لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۱:۵۸ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

تحليل يك محقق تاريخ معاصر از نهضت بيسابقه دمكراسي خواهي: پيامد بن بست سياسي جمهوري اسلامي


(rm) صدا |
كيوان حسيني (راديوفردا): در ميان تحليگران سياسي و ناظران تحولات ايران، بعضي عقيده دارند که رد صلاحيت گسترده داوطلبان نامزدي در انتخايات مجلس و در پيامد آن شکافي که در جناح اصلاح طلب بروز کرد، پديده‌اي مثبت بودکه مي‌تواند به گسترش دمکراسي درايران کمک کند. از جمله اين تحليلگران، آقاي دکتر منصور فرهنگ است، استاد سياست در دانشگاه بنينگتون، که نقش حساسي در نخستين سالهاي انقلاب در مذاکرات براي آزادي گروگان‌ها ايفا کرد. آقاي منصور فرهنگ در مصاحبه با راديوفردا مي گويد اعتقاد به دمکراسي و برابري مردم، که اينک در ايران از آن صحبت مي‌شود، درتاريخ معاصر ايران بيسابقه است. بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): از نظر آقاي دکتر منصور فرهنگ، استاد علوم سياسي دانشگاه بنينگتون، در ورمانت، بن بستي که اصلاح طلبان حکومتي و اطرافيان محمدخاتمي، رئيس جمهوري اسلامي قبل از انتخابات مجلس هفتم خود را در آن يافتند، بن بستي قابل پيش بيني بود که مي‌تواند سرانجام به گسترش دمکراسي در ايران کمک کند. آقاي منصور فرهنگ، که به عنوان مشاور رئيس جمهوري اسلامي در نخستين سالهاي بعد ازانقلاب در ايران فعال بود، در مصاحبه با راديوفردا مي‌گويد: منصور فرهنگ (استاد سياست دانشگاه بنينگتون ورمانت، مقيم نيويورک): ما درايران هيچوقت انتخابات آزاد نداشتيم اما در جمهوري اسلامي، انتخاباتي که در آن رقابت وجود داشت، داشتيم، رقابت بين عناصري که بدون چون و چرا متعهد به رژيم بودند، ولي به هرحال براي راي گرفتن، يک رقابتي بين آنها وجود داشت. ب.ن.: آقاي منصورفرهنگ، نظام جمهوري اسلامي را نظامي تماميت گرا مي داند، که جهان‌بيني خاصي را در تمام شئون سياسي و اقتصادي به شهروندان تحميل مي‌کند. منصور فرهنگ: جمهوري اسلامي بر مبناي قانون اساسي اش و بر مبناي مواضعي که رهبران مي گيرند يک رژيمي است که در دنياي کنوني به آن تماميت گرا يا توتاليترين مي گويند يعني از نظر ايدئولوژيک و سيستم عقيدتي شبيه رژيم‌هاي فاشيستي و کمونيستي است به اين شکل که حقيقت سياست، حقيقت تاريخ، حقيقت زندگي را کاملا به طور چون و چرا مي داند و مي خواهد آن را در سطح سياست و اقتصاد و فرهنگ پياده کند. اين موضع تشييع حاکم بر ايران است. ب.ن.: آقاي منصور فرهنگ معتقد است که با مرگ آيت‌الله خميني، رقابت‌هائي که او به طور محدود اجازه نشو و نما به آنها داده بود، به نوعي تکثر عقايد و آراء منجر شد و آقاي محمدخاتمي کوشيد با انديشه دمکراسي ديني، اين نظام جديد را درچارچوب ولايت فقيه نهادينه کند. آقاي منصور فرهنگ مي‌گويد: منصور فرهنگ: بعد از مرگ آقاي خميني، ايران براي اولين بار در تاريخ مدرنش در وضعي قرار گرفت که يک رهبربلامنازع وجود نداشت. اين جناح هائي که در داخل مجلس وجود داشتند و در بعضي موارد حتي اظهارنظر مي کردند، خصوصا در حريم مسائل اقتصادي، اينها شروع کردند به صحبت بيشتر، و اوضاع و احوال تغيير کرد و آقاي خامنه‌اي نه شخصيت آن را داشت و نه توانائي آن را داشت نه جامعه به آن شکل گذشته اجازه مي‌داد که او قدرت بلامنازع بشود. ب.