لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۳۷ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

ميزگرد دمکراسي و حقوق بشر راديوفردا: جايگاه و آينده جنبش زنان در ايران


(rm) صدا |
مريم احمدي (راديو فردا): در آستانه روز جهاني زن هستيم. بالطبع و به تبع رابطه تنگاتنگ حقوق زنان و دموكراسي، ميزگرد اين هفته حقوق بشر و دموكراسي را به مساله زنان اختصاص داده ايم. تعيين روزي به نام روز زن، حاصل مبارزات برابري خواهان زنان آمريكا و اروپا بود و اكنون جنبش زنان نه تنها در زادگاه خود همچنان فعال و تاثيرگذار است، كه گستره اي تقريبا جهاني پيدا كرده و در هر كشوري به تناسب نابرابريها و در چهارچوبهاي فرهنگي، قومي و ديني براي بهبود شرايط زندگي زنان تلاش مي كند. در ايران اما جنبش زنان چه جايگاهي دارد و چه آينده اي را مي تواند براي اين جنبش يا به اعتقاد برخي براي حركتهاي اعتراضي زنان پيش بيني كرد. خانم مهرانگيز كار، حقوقدان و استاد دانشگاه در مريلند، خانم مرضيه مرتاضي لنگرودي، فعال در مسائل زنان در تهران و خانم نوشابه اميري، روزنامه نگار در پاريس به اين مسائل مي پردازند. مهرانگيز كار (راديو فردا): جنبش زنان ايران چند سالي است كه سر زبانها افتاده، ولي اگر كه ما تعريف سنتي از جنبش زنان را در نظر بگيريم، ما به هيچ وجه جنبش زنان در ايران نداريم با تعريف سنتي آن. تعريف سنتي آن به اين معنا كه سازماني وجود داشته باشد، رهبري وجود داشته باشد، اهداف معيني و اعلام شده اي وجود داشته باشد، ما چنين جنبشي در ايران نداريم. البته همواره علاقه مند بوديم كه حركات آزادي خواهانه زنان ايران را به دنيا گزارش كنيم. حالا اين حركات آزادي خواهانه گاهي در حوزه فعاليتهاي فرهنگي خودش را نشان داده، گاهي در حوزه حتي فعاليتهاي سياسي. ولي با آن معنايي كه شما مي خواهيد جنبش زنان را خيلي شسته و رفته ما برايتان تعريف كنيم و بگوييم حالا در چه وضعيتي است، آن را نمي توانيم درباره اش صحبت كنيم، فقط اين را مي دانيم كه در ايران زنان از وضعيت خودشان ناراضي هستند و اين نارضايتي را به صورتهاي مختلفي اعلام مي كنند، ولي هنوز به آن درجه از آگاهي نرسيده اند و امكانات لازم را هم در اختيار ندارند كه بتوانند سازماندهيهاي لازم را بكنند و در تعداد زيادي تشكل اجتماعي و فرهنگي خودشان را تعريف كنند. تعداد تشكلهايي كه هست، از نظر كمي ممكن است بعضي وقتها در آمارها به نظر بالا بيايد، ولي از نظر كيفي،‌تعداد كمي از آنها به آن درجه از نيازهاي زنان ايراني توجه كردند و مي كنند. م . ا : خانم مرتاضي نظر شما چيست و آيا مي شود از چيزي به نام جنبش زنان در ايران صحبت كرد؟ مرضيه مرتاضي لنگرودي: مولفه هاي درستي را سركار خانم كار ذكر كردند، يعني يك جنبش بايد هدف داشته باشد و يك سازمان يافتگي حداقلي داشته باشد، البته مولفه اساسي رفتارهاي اعتراض آميز هم داشته باشد. اما ما مي بينيم كه اعتراضات زنان و مبارزات آنها براي تغيير قوانين و تحقق برابريها بيشتر به صورت تشكلهايي جزيره اي و بسيار پراكنده صورت مي گيرد. اين است كه بسيار بودند زنان روشنفكر، حقوقدانان زن، روشنفكران و نويسندگاني كه همواره معترض بودند و اساسا هر زني كه به دليلي با نظام مردانه حاكم بر اجتماع ايران چالش پيدا مي كند، بلافاصله مي رود جزء معترضين مي شود، زيرا مي بيند كه از حداقل حقوق حتي برخوردار نيست يا حقوقي برايش قائل هستند كه براي زن امروز نيست، مال زن صد سال پيش است. لذا عدم وجود امنيت اجتماعي، امنيت شغلي، امنيت قضايي، برابر با امنيت قضايي مردان در يك حداقلهايش باعث شده كه اساسا جنبشي در ايران پا نگيرد، حتي جنبشهاي مردانه هم پا نمي گيرد، جنبش دانشجويان، ‌جنبش اصلاح طلبي، جنبشهاي مختلف سياسي ما مي بينيم كه بسيار به دليل وجود اين امنيتها كه ضروري است براي پا گرفتن يك جنبش بخصوص امنيت سياسي، مي بينيم كه اين جنبشها پا نمي گيرد و در واقع وجود و ظهور آنها را بسيار شكننده مي كند. اين است كه من هم معتقد نيستم كه زنان در ايران برابري خواهي هايشان درواقع متاثر از يك جنبش فراگير است. اعتراضات است، روز به روز هم بيشتر مي شود، اما متاسفانه شايد از دلايل جوامعي باشد كه در حال گذار از خودكامگي به دموكراسي هستند يا به دليل استبداد شرقي كه ريشه ديرينه در ايران دارد، فضاي گفتگو براي ايجاد چنين جنبشهايي هم بسيار نادر است. م . ا : خانم اميري شما هم در هم زمينه نظرتان را بفرماييد. نوشابه اميري: بله من قطعا هم با خانم كار و هم خانم لنگرودي موافقم و اگر بخواهم اين را در قالب يك تصوير در بياورم، بايد بگويم كه كشور ما پر از آب باريكه هايي هست كه هرگز فرصت به هم پيوستن و تبديل به رودخانه شدن و بعد آب برنامه ريزي شده پشت يك سد قرار گرفتن و به برق رسيدن را پيدا نمي كند كه اين هم بر مي گردد به سيستم و نظامهاي فرهنگي و سياسي كه همواره در جامعه ما حاكم بوده كه همانطوري كه دوستان گفتند در يك استبداد ديرسال ريشه دارد و در آن فرهنگ ريشه دارد و بي اعتقادي عميق به نهادهاي مدني و اين طبعا صدمات زيادي زده به جنبش زنان، اگر كه به معناي كلاسيكش بخواهيم صحبت كنيم. ما در يكي دو سال اول انقلاب، به دليل اينكه يك فضاي مناسب بوجود آمده بود، شاهد اين بوديم كه اين قطرات كوچك داشتند به هم مي پيوستند و يك معنا پيدا مي كردند، يك جهت پيدا مي كردند. اما متاسفانه هرچه كه جلوتر مي رويم، ميزان تفرق در حال بيشتر شدن است، نيروها هدر مي رود و فكر مي كنم كه حتي مي تواند در درازمدت به ضد خودش بدل بشود. براي اين كه در شما وقتي يك نيروي عقيم مانده وجود داشته دارد و مي بينيد كه مايليد كاري انجام شود و نمي شود، آنوقت به صورتي در مي آيد كه حتي مخرب مي شود. م . ا : اگر اجازه بدهيد، برگرديم به خانم كار و اينكه با توجه به شرايط موجود و بخصوص اوضاع سياسي، آينده را چطور مي بينند؟ آيا فكر مي كنند شرايط آتي به ايجاد يك تشكل يا جنبش قويتر كمك مي كند يا در جهت منفي عمل مي كند؟ مهرانگيز كار: در حال حاضر هم كه ما اعلام مي كنيم با تعريف كلاسيكش، جنبش زنان در ايران وجود ندارد، بلافاصله البته اضافه مي كنيم كه چون مدت 25 سال است كه با وجود اينكه ما يك انقلاب وسيعي را پشت سر داريم، ولي همه كساني كه يك ويژگيها و مشخصاتي براي رهبري داشته اند، اينها به نحوي از بين رفتند يا خانه نشين شدند يا مهاجرت كردند. ما براي اينكه اساسا جنبش داشته باشيم، نياز داريم به اينكه كساني را كه خواص رهبري دارند، در كشور داشته باشيم و اينها حداقلي از آزاديها را داشته باشند براي ادامه حضور خودشان در جريانات سياسي. حال آنكه همه كساني را كه همه اين ويژگيها را، ويژگي رهبري را داشتند، اعم از زن يا مرد، آنها را خنثي كردند، به هر ترتيبي كه توانستند كه آن ديگر بحث طولاني ديگري است. ولي با وجود فقدان جنبش زنان به معناي كلاسيكش، ما شكلهاي اعتراضي مختلفي را در زنان مي بينيم، يكيش آمار رو به رشد زنان براي ورود به دانشگاهها است و باز شايد بشود گفت آمار رو به رشد برخورد زنان با محدوديتهاي اجتماعي است كه عكسهايي كه در مطبوعات جهان چاپ مي شود، نشانگر آن است كه اين برخوردي است مثلا با اجباري بودن حجاب در ايران، برخوردي است با محدوديت آزاديهاي اجتماعي، ولي غير از اين نشانه هايي كه ما مشاهده مي كنيم و مثبت است، نشانه هاي اعتراضي منفي هم در زنان ايران مشاهده مي شود كه به صورت آمار مشاهده مي شود. آمار رو به رشد فحشا در ايران، آمار رو به رشد طلاق در ايران. اينها دو مورد خاص هستند كه نشانگر باز وجوه اعتراضي ديگري هستند كه خودش را به صورت منفي نشان مي دهد. بنابراين ما انواع و اقسام نشانه هاي اعتراضي را داريم، ما جنبش بالقوه را در ايران داريم، نه تنها در امر زنان، بلكه در جنبش براي حقوق بشر، جنبش براي دموكراسي، ولي همه اين جنبشهايي را كه ما داريم راجع به آن حرف مي زنيم، درواقع كله ندارد، براي اين كه كساني را كه مي توانستند رهبري اين جنبشها را داشته باشند و اين جنبشها را نه به صورت تخريبي، بلكه به صورت قانوني حركتشان بدهند به سمت و سويي كه نهايتا منجر بشود به يك تحول وسيع سياسي و اجتماعي در ايران، اينها را نابود كردند، خنثي كردند، از بين بردند، مرعوب كردند و ما با وجوه اعتراضي بدون رهبري در ايران الان مواجه هستيم كه البته معلوم است آينده اش چيست. آينده اش اگر كه به دادش نرسند، اعتراض وسيع بي شكل است كه ممكن است صورتهاي تخريبي پيدا كند، ممكن است صورتهاي انفجاري پيدا كند، ممكن است به صورت شورشهاي پراكنده خودش را نشان دهد، هرچند كه حتما تا مدتي مرعوب خواهد بود و همچنان بالقوه حضور خواهد داشت، ولي به هر حال همانطور كه مي دانيم هيچكدام از اين گرفتاريها در جامعه نمي تواند براي ابد مخفي نگه دارد خودش را. م.ا: خانم اميري، نظر خانم کار در مورد بالقوه بودن جنبش زنان و نقش رهبر را تا چه حد مي پذيريد؟ نوشابه اميري: کاملا درست مي گويند و اتفاقا يکي از چيزهاي خطرناکش همين است و کاش يک عقلانيتي در جامعه ما وجود داشت که اين اعتراض بالقوه را مي پذيرفتند که سازمان هاي خودش را پيدا بکند. چون در غير اين صورت واقعا راه ديگري که در برابر جامعه مي گذارند، خشونت است و من فکر مي کنم که در يک فضاي خشونت آميز، در واقع تمام دستاوردهاي سياسي و اجتماعي و فرهنگيمان که از بين مي رود، کساني را هم که باعث اين وضع مي شوند مورد