لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۵۳ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

گفتگوي راديوفردا در باره انگيزه هاي شركت در عزاداري هاي رسمي ماه عاشورا


(rm) صدا |
نيما تمدن (راديوفردا): امشب با بعضي از شما و دوستان شما در شهرهاي مختلف در باره شكل حضور جوانها در مراسم سوگواري ماه محرم صحبت مي كنيم. بچه هائي كه از هفته پيش با تلفن و ايميل براي حضور در اين گفتگو اعلام آمادگي كرده اند، جمال از مشهد، طناز از شيراز، محسن از بروجرد، مهدي از اهواز و مهدي از زرقان فارس. بچه ها قبل از هر چيز چون امشب كسي را از تهران نداريم بايد بگويم كه بخشي از جوانان پايتخت نشين حسابي همه را گيج كردند. زيرا با سراپا مشكلي اما خوش تيپ لباس پوشيده بودند و دخترخانم ها با آرايش براي سوگواري به خيابانها مي رفتند. همين مسئله باعث شد وقتي شب شام غريبان عده اي زيادي از آنها در خيابان ميرداماد و ميدان محسني شمع بدست حاضر شده بودند، بين آنها و نيروهاي بسيجي كه از سرو وضع اين جوانها شاكي بودند، درگيري پيش آمد و كار به كتك كاري كشيد. روزنامه شرق چاپ تهران كه براي انعكاس حضور اين جوانها در مراسم سوگواري آن شب سه خبرنگار به سطح شهر فرستاده بود، روز پنجشنبه نوشت خيلي از جوانها با اتوموبيل هاي خود در حاليكه از آنها صداي بلند نوحه به گوش مي رسيد، داشتند در خيابانها مي چرخيدند و بعضي از خانم ها با آرايش و لاك مشكي و لباس شب مشكي و حتي چادر عربي و روبنده شكل هاي عجيب و غريبي از خود به نمايش گذاشته بودند. يكي از گزارشگران روزنامه شرق هم در مطلب خود نوشته بود عاشوراي امسال از نظر ديگري چهره شهر را تغير داد. عزاداري جاي خود را به كارناوالي دادكه ديگر در آن حزن و اندوهي ديده نمي شد و شام غريبان امسال امام حسين به واقع غريب بود. اين گزارشگر در ادامه مطلب خود نوشته است ا ين را مي شد از چهره هاي خندان عابراني ديدكه در كنار خيابانها شمع در دست داشتند و با چشمان بزك كرده خود در جستجوي كساني غير از امام حسين بودند. ... ن.ت.: اما برگرديم به بحث خودمان در اين باره. محسن، تو كه 24 سالته و دانشجو هستي بگو در بروجرد حضور جوانها در مراسم سوگواري چطوري است؟ محسن (بروجرد): در بروجرد خيلي پرشور و خيلي پرهيجان است و تا ساعت يك و دو نصفه شب ادامه دارد ولي متاسفانه مردم با حضور قلبي نمي روند و منظورشان چيز هاي ديگر است مثل اينكه مثلا دخترها و پسرها تا ساعت يك و دو آزادهستند در خيابان با هم باشند و حالا ده نفر يا 15 نفردر هر تكيه يا هياتي خالصانه مي رود ولي بقيه به قول معروف مي روند در هيات ها به آنها خوش نمي گذرد و كل شان خالصانه نمي روند. براي امام حسين نمي روند. همين كه دور هم هستند و يك حليمي بخورند و يك آبگوشتي بخورند. ن.ت.: مهدي، دانشجو از اهواز، تو نظرت چيه؟ آيا در مراسم ماه محرم حضور داري؟ دوستان تو، به طور كلي؟ مهدي: اگر بخواهيم در باره همه محرم صحبت كنيم، من، نه، نمي روم. سرم به كار خودم است و دانشگاهم را مي روم و هيج كاري هم ندارم اگر نوار نذاشتن نباشد، مثلا آن را رعايت مي كنم، ولي چرا، حضور فعال دارم در نهم ودهم محرم، چون اعتقاد دارم بهشان. حالا نمي خواهم از اين چيز زياد صحبت كنم و آخوندهاو اينها ولي من اعتقاد دارم به آن چيزها، دوستان من هم معمولا رفتاري مثل خودم دارند. ن.