لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۰۹ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

طرز برخورد رژيم هاي سلطنتي و جمهوري اسلامي با محمد مصدق، از ديد يك محقق تاريخ مشروطه


(rm) صدا |
امير آرمين (راديو فردا): 14 اسفند مصادف است با سي و هفتمين سالگرد در گذشت محمد مصدق، نخست وزير ايران در اوايل دهه 1330 که در دولت او نفت ايران ملي شد و با کودتاي 28 مرداد 1332، دولت ملي او سقوط کرد و مصدق در پي محاکمه و زنداني شدن به احمدآباد تبعيد شد و در تبعيد درگذشت. تضادهاي سياسي جامعه ايران را مي توان در سخناني که له يا عليه مصدق گفته يا نوشته مي شود ديد. به سخن ديگر رهبران سياسي معاصر ما بر سر مساله مصدق تب و تابهاي زيادي نشان داده و همچنان نشان مي دهند که اين خود نمايانگر اهميت مساله است در تاريخ معاصر ما. در گفتگويي که با دکتر ماشاء الله آجوداني، محقق در تاريخ مشروطيت در لندن داشتيم، از او درباره برخورد دو نظام پادشاهي و جمهوري اسلامي با مصدق مي پرسيم. دکتر ماشاء الله آجوداني (محقق در تاريخ مشروطيت، لندن): برخورد دو رژيم، يعني رژيم پهلوي و رژيم جمهوري اسلامي با مصدق، بي ترديد برخورد خصمانه اي بود و نشان دهنده عقب ماندگي هاي ذهني هر دور رژيم بود نسبت به تلاش عظيمي که تحت عنوان نهضت ملي ايران، در ايران انجام گرفته بود. رژيم پهلوي عمدتا با فراماسون خواند مصدق در حقيقت مي خواست همه تلاش هاي او را به شکلي به اجنبي نسبت بدهد؛ رژيم جمهوري اسلامي هم از موضع بسيار ارتجاعيتر، اين که او مذهبي نبود يا تعلقات ديني نداشت يا افکار غربگرايي در بنياد افکار او وجه غالب بود، به ستيز با مصدق بلند شد. اين کارنامه رژيم ها و آن جايي که با مصدق برخورد مي کنند، در واقع بنيان هاي خودشان و عقب ماندگي هاي خودشان را افشا مي کنند. اما از طرف ديگر فراموش نکنيم که اين تناقضات برخورد با مصدق تنها به رژيم هاي حاکم بر ايران مربوط نبود، به جريان هاي سياسي هم مربوط بود. اين ها بيش از اين که در واقع مربوط به خود مصدق باشد، به اعتقاد من مربوط به تضادها و مشکلاتي است که در بنيان هاي سياسي و تفکر ملي ما وجود دارد در دوره اخير. وگرنه مصدق اکر بخواهيم را جع به شخصيتش صحبت بکنيم، شايد دموکرات ترين مرد سياسي يا دولت سياسي بود که به ايران آمد و در اين که خواهان منافع ملي ايران و سربلندي ايران بود، ترديد وجود ندارد. اما اين به اين معنا نيست که بر کارنامه او نشود ايراد گرفت و انتقاد نبايد کرد. يکي از مصيبت هاي ما در تاريخ معاصر اين است که ما مسائل سياسي را هميشه به شکل آرمانگرايانه اي ارزيابي کرده ايم. اما اگر ما با کارنامه زندگي مصدق بخواهيم واقع بينانه برخورد بکنيم، درست است که در پاره اي جاها به عنوان يک سياستمدار اشتباه کرده يا درست عمل نکرده است، اما در مجموع او نماينده يکي از بنيادي ترين نهضت هاي حق طلبانه تاريخ معاصر ايران است که اين نهضت در حقيقت با درايت او توانسته است حقانيت خودش را به جهان ثابت بکند و همين امروز هم حقانيت نهضت مصدق به عنوان يک حقانيت تاريخي و اجتماعي مطرح است و قابل دفاع است. ا.آ.: اما جايگاه مصدق در دموکراسي و آن جنبشي که همين طور در ايران مطرح است، به شدت و شما جايگاه مصدق را در اين جنبش چه جوري مي بينيد؟ دکتر ماشاء الله آجوداني: مساله دموکراسي در ايران گرفتاري ها و مسائل خودش را دارد. با توجه به اين که شرايط تاريخي ايران را ما اگر بخواهيم که واقع بينانه ببينيم يک شرايط عقب مانده از لحاظ تاريخي بود و از لحاظ فرهنگي بود، باز آن چه که عملکرد مصدق بود به اعتقاد من عملکرد دموکراتيک بود. شما در دوره مصدق نگاه مي کنيد که براي نخستين بار نشريات آزادي پيدا مي کنند، نشريات مخالف مصدق بدترين حرف ها و بدترين حملات را نسبت به مصدق انجام مي دهند، اما او اين تساهل را دارد که اين ها را بپذيرد و در حقيقت آن جا هم که مبنا را در حقيقت در ملت ايران قرار مي دهد و يا انتقاد بر وي وارد مي کنند که در تعطيل مجلس ملي، مجلسي را که خودش روي کار آورده بود نپذيرفت و رجوع کرد به ملت ايران، من فکر مي کنم باز به يکي از اساسي ترين مسائلي که در دموکراسي مطرح است رجوع کرد و آن راي ملت ايران است و به همين دليل نهضت ملي مصدق به عنوان يک جريان دموکراتيک در بنيان هاي سياسي مختلف ما کم و بيش پذيرفته شده است. يعني اگر بخواهيم جريان چپ را هم نگاه بکنيم، با اين که جريان چپ در مقاطعي با مصدق مخالفت داشت، اما سرانجام اين را مي پذيرد که آن حکومت، حکومت نسبتا دموکراتيکي بود و با توجه به ساختارهاي جامعه ما بنيان هاي دموکراتيک را هم با خودش داشت. ا.آ.: پس با اين حساب مي شود خصومت هاي هر دو رژيم را از اين زاويه بيشتر ديد، يعني اين که مصدق يک دموکرات و دموکراسي خواه بوده است؟ دکتر ماشاء الله آجوداني: بي ترديد، بي ترديد. البته در مورد حکومت پهلوي مساله خيلي متفاوت است، براي اين که کودتايي که انجام گرفت و حکومت دولت ملي سرنگون شد در آن دوره، قضيه اش خيلي مي تواند بنيان هاي ديگري داشته باشد. اما بخش مهمش همين ارزش هاي دموکراتيکي بود که در تفکر مصدقي وجود داشت در ايران. رژيم جمهوري اسلامي آن جا که تحت عنوان غربگرايي با مصدق برخورد مي کند، در واقع تمام همين ارزش هاي دموکراتيک را در واقع دارد زير سوال مي برد. براي اين که به اعتقاد من رژيم جمهوري اسلامي چون از ارزش هاي کاملا عقب مانده و ارتجاعي دفاع مي کرد در دنياي معاصر، مهمترين نهادي که در روبروي او قرار مي گيرد و عليه آن ارزش هاي ارتجاعي مي توانست که موضع مترقي از خوش نشان دهد، نهضت ملي مصدق بود و از همين زاويه جمهوري اسلامي با او به مخالفت پرداخت و در کتابهايشان و در جزوه هاي رسميشان هميشه با او برخورد غير منصفانه اي داشته اند و دارند و اين به خاطر همان ارزش هاي دموکراتيکي بود که در بنيان هاي فکري مصدق و نهضت ملي ايران وجود داشت و جمهوري اسلامي نمي توانست آن ها را برتابد. اگر به حقانيت آن ها اعتراف مي کرد، متناقض بود با همه رفتار ضد دموکراتيکي که خود رژيم جمهوري اسلامي دارد اعمال مي کند و عمل مي کند. چهاردهم اسفند مصادف است با سي و هفتمين سالگرد درگذشت دكتر محمد مصدق، نخست وزير ايران در اوايل دهه 1330 كه در دولت او نفت ايران ملي شد. و با كودتاي 28 مرداد سال 1332 دولت او سقوط كرد. رهبران سياسي ايران بر سر مصدق داراي اتفاق نظر نيستند و اين نمايانگر اهميت مساله در تاريخ ايران است. دكتر ماشاء الله آجوداني، محقق تاريخ مشروطيت در لندن در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: برخورد دو رژيم پهلوي و رژيم جمهوري اسلامي با مصدق بي ترديد برخورد خصمانه اي بود و نشان دهنده عقب ماندگي هاي ذهني هردو رژيم.
XS
SM
MD
LG