لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۳۵ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

ميزگرد دمکراسي و حقوق بشر راديوفردا: ميزان صحت و سلامت راي گيري و شمارش آراي هفتمين دوره مجلس


(rm) صدا |
امير آرمين (راديو فردا): راي گيري و شمارش آرا براي هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي انجام شد و تركيب مجلس آينده همانطور كه پيش بيني شده بود مشخص گرديد. عباسعلي عليزاده، رئيس دادگستري تهران گفته است به لحاظ رشد فكري مردم تخلفات انتخاباتي آنقدر ناچيز بوده كه قابل توجه نيست و علي اكبر محتشمي پور، نماينده مجلس در نامه اي به دبير شوراي نگهبان، با اشاره به تقلبهاي گسترده در حوزه هاي راي گيري خواهان بازشماري آراي 57 صندوق راي گيري تهران شده و گفته است جريان انتخابات از روند قانوني خارج شد. در ميزگرد اين هفته دموكراسي و حقوق بشر، آقايان احمد سلامتيان، نماينده دوره اول مجلس شوراي اسلامي و تحليلگر مسائل ايران در پاريس، محمد حسين آغاسي، وكيل دادگستري و حقوقدان در تهران و دكتر قاسم شعله سعدي، نماينده دوره هاي پيشين مجلس و استاد علوم سياسي شركت دارند. آقاي شعله سعدي با توجه به گفته هاي صد در صد متناقض دو مرجع روحاني حكومتي، ارزيابي شما از ميزان سلامت و صحت برگزاري انتخابات مجلس هفتم چيست؟ قاسم شعله سعدي: اين انتخابات از اولش هم كه معلوم بود چقدر مخدوش است، كما اين كه بيش از يك سوم نمايندگان مجلس در اطلاعيه هاي گوناگون صحبت از غير عادلانه بودن، غير منصفانه بودن و غير آزاد بودن و حتي غير قانوني بودن انتخابات كردند و پا را از اين هم فراتر گذاشتند و به عنوان يك كودتاي پارلماني از اين انتخابات ياد كردند و رئيس جمهور هم همين حرفها را به نوعي ديگر تكرار كرد و حتي گفت كه من اين انتخابات را برگزار نخواهم كرد، اما موضعگيري آقاي خامنه اي آنها را مجبور كرد كه اين انتخابات را برگزار كنند. تكليف اين كه اين انتخابات چقدر قانوني بوده و از پشتيباني مردمي برخوردار بوده، از همان روز اول روشن بود و اين مطلب را حتي جامعه جهاني هم به گونه هاي مختلف بيان كرده، كما اين كه پارلمان اروپا، اتحاديه اروپا، شوراي وزيران اروپا، با اظهار تاسف عميق، مخدوش بودند انتخابات را اعلام كرد، آمريكا همينطور، بارها اين مطلب را اعلام كرده، برخي از كشورهاي ديگر، به هر حال هم در صحنه داخلي و هم در صحنه بين المللي فكر نمي كنم كسي بتواند صحبت از صحيح بودن و رعايت همه ضوابط قانوني در انتخابات بكند. ا . آ : آقاي آغاسي با توجه به اين كه جناح راست مي گويد كه هيچ توجهي به قبول توجيه مشروعيت خارجيها ندارد، چرا اين اندازه بر مشاركت گسترده مردم و صحت برگزاري انتخابات و رقابتي بودن مبارزات انتخاباتي تاكيد دارد؟ محمد حسين آغاسي: در واقع آنچه كه آقايان صحبت مي كنند در داخل مملكت كه نيازي به جلب افكار عمومي بين المللي ندارد، خوراك داخلي است، و الا ما مدتها است كه متوجه اين روند شديم كه كوشش خود را با ظاهرسازي براي جلب افكار عمومي به عمل مي آورند و به اعتقاد من اگرچه ناموفق بودند، ولي در داخل بعضي از كساني كه مسائل سياسي اجتماعي را دنبال نمي كنند، ممكن است اين فريب را بخورند كه اينها درست مي گويند. آنچه كه ما تا كنون در جامعه و بخصوص در ميان اهل خبره و فرهيخته متوجه شديم، اين است كه اين نيرنگ و فريبي كه آقايان از آن استفاده مي كنند و اين ترفندي كه به آن متوسل مي شوند، كارساز نيست. بحمدالله قسمت عمده جامعه ما در برابر تبليغات فريبكارانه، مصونيت پيدا كردند و ما دليل بارز آن را عدم مشاركت بسياري از مردم در شهرهاي بزرگ ايران در انتخابات اول اسفند مي بينيم. بنابراين نمي توانم تاكيد كنم كه حرف اينها از صميم قلب است و درست است، و الا تلاشي كه اين آقايان در طول يك هفته بخصوص انتخابات مانده، براي جلب مشاركت مردمي به عمل آورده اند و تمامي كانالهاي تلويزيوني و راديوها در ايران زير بمباران تبليغاتي گرفته بودند جامعه را كه بايد در اين انتخابات شركت كنند و حتي به يك مساله اجتماعي و حكومتي رنگ و بو و لعاب مذهبي و ديني دادند و به حرام و حلال تبديل كردند. به هر حال آنچه كه مسلم است، مطالبي را كه آقايان از راديو تلويزيون خودشان پخش مي كنند و اعلام مي كنند كه ما نيازي به جلب افكار عمومي بين المللي نداريم، صرفا براي تامين خوراك داخلي است، و الا همين حركاتي كه آقايان در طول اين مدت انجام دادند، به نظر مي رسد كه در راستاي فريب افكار بين المللي بوده. ا . آ : آقاي سلامتيان آيا واكنش اروپا و آمريكا و اعلاميه ويژه رئيس جمهوري آمريكا داير بر محكوم كردن انتخابات غير آزاد از يك سو و ميزان شركت پايين مردم، خاصه در شهرهاي بزرگ بويژه در تهران، نشان نمي دهد كه مردم بر خلاف اظهارات رئيس دادگستري تهران، با بي اعتنايي از كنار راي گيري روز اول اسفند گذشتند؟ احمد سلامتيان: صرف نظر از توجه به اظهارات آقاي عليزاده و امثال آن كه بيشتر براي قانع كردن و خوشحال كردن خودشان در يك لحظه كوتاه مدت مفيد است، من نظرم اين است كه براي ارزيابي اين انتخابات چه ناظر داخلي و چه ناظر بين المللي و چه بالاخره واقعيت متن سياسي، بر اين تكيه و تاكيد مي كند كه انتخابات توانسته به چه مساله اي پاسخ بگويد. بر همگان آشكار و روشن است. آمار رسمي خود دولت هم بيانگر اين مساله است. آمار شوراي نگهبان هم بيانگر اين مساله است كه در انتخاباتي كه در ايران انجام شده، نزديك به ده درصد راي دهندگان چهارپنجم مجلس را، صندليهاي مجلس را اشغال كردند. يعني در تصميمات آينده خودشان اين چهار پنجم، يعني كل مجلس فقط متكي به ده درصد جامعه است. اين قبول كردن يك ضعف نهادي اساسي براي يك نظام عادي به سبك ديكتاتوريهاي آمريكاي لاتين قديم است. به سبك نظام صدام حسين است. چه برسد به نظامي كه مدعي اين بوده كه مي خواهد نمونه اي از تلفيق دموكراسي و آزادي و مذهب را براي بشريت همراه بياورد و برنده انتخابات تهرانش، وعده ژاپن اسلامي مي دهد. قطعا خود آقاي عليزاده بيش از هر كسي واقفند كه اگر بنا باشد فقط و فقط يك نفر از ده نفر از كارمندانشان از