ت.: جمال، تو 21 سال داري. برامان بگو از مشهد و اينكه بچه هاي اين شهر از چه نظر در هيات ها و تكيه هاي عزاداري شركت مي كنند؟ جمال (مشهد): آنجور كه اين روحانيون مي گويند، فكر نمي كنم آنجور باشد. مثلا ما خودمان حرفهاي اينها را زياد جدي نمي گيرم. آدم خودش يك عقيده اي دارد. مثلا اول ماه محرم كه مي شود، ما خودمان البته... ولي راديوتلويزيون هم بي تاثير نيست. پخش مي كنند آهنگ هاي عزاداري و اينها را و آدم قلبش و روحيه اش عاشوائي مي شود. شب هاي تاسوعا مخصوصا شب هاي عاشورا، خود به خود، جوانها به نظر خودم كه چون مسلمان و شيعه هستند، البته فكر نمي كنم به حرف روحانيون باشد، ولي آنها هم بعد از اين ماه استفاده مي كنند جوان ها. بيشتر نمي توانم بگويم. بعد از چند وقت تماس گرفتيد، ما يك كم جا خورديم. ن.ت.: و حالا يك سر مي رويم به شيراز. طناز جان، شما بگو، 17 سال داري و دبيرستاني هستي. طناز (شيراز): روز عاشورا و تاسوعا مردم خيلي آمدند به خيابانها و اعتقادشان قلبي بود ولي روز به روز اعتقاد مردم دارد كم مي شود. يعني به خاطر مشكلات مادي و معنوي ومشكلات جامعه مردم ديگر اعتقادشان كم شده. ن.ت.: شما كه همه بحث هاي فلسفي مي كنيد. طناز، خود تو، به اتفاق خانواده يا دوستانت اصلا دخالتي در اين مراسم نداشتي در اين چند روز گذشته؟ يا لا اقل براي تماشاي اين دسته هاي سينه زني جائي نرفتيد؟ طناز: نزديك خانه ما زياد مراسمي نبود و من و پدرم زياد نرفتيم ولي اكثر بچه ها در اين تاسوعا و عاشورا به مسافرت رفته بودند. ن.ت.: حالا اينكه مي گوئي خيلي ها از تعطيلات ماه محرم استفاده مي كنند و مي روند سفر، درست، چون من هم شنيده بودم كه خيلي از بچه ها از تهران رفته بودند شمال. ولي مهدي، 21 ساله و دانشجو، از زرقان فارس، تو هم مي خواهي همين حرفها را تكرار كني، يا اينكه نه، چيز تازه اي داري بگي؟ مراسم محرم براي جوانها در زرقان چطور بود؟ مهدي (زرقان، كرمان): خيلي خوش گذشت توانستيم بچه هائي كه بعد از يك سال نديده بوديم، مثل آنها كه سرباز بودند يا آنها كه دانشجو بودند ببينيم و مراسم خيلي عالي اي بود و همه مشكي پوشيده بودند براي امام حسين، و خيلي عالي بود. جاي شما بسيار بسيار سبز. خيلي خوش گذشت. منتظرم آقاي نيما. ن.ت.: بابا دمت گرم. چه حرفه اي محاسبه مي كني و ميكروفن را پاس مي دي. راستي توي محرم رايج هست كه بگويند جاتون سبز، يا مي گويند نه، جاتان مشكي؟ مهدي: جاي سبز را به اين خاطر مي گويم كه شما هم بايد آنجا مي بوديد زيرا خيلي خوش گذشت به ما واقعا عالي بود و شور و هيجاني داشتند مردم. ن.ت.: اين را كه خودم هم مي دانستم ولي ممنون كه جامون را خالي كردي. تو چقدر مي گي خوش گذشته و عالي بود و اينجور صحبت ها مي شود در باره مفهوم خوش گذشتن در مراسم سوگواري محرم بيشتر توضيح بدهي؟ منظورت چيه؟ نكنه تعريف جوانها از عزاداري و ماه محرم و اينجور چيزها تغيير كرده؟ مهدي: به خاطر اين بود كه ما تونستيم ببينيم كه مردم چه هيجاني دارند براي امام حسين واقعا توصيف ناپذيراست. چه جور بگويم. براي من مشكل است جواب دادن اين سئوال. امام حسين اگر در دين نيست ولي توي ديد هست. واقعا وقتي يكي از بستگان حالا به هر عزيزي كه باشد وقتي فوت كند نهايتا تا ده سال مي توانيد آن عزا را نگهداريد ولي واقعا 1400 سال پيش اين اتفاق افتاده و مردم هنوز عينا مثل اينكه همين امروز اين اتفاق افتاده اين سوگواري ها را انجام مي دهند. خيلي امام را دوست دارند. ن.ت.: جواد، توي مشهد مردم چكار مي كنند؟ مثلا نوارهاي نوحه مي گذارند؟ يا كار خاصي مي كنند؟ جواد: توي مشهد هم كه شهر خودش بزرگي است و اول محرم كه مي شود، ماشين ها ديگر نوارهاي خواننده را نمي گذارند و نوار نوحه و عزاداري مي گذارند و شب ها هم آنها كه خودشان هيات دارند هيات خودشان را راه مي برند و روز عاشورا تاسوعا كسي كه نذر دارد، ما خودمان، هر سال عاشورا تاسوعا مي رويم تا جائي كه جا دارد يمن يسار و طبل و اينها بزنيم. ن.ت.: بچه ها يادم رفت بگويم جمال از مشهد ماه محرم در تكيه هاي مختلف مي رود و طبل و سايد درام و اينجور چيزها مي زند و بعضي روزهاي عادي سال در جشن هاي شادي و عروسي و جشن و تولد اينجور چيزها حضور دارد و ساز مي زند. خوب جمال، ديگه بچه ها در ماه محرم چه مي كنند. جمال: بعضي ها زنجير خودشان را از خانه بر مي دارند و مي روند در هيات ها كمكي زنجير زدن و سينه زدن. و اينها خودش شور و علاقه و نذر و اعتقادات را نشان مي دهد. بعضي جوانها شربت مي دهند توي خيابانها و ايستگاه صلواتي مي زنند و چائي مي دهند و همه جور شور و حالش ماه محرم خوبه. كاش شما هم مي آمديد يك بار و ما در خدمتتان بوديم. ن.ت.: آقا ما مخلصيم. دست شما درد نكند. ... ن.ت.: فكر مي كنيد چقدر از جوانها با اعتقادقلبي مي آيند و چقدرشان بهانه هاي ديگه اي دارند؟ جمال: در هر سني يك فكر و عقيده اي دارند. مثلا سن ما خدائي اش اگر مي روند براي هيات روزهاي شلوغي، زياد دنبال دختر و اينجور چيزها نيستند و اگر كسي هم بيايد نيگاه كند مي گويند روز عاشورا گناه دارد اما سن هاي پائين چون فكرشان يك كم چيزه، يا به خاطر همين شلوغي اش مي روند بعضي ها، بستگي به سن آدم دارد. بستگي به جو رفيق ها دارد، كه چه جور باشند، خوب باشند، بد باشند. ن.ت.: تو كه گفتي 21 سال داري. چرا يك جوري حرف مي زني انگار خودت را از جوانها جدا مي داني؟ جمال: در سن ما آدم خدمت رفته و همه چيز را چشيده. اما آنها كه مثلا جوان هائي كه هنوز دستشان توي جيبشان نمي رود و از جيب باباهاشان مي خورند، به فكر اين چيزها نيستند و گناه هم نمي دانند روز عاشورا اين كارهارا بكنند اما روز عاشورا دختربازي كنيم، گناه دارد. پايش را مي خوريم. ولي بعضي ها نه، داداش هاي خود ما سن پائين تر هستند با خودما مي آيند و مي روند و حركاتشان زياد چيز نيست. ولي بعضي ها هستند كه سوء استفاهد مي كنند از اين چيزها. ن.