لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۴۶ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

روزجهاني زن: ميزگرد «راديوفردا» با شركت سه زن صاحب قلم


(rm) صدا |
شهران طبري (راديو فردا): در تمام جهان، نهادها و موسسات و گروهها و دسته هايي كه دموكراسي و حقوق بشر را ارج مي نهند، هشتم مارس، 18 اسفند، روز جهاني زن را فرصتي مناسب براي طرح حقوق و آزاديهاي برابر زنان مي شمارد. سازمان عفو بين الملل امسال به همين مناسبت كمپيني را تحت عنوان خشونت علي زنان آغاز كرده است و خشونت عليه زنان را سرطان و تجاوز به حقوق بشر مي خواند. راديو فردا نيز به مناسبت هشتم مارس، از سه زن صاحب قلم ايراني كه هر يك سالياني طولاني براي حقوق زنان قلم زده و تلاش كرده اند، دعوت كرده است كه در ميزگرد راديو فردا به مناسبت اين روز شركت كنند. دكتر آذر نفيسي كه آخرين كتابش «قرائت لوليتا در تهران» جزء پرفروشترين كتابها در آمريكا درآمده، دكتر پروين پايدار كه تا چند ماه پيش رئيس UNIFEM يا سازمان زنان سازمان ملل در افغانستان بود و آخرين نوشته اش را تحت عنوان جنسيت دموكراسي، تقابل فمنيزم و رفرميزم در ايران معاصر، انتشارات سازمان ملل به چاپ رسانده و دكتر هاله افشار، استاد علوم سياسي از دانشگاه يورك بريتانيا كه از جمله كتابهاي متعددي كه نوشته، مي توان به ديناميزم جنسيت و نژاد اشاره كرد. براي شروع بحث با آنها مي گويم: 25 سال از انقلاب ايران مي گذرد. در اين ربع قرن، زن، حقوق زن و آزادي زن يكي از موضوعات مركزي در جمهوري اسلامي ايران بوده. خيليها معتقدند وقتي جمهوري اسلامي تاسيس شد، موقعيت اجتماعي زن در ايران يك عقبگرد اساسي كرد. اما رفته رفته زنهايي به صحنه مشاركت اجتماعي وارد شدند كه پيش از آن هرگز چنين امكاني را نداشتند. تلاش و مبارزه زنهايي كه آزاديشان را از دست داده بودند، براي بازپس گرفتن اين آزادي از يكسو و حضور قشر و گروه اجتماعي جديدي از زنان در صحنه اجتماعي كه كم كم به حقوق خودشان آگاه شدند، از سوي ديگر باعث شد كه اين سئوال مطرح شود كه آيا پس از جمع زدن برد و باختهاي زنان، جمهوري اسلامي يا انقلاب اسلامي، به نفع جنبش زنان بوده يا نه. جواب عده اي از تحليلگران مسائل اجتماعي و زنان به اين سئوال مثبت است. در حالي كه عده اي ديگر آن را منفي مي دانند. پاسخ شما چيست؟ خانم دكتر افشار ممكن است شما شروع كنيد لطفا. هاله افشار: به نظر من تاريخ ملاكي نيست كه بگوييم بهتر بود يا بدتر شد و بعلاوه سرنوشت زنان هميشه اين است كه وقتي چهار قدم پيشرفت مي كنند، دو قدم بايد پسرفت كنند. در نتيجه من نمي توانم به شما بگويم اگر آن مسيري كه شروع شده بود، طي مي شد، آيا ما جلوتر بوديم يا نبوديم. ولي چيزي كه براي من مهم است، اين موفقيت زنان ايراني است كه به دليل تاريخ مقاومتي كه دارند، نمي شود و نشد كه اينها را محروم كنند از حقوق اجتماعي. اين نبود كه دولت اسلامي نمي خواست. من واقعا فكر مي كنم كه براي زنان و بخصوص براي زنان ايراني، آن تاريخ مقاومت واقعا دورزمان بود كه باعث شد كه واقعا كساني بودند كه دست در دست براي آزادي زنان مقاومت كرده بودند. به نظر من چيزي كه براي زنان مهم است، اين اميد و دانش است و به نظر من دولت اسلامي هيچ وقت نخواست كه به زنان آزادي بدهد، ولي زنان از آن گرفتند. ش . ط : خانم دكتر نفيسي، شما نظرتان چيست؟ آيا با اين نظر موافقيد؟ دكتر آذر نفيسي: من هم همينطور فكر مي كنم. فكر مي كنم در اين موارد، اين كه آيا اين غلط است يا آن درست است، مساله اي را حل نمي كند. معضلي كه پيش روي ما است، معضلي كه زنان ايران امروز با آن مواجه است، جنبه هاي مختلفي دارد و به اصطلاح طنز سرنوشت در اين است كه در زماني كه جمهوري اسلامي مي آيد و مي خواهد حقوق زنان را از آنها بگيرد، در حقيقت موضوع زنان بيشتر از هر زمان مساله و معضل جامعه مي شود. ولي فكر مي كنم كه اگر كه زنان ايران از اواسط قرن نوزدهم، آن سابقه مبارزه اجتماعي و سياسي و فرهنگي را نداشتند، امروز آن زناني كه به صحنه آمدند، نمي توانستند به موفقيتهايي كه رسيدند، نايل شوند. هم گذشته را ما داشتيم و هم دنيا را در مقابل خودمان داشتيم و زنان ما به اين دنيا نگاه مي كردند. جمهوري اسلامي موفق نشد كه دنيا را و گذشته را از زنان ايران بگيرد و به همين جهت اين مساله بغرنجتر و پيچيده تر از اين است كه خلاصه بشود به يك سئوالي كه آيا اين بهتر است يا آن يكي. ولي مسلم است كه اگر ما بگوييم زنان ايران به خاطر جمهوري اسلامي به موفقتهايي كه برخي نائل آمدند، نائل آمدند، به اين معني است كه زنان ايران بايد توسري بخورند، قوانين بايد به موحشترين نوع تغيير پيدا كند، مثلا سن ازدواج از هجده به نه بيايد، سنگسار متداول بشود تا اين كه زنان ما به خودشان بيايند. فكر نمي كنم اين حرف درستي است. اگر كه خطاهايي يا اشكالاتي در گذشته بوده، به اين معني نيست كه ما آن خطاها يا گذشته ها را با مسائل خيلي بدتر، با پاسخهاي خيلي بدتر سعي كنيم رفع و رجوع كنيم. ش . ط : خانم دكتر پايدار شما اين مساله را چطور مي بينيد. دكتر پروين پايدار: من هم با خانم افشار و خانم نفيسي موافق هستم كه واقعا اين تاريخ جنبش زنان در ايران بوده و قدرت خود زنان ايراني، آگاهي و بيداري خود زنان ايراني بودكه باعث شده كه به هر حال هر مشكلي در جامعه اسلامي برايشان بوجود آمده، ولي خانه نشين نشوند و مقاومتشان را ادامه دهند. بنابراين شايد من فكر مي كنم كه به يك جنبه ديگرش بپردازم و آن اين است كه به طور خيلي مختصري آنطور كه خودم كارنامه وضعيت زنان را در ايران در جمهوري اسلامي مي دانم، اشاره بكنم. به نظر من جمهوري اسلامي بدون ترديد باعث شد كه قوانين خانواده صدمه بسياري ببيند، در ابتداي امر كليه دستاوردهاي جنبش زنان ايران در زمان پهلوي كه در بهبود قوانين خانواده خيلي كار كرده بودند، آن را از دست داديم. ولي واقعيات جامعه مدرن و تلاش زنان اسلامي و غير اسلامي به نظر باعث شد كه