ايشان حمايت كند، هيچ كار اداره شان پيش نمي رود. وقتي بنا شود يك كشوري فقط ده درصد مردم كه ولي نعمت همگان هستند بر امور نظر بدهند، معلوم است آن مجلس را از اول فلج كردند. من فكر مي كنم چه ناظر داخلي، چه ناظر خارجي درس عمده و اساسي كه از اين انتخابات گرفته، اين است كه نظام جمهوري اسلامي چون ديگر اميدي به جلب نظر مردم ندارد، كلا از هرنوع شيوه اي براي جذب پشتيباني مردم دست برداشته و از اين به بعد تنها و تنها با اتكاي به قدرت نظامي و بند و بست بين المللي و فشاري كه مي خواهد ادامه حيات بدهد، در روند اين انتخابات حتي بخشهاي عظيمي از نيروهاي مومن را از دست داده و از اين نقطه نظر اگر نگاه كنيم، در جهان كساني كه دنبال درآمد و بند و بست هستند، شايد يك طرف گفتگو و معامله پيدا كرده باشند، اما آنها كه درصدد حل مسائل اين دنياي پرماجرا هستند و حداقل اين درس را گرفته اند كه نظامهايي كه اتكاي مردمي ندارند، چه مانند نظام شاه باشند، چه مانند نظام صدام باشند، چه مانند نظام عربستان سعودي باشند، جز مساله و مشكل آفريني براي بشريت و براي كشور خودشان كار ديگري از پيش نخواهند برد، آنها ناگزير اين انتخابات و مجلس ناشي از اين انتخابات را طرف گفتگو و معامله قابل اعتمادي نخواهند دانست، چه در داخل و چه در خارج. ا . آ . آقاي شعله سعدي در ادامه صحبت مي خواهم از شما بپرسم كه وجه مميزه راي گيري روز اول اسفند و تفاوت آن با انتخابات در دوره هاي گذشته چه بوده و چرا اينقدر بحث انگيز هست؟ قاسم شعله سعدي : وجوه مميزه مختلفي دارد. از يک جهت وجه اشتراکي دارد با مجلس چهارم. در مجلس چهارم هم که شوراي نگهبان نظارت استصوابي را ابداع کرد و تفسير غير اصولي و غير حقوقي که از حق نظارت خود کرد، بر اساس آن تفسير صلاحيت بسياري از نيروهاي چپ آن زمان را كه بعدا شدند همين اصلاح طلبان امروزي رد كردند و نتيجتا مجلس چهارم، اكثريت كرسيها در اختيار محافظه كاران قرار گرفت. همين اتفاق الان هم افتاده. ولي وجه تمايزي كه دارد كه خيلي جدي است، در همان مجلس چهارم و همه انتخابات گذشته مجلس، حضور گسترده مردم را ما شاهد بوديم، بخصوص مجلس ششم، اما در مجلس هفتم ديديم كه حضور بسيار كم است. اگر آمارهاي دولتي را بپذيريم كه من هيچ وقت نخواهم پذيرفت، تازه خود اينها ادعايشان اين است كه حدود 50 درصد از كساني كه صاحب راي بودند آمدند راي دادند و اگر آراي باطله و سفيد را در نظر بگيريم، آنوقت وضعشان خيلي خيلي وخيم مي شود و در واقع در تاييد صحبتهاي آقاي سلامتيان بايد گفت كه جناح اقتدارگرا شق القمري نكرده. اين مجلس را قبض كرده، اما در عوض پايگاه مردمي اش به شدت لطمه خورده و در واقع بسيار گران برايشان تمام مي شود، زيرا در شرايط بحراني كنوني كه ايران هم از جنبه داخلي گرفتار بحران فزاينده است و هم از نقطه نظر بين المللي و محافظه كاران نياز جدي داشتند براي اينكه يك حضور بسيار گسترده اي از مردم را بتوانند در انتخابات به نمايش بگذارند تا بگويند كه ما مشروعيت و حقانيت داريم، از نظر بين المللي يك جايگاهي