ت.: خوب اينجور كه معلوم است محسن از بروجرد تك افتاده چون از اول گفت جوانها مي روند توي هيات ها براي آب گوشت خوري. ولي حالا مي بيني آقاي محسن خيلي ها هستند كه اين شبها خيلي فعال هستند و حتي از اين علم هاي بزرگ و سنگين بلند مي كنند و حمل مي كنند و به هر حال اعتقاد دارند. محسن: ببينيد، اصلا فلسفه اين علامت را به شما بگويم. فلسفه اين علامت توي خود صليب حضرت مسيح است كه آوردندش در روز عاشورا پياده اش كردند يا ما مي رويم شمع روشن مي كنيم براي نذر. اين شمع هم از كليسا گرفته شده . هيچ ربطي به اسلام ناب ندا رد. اينها همه اش خرافات است و من قصد توهين به هيجكس و هيچ ملتي را ندارم ولي اينها خرافات است كه به عنوان باور پذيرفته شده و به هيچ صورت نمي شود از ذهن اين مردم خارجشش كرد. امير كبير 200 سال پيش مي خواست اين را خارج كند ولي متاسفانه كشتند او راو اين ديگر جزو باور مردم پذيرفته شده و هيچكس نمي تواند اين باور را از مردم جدا كند. ن.ت.: البته شايد بهتر باشد به جاي خرافات بگوئيم آئين. آئين ها و مناسك در همه جاي دنيا هستند و دلايل وجودي و شكل هاي متفاوتي در اجراهاشان دارند و آئين هاي خيلي كشورهاي خارجي براي ما مي تواند خيلي عجيب باشد و به هرحال هستند ديگر اينها وجود دارند. وقتي مردم مي خواهند به ياد كسي كه دوستش دارند عزاداري كنند به نظر تو بايد چكار كنند؟ محسن: عزا داري اين است كه آدم خودش يك ساعت بنشيند در خانه فكر كند امام حسين براي چي قيام كرد و به چه دليل بود كه زن و بچه و فرزند و مال و همه چيز خود را گذاشت و رفت و ما خودمان آيا مي توانيم از يك هزار تومني بگذريم؟ مي بينيد كه خيلي امام حسين مردم بزرگ و آقائي بود كه از همه چيز گذشته براي خداو به خاطر اينكه از همه چيز گذشته خدا هم تا الان ياد او را زنده نگه داشته. ن.ت.: اصلا محسن، تو كه انقدر نظرات انقلابي داري، خودت درماه محرم چيكار مي كني؟ شركت مي كني در اين مراسم يا نه؟ محسن: من متاسفانه بايد بروم و اگر نروم به عنوان كافر و از دين خارج شده تلقي مي شوم ولي خوب، دلم نيست. اگر يك كاره اي بودم حتما اين مراسم را جمع مي كردم چون اصلا چيزي به عنوان خدائي بودن در اين مراسم من نمي بينم. حالا قبول دارم ده نفر 15 نفر مي روند از ته قلب و امام حسين را صدا مي كنند و آنها هستند كه مراد هم مي گيرند ولي بقيه، 90 درصد مردم فكر نكنم براي امام حسين بروند. ن.ت.: ولي محسن، اين نظر شخصي تو است. راستي گفتي مجبوري كه بري. براي چي مجبوري؟ محسن: متاسفانه مردم ما خشكه مذهب هستند و اگر نروي مردم به عنوان يك كافر ما را نگاه مي نند و هزار تا انگ به من مي چسبانند. ن.ت.: يك نفرديگر هم اي ميل زده و نظرش تقريبا مشابه نظر تو است. رامتين نوشته يك جوان 25 ساله هستم و در مورد محرم بايد بگويم كه به عنوان يك شيعه به امام حسين و كار بزرگي كه در روز عاشورا انجام دادند، احترام مي گذارم اما چند سالي است كه در اين مراسم شركت نمي كنم و اين به دليل اين است كه اين نوع مراسم رابراي عزاداري قبول ندارم مثل بلند كردن علم يا زنجير زدن يا تو سرخود زدن واين قبيل اعمال كه هيچ توجيه عقلي ندارد و همه اينها بر اساس روايت شكل گرفته كه مي دانيد منبع موثقي نيستند. والله رامتين =جان،من تخصمي ندارم در زمينه هاي اينجوري. راميتن در ادامه اي ميل خود نوشته امام حسين گفته هركس براي من گريه كند در روز قيامت شفاعت او را مي كنم و در صورتي كه ايشان يك انسان بزرگ و والامرتبه بودند و به اين ديوانه بازي هاي احتياج ندارند بلكه بايد در فلسفه و نتايج قيام عاشورا فكركرد. از اين گذشته اين مراسم بيشتر محلي براي دوست يابي است تا عزاداري و من هميشه ديده ام كه پسرهاو دخترها به اين بهانه از خانه خارج مي شوند و من هم هرسال عاشورا به خيابان دوست دخترم مي روم و در فاصله نزديك به هم دسته هاي عزاداري را نگاه مي كنيم. ن.