تا حدي اين باخته ها به تدريج جبران شوند، ولي كاملا هنوز جبران نشده و به جلو هم نرفتيم، ولي تا حدي به هر حال اينها جلويش گرفته شود. البته هنوز راه بسيار درازي در پيش داريم. حق انتخاب زنان محدودتر شد، حق انتخابشان در لباس، در سفر ،‌ در ازدواج، در تحصيل، در كار و تقريبا در همه چي. اصلا سيستم مردسالاري به طور كاملتر از طرف دولت يك مشروعيت حقوقي و دولتي يافت و از اين نظر تمام حق انتخابات زنان بسيار محدودتر شد. ولي مساله اين است كه جمهوري اسلامي در يك جامعه مدرن است و زمان را نمي توانست جمهوري اسلامي يا هيچ سيستم ديگر به عقب ببرد. مي توانند قوانين را مردسالاري كنند، ولي زمان را نمي توانند به عقب ببرند، مثلا اگر بخواهم يك مثال بزنم، حق طلاق از زن گرفته شده، ولي درواقع وقتي آمارها را نگاه مي كنيم، همين چند روز پيش من يك آماري را نگاه مي كردم، عملا درصد طلاق در ايران بالا رفته. سال به سال بالا رفته، با وجود اينكه زن حق طلاق ندارد. يعني نصف جامعه حق طلاق ازش گرفته شده، ولي باز همينطور آمار طلاق بالا مي رود و بنابراين زمان بر عليه جمهوري اسلامي است در محدود كردن حقوق زنان و همانطور كه دوستان هم گفتند، تلاشهاي خود زنان. جنبه مثبتش را هرچيزي به نظر من جنبه مثبت دارد، حتي وحشتناكترين اتفاق در جهان هم مي تواند جنبه مثبت داشته باشد و جنبه مثبتش به نظر من و البته موافقم با خانم نفيسي. لازم نيست آدم اين قيمتها را بپردازد كه اين جنبه مثبت را بگيرد. مي توانستيم اين را از طريق خيلي راحتتر بگيريم، ولي به هر حال پيش آمده. بخشهايي از زنان در جامعه ايران كه خانه نشين بودند، همانطور كه خانم طبري اشاره كردند به دلايل مذهبي و فرهنگي به بيرون از خانه كشيده شدند و نقشهاي سياسي و اجتماعي پيدا كردند. اين خيلي به نظر من مثبت است. ش . ط : نكته ديگري كه در اين ربع قرن مطرح بوده، مساله خشونت عليه بخشي از زنهاي جامعه براي رعايت حجاب اجباري بوده. زنهايي كه حاضر نيستند حجاب اسلامي را به اجبار قبول كنند، در اين مدت مورد يك سيستم پليسي و تعقيب مدام قرار گرفتند. تنبيه بدني و رواني شدند. فكر مي كنيد ضربه اي كه اين روش جمهوري اسلامي در تحميل حجاب به همراه آورده، زنها و چه در مردهاي جامعه، چه بوده؟ دكتر آذر نفيسي: من مي خواستم به يك مساله اشاره كنم اول در ارتباط با همين مساله لباس اجباري. من فكر مي كنم اين مساله هيچ ربط مستقيم به مذهب ندارد يا معضل حجاب در جامعه ما امروز يا حقوق زنان ما امروز درحقيقت مساله حق انتخاب را مطرح مي كند. وقتي كه حجاب اجباري مي شود، نه فقط حق زنان غير مسلمان از آنها گرفته مي شود، بلكه حق زن مسلمان هم براي اينكه آزادي را داشته باشد كه نوع ارتباط خودش را با خداي خودش، خودش تصميم بگيرد، از او گرفته مي شود. به همين جهت مطرح كردن اين مساله كه اين مساله مربوط مي شود به اسلام يا يك عده از زنان جامعه ما چون مسلمانند، مي خواهند حجاب سرشان كنند، پس همه جامعه بايد حجاب