لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۲۶ - ۲ دسامبر ۲۰۱۶

فضاهاي خالي و منزوي و لايه هاي ماهرانه مهارت فني: بازگشت يك نقاش نيويوركي بعد از 10 سال دوري


(rm) صدا |
علي سجادي (راديو فردا): آثار نقاشي خانم آريتا شهرزاد Arita هفته گذشته در Fort Green بروکلين، نيويورک به نمايش در آمد و خبر از بازگشت اين هنرمند نيويورکي به صحنه هنر اين شهر بود پس از بيش از ده سال فعاليت در اسپانيا و اروپا. همکار ما بهنام ناطقي ديداري دارد از نمايشگاه اين هنرمند. بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک) استقبال تماشاگران از نخستين نمايشگاه خانم آريتا شهرزاد، نقاش نيويورکي، بعد از ده سال دوري از از اين شهر، چنا ن بود که نيمي از آثاري که در اين نمايشگاه عرضه شده بود، يکشبه توسط مجموعه داران علاقمند خريداري شد. حتي اگر با کارهاي انتزاعي تصويري خانم آريتا شهرزاد، هنرمند 45 ساله اي است که نزديک به 25 سالل پيش کار خود را در نيويورک آغاز کرد، آشنا نباشيم، ديدار از نمايشگاه او بلافاصله تماشاگر را در برابر هنرمندي کارآمد و پخته قرار مي‌دهد با پيامي آشنا، در دسترس و فراگير. نقاشي هاي خانم آريتا شهرزاد، تصاوير مه آلود و مبهمي از فضاهاي خيالي و شخصيت‌هائي هستند که سادگي آنها از دور تماشاگر را به خود جلب مي کند و پيچيدگي و پرکاري خيره کننده آنها از نزديک، تماشاگر را به جهاني دروني و شاعرانه رهنمون مي شود با پردازي پرکار و لايه لايه، که از سالها مرارت و مهارت و ابتکار خبر مي دهد. نقاش منبع، الهام خود را جهاني خيالي مي داند که هنگام نقاشي به آن مراجعه مي کند. خانم آريتا شهرزاد در مصاحبه با راديوفردا مي‌گويد: آريتا شهرزاد (نقاش، نيويورک): هرچي را که نگاه مي کني در زندگي، يک زماني لازم داري که آن را digest (هضم) بکني، يک زماني لازم داري که در موردش فکر کني، نسبت به زندگي، نسبت به خودت، نسبت به روياهات، نسبت به خواب هات، نسبت به جاهائي که دلت مي خواهد باشي و يک دنياي خيالي براي خودت درست مي‌کني، و بعضي وقتها هم اين دنياي خيالي يک جوري دردناک است براي آدم، و بعضي وقت ها هم يک جوري به آدم آرامش مي دهد. ب.ن.: اين فضاهاي خالي دور افتاده، که اغلب شخصيتي تنها را در دوردست به ذهن تداعي مي‌کنند، در جستجوي براي آشنائي، از نظر هنرمند به نوعي ريشه در فرهنگ ايراني و دوربودن از وطن در خود دارند. آريتا شهرزاد: خوب بالاخره ما همه مان در ممللکت خودمان نيستيم، توي فاميل خودمان نيستيم. يک جاهائي هميشه يک فضاي منزوي است که create (خلق) مي شود و يک حالت شاعرانه هم توش دارد، آن romance ايراني است که همه ما خيلي nostalgic هستيم و رومانتيک هستيم. ب.ن: پس مقدار زيادي از اين فضاهاي خالي و جاهاي دورافتاده به خاطر غربت است به نظر شما؟ آريتا شهرزاد: غربت، به صورت اينکه حيوونکي من، بدبخت من، نه، ولي بالاخره يک جاي خالي ما داريم همه مان، هرکجاي دنيا زندگي بکنيم و هرچقدر هم adapt (خو) کرده باشيم به اروپا و آمريکا، به فرق هاي culture (فرهنگ) ها، زبان ها، حالت هامايمان. غربت نيست، ولي يک کمي اي است که آن را پر مي کند براي من. ب.