خطر قرار مي دهد. واقعا در سال هاي بعد از دوم خرداد شما مي بينيد که آدم ها با گرايش هاي سياسي مختلف ولي با اين وجه مشترک که خشونت را به ضرر ايران مي دانستند، داشتند در جاهاي مختلف کار مي کردند، حالا چه در صدر، چه در بدنه، يک سامان به اصطلاح عقلاني و مدني به اين ماجراها بدهند. اما متاسفانه اين سامان به هم ريخته است و من يکي از چيزهايي که خيلي زياد بابتش نگران هستم، اين است که يک روزي که اين سد را بشکند، فکر مي کنم ديگر نه از تاک نشان بماند و نه از تاک نشان. م.ا: خانم مرتاضي، با توجه به تحولات اخير شما آينده را چطور مي بينيد؟ مرضيه مرتاضي لنگرودي: من اين طور اعتقاد دارم که اين جا اغلب تغييرات و تحولات سياسي بعد از انقلاب، به واسطه درگيري و اختلافات فکري بوده است که در حاکميت وجود داشته است و همه اين تحولات با هدف حفظ نظام صورت گرفته است. حتي اصلاح طلبي هم نه به صورت جنبش اجتماعي در حوزه عمومي، به صورت تعاملات جناحي در قدرت با هدف حفظ نظام در بخشي از حاکميت مطرح شد و ديديم که تمام اختلافات بر سر اختلاف روش ها براي حفظ نظام از طريق اصلاحات و اقتدارگرايي بود که البته هرگز مورد قبول اقتدارگرايان قرار نگرفت و اين انتخابات اخير نتيجه اش بود. حالا اصلاح طلبان اين سنگر مجلس را که در واقع نه به عنوان قانونگذاري (قوانيني که تاثير بگذارد روي اعتراضات زنان) بلکه به صورت يک مجلس روشنگري در مجلس مقاومت از آن استفاده کردند و حالا اين سنگر را از دست داده اند. طبعا اعتراضات زنان توانسته است تبديل بشود به چالش هاي جدي که حقوقي را بتواند به طور واقعي براي آن ها بياورد. بسياري از قوانيني که تصويب شد براي نفع زنان، ما مي بينيم قوانين روبنايي بود. قوانين زيربنايي نبود که تغييرات عمده ايجاد کند، قوانيني بود که در يک نظام پدرسالار کاملا مي توانستند مردم آن ها را دور بزنند و من فکر مي کنم که اصلاح طلبي چون از بالا آمد و به صورت يک جنبش اجتماعي در حوزه عمومي اتفاق نيافتاد، نتوانست تغييرات لازم را ايجاد بکند، تغييرات مبنايي را براي برابري حقوق، لذا مجلس هفتم که ديگر به طريق اولي چون زناني که در اين مجلس هستند قاعدتا بايد از آن ها انتظار بيشتر باشد، آن 14-13 تا زن تبديل شدند به هفت تا و اين ها نگاهشان... در واقع فرهنگ سياسي اين ها فرهنگ آمريت و تابعيت است، نه فرهنگ مشارکت. طبيعي است که اگر مبناي حقوق زنان را مشارکت در جامعه قرار ندهند، همين طور که سرکار خانم کار فرمودند، با اين حجم بالاي زنان تحصيل کرده، روز به روز بر اعتراضات زنان افزوده مي شود و اين اعتراضات گسترده تر مي شود. چاره اي هم نيست، با اين حجم گسترده ورود زنان به عرصه هاي علمي – اقتصادي و حضور اجتماعيشان، من معتقد هستم که تحولات به نفع زنان است و هيچ نااميد نيستم از اين که حالا مثلا مجلس، يک سنگري که مي توانست به صورت يک کاتاليزوري عمل بکند در زمينه تحقق حقوق زنان، حالا اين از دست رفته است. م.