براي خودشان پيدا كنند و هم از نظر داخلي كه به كلي در اين هدفشان با شكست مواجه شدند. نكته ديگر اين است كه درواقع اين اقدام مردم در عدم حضور در واقع به معني يك نه بزرگ هم به اصلاح طلبان حكومتي كه در طي اين سالهاي گذشته دو قوه اين كشور را در اختيار داشتند و كاري مهمي نتوانستند بكنند بود و هم به محافظه كاران كه از سابق با نه هاي بزرگ مردم مواجه و روبرو شده بودند. لذا معني آشكار اين انتخابات درواقع مي توان گفت كه يك نه بزرگ به طرفين دعوي است و از اين نقطه نظر بود كه من در موضعگيريهاي گذشته هم گفته بودم كه در اين انتخابات و اين دوئلي كه بين دو جناح محافظه كار و اصلاح طلب درگير است، هيچ كدام از طرفين برنده نخواهند شد و جفتشان بازنده خواهد بود، البته به نظرم مردم ايران برنده واقعي آن خواهند بود. ا.آ: آقاي آغاسي، اگر اين «نه» بزرگ را آن طوري که آقاي شعله سعدي مي فرمايند پيروزي ملت ايران بدانيم، شما فکر مي کنيد پس اين راي گيري روز اول اسفند تاثير مثبت داشته است بر روند دموکراسي خواهي در ايران يا اين که تاثيرش منفي بوده است؟ محمدحسين آغاسي: قاعدتا راي گيري اول اسفند همان طوري که آقاي دکتر شعله سعدي هم اشاره کردند، براي در واقع لعاب دادن به آن چه که ما مي گوييم سوء استفاده از قدرت است، صورت گرفته است. اگر گوش شنوايي بين مردان حکومت وجود داشته باشد و اگر معني اين عدم حضور را بفهمند و اگر بدانند که اين عدم استقبال مردم از برنامه هايي که آقايان اعلام مي کنند و حتي بعضا قصد دارند با استفاده و عاريه گرفتن شعارهاي اصلاح طلبان خودشان را به غير از آن چه که هستند نشان بدهند، باز هم مردم استقبال نکردند و مفهموم اين عدم استقبال چه هست، طبيعتا ممکن است، فقط ممکن است، در آينده نه چندان دور اگر که آقايان اقتدارطلب ها سر عقل بيايند و بتوانند بعد از اين که آب ها بريزد اين کاسه پر از آب را صاف کنند و نگذارند که آن چه که در دست است از بين برود، ملت ايران و مردم ايران به خواست طبيعي و بر حقشان، يعني آزادي، عدالت، و استقلال راي، ممکن است نائل بشوند. اما اگر که اين اراده نباشد، اگر که اين مديريت و تدبير مورد نياز براي تداوم هر نظام حکومتي در ذهن و فکر و اختيار آقايان نباشد، اين خطر وجود دارد که آن قدر دير صداي لازم را بشنوند که قبلا به همان صورت دير شنيده شد و چاره اي در بين نبود و سرازيري و شيبي ايجاد شده بود که ترمزي براي آن نمي شد پيدا کرد و کار به جايي رسيد که خسارات بسيار هنگفتي به مملکت، به مردم، به خبرگان، و به تمام سرمايه هاي ملي ما ديديم که وارد شد و اميد ما اين است که اين انتخابات و آن چه را که به هرحال آقايان واقعيت ها را خودشان مي دانند که چه بوده است، اثر مثبتي گذاشته باشد و از خوابي که فعلا وجود دارد بيدار شوند. ا.آ: بله، اين يک طرف قضيه است. ولي اگر که بر عکس مردم سرخورده بشوند، اکثريت مردم، آيا خطر فاشيسم را نمي شنويم آقاي سلاميتان؟ احمد سلامتيان: ببينيد، من فکر نمي کنم که جامعه ايران فاشيسمي بدتر و متمرکزتر از آن چيزي که الان دارد بتواند برايش به وجود بيايد. اين اندازه مردم ايران را به مرگ تهديد کردن که به تب راضي بشوند، به نظر من ديگر برد ندارد. معناي اصلي اين انتخابات عبارت از اين است که ديگر رهبري جمهوري اسلامي و شخص آقاي خامنه اي حائل ندارد، واسطه ندارد، نيروي مرکب پشت سر خودش ندارد، و تک و تنها خودش هست با ذوب شدگان در ولايتش. نتيجه اين امر هم اين شده است که بخش عمده از اين ذوب شدگان را از ارگان هاي نظامي و شبه نظامي جمع کرده است و با وجود اين که تبليغات و امکانات شهرداري و راديو و تلويزيون و حتي مقدار بسيار زيادي سمپاشي هاي مختلف را عليه رقباي خودش در دستور داشته است، عملا دست و پاي رقيبش را بسته است، دهنش را هم بسته است و گفته است بيا با هم مسابقه دو بدهيم و الان بسيار افتخار مي کند که در اين حماسه، در دو، از او برنده شده است؛ امروز آن است تنها با پهنه مشکلات و واقعيات ايران. آن چه که کمر نظام گذشته را در ايران شکست، اين نبود که نظام شاه مدرن نبود، اين نبود که حتي مخالف اسلام بود، اساسش اين بود که تمام امور مملکت را خلاصه کرده بود به يک فرد و آن يک فرد هم به سلامت و کسالت آن فرد و آن جا وقتي که سرطان بر او تاخت، ديگر امکاني نداشت که در برابر مردم ناراضي حتي وحدت فرماندهي داشته باشد. نحوه اداره انتخابات کنوني نشان دهنده اين است که آقاي خامنه اي پاي خودش را در جاي پاي محمدرضا پهلوي و رضا پهلوي در ايجاد مجالس فرمايشي گذاشته است و کاري که امروز اتفاق افتاد با حذف آقاي کروبي و حذف آقاي علي هاشمي، براردزاده و فرزند سياسي آقاي رفسنجاني از انتخابات، معنايش درست مثل اين است که شاه حاح آقا رضا رفيع، يعني لَله و معلم خودش، را بعد از 15 خرداد از اطراف خودش حذف کرد. اين مشخصه قدرت مطلقه است که وقتي به اين حد از مطلق بودن و فردي بودن برسد که بخواهد حتي نمايندگي ابراز راي مردم را هم شخص خودش بکند و مجلس را هم مهره چيني و فرمايشي بکند، اين شروع پايانش است. جامعه ايران در پيچيدگي خودش و جهان امروز در پيچيدگي خودش، جهاني نيست که بشود با يک نفر آدم و چند نفر مشاور، حتي اگر آن مشاورين از بهترين مشاورين جهان باشند، بدون مشارکت مردم، اقبال مردم، حمايت مردم، و حل و فصل مسائل در صحنه آراء عمومي قابل اداره باشد. به همين دليل است که بنده ديگر از نقطه نظر آرماني طرفدار دموکراسي نيستم. از نقطه نظر مديريتي مي گويم براي دنياي امروز 50 تا راه اداره وجود ندارد، يا دموکراسي است و يا هرج و مرج و کشتار و ناامني. کساني هم که در اين ايام تصور اين را مي کنند که به قدرت حاکم راي مي دهند که مبادا ناامني بشود، بايد متوجه باشند که با اين راي دادن و با اين سکوت کردن در واقع درخت نامني و هرج و مرج و جنگ داخلي را دارند آب ياري مي کنند که تخم اين درخت را آقاي سيد علي خامنه اي در ايران کاشته اند. ا.آ: بسيار خوب، آقاي دکتر شعله سعدي به عنوان آخرين جمع بنديشان بفرمايند که با اين صحبت هايي که شد و با اين انتخاباتي که روز اول اسفند شد، جايگاه جمهوري اسلامي را پس از اين انتخابات در عرصه داخلي و خارجي چگونه مي بينيد و چگونه ارزيابي مي کنيد؟ دکتر قاسم شعله سعدي: من فکر مي کنم که نظام (جمهوري اسلامي) با يک ضربه بسيار کاري در مشروعيت مواجه شد هم از نقطه نظر داخلي و هم بين المللي. درست است که اين آقايان توانستند قوه مقننه را قبضه کنند و به طبعش قوه مجريه را هم در اختيار خواهند گرفت و احتمال دارد آقاي خاتمي هم به همين زودي ها مستعفي بشود، اما محافظه کاران حتي توان مديريتي آن را ندارند که بتوانند کشور را اداره بکنند. درست است که بعضي شعارها مثل ساختن ژاپن اسلامي بيان شده است، اما با که؟ آيا با اين مغزها و اين مديراني که تجربه نشان داده است که نتوانسته اند اداره بکنند خودشان را و به قول آقاي خميني بعضي هايشان حتي توانايي اداره يک نانوايي را ندارند، آن وقت اين ها مي خواهند يک کشوري را با اين پيچيدگي و گستردگي ايران در صحنه بين المللي اداره بکنند و از ايران امروز يک ژاپني با وصف اسلامي درست بکنند؟ قطعا آن ها در سياست هايشان شکست خواهند خورد و نکته مهم همان است که آقاي سلامتيان هم اشاره کرده اند، ديگر اصلاح طلبان و آقاي خاتمي هم وجود نخواهند داشت تا بتوانند به عنوان نيروي تاخير کننده و نيروي حائل اين مشکلات را به نوعي رتق و فتق بکند. ديگر حالا ... کاملا عريان و آشکاري وجود دارد و ترکيب مجلس هم که يک تعداد زيادي از نيروهاي نظامي وشبه نظامي واردش شده اند، چاره اي جز روي آوردن به ميليتاريسم نخواهند داشت و حتي در صحن خود مجلس هم جو ميليتاريستي حاکم خواهد بود. لذا ديگر تنها راهشان همين اعمال فشار است از طريق نظامي و قضايي که حالا ارکانش را در اختيار خواهند داشت، اما به لحاظ اين که نه جامعه جهاني مي تواند چنين شرايطي را تحمل بکند و نه جامعه ايران که حدود 100 سال پيش داراي مجلس شده است، داراي نظام مشروطه شده است، و داراي دادگستري مدرن شده است. آن موقعي که خيلي از اين کشورهاي منطقه مستقيما تحت استعمار بوده اند، ملت ايران به اين درجه از شکوفايي در آزاديخواهي و مردم سالاري رسيد. مگر ممکن است بعد از يک قرن تجربه چهار تا فردي که براي ما مشخص است طرز فکرشان بتوانند دوباره آن شرايط را اعاده بکنند؟ اين ها اگر مي توانستند که وضعيت را تحت کنترل داشته باشند که دوم خرداد به وجود نمي آمد. لذا همان جور که آقاي سلامتيان هم گفتند، بذرهايي پاشيده شده است که نتيجه آن هرج و مرج و خشونت و اين گونه مسائل خواهد بود. ا.آ: خيلي ممنون. آقاي آغاسي، شما بفرمائيد جمع بنديتان را. محمدحسين آغاسي: توجه بفرماييد که تاکنون، تا قبل از برخوردي که صورت گرفت در مورد انتخابات اول اسفند، عده اي بودند که به هر حال اعتقاد داشتند از طريق نظرياتي که اصلاح طلبان اعمال مي کنند و تئوري هايي که مطرح مي کنند، ممک است امکان اصلاحاتي در درون نظام و از درون نظام وجود داشته باشد و متاسفانه با اين اقدام و حرکتي که صورت گرفت و سرخوردگي که ايجاد شد، تعداد بيشتري از مردم به جواناني پيوستند که در صحن دانشگاه ها فرياد مي زدند که