لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۴۹ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

سقوط رژيم شاهنشاهي در 22 بهمن 1357، از ديد چند صاحبنظر و چهره فعال انقلاب


(rm) صدا |
بهمن باستاني (راديو فردا): 25 سال پيش در چنين روزي، سقوط کلانتري ها، ادارات آگاهي، و پادگان ها يکي بعد از ديگري آغاز شد و در شب روز 22 بهمن، يعني امشب و فردا در 25 سال پيش از اين، ادامه يافت و دولت دکتر شاپور بختيار همچون آخرين دولت نظام سلطنت پهلوي سقوط کرد. صداي جمعيت تظاهر کننده: مرگ بر بختيار! مرگ بر بختيار! مرگ بر بختيار! ... ب.ب.: محمدرضا شاه پهلوي پيشتر از ايران رفته بود و آيت الله روح الله خميني به ايران آمده بود و سخنراني معروف خود را در بهشت زهرا در شرايطي که دولت بختيار حظور داشت، ايراد کرد و گفت که توي دهن اين دولت مي زند و خود دولت تعيين مي کند. هم زمان شوراي انقلاب در حال تشکيل شدن بود و محاکمات شماري از سران بازداشت شده حکومت گذشته در حال انجام. صداي زنان تظاهر کننده: مکتب ما زاده انقلاب است / شکست پشت دشمنان ... ب.ب.: احکام شرعي آيت الله خلخالي که با حکم آيت الله خميني عمل مي کرد، در حال اجرا شدن بود و اعدام ها آغاز مي شد. مطبوعات در تيراژ بي سابقه و شمارگان غريب چاپ و منتشر مي شد و در حالي که تب انقلاب جمعيت دهها ميليوني ايران را در پشت سر گذاشتن سلطنت و پذيرش جمهوري اسلامي به رهبري آيت الله خميني در بر گرفته بود، شماري از روشنفکران ايران در مطبوعات وسيعا منتشر، از صداي پاي فاشيزم مي گفتند. اجازه دهيد از زبان چهره هاي سياسي و صاحب نظراني که در اين انقلاب نقش داشته اند و فارغ از روحانيت در پي برانداختن سلطنت بودند بشنويم که اکنون بعد از ربع قرن به انقلاب 57 چگونه نگاه مي کنند، در گزارشي از همکارم جمشيد زند. جمشيد زند (راديو فردا): 25 سال پيش در چنين روزهايي، ميليون ها نفر از مردم ايران از پير و جوان، زن و مرد، مذهبي و غير مذهبي، ملي گرا چپ، در خيابان هاي تهران و ديگر شهرها همه يک صدا فرياد انقلاب سر داده بودند، انقلابي که به سقوط نظام سلطنتي و استقرار جمهوري اسلامي انجاميد. انقلابي که اکنون پس از ربع قرن فراز و نشيب هايش، به باور عده اي همچنان ادامه دارد و به عقيده برخي ديگر به پايان خود نزديک شده است. تقريبا تمام کساني که در آن دوران در جريان انقلاب بودند، بر اين نکته تاکيد مي کنند که انقلاب 57 اجتناب ناپذير بود. گرچه هر يک دلايل مختلف و گاه متضادي را براي اثبات ادعاي خود مطرح مي کنند، ولي همگي بر اين نظر هستند که روند اوضاع در سال هاي پاياني حکومت محمدرضا شاه به سمت انقلاب مي رفت نه اصلاحاتي که محمدرضا شاه ديرهنگام به فکر انجام آن افتاد. غلامعباس توسلي، از فعالان نهضت آزادي، با تاکيد بر اجتناب ناپذير بودن انقلاب 57 زمينه آن را در تشديد استبداد در سال هاي 32 و گسترده تر شدن مبارزات مردم در سال هاي منتهي به انقلاب مي بيند. غلامعباس توسلي (فعال سياسي نهضت آزادي): انقلاب اجتناب ناپذدير بود، علتش اين