سر كند، من فكر مي كنم به اين مساله بايد پاسخ داد. بسياري از زنان مسلمانند و حجاب سرشان نمي كنند. من به طور مثال در ارتباط با خانواده خودم بگويم كه مادربزرگ من همواره حجاب سرش مي كرد، در دوره رضا شاه وقتي براي مدتي برداشتن حجاب اجباري بود، او سه ما از خانه بيرون نرفت، چون نمي خواست حجابش را از سرش بردارد. مادر من خودش را مسلمان مي دانست، به حج رفته بود، ولي هيچ وقت در عمرش حجاب سرش نكرده بود و هر دو خودشان را مسلمان مي دانستند و هر دو مخالف اين بودند كه حجاب در جامعه اجباري بشود. براي مادربزرگ من كه انتخاب حجاب به عنوان يك زن مسلمان يك حق انتخاب مي توانست باشد، با قانوني كردن حجاب و اجباري كردن حجاب، مبدل شد به يك حركت سياسي. الان در جامعه ما حجاب يك حرت سياسي است و نه يك حركت مذهبي و آزادي مذهب را هم به زير سئوال مي كشد و براي من خيلي جالب است كه هر مساله اي كه ارتباط پيدا مي كند با آزاديهاي زنان و حقوق فردي، در حقيقت بيانگر اين است كه جامعه دارد به چه سمت و سويي از نظر دموكراسي و ساير آزاديها پيش مي رود. ش . ط : خانم دكتر افشار، شما مساله خشونت عليه زنان را براي رعايت حجاب اسلامي، يك مساله سياسي مي دانيد يا اينكه نه آن را يك مساله مذهبي يا يك اعتقاد مذهبي مي خوانيد؟ دكتر هاله افشار: به نظر من اسلام تقاضاي حجاب از زنان نمي كند. اين تقاضا را مردان، يعني علماي ايراني به دليلي كه شايد به ذهن خودشان درست آمده تحميل كردند بر زنان ايراني و اين باعث شده كه حتي زناني كه واقعا مايل بودند كه محجبه باشند، حالا ممكن است از اين نظر كه به آنها اين تحميل شده، تصميم بگيرند كه اصلا حجاب را بردارند و اينكه مذهب واقعا بايد از دل باشد، نه بر اجبار. بسياري از خانواده ها ممكن است كه تصور كنند كه چون دخترشان با حجاب است، مي تواند كار كند يا موقعيتش بهتر است، ولي به نظر من تحميل اجباري حجاب و تحميل آن با خشونت، شلاق زدن زنان براي اين كه حجابشان را سر نمي كنند، واقعا باعث مي شود كه خشونت عليه زنان عادي به نظر بيايد. يعني به نظر بيايد كه مردان حق دارند كه زنان را كتك بزنند براي اينكه زنان بدحجاب بودند. از اين تا قدم طالبان فقط يك قدم راه است و اين كه وادار كنند كه زنان سنبل مذهبي بشوند، به نظر من زنان مسلمان را هم واقعا از اسلام مي اندازد، چه برسد به نامسلمان و به نظر من اين فقط يك مساله سياسي است براي دولتي كه از اسلام ديگر چيزي برايش باقي نمانده، غير از زنان محجبه. و آن خشونتي كه نسبت به زنان عمل مي كنند باعث مي شود كه زنان محجبه هم فقط ظاهرا مسلمانند و در باطن اگر اين اسلام است، مسلما علاقه اي به آن ندارند. ش . ط : خانم دكتر پايدار شما نكته اي داريد كه اضافه كنيد؟ دكتر پروين پايدار: با صحبتهايي كه كردند دوستان موافقم، يك نكته را اضافه كنم كه براي من مشكل است كه بگويم آيا اسلام حجاب را ترويج مي كند يا نه. براي اينكه بايد بدانيم كدام اسلام، كجا، چه تعبيري و در جمهوري اسلامي خودمان مي بينيم كه چندين نوع اسلام وجود دارد و برخي بسيار حجاب را ترويج مي كنند، از قرآن هم مي توان مثال آورد، از همه جا مي شود مثال آورد اگر تعبير آدم آن باشد. مي شود دليلش را پيدا كرد و گفت كه حجاب به دليل اسلام بايد در جامعه رواج پيدا كند. ولي اسلامهاي ديگري در جامعه ما هستند كه دقيقا برعكسش را مي گويند. مي گويند حجاب در اسلام اجباري نيست. بنابراين بايد ببينيم كه در كجا و چطور. ولي جايي كه موافق هستم با دوستان، اين است كه اصلا مساله اسلام در ايران، اسلام جمهوري اسلامي در ايران واقعا به نظر من آنقدر مساله اسلام نيست كه مساله قدرت سياسي است. و براي بدست آوردن قدرت سياسي به يك ايدئولوژي بند كردند. يعني از يك ايدئولوژي پشتيباني گرفتند كه يك عده اي در قدرت باقي بمانند و بنابراين هر تعبيري كه به در قدرت ماندنشان كمك كند، از اسلام مي كنند و بقيه تعابير را دور مي ريزند. همينطور مي دانيم اپوزوسيون ما هم به اسلام رو آورده و هر تعبيري كه به آن كمك مي كند كه با دولت بجنگد يا تعبير اقتدارگرايانه از اسلام را رد كند، از ايدئولوژي اسلام آن استفاده را مي كند. ولي از نظر زنان كاملا هم با خانم نفيسي و هم با خانم افشار موافقم. دو جنبه بسيار فلاكت باري اين مساله حجاب داشته. يكي اينكه حق انتخاب را از زنان گرفته، يكي اين كه خشونت را در جامعه بر عليه زنان يك چيز عادي كرده و استقرار داده. ش . ط: در فرصتي كه برايمان باقي مانده، ممكن است به طور خلاصه و مجمل بفرماييد كه فكر مي كنيد بعد از گذشت اين 25 سال و اين تاريخ پرتلاطم زنان در ايران، جنبش زنان در كشورمان در چه جايي است. صحبت از فمنيسم اسلامي مي شود براي مثال، انواع و اقسام نظرها مطرح مي شود. اينها و جنبش آينده زنها در ايران را چطور مي بينيد. دكتر آذر نفيسي: من دو نكته است كه مي خواهم راجع به آن صحبت كنم. از بابت جنبش زنان خب فكر مي كنم اين تجربيات 25 ساله با وجود تلخ بودنش باعث شد كه زنان ما با گوشت و پوست خودشان، مساله آزاديهاي فردي و آزاديهاي زنان را حس كنند و نسل جواني كه الان با عدم اطاعت از رژيم به خيابان مي آيند، شايد حتي از نسل من بهتر با گوشت و پوست خودش اين نياز به آزادي را حس كرده باشد. من فكر مي كنم اين خيلي مساله مهمي است و مساله مهم ديگر اين است كه زنهايي كه در ابتداي انقلاب اسلامي در مقابل هم مي ايستادند يا زنهايي كه در مركز قدرت قرار گرفته بودند و فكر مي كردند قوانيني كه جمهوري اسلامي آورده، قوانين درستي است الان خود آنها به انتقاداز خود پرداختند و به يك آگاهي رسيدند كه اين آگاهي خيلي كمك كننده خواهد بود. از طرف ديگر من با تم فمنيسم اسلامي، مساله دارم. من فكر مي كنم كه فمنيسم يا آزادي يا دموكراسي، اينها هيچكدام ايسم بردار نيست، يعني فمنيست اسلامي نداريم، همانطوري كه يهودي يا مسيحي نداريم. مي توانند زناني باشند كه هم مسلمان باشند و هم فمنيست. من خيلي مساله دارم با اين تم و نمي فهمم كه فمنيسم اسلامي به چه معنا است. مثلا يك كسي كه فمنيسم اسلامي است، در مورد حجاب چه فكر مي كند؟ فكر مي كند كه حجاب بايد يك ذره رعايت شود يا نشود يا اصلا حجاب رعايت نشود. برايم مشخص نيست و فكر مي كنم كه تم درستي نيست اين تم، مانند دموكراسي اسلامي يا حقوق بشر اسلامي. يك سري ارزشها هستند كه جهان شمولند. ما حقوق بشر مسيحي، يهودي يا اسلامي نداريم و گفتن اينكه حقوق بشر يا حقوق زنان به نوعي كه مي شناسيم‌، يك پديده غربي است، در حقيقت توهين به كساني است كه غربي نيستند. ش . ط : خانم دكتر پايدار، شما موافقيد با اين كه مساله زنان و فمنيسم مثل دموكراسي و حقوق بشر يك مساله جهان شمول است و مساله خاص يك فرهنگ نيست؟ پروين پايدار: بلكه كاملا قبول دارم. درسته. دليل اينكه اين تمها دليلي سياسي دارند. يعني دقيقا من خودم درست است يك سال بعد از انقلاب، كتابي كه با همكارم دكتر افسانه مواجي نوشتم، اولين بار اين تم را به كار بردم و هنوز هم به كار مي برم و دليلش واقعا يك دليل سياسي است. يعني دليلش اين نيست كه فمنيسم اسلامي داريم يا حقوق بشر اسلامي داريم . من با اين كه مساله آزادي زن يك مساله جهاني است، كاملا موافقم. مساله فقط يك مساله سياسي است. در حيطه خاصي در مقطع جمهوري اسلامي احتياج داريم كه بفهميم كه جنبش زنان چه گرايشهايي درش هست. مشكلي كه داشتيم اين بود كه بتوانيم واقعا كمك كنيم كه گرايشهاي مختلف جنبش زنان با همديگر آشنايي پيدا كنند، با همديگر بتوانند كار كنند، موقعيت همديگر برايشان واضح و آشكار باشد. مشكلي كه در جنبش زنان در ايران است، عدم اعتماد به يكديگر است به خاطر تاريخي كه داشتيم، به خاطر صدمه هايي كه به همديگر زديم. من چند وقت پيش در ايران بودم و در يك جلسه اي بودم از گروههاي زنان، هنوز كه هنوزه مي ديدم به همديگر مي گفتند موضعتان را مشخص كنيد، ببينيم شما چه مي گوييد يا فلاني چي مي گويد و واقعا با وجود اين كه اين چيزها خيلي كم شده، دقيقا به خاطر تحليلهايي كه شده، ولي هنوز وجود دارد. بنابراين اينها يك تهديدهاي موضعي است. در جمهوري اسلامي منظور از فمنيست اسلامي آنطور كه من به كار بردم فرضا، اين است كه در جمهوري اسلامي ببينيم آنهايي را كه مساله زن را آنطور كه خانم نفيسي مطرح مي كردند، اين را قبول دارم كه به دليلي كه با پوست و گوشت خودشان نياز به آزادي را حس كردند، برپا خواستند و با جود اينكه حجاب سرشان هست و سخت هم به آن معتقدند، ولي حق طلاق براي زن مي خواهند، حتي آزادي حجاب براي زن مي خواهند، اينها را مي توانيم درك كنيم، اين را يك ماركي بهش زديم كه واقعا اين را بتوانيم تحليل كنيم براي كمك به همكاري. وگرنه جمهوري اسلامي تمام شود‌، يا حتي جمهوري اسلامي ادامه پيدا كند، موقعيتش تمام شود، همه اين تمها بايد از بين روند. چيزي نيست كه به آن بچسبيم، نبايد بچسبيم، وگرنه مشكل ايجاد مي شود. ش . ط : خانم افشار خانم نفيسي به يك نكته اي اشاره كردند كه شايد بدن نباشد شما با توجه به