ديگر اين نظام قابل اصلاح نيست و اصلاح پذير نيست. من همچنان به عنوان کسي که درون اين مملکت زندگي مي کنم و کسي که ناچار است به هر حال خط قرمزهايي را رعايت بکند، باز هم اميدوارم که اين نظريه غلط از آب در بيايد و باز هم اميدوارم زماني برسد که آقايان توجه بکنند که از داخل نظام اين اصلاحات و تغييرات صورت بگيرد تا همه روزه بر افراد و کساني که به آن ديدگاه اضافه مي شوند، اضافه نشود و حتي الامکان بتوانيم وبه صورت مسالمت آميز خواسته هاي مردم را از داخل نظام تامين کنيم. ا.آ.: جناب آقاي سلاميتان؟ احمد سلامتيان: ببينيد، در تاريخ، زمان انحطاط اصلي امپراتوري روم را مربوط به امپراتور کاليگولا مي دانند. کاليگولا مشخصه عمده اش اين بود که اسب خودش را به سناتوري سناي روم منسوب کرد. من بهترين مثالي که براي انتخابات کنوني مي بينم عبارت از اين است که ذوب شدگان در ولايت امروز به مسند نمايندگي ملت تکيه زده اند و به همان ترتيبي که کاليگولا با تعيين اسب خودش براي سناي روم مقدمات پايان امپراتوري روم را فراهم کرد، فکر مي کنم اين نحوه عملي که امپراتوري کنوني تهران را مي خواهند با آن به عنوان امپراتوري جديد اسلامي تشکيل بدهند، نداي ناقوس پايان او را سر مي دهند. دنياي امروز دنياي مريد و مرادي نيست. دنياي امروز دنياي افراد مستقل آزاد است، هر کدام از اين افراد اگر در خانواده هايشان نگاه بکنند، زن و دختر و پسرشان ديگر حاضر نيست ديگر آن ها را به عنوان پدربزرگ و پدرسالاري که امرش مالايطاع بايد اجرا بشود، قبول بکند. چطور مي خواهند ملت ايران را مردم يتيمي بدانند که احتياج به پدر دارند؟ تا به حال هم اين ملت با نجابت خودش خواسته است اين را به آرامي به اين مدعيان حالي بکند. اگر اين مدعيان گوش شنيدن صادي آرام را ندارند، مطمئن باشند که غرش سديد آسمان خواهد آمد و در واقع با کنار زدن مصلحين و منقدين دلسوز، شيشه عمر خودشان را شکسته اند. ا.آ: خيلي ممنون، با تشکر از آقايان احمد سلامتيان در پاريس، دکتر قاسم شعله سعدي و محمدحسين آقاسي در تهران، ميزگرد اين هفته را به پايان مي بريم. راي گيري و شمارش آرا براي هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي انجام شد و تركيب مجلس آينده همانطور كه پيش بيني شده بود مشخص گرديد. عباسعلي عليزاده، رئيس دادگستري تهران گفت که به لحاظ رشد فكري مردم، تخلفات انتخاباتي آنقدر ناچيز بوده كه قابل توجه نيست و علي اكبر محتشمي پور، نماينده مجلس در نامه اي به دبير شوراي نگهبان، با اشاره به تقلبهاي گسترده در حوزه هاي راي گيري، خواهان بازشماري آراي 57 صندوق راي گيري تهران شد و گفت که جريان انتخابات از روند قانوني خارج شد. در ميزگرد اين هفته دموكراسي و حقوق بشر، آقايان احمد سلامتيان، نماينده دوره اول مجلس شوراي اسلامي و تحليلگر مسائل ايران در پاريس، محمد حسين آغاسي، وكيل دادگستري و حقوقدان در تهران و دكتر قاسم شعله سعدي، نماينده دوره هاي پيشين مجلس و استاد علوم سياسي به ارزيابي و اظهار نظر در اين باره مي پردازند.
XS
SM
MD
LG