بود که از 28 مرداد 32 به بعد يک حرکت هاي راديکالي در ايران صورت گرفت. از آن طرف استبداد شديد شد، ساواک خيلي شدت پيدا کرد کارهايش، و از 42 به بعد يک مقدار با خرداد 42 صحنه عوض شد و خواه ناخواه يک حرکت توده واري که از روحانيت حمايت مي کرد و از روحانيان دفاع مي کرد به وجود آمد. بعد از آن يک خورده حرکت، حرکت اسلامي بود و با سال 51 و دکتر شريعتي يک اوج فرهنگي خاصي به جهت اسلامي داد که اين تاثير گذاشت روي جوان ها و دانشگاهي ها و تا 57 تقريبا دنباله همين حرکات بود که در 57 به انقلاب منجر شد و را چاره ديگري هم در واقع نبود، چون نه شاه حاضر بود که از آن مرکب استبداد و شاهنشاهي و ديکتاتوري پايين بيايد و يک مقدار جامعه را وسعت دهد و دموکراتيک کند، از آن طرف هم جوان ها و اساسا توده مردم آگاه شده بودند و هم دانشگاهي ها و دانشجوها و جوان ها به ميدان آمده بودند. ج.ز.: فرخ نگهدار، از فعالان جنبش چپ در آن سال ها، مي گويد جرقه انقلاب با تاسيس حزب رستاخيز زده شد. فرخ نگهدار(فعال جنبش چپ در سال هاي انقلاب): وقتي انقلاب اتفاق افتاد من همه اش به اين فکر مي کردم که ... و خيلي ها مثل من فکر مي کردند که آيا اين انقلاب اجتناب ناپذير است و يا مي شود که اتفاق نيافتد و اين جور سوالات. جواب من به اين سوال اين است که انقلاب بهمن وقوعش بستگي به اراده اي داشت که در حاکميت آن زمان شکل مي گرفت و با تغيير آن اراده در زمان مناسب، مي توانست از آن انقلاب جلوگيري شود و من فکر مي کنم آخرين فرصت براي شاه که بتواند از طريق رفورم و نه از طريق به هم ريخت سيستم تغييرات ضروري را در ايران به وجود بياورد براي شاه، همان زماني بود که رستاخيز را اعلام کرد، يعني اسفند ماه 1353. پس از آن ديگر روندها در ايران به سمتي پيش رفت که انقلاب قطعا گريز ناپذير مي شد. ج.ز.: جنبش اسلامي که به رهبري آيت الله خميني پس از سال هاي 42 در ايران وسعت گرفت، سال ها به شکل زيرزميني و سايه به صورت بيان خواسته هاي اجتماعي و يا اقتصادي مردم به فعاليت خود ادامه داد تا اين که اين جنبش به يک جريان عظيم توده اي بدل شد و مساله سرنگون ساختن حکومت محمدرضا شاه به شکلي همگون و تقريبا همزمان از طرف تمام نيروهاي سياسي آن زمان به طور جدي مطرح شد. آيت الله خميني با در دست گرفتن اين جنبش توانست پايه هاي استقرار جمهوري اسلامي را در ماه هاي پيش از انقلاب بريزد و در رفراندومي اين خواسته را به سيستم حکومتي ايران تبديل کند. آيت الله روح الله خميني (بنيانگذار جمهوري اسلامي): خود آن آدم، دولت آن آدم، و مجلس آن آدم، تمام اين ها غير قانوني است و اگر ادامه يه اين بدهند، اين ها مجرم هستند و بايد محاکمه بشوند و ما آن ها را محاکمه مي کنيم. من دولت تعيين مي کنم، من توي دهن اين دولت مي زنم. ج.