ن.: از نظر آقاي فرهنگ، آقاي خاتمي قصدي جز اين نداشت که در چارچوب ولايت فقيه ونه در ماوراي آن، به بينش‌هاي مختلف امکان فعاليت داده شود. منصورفرهنگ: آقاي خاتمي آمد سر کار، او با يک ايده اي آمد. برخلاف انتقادهائي که از او مي شود که رياکاري کرده، يا عدم وفاداري نشان داده يا به مردم دروغ گفته، اصلا اينطور نيست. او با يک ايده آمد رئيس جمهوري شد، ايده‌اش اين بود که ولايت فقيه مي تواند در درون خودش از آزادي گفت و شنود، از انتقاد يا به قول خودش از کثرت گرائي برخوردار باشد ولي اجازه ندهد که کساني که به ولايت فقيه معتقد نيستند، وارد اين گفتمان بشوند. در تاريخ ما نمونه اي پيدا نمي‌کنيم که در يک کشوري، يک بخش از جامعه از آزادي گفتمان برخوردار باشد، انتقاد کند و بخش‌هاي ديگر همچنين اجازه‌اي را نداشته باشند. اين نه از نظر منطقي امکان‌پذير بود ونه از نظر تاريخي نمونه اي داشت در سراسر تاريخ مدرن دنيا. بنابراين اين بن بستي که ما امروز به آن رسيده ايم کاملا قابل پيش بيني بود. يعني وقتي شما کثرت گرائي اسلامي درست مي کنيد، يا اين کثرت گرائي توسعه پيدا مي کند همه جامعه را در بر مي گيرد و ولايت فقيه مي ميرد و همه شهروندان با هم برابر مي شوند يا اينکه ديريا زود به بن بست خودش مي رسد و سرکوب مي شود. ب.ن.: آقاي دکتر منصور فرهنگ، که در باره جمهوري اسلامي مقالات متعددي در نشريات آمريکا منتشر کرده است، و در حال حاضر سومين کتاب خود تحت عنوان دين‌سالاري در عمل Theology in Action را در دست انتشار دارد، در اين بن بست يک جنبه اميدوارکننده و خوشبينانه مي‌بيند، زيرا افکار سياسي تماميت خواه مثل کمونيسم و فاشيسم و اسلام سياسي، سرانجام جاي خود را در ذهن طبقات مختلف ايرانيان به دمکراسي واقعي داده است که پديده اي است در تاريخ ايران بي سابقه. منصور فرهنگ: نهضت دمکراسي ايران بسيار اميدوار کننده است. اين براي اولين بار در تاريخ ايران از بعد از مشروطيت به بعد است که تاکيد مبارزين ايران روي مقوله دمکراسي است و روي مقوله کثرت گرائي. اين موضوع حتي در دوران سالهاي شهريور 20 تا مرداد 1332 هم اين بحث وجود نداشت يعني در دوراني که همه گروه ها و عناصر جامعه ايران آزاد بودند در بيان عقايد و نظرات خودشان در آن دوره هم بحث دمکراسي وجود نداشت. اين تحولي که در ايران شده در کوتاه مدت ترديدي ندارد که مورد ضرب و شتم رژيم قرار مي گيرد ولي تحول بزرگي در پيشرفت سياسي ايران است. رژيم جمهوري اسلامي هم از جهت فسادش و اختلاف وحشتناکي بين زباني که ارائه مي دهد و واقعيت اين رژيم وجود دارد، اين شکاف روز به روز زيادتر مي شود، به چه شکلي از بين مي رود كه براي ما قابل پيش بيني نيست، ولي آنچه که اميدوار کننده است اين است که آن ايده اي که در برابر اين رژيم ايستاده است ديگر يک حزب يا يک شخصيت نيست بلکه يک نهضتي است که تاکيدش روي اهميت دمکراسي است و دمکراسي را يک ضرورت تاريخي مي‌بيند و از اين جهت من به آينده ايران بسيار بسيار اميدوارم. دکتر منصور فرهنگ، استاد سياست در دانشگاه بنينگتون ورمانت، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد اعتقاد به دمکراسي و برابري مردم، که اينک در ايران از آن صحبت مي‌شود، درتاريخ معاصر ايران بيسابقه است. وي مي افزايد اميدوار كننده است كه آنچه اکنون در برابر رژيم تماميت گراي جمهوري اسلامي ايستاده است، ديگر يک حزب يا يک شخصيت نيست، بلکه نهضتي است که دمکراسي را يک ضرورت تاريخي مي‌بيند. وي پيش بيني مي كند كه رژيم جمهوري اسلامي، هم از جهت فسادش و هم به سبب تضاد شعارها و واقعيت ها، به هرحال و به طرزي كه فعلا قابل پيش بيني نيست، از ميان خواهد رفت.
XS
SM
MD
LG