ن.: خانم شهرزاد که زاده تهران و بزرگ شده سوئيس و تحصيلکرده موسسه معتبر هنرگرافيک و معماري Pratt نيويورک است، در مکتب نقاش برجسته هنز انتزاعي Richard Pousette-Dart هنرآموخته است. در باره خانم شهرزاد، منتقد برجسته اسپانيائي Francisco Calvo Serraller مي نويسد آثار او که روياي نقاشي نشده هزار و يک شب بيداري است، همان چيزي است که هنر در غرب و شرق بايد باشد، يعني تدبيري براي بقا. خانم شهرزاد، که بخش عمده اي از آثار خود را در اروپا به خصوص در اسپانيا خلق کرده و نمايش داده است، يک منبع الهام خود را نور توصيف مي کند. آريتا شهرزاد: من اروپا را خيلي بيشتر دوست دارم براي اينکه نور اروپا، مثلا من مادريد خيلي نقاشي کرده ام. نوري که آسمان مادريد داشت يک چيز ديگر است و بيشتر کارهاي من درشان نور دارد و نور براي من يک آغوش باز است. هرچقدر هم که آدم مسائل داشته باشد، وقتي که يک نوري باشد، مثل يک الهام است براي آدم. ب.ن.: خانم آريتا شهرزاد مي‌گويد درجهاني که هنرمندان به تدريج از نقاشي دور شدند، او به اين هنر وفادار مانده است. آريتا شهرزاد: تنها کاري که از همه بهتر بلدم بکنم نقاشي کردن است. حالا من بخواهم بروم فيلم درست کنم، يا video installer بشوم، نمي توانم. اين زبان من است، اين جاي پاي من است، جاي قلب من است، ديد من است. ديد من، با نقاشي توضيح داده مي شود. ب.ن.: خلق آثاري پخته وپرمايه از اين دست، از نظر خانم آريتا شهرزاد تنها با کار مداوم و رياضت روزانه ميسر است. آريتا شهرزاد: من هر روز کار مي کنم، فکر مي کنم هر کسي بايد هر روز کار کند. اگر هر وقت عشقم کشيد کار بکنم، کار پيش نمي رود بيشتر توي مغز گنده مي شود تا واقعا انجام داده بشود. بعضي وقت ها خوب، مي دانيد، آدم هرچقدر هم کار مي کند يک چيزهائي نمي آيد. آدم لازم دارد انگيزه، انگيزه غذاي روح من است. وقتي غذاي روح نباشه، خوب، کار مي کنم، کار مي کنم، ولي يک موقعي مي رسد به يک نقطه اي مي رسي که از همه چيز جدا مي شوي، ديگر فکر ديگران نيست، فکر مسائل زندگي نيست، economy (اقتصاد) نيست، مسائل جنگي نيست، دنيا نيست، هيچ چيز وجود ندارد. مي روي توي يک عالم ديگري و آن موقع است که واقعا معجزه اتفاق مي افتد. مثل اين مي ماند که ديگر از هستي جدا مي شوي و آن موقع است که يک چيزي اتفاق مي افتد که خودت هم در واقع نمي داني که داري انجام مي دهي. بعد که نگاه مي کني، مي بيني که آنجاست و به آنجا رسيدن -- من به اين نتيجه رسيده ام که آدم انگيزه داشته باشد يا نداشته باشد، هرچه بيتشر کار کند، بيشتر آن اتفاق مي افتد، يک discipline است. آثار نقاشي خانم آريتا شهرزاد Arita هفته گذشته در Fort Green بروکلين، نيويورک به نمايش در آمد. خانم آريتا شهرزاد، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که اين آثار حالتي شاعرانه و رمانس ايراني در خود دارد. وي در مورد حس غربتي که در آثار وي وجود دارد، مي گويد که همه ما يک جاي خالي داريم، هرکجاي دنيا زندگي بکنيم، هرچقدر هم که به اروپا و آمريکا خو کرده باشيم. مي افزايد براي رسيدن به لحظات معجزه آسا در نقاشي هر روز بي وقفه كار مي كند.
XS
SM
MD
LG