ز.: محمد حسين جعفريان، روزنامه نگار در ايران، هم با اشاره به اجتناب ناپذير بودن انقلاب 57 مي گويد: سرسختي آيت الله خميني در برابر محمدرضا شاه و عدم قبول دولت بختيار، به روند انقلاب شتاب بيشتري داد. محمد حسين جعفريان (روزنامه نگار، ايران): والله اين که بگوببم اجتناب ناپذير بود، من فکر مي کنم يک روندي را اوضاع طي کرد که مخصوصا بعد از اين که حضرت امام آمدند در 12 بهمن ما 57، آن موقع شايد مي شد دقيقا که اوضاع به جايي رسيده بود که بايد رژيم عوض مي شد و بايد خواسته هاي انقلابيون برآورده مي شد. يعني روندي که در واقع مسئولين نظام سابق طي کردند در اهانت به روحانيت از ن.ق.ب و اتفاقي که از قم پس از آن مقاله روزنامه کيهان سرچشمه گرفت و جدي تر شد و اين بهمن در واقع بزرگتر شد، من فکر مي کنم در 22 بهمن در واقع ديگر اين واقعه ناگزير بود، بايد اتفاق مي افتاد. مخصوصا که امام در ايران بودند و ميليون ها طرفدار گوش به فرمان ايشان و ايشان هم به هيچ وجه حاضر نبود که کنار بيايد با رژيمي که سر کار بود و با آقاي بختيار. به هر حال اين اتفاق بايد مي افتاد و رخ داد انقلاب ايران و شخص حضرت امام به خواسته هايشان رسيدند. يعني رژيم رفت و رژيم مورد نظر و مورد علاقه آن ها سر کار آمد. ج.ز.: اما شاهين فاطمي، استاد دانشگاه در پاريس و از فعالان مشروطه خواه، بر اين نظر است که مي شد از انقلاب 57 اجتناب کرد و در شرايط آن زمان اصلاحات و رفورم بهترين گزينه بود. شاهين فاطمي (استاد دانشگاه و فعال مشروطه خواه): به نظر من انقلاب کاملا اجتاب پذير بود و اشتباه بسيار بزرگي بود از طرف رهبران سياسي که نتوانستند موقعيت ملي و بين المللي را درست تشخيص بدهند و از امکاناتي که براي يک رفورم واقعي وجود داشت استفاده بکنند. پشتيباني از حکومت بختيار در آن زمان، مي توانست ما را در راه درست بياندازد. هيچ لزومي نداشت که مملکت اين چنين هزينه سنگيني را بپردازد براي کارهاي که با يک رفورم ساده امکان پذير بود. نسل هاي آينده و نسل فعلي اين اشتباه بزرگ سازمان ها و رهبران سياسي ايران را هرگز نخواهد بخشيد. به نظر من آن موقع در آن تاريخ معين (1357)، ايران بيش از هميشه براي يک رفورم اساسي بودن وخونريزي و بدون دادن اين همه شهيد و فدائي و جنگ هشت ساله و تمام اين بدبختي ها که سر ما آمد، کاملا آماده بود و انقلاب قدمي بود به عقب و هزينه بسيار بسيار زيادي ملت ايران براي آن پرداخت و هنوز هم خواهد پرداخت. ج.ز: اما دکتر پرويز ورجاوند، از رهبران جبهه ملي و وزير پيشين فرهنگ، مي گويد ملت ايران از دوران مشروطيت هدف هايي را دنبال مي کرد و در مقاطع مختلف زماني به بخش هايي از اين اهداف دست پيدا کرد و انقلاب سال 57 نيز در راستاي دستيابي به اين اهداف بود. آقاي ورجاوند اين اهداف را چنين بازگو مي کند. دکتر پرويز ورجاوند (از رهبران جبهه ملي و وزير پيشين فرهنگ): عبارت از اين بود که مملکت از يک ضوابط قانونمند واقعي، نه قانون در چهارچوب حفظ منافع صاحبان قدرت بلکه قانون در چهارچوب حفظ منافع ملت، سکانداري کشور به خواست مردم و در واقع استقرار حاکميت ملي، آزادي به معناي واقع کلمه، و بالاخره استقرار يک فضاي مردم سالار با تکيه بر يک مجلس توانمند که نمايندگي بکند مردم را، اين خواست ها بود که منجر به رويداد 57 شد، ولي با کمال تاسف با کنار گذاردن ساز و کا رژيم گذشته در يک فاصله کوتاهي تشنگان قدرت، قدرت را در ايران قبضه کردند و به جاي تمکين از خواست مردم و هدف هاي بنيادين استقلال، آزادي، استقرار عدالت اجتماعي، استقرار مردم سالاري، و استقرار حکومت قانون در ايران، در مسيري کشور را پيش بردند که حاصلش شرايط ناگواري است که امروز ما در آن بحران قرار گرفته ايم. ج.