لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۱۵ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

استفاده جوانان از مراسم عاشورا براي معاشرت اجتماعي، از ديد يك صاحبنظر


(rm) صدا |
علي سجادي (راديوفردا): گروه‌هائي از جوانان در تهران و شهرستانها، از چراغاني و رفت و آمد شهر در مراسم عزاداري تاسوعا و عاشوراي محرم، براي گردهمائي‌هاي جوانانه در خيابان‌ها و مراکز تجمع عمومي استفاده مي کنند، پديده‌اي که در سال‌هاي اخير، با سرخوردگي بيشتر جوانان از فرهنگ ديني که از رسانه‌هاي عمومي به آنها تحميل مي‌شود، ابعاد گسترده اي پيدا کرده‌است. بهزاد يغمائيان، نويسنده كتاب معتبر Social Change in Iran يا تغييرات اجتماعي در ايران، در مصاحبه با راديوفردا مشاهدات خود را شرح مي دهد. بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): آقاي بهزاد يغمائيان، مولف 50 ساله مقيم نيويورک، استاد اقتصاد کالج رامپاپو، در کتاب موفقي که سال گذشته توسط انتشاراتي دانشگاه ايالتي نيويورک از وي منتشر شد، کتاب «دگرگوني اجتماعي در ايران» Social Change in Iran به تشريح صحنه هائي از مشاهدات خود در سفر به ايران مي پردازد که از نظر او نشان دهنده عمق مقاومت فرهنگي نسل جوان در برابر جمهوري اسلامي است. بهزاد يغمائيان (استاد اقتصاد، نيويورک): براي اولين بار در ايران ما داريم مشاهده مي کنيم که زندگي روزمره تبديل شده است به محل مبارزه. محل مبارزه براي تغيير واقعيت خود و بيان ديگري از واقعيت. زماني که بچه ها پا را از خانه بيرون مي گذارند و بيرون مي روند، در واقع مقابله با جمهوري اسلامي از همانجا شروع مي شود. نحوه راه رفتن، لباس پوشيدن، خنديدن، چگونگي خنديدن، چگونگي حرف زدن با ديگران. در واقع فشارهائي که جمهوري اسلامي به اين بچه ها آورد، کاري کرد که بچه ها بدون اينکه خواست سياسي داشته باشند، حرکات روزمره شان در زندگي سياسي به حرکات سياسي تبديل شد. ب.ن.: صداي آقاي بهزاد يغمائيان را مي شنويم، مولف کتاب دگرگوني اجتماعي در ايران، از انتشارات دانشگاه ايالتي نيويورک. آقاي يغمائيان، فصلي از کتاب خود را به تشريح صحنه هاي ميهماني در خيابان اختصاص داده است در ميان عزاداري، که به گفته وي جوانان تهران به آن «حسين پارتي» مي گويند. آقاي بهزاد يغمائيان در مصاحبه با راديوفردا مي گويد: بهزاد يغمائيان: روز قبل از کشته شدن امام حسين بود فکر کنم. يکي از بچه هاي فاميل، دختر جواني به من زنگ زد که چکار مي کني؟ گفتم هيچي مشغول نوشتن هستم. گفت امشب مي خواهي بيائي پارتي؟ گفتم چرا که نه. گفت يک حسين پارتي است، بيا. من فکر کردم شوخي دارد مي کند. ولي به هرحال چون خسته بودم، گفتم چراکه نه، حسين پارتي را مي آيم. بچه ها دانه دانه آمدند. هفت هشت تا دختر آمدند بيرون همه شان لباسهاي خيلي خوشگل پوشيده بودند، روسري ها را زده بودند کنار، همه شان لباسهاي خيلي زيبا، خيلي معلوم بود. ادکلن هاي مختلف زده بودند، ماتيک و لوازم آرايش ديگراستفاده کرده بودند. کفش هاي خوشگل، توي خيابان که مي رفتيم مي ديديم گروه هاي ديگري هم دارند مي روند. مثلا از طرف ديگر خيابان يک گروه شش نفره مي ديديم، دختر، و يک گروه شش نفره پسر، يا حتي دختر و پسر با همديگر، همه خوش لباس. احساس مي کردي که داري مي روي به يک جشن بزرگ. با بچه ها آمديم و رسيديم جلوي يک دبيرستان. دبيرستان شده بود هيات، حسينيه. پرچم سبز و مشکي وغيره، ويک سري آدمهاي بسيج نما هم آنجا بودند، اما منطقه مقابل دبيرستان پر بود از بچه هاي خوش لباس، خوشگل، بچه هائي که در واقع در شب قبل از کشته شدن امام حسين در هيات شرکت کرده بودند. ب.