ا.: خانم کار، شما هم فکر مي کنيد که همان طور که بعضي ها معتقد هستند که يکپارچگي در حاکميت به نفع مردم تمام خواهد شد، آيا فکر مي کنيد که نبود زنان اصلاح طلب در مجلس آينده به نفع خانم ها تمام مي شود و باعث مي شود که اين ها در خواست هايشان مصمم تر بشوند و بيشتر فرصت داشته باشند خودشان را سازماندهي کنند؟ مهرانگيز کار: اتفاقا من جزو آن ها شده ام در حال حاضر به علت تجربه هايي که پشت سر دارم از سال 76 تاکنون و به علت مطالعات وسيعي که در مورد قانون اساسي جمهوري اسلامي و عملکرد اين قانون اساسي داشته ام، به اين نتيجه رسيده ام که اين قانون اساسي قانون اساسي است که اگر مديران درون اين قانون اساسي تفکرشان نزديک به هم باشد، احتمال دارد درش اتفاقاتي بيافتد که تا حدودي کمک بکند به رفع برخي از کاستي ها و نه به صورت ايده آل، چون ما در همين قانون اساسي بسته جمهوري اسلامي يک مجمعي داريم به نام مجمع تشخيص مصلحت نظام، مجمع تشخيص مصلحت نظام به هيچ وجه اجباري ندارد که قوانين را از نگرش شرعي تصويب بکند. حالا اگر اين مجمع تشخيص مصلحت نظام بخواهد قوانيني را تصويب بکند به نفع زنان، مي تواند؛ براي اين که اين اجازه را به آن داده اند که عرفي قانونگذاري بکند و سکولار قانوگذاري بکند. بنابراين اگر که از نظر رقابت هاي قدرتي بين مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس شوراي اسلامي اختلافات خيلي فاحشي وجود نداشته باشد و چنانچه فشارهاي بين المللي ادامه پيدا بکند و در ايران هم فشارهاي اجتماعي را نظام سياسي کشور بيشتر احساس بکند، مجمع تشخيص مصلحت نظام مي تواند بسياري از مصوبات مجلس شوراي اسلامي را که در شوراي نگهبان وتو مي وشد و رد مي شود، تصويب بکند. در کادر قانون اساسي جمهوري اسلامي که قانون اساسي بسته اي است و به هيچ وجه اجازه نه آزادي بيان مي دهد، نه آزادي اجتماعات مي دهد، و نه آزادي تشکيل احزاب مستقل مي دهد، مگر با يک تفاسير خيلي خاص عجيب و غريب. در کادر يک چنين قانون اساسي بسيار بسته اي احتمال دارد تحت فشارهاي بين المللي و داخلي اين يکپارچگي منجر بشود به يک تحولات قانوني، آن هم نه تحولات قانوني دموکراتيک و خيلي ايده آل، بلکه تحولات قانوني در جهت بهبود وضعيت حقوقي من اين نظر را دارم و فکر مي کنم که اگر تمام مجلس شوراي اسلامي هم نمانيدگانش تبديل مي شدند به نمايندگان بخش سکولار جامعه، باز هم نمي توانست قانون گذاري بکند به صورت دموکراتيک، چون وتو مي شد در شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام هم که از نظر فکري اگر با نمايندگان در دو طيف مخالف بود، آن هم اين اختلاف را به نفع قوانين دموکراتيک رفع نمي کرد. پس بنابراين در اين سيستم بسته احتمال هست که با يکدست شدن يک تحولات قانوني داشته باشيم، ولي به سر ادامه فشارهاي جهاني و ادامه فشارهاي اجتماعي. م.ا.: خانم اميري، شما درباره مساله يکپارچگي به شکلي که مطرح شد، چه فکر مي کنيد و به نظر شما آيا اين يکپارچگي، اگر وجود داشته باشد، مي تواند به بالفعل شدن جنبش زنان يا به عبارتي حرکت هاي اعتراضي زنان کمک کند؟ نوشابه اميري: ببينيد، من اين جوري قضيه را مي بينم که در واقع داشتن آزادي در جامعه ما ديگر امر اجتناب ناپذيري شده است. يعني مي شود جلويش را گرفت، مي شود سرکوبش کرد، ولي به هر حال در دوراني زندگي مي کنيم که واقعا جلو بعضي چيزها را گرفتن واقعا ناممکن است. از همه مهمترش جريان تفکر است. يعني اين که جوانان ما، زن هاي ما يا مردهاي ما حق فرديشان را طلب مي کنند؛ ممکن است که اين حق را ببرند در خلوت خانه هايشان يا پستوهايشان، اما به هر حال مساله اساسي اين است که داشتن حق و حق طلبي براي انسان ها مطرح شده است. حالا برخورد با اين وضعيت بر مي گردد به اين که بينشي که حاکم است بر مجموعه جامعه چطور مي تواند اين وضعيت را درک کند و آن را سازماندهي کند و در واقع به بهترين نتيجه از وضعيت موجود برسد. يعني شما ببينيد، اگر در امريکا احزاب دو حزب بزرگ هستند که يک بار اين مي رود و يک بار آن مي رود، حالا اکثريت هم دارند يا ندارند، وقتي که پايه فکري تغيير نمي کند، پايه فکري تعريف شده است، و يک قانون اساسي مشخص است که در آن معلوم است نظام اقتصادي چيست، نظام سياسي چيست، حد حقوق فرد چيست، و مسئوليت فرد چيست؛ در نتيجه سيستم کار خودش را انجام مي دهد. حالا اگر فکر کنيم که اين جا همچنان بينش فکري ما تعريف نشده است، شما باز با يک مجموعه اي روبرو هستيد که به ظاهر الان همه اشان يکدست هستند، اما من شک دارم که يکدستي خيلي دوام بياورد براي اين که بينش تعريف نشده است. يعني آقاي حداد عادل، نماينده اول تهران، يک صحبتي مي کنند و فرادي آن روز روزنامه جمهوري اسلامي در واقع بدترين حمله ها را به ايشان مي کند يا شهردار تهران که به هر حال يک آدم شناخته شده حزب اللهي است، يک کارهايي را پيش مي برد و آدم هاي ديگري در درون آن شوراي شهر باز مساله پيدا مي کنند. عيني بر مي گردد به اين که ما بالاخره چکار مي خواهيم بکنيم، يعني حتي شما براي اين که جامعه را به صورت بسته و با يک قوانين شخصي هم اداره بکنيد، بايد آن قوانين تعريف شده باشد، در حالي که به نظر مي رسد که اين طوري نيست، يعني منافع مختلف، جالا چه به لحاظ ثروت و چه به لحاظ قدرت جوري ان جا توازن شکننده اي را به وجود آورده اند که ان يک دستي هم من نمي دانم تا چه حد بتواند پيش برود. از طرف ديگر فکر مي کنم که به هر حال يک وجهش اين خاصيت را دارد که استخوان لاي زخم ديگر نمي تواند باشد. شما با يک مجموعه اي روبرو هستيد که در برابر آن مجموعه يا هستيد، يا نيستيد. وقتي هستيد که به هر حال جذبش مي شويد، اما وقتي نيستيد اين نبودنتان در يک قالب هاي مختلفي خودش را نشان مي دهد. آن قالب ها من اميدوارم که قالب هايي باشد که در مجموع به نفع جنبش آزاديخواهانه و عدالت طلبانه مردم ايران حرکت بکند، نه اين که همان طور که خانم کار گفتند به سمت جريان هاي مخربي کشيده بشود که ناشي از سرکوب انواع و اقسام حرکت هاي مدني در آن جامعه بوده است. م.