ز.: پرسشي که اکنون 25 سال پس از انقلاب 57 در بين مردم و نيروهاي سياسي، اعم از چپ و راست و ديني و غير ديني مطرح شده است، اين است که آيا انقلاب 57 به اهداف خود رسيده است يا نه؟ بسياري از نيروهاي سياسي در داخل و خارج از حاکميت بر اين باور هستند که انقلاب به بيراهه رفته است و نظام جمهوري اسلامي فعلي آن چيزي نيست که حتي بخش بزرگي از روحانيون و طرفداران متعصب انقلاب آن زمان در آرزويش بوده اند. محمد حسين جعفريان: من فکر نمي کنم که به صراحت و اطمينان بتوانم بگويم که انقلاب به اهدافش رسيده است. جمله اي هست که مي گويد انقلاب فرزندان خود را مي خورد و نهايتا به چيزي مبدل مي شود که خود براي مبارزه با آن به وجود آمده بود. اگرچه اين جمله در واقع ... در مورد وضعيت انقلاب ايران صادق نيست، اما چيزي را در واقع به ياد آدم مي اورد و انسان را تکان مي دهد وقتي که اوضاع امروز را مي بينيم و مشکلاتي که هست را. من فکر مي کنم در بعضي از امور به ويژه در زمينه هاي اقتصادي به طور خاص و در زمينه هاي اجتماعي يا سياسي عامتر، انقلاب نتوانسته است به تمام خواسته هاي خودش دست پيدا کند و در خيلي از جاها کوتاه آمده اند و بحث مصلحت انديشي در واقع خيلي از چيزها و خيلي از آرمان ها را کمرنگ کرده است و بعضي از آن ها را پاک کرده است. ج.ز.: شعار آزادي، استقلال، جمهوري اسلامي؛ در ماه هاي پيش و پس از انقلاب 57 شعاري بود که مبين خواست هاي نيروهاي شرکت کننده در انقلاب بود، شعاري که هر يک از گروه هاي سياسي برداشت و تفسير خود را از آن داشت و سعي مي کرد روند اوضاع را به آن سمت سوق دهد. بسيار هستند کساني که دستاوردها و کمبودهاي انقلاب و تاريخچه 25 سال اخير را سياه و يا سفيد نمي بينند. در کنار اعتراض به عدم احترام به دموکراسي و حقوق بشر در ايران، بر اين نظر هستند که 25 سال اخير جنبه استقلال نظام از وابستگي به کشورهاي خارج تقريبا حفظ شده است. غلامعباس توسلي يکي از اين فعالان سياسي است. غلامعباس توسلي: انقلاب به هر حال دو جنبه داشت: جمهوريت و اسلاميت. هر دوي اين جنبه ها از ابتداي انقلاب برجسته بود و مهمترين برجستگي اش اين بود که به هر حال کلمه جمهوري اسلامي انتخاب شد و بعد هم در قانون اساسي به همين ترتيب پيش بيني شد. متاسفانه خود در طي انقلاب با مشکلات زيادي انقلاب مواجه شد، با جنگ مواجه شد، و با حرکات زيادي که به هر حال از جهت انقلابيون و از داخل ضد انقلاب حساب مي شد و خلاصه اين ها بهانه هايي داد به اين که يک مقداري محيط بسته بشود و ان جنبه هاي دموکراتيک ان قدر که لازم بود و پيش بيني شده بود در قانون اساسي رعايت نشود. در هر حال با وجود انقلاب در برابر فشارهايي که از خارج بود تا حدود بسيار مقاومت کرد و ما مي توانيم بگوييم که کلا انقلاب در جهت آن به اصطلاح حفظ استقلال، استقلال لااقل سرزميني، نسبتا خوب عمل کرد. ج.