نگهبان و احياي اختيارات مجلس را خواستار باشند، آن وقت به نظر من يک امر ديگري است و ممکن است به پيروزي هايي برسد. در چنين صورتي هم هست که حتي ممکن است مردم از اين ها حمايت بکنند، يعني حمايت مردم البته همين جور که شما الان فرموديد نيست، براي اين که مردم به خاطر عملکرد چهار ساله مجلس ترديد دارند نسبت به اين ها. ولي اگر معلوم بشود که اين ها براي دعوا سر لحاف ملا نصرالدين نيست، بلکه براي خواسته هاي عمومي و همگاني است و براي خواسته هاي دموکراتيک است، آن وقت وضع عوض مي شود. ک.ح.: با اين همه صرفنظر از عقبت جدال رد صلاحيت ها در ايران، برخي از صاحبنظران اول اسفند ما را نقطه عطف اين جدال مي دانند، روزي که مردم ايران بايد براي سرنوشت چهار سال آينده مجلس شوراي اسلامي تصميم بگيرند، حتي اگر بسياري معتقد باشند که اين تصميم گيري در شرايط امروز از دايره اختيار مردم خارج شده است. پس از گذشت پنج روز از تحصن نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در پي رد صلاحيت گسترده توسط شوراي نگهبان، جدال ميان دو جناح و معاملات پشت پرده ميانه رو هاي دو گروه ادامه دارد. در گزارش ويژه امشب راديو فردا ضمن انعكاس نظرات مردم كه در پيامگير راديو فردا ضبط شده، صاحبنظران و فعالان سياسي به بررسي پيامدهاي بي تفاوتي مردم مي پردازند.
XS
SM
MD
LG