آن نظرتان را بگوييد و آن اينكه يك سري مسائل جهان شمول مانند دموكراسي، حقوق بشر، آزادي زن، اينها مسائلي نيست كه از غرب آمده باشد، بلكه اينها مسائل انساني است كه در تمام جوامع وجود دارد و تحت تاثير اين فرهنگ يا آن فرهنگ، نمي توان برايش تعاريف جدايي داشت. شما چه فكر مي كنيد. هاله افشار: من دو نظر دارم. يكي حقوق بشر است و فعاليتهايي كه زنان ايران براي بدست آوردن حقوقي كه واقعا حقشان بوده در اين 25 سال و كاري كه اين زنان كردند، واقعا شناخته شده و اين كه خانم شيرين عبادي به عنوان اولين زن مسلمان و اولين ايراني كه جايزه نوبل را برده، نشان مي دهد كه حتي در سطح دنيوي فعاليتهاي برجسته زنان ايراني در راه بدست آوردن حقوقشان شناخته شده و واقعا قابل تحسين است. درباره فمنيسم به نظر من، فمنيسم الان در تمام دنيا هزار و يك شعبه دارد و در نتيجه شعبه فمنيسم اسلامي يكي از انواع فمنيسم است كه زنان الان از مصر و هند و پاكستان و تمام جوامع اسلامي و در ضمن حتي در انگلستان، يك گروهي از زنان هستند كه راه اسلام را به فمنيست مي شناسند. من الان دو شاگرد دكترا دارم كه زنان انگليسي هستند، سفيدپوش، بچه اين مملكت انگلستان و يكي يك چهارقد سرشان كردند و مسلمان شدند. دارند براي من تز مي نويسند كه فمنيسم اسلامي است. مهمترين الگو در فمنيسم اين انتخابي است كه فمنيستها به زنان مي دهند كه خودشان بگويند كه براي آنها فمنيسم چيست. در نتيجه به نظرمن اگر زناني هستند كه فكر مي كنند كه اسلام راه فمنيسم را دارد، نظر آنها براي من محترم است. همانطوري كه نظر خانم نفيسي البته براي من محترم است. ولي هزار راه است به طرف رهايي. مهم اين است كه زنان ايران نشان دادند كه مي توانند كه هم راه حقوق بشر را بروند و هم با اسلام يك نوعي تا كنند و اين واقعا به نظر من قابل تحسين است در همه جاي دنيا. ش . ط : خانم دكتر نفيسي شما چه فكر مي كنيد؟ دكتر آذر نفيسي: من با خانم دكتر افشار در اين زمينه موافقم كه زنان بايد حق انتخاب داشته باشند مانند اين دو دختري كه ايشان گفتند. اتفاقا نكته اي كه ايشان به آن اشاره كردند، يك جالبيش اين است كه همانطوري كه يك زن مثلا در عربستان سعودي، يك كشوري كه مسلمان است و در خانواده مسلمان به دنيا آمده مي خواهد حجابش را بردارد، همانطور كسي كه در انگليس به دنيا آمده و با قوانين و منشهاي آن كشور بزرگ شده، ممكن است بخواهد حجاب سرش كند. اينجا مساله حق انتخاب است و من اين را مي فهمم و كاملا با آن موافقم. چيزي كه من با آن هنوز مساله دارم، جدا كردن اين مبحث است از مبحث فمنيسم. به اين خاطر كه ما مثلا زنهايي داريم كه مسيحي هستند و اعتقاد هم دارند كه فمنيست هستند. ولي به آنها نمي گوييم فمنيستهاي مسيحي. اين كه ما به يك عده مي گوييم فمنيست اسلامي، من هنوز نمي فهمم كه اين تم به چه چيزي اطلاق مي شود و در ضمن فكر مي كنم كه يك مساله ديگري هم باقي مي ماند و اين كه دفاع از آزادي ديگران كه اتفاقا هم خانم