ز.: حال چه بايد کرد؟ اپوزيسيون خارج از کشور خواهان سرنگوني حکومت جمهوري اسلامي است. بخش ديگري از اپوزيسيون در داخل و خارج ديگر خواست انقلاب به معناي کلاسيک آن را مطرح نمي کند و خواهان ادامه مبارزات و اعتراضات در زمينه هاي گوناگون براي تغيير گام به گام نظام است. دکتر پرويز ورجاوند، از رهبران جبهه ملي، معتقد است براي خروج از بحران کنوني حاکميت بايد به خواست مردم تن بدهد. دکتر پرويز ورجاوند: نظام از اين بحران جز در مسير تمکين از تمايلات مردم نمي تواند بيرون بيايد. بحران امروز بحراني است که کشور را در يک شرايط بي ثباتي به اعتبار اين که کشور نمي تواند برنامه ريزي هاي کلان داشته باشد، در تمام زمينه ها ما با مشکل و نارسايي هاي بنيادين مواجه هستيم. براي برون شد از همه اين ها، بايد به معناي واقع کلمه به يک حکومت مردم سالارو متکي بر يک پارلمان توانمند گام برداشت و اين مستلزم آن است که صاحبان قدر در اين مملکت به خواست مردم براي استقرار حاکميت ملي تن در بدهند. ج.ز.: اکنون ربع قرن پس از پيروزي انقلاب 1357 و استقرار حکومت جمهوري اسلامي، گرچه محافظه کاران سنتي کارنامه 25 سال اخير را روشن و دستاوردهاي آن را جهانشمول و مثبت ارزيابي مي کنند، اما اپوزيسيون داخل و خارج از کشور با اشاره به نقض اصول اوليه حقوق بشر، آزادي عقيده و بيان، آزادي زنان، و ده ها زمينه ديگر اين کارنامه را اساسا منفي و سياه قلمداد مي کنند و در اين بين عده اي هم ربهع قرن اخير را آميزه اي از فراز و نشيب و دستاورد و شکست در مسير حرکتي تاريخي به سمت آزادي، دموکراسي، و مردم سالاري مي بينند. 25 سال پيش در چنين روزي، سقوط کلانتري ها، ادارات آگاهي، و پادگان ها يکي بعد از ديگري آغاز شد و در شب روز 22 بهمن، يعني امشب و فردا در 25 سال پيش از اين، ادامه يافت و دولت دکتر شاپور بختيار همچون آخرين دولت نظام سلطنت پهلوي سقوط کرد. هم زمان شوراي انقلاب در حال تشکيل شدن بود و محاکمات شماري از سران بازداشت شده حکومت گذشته در حال انجام. احکام شرعي آيت الله خلخالي که با حکم آيت الله خميني عمل مي کرد، در حال اجرا شدن بود و اعدام ها آغاز مي شد. مطبوعات در تيراژ بي سابقه و شمارگان غريب چاپ و منتشر مي شد و در حالي که تب انقلاب جمعيت دهها ميليوني ايران را در پشت سر گذاشتن سلطنت و پذيرش جمهوري اسلامي به رهبري آيت الله خميني در بر گرفته بود، شماري از روشنفکران ايران در مطبوعات وسيعا منتشر، از صداي پاي فاشيزم مي گفتند. راديوفردا در گزارشي از چهره هاي سياسي و صاحب نظراني که در اين انقلاب نقش داشته اند و فارغ از روحانيت در پي برانداختن سلطنت بودند مي پرسد که اکنون بعد از ربع قرن به انقلاب 57 چگونه نگاه مي کنند. آقايان غلامعباس توسلي، فرخ نگهدار، محمد حسين جعفريان، شاهين فاطمي، و پرويز ورجاوند به اين سوال پاسخ مي گويند.
XS
SM
MD
LG