ا.: خانم مرتاضي، خواهش مي کنم که شما هم يک جمه بندي از حرف هايتان بدهيد. مرضيه مرتاضي لنگرودي: من معتقد هستم که کنار رفتن اصلاح طلب ها بر پويايي جنبش زنان يا اعتراضات زنان تاثير چنداني نخواهد داشت و يکپارچه شدن مجلس هم به اين معنا که مجلس را تاثيرگذار بدانيم در جنبش هاي اجتماعي، نه تاثير نخواهد داشت. اساسا حضور اصلاح طلبان و اين تفاوت بين مجلس ششم با مجلس دوره قبل، درست است که يک شکافي در نظام ايجاد شده بود براي حفظ قدرت و اين دو نوع نگاه، ولي واقعيتش اين است که يک واقعيت مبنايي وجود داشت و آن اصلاح طلبان با توجه به آن واقعيت و نارضايتي هاي ناشي از فقر و فساد و بيکاري و فحشا، فکر مي کردند که بايد جور ديگر بايد يک حقوقي را رعايت کرد. اين است که وضعيت حقوقي زنان ما هم به گونه اي نيست که بتوانند بدون اعتراض باقي بمانند؛ به خصوص، همان طور که گفتيم، زناني که روز به روز بيشتر وارد عرصه اجتماعي مي شوند و به جالش هاي جدي با اين قوانين کشيده مي شوند. من فکر مي کنم که اين اهميت دارد که ببينيم که آيا راست افراطي مسلط مي شود در مورد اين که يکدست مي شود و مديران يکپارچه عمل مي کنند، يا راست ميانه. اگر راست افراطي مسلط بشود که بايست فاتحه خيلي چيزها را خواند. اگر راست افراطي بر مجلس حاکم بشود، اساسا راست افراطي مجلسي را که در ان زن باشد و اقليت هاي ديني باشد را نمي پذيرد. در مجلس اسلامي که اين ها نبايست باشند. لذا من فکر مي کنم که راست ميانه که عقلاني تر مي انديشد و آقاي حداد عادل و امثالهم نمايندگانشان هستند، از اين ها بايد استفاده بشود. اگر اين ها بيايند، البته فقر مي کند و يک آزادي هاي اجتماعي نسبي داده مي شود و يک امنيت نسبي ايجاد مي شود. امنيت نسبي که به وجود بيايد، يک انرژي را آزاد مي کند. در پرتو آن انرژي آزاد شده شايد اعتراضات بتوانند شکل هاي جنبش به خودشان بگيرند. من فکر مي کنم الان زنان پي برده اند به اين مساله که اعتراضات محدود و مقاومت نامحدود براي گرفتن و فتح پله به پله و سنگر به سنگر و قدم به قدم حقوقشان. چنين حادثه خوشي اگر اتفاق بيافتد و اين عقلانيت بر اعتراضات مردمي و به خصوص اعتراضات زنان اگر حاکم شود، فرصت مناسبي مي تواند باشد براي اين که اين اعتراضات تبديل به يک جنبش بشود و آرمان هاي مشترک و سازمان يافتگي هاي حداقلي و سپس حداکثري بر آن مترتب بشود. م.ا.: سپاسگزارم و در همين جا با ميهمانان عزيز، خانم مهرانگيزکار در مريلند، خانم نوشابه اميري در پاريس، و خانم مرضيه مرتاضي لنگرودي در تهران و نيز با شنوندگان، در هر کجا که هستند، خداحافظي مي کنيم. تعيين روزي به نام روز زن در هشتم مارس، حاصل مبارزات برابري خواهان زنان آمريكا و اروپا بود و اكنون جنبش زنان نه تنها در زادگاه خود همچنان فعال و تاثيرگذار است، كه گستره اي تقريبا جهاني پيدا كرده و در هر كشوري به تناسب نابرابريها و در چهارچوبهاي فرهنگي، قومي و ديني براي بهبود شرايط زندگي زنان تلاش مي كند. در ايران اما جنبش زنان چه جايگاهي دارد و چه آينده اي را مي تواند براي اين جنبش يا به اعتقاد برخي براي حركتهاي اعتراضي زنان پيش بيني كرد. در ميزگرد دمکراسي و حقوق بشر امشب راديوفردا، خانم مهرانگيز كار، حقوقدان و استاد دانشگاه در مريلند، خانم مرضيه مرتاضي لنگرودي، فعال در مسائل زنان در تهران و خانم نوشابه اميري، روزنامه نگار در پاريس به بحث و اظهار نظر در اين باره مي پردازند.
XS
SM
MD
LG