ن.: آقاي بهزاد يغمائيان، نويسنده کتاب دگرگوني اجتماعي در ايران، که فصلي از کتاب خود را به تشريح مشاهدات خود از رفتار اجتماعي جوانان در تهران در مراسم عزاي حسيني اختصاص داده است، مي گويد: بهزاد يغمائيان: مدتي آنجا بودم و مي ديدم که بچه ها راه مي روند و پسرها در ماشين هاي خود کروز مي دهند و جلو و عقب مي روند و دختر ها را نگاه مي کنند و چشمک به هم مي زنند و شماره تلفن رد و بدل مي کنند و معرکه عجيبي بود. يعني سوگواري امام حسين را بچه ها با نبوغ خيلي زياد تبديل کرده بودند به امکان جشن گيري و بيان خودشان، بيان فرهنگي که کاملا متفاوت است از فرهنگ جمهوري اسلامي، ولي کار زيباي اينها اين بود که رفته بودند در بطن فرهنگ جمهوري اسلامي و آن را تبديل کرده بودند، در واقع يک نوع شالوده شکني داشت رخ مي داد و اين آگاهانه نبود، اين شالوده شکني به هيچ وجه آگاهانه نبود ولي در بطن زندگي بچه ها بود و فهميدم که تمام شهر حسين پارتي ها مختلفي بود و بهترين و بزرگترين حسين پارتي در خيابان پاسداران بوده و قشرهاي مختلف جامعه در واقع در انتظار اين روزهستند که در آن روز بيايند بيرون و خودشان را بيان کنند. ب.ن.: آقاي يغمائيان در کتاب خود، نويد داده است که جنبشي که او آن را جنبش نشاط نسل سوم مي خواند، در برابر فرهنگ غم، که ارمغان جمهوري اسلامي براي ايران است، ايستادگي مي کند. بهزاد يغمائيان: اگر جمهوري اسلامي به اين نگاه کند، شکست خود را در اينجا مي بينيد. من فکر مي کنم اين کار را مي کنند و دارند اين را مي بينند. اين بچه هاي جمهوري اسلامي هستند و اين نشان مي دهد که چگونه فرهنگ اينها متقاوت است با فرهنگ جمهوري اسلامي. ب.ن.: آقاي بهزاد يغمائيان ، استاد اقتصاد در نيويورک و مولف کتاب Social Change in Iran دگرگوني اجتماعي در ايران، در مصاحبه با راديوفردا هشدار مي دهد که رفتارهاي اجتماعي، لزوما به مبارزه سياسي آگاهانه تبديل نمي شوند. بهزاد يغمائيان: حالا اين فرهنگ خودش ايراد هم دارد. يعني اگر اين فرهنگ آگاه نشود، به جاهاي لزوما مثبتي نمي رسد، ولي تداوم غير آگاهانه اين فرهنگ بچه هاي ايران را تبديل مي کند به بچه هائي مثل آنها که شما در آمريکا مي بينيد يا کلي جاهاي ديگر درجهان سوم، بچه هائي که درک سياسي ندارند لزوما و معضلات جامعه را که بيرون از نظام جمهوري اسلامي وجود دارد، آگاهي بهش ندارند و راه حل هائي هم برايش ندارند. گروه‌هائي از جوانان در تهران و شهرستانها، از چراغاني و رفت و آمد شهر در مراسم عزاداري تاسوعا و عاشوراي محرم، براي گردهمائي‌هاي جوانانه در خيابان‌ها و مراکز تجمع عمومي استفاده مي كنند. بهزاد يغمائيان، كه در فصلي از كتاب خود Social Change in Iran يا تغييرات اجتماعي در ايران، به اين ديدارها پرداخته است، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که در ايران زندگي روزمره تبديل شده است به محل مبارزه براي تغيير واقعيت خود و بيان ديگري از واقعيت. وي مي گويد که جوانان ايراني، سوگواري امام حسين را با نبوغ زياد تبديل کرده اند به امکان جشن گيري و بيان فرهنگي متفاوت با فرهنگ جمهوري اسلامي.
XS
SM
MD
LG