ت.: مهدي از زرقان فارس، تو كه گفتي در مراسم ماه محرم بهت خوش گذشته در باره نگرش جوانها به اين مراسم چه فكر مي كني؟ مهدي: هر چه جوانها بيشتر مي شوند اعتقادشان بيشتر مي شوند و مي توانند از گذشته ها عبرت هاي بيشتري بگيرند با مراسمي مثل تعزيه و سينه زني و مراسم ديگه اي كه سينه به سينه نقل مي شود از بزرگترها به جوان تر ها مي توانند اين موضوع ها را بيشتر درك كنند و واقعا مي توانند امام را در قلب خودشان تصور كنند. ن.ت.: مهدي دوم از اهواز، تو چه نظري داري؟ مي گوئي جوانها به دنبال جيزهاي ديگر مي آيند در اين مراسم؟ مثلا دليل اينكه در مواقع عادي سال نمي توانند تا ديروقت ها در خيابانها بگردند، براي همين به تكيه ها و هيات ها مي روند؟ يا اينكه نه اصلا صحبت ديگري دارد. مهدي: بستگي دارد به اينكه در شهرستانهاي بزرگ باشد يا شهرستانهاي كوچك. در شهرستانهاي كوچك اين جوانها كمتر هستند و اعتقادشان نسبت به جوانان شهرهاي بزرگ زياد تر است. در اهواز خيلي توجه نمي كنند و به خاطر همان مسائل كه آزاد تر مي شوند، مي آيند بيرون و به بهانه آن عزاداري همديگر را ملاقات مي كنند. كلا درشهرهاي بزرگ بهانه است. جز براي خيلي كم، قشري كه حزب اللهي هستند و اينها، كه تعدادشان هم خيلي كم است. به جز آنها، مردم اعتقاد نصفه و نيمه دارند. ن.ت.: دريكي از مجلات چاپ تهران خواندم كه اگر امكان آمارگيري وجود داشت آمار رد وبدل شدن شماره تلفن بين جوانها در شب هاي محرم مي رود بالا. نمي دانم اين آمار تا چه حد مي تواند درست باشد يا اين آمار در شهرهاي ديگر هم مي تواند همچه چيزي باشد؟ مهدي: والله من نديدم. در رشته هاي پائين تر و بچه هاي دبيرستان خيلي انجام مي شود و همچنين چيزي در ميان بچه هاي دانشگاه نيست چون سرگرم دردسرها و گرفتاريهاي خودشان هستند و انقدر سردرد و درس و اينها دارند كه واقعا حتي فكر اين كار ها را هم نمي توانند بكنند. ن.ت.: بعضي از بچه هاي تهران براي حضورشان در مراسم عزاداري امام حسين يك اسم ساخته اند به نام حسين پارتي، و انگار اين قشر از جوانها با همين اسم گذاري دارند نشان مي دهند كه بيشتر جنبه شلوغي و دور هم بودن و شبيه پارتي بودن اين مراسم برايشان مهم است براي همين هم همه خوش تيپ مي كنند ولي همگي مشكي مي پوشند. مهدي توي اهواز كه شما هستيد همچنين اسم هائي رواج دارد يا نه؟ مهدي: اولا شرايط اهواز و تهران خيلي فرق مي كند و چون منطقه بومي تر است و مراسم هنوز يك ذره پر رنگ تر است از تهران و تهران به تناسب جمعيت خودش و به تناسب فرهنگي كه در آن هست و چيزي كه هست جوانها خيلي آزاد تر هستند در تهران و كارهاي بيشتري مي كنند و اينجا من فكر نمي كنم حتي اين كار ها به فكرشان برسد. چون خودم در اين چيزها نيستم فكر نمي كنم همچه چيزي باشد در اهواز ولي آن خوش تيپي كه مي گوئيد چرا هست فرضا ماه محرم بوده و بعد محرم هم همه سال است و فرقي برايشان نمي كند تيپ ظاهري ولي چيزي كه من ديده ام اين است كه جلوي ايستگاه اتوبوس موتور بالا آوردن و ماشين روي دو چرخ بالا بردن و ويراژ دادن خيلي انجام مي شود براي جلب توجه دخترها. ن.ت.: من ديده بودم با موتور تك چرخ بزنند ولي ديگر نشنيده بودم كه ماشين را ببرند روي دو چرخ آنهم توي خيابانهاي اهواز. خوب، حالا مهم نيست. مهدي از زرقان فارس، مثل اينكه تو مي خواهي صحبتي داشته باشي؟ مهدي: احساسي كه در قلب من هست و در خانواده ما هست امام حسين را واقعا پذيرفته ايم و دوستش داريم. ن.ت.: حالا كه دارد بحث به پايان مي رسد بد نيست شخصا يادي كنم از نذري هاي خوشمزه اي كه توي ماه محرم مي خورديم. راستي شنيده ام، محسن، بروجرد كباب هاي خيلي خوبي دارد. ببينم در مراسم عاشورا و شب هاي محرم كسي چلوكباب نذري نمي دهد؟ محسن: بروجرد كبابش خوب است ولي در دستجات كباب نمي دهند. حليم اش معروف است بروجرد و بستني اش. بيشتر سعي مي كنند از اين دوتا در هيات ها تقسيم كنند و جاي شما هم خيلي خالي است و انشاء الله كه يك روز تشريف بياوريد و بروجرد به شما كباب بدهيم بخوريد. ن.ت.: بابا امشب چند تا شهر دعوت شدم و نمي دانم كجا بروم حالا. راستي محسن شما انگار خيلي شيك و لوكس هستيد كه ماه محرم بستني مي دهيد؟ محسن: آخر بستني بروجرد بستني سنتي است و با آن بستني كه شما مي بينيد يك مقدار فرق مي كند و بستني زعفراني است كه تو هيات ها هم زياد تقسيم مي كنند. چون محرم هي مي چرخد و يك بار تابستان كه مي شود بيشتر بستني مي دهند اما الان بيشتر شربت و شيريني و شير و شيرمال و بالاخره هر كه هر نذري دارد با اين چيزها ادا مي كند. انشاء الله كه نذر قبول باشد و خالصانه و مخلصانه بيايند و من خوشحال هستم از اين كه نام امام حسين بالاخره هست ولي بيائيم يك مقدار فكر كنيم و عمقي فكر كنيم كه آيا امام حسين واقعا در قلب ما هست يا به قول معروف آن چيزي كه مي خواهيم است يا آنكه به ما تحميل مي كنند. سعي كنيم آنچيزي كه در قلب مان هست پياده كنيم نه آن چيزي كه تا الان به ما تحميل شده. ن.ت.: خوب، بچه ها، ممنون از همه تون كه زنگ زديد يا اي ميل فرستاديد و براي شركت در اين گفتگو اعلام آمادگي كرده بودند. كساني كه براي هفته هاي بعد حاضرند مي توانند از همين حالا دست به كار بشوند. شما مي توانيد با برنامه جوانان راديو فردا با تلفن 00420221124113 تماس بگيريد. آدرس e-mail ما در برنامه جوانان هست javanan@radiofarda.com جمال از مشهد، طناز از شيراز، محسن از بروجرد، مهدي از اهواز و مهدي از زرقان فارس در مصاحبه با راديوفردا در باره انگيزه هاي خود و ديگر جوانان در شهرستانهاي مختلف براي شركت در مراسم عزاداري روزهاي تاسوعاو عاشوراي ماه محرم سخن مي گويند. بعضي مي گويند از روي اعتقادقلبي در اين مراسم شركت مي كنند، بعضي مي گويند اگر شركت نكنند آنها را بي دين مي دانند و چند نفري هم اين مراسم را فرصتي براي گشت آزاد در خيابانها تا ديروقت و معاشرت در خيابانها با جنس مخالف مي دانند. يك جوان بروجردي توضيح مي دهد كه نذركنندگان بستني و شربت ميان عزاداران توزيع مي كنند و مي افزايد از ميان عزاداران جمع معدودي كه واقعا با عقيده شركت كرده اند به آنچه وي مراد مي خواند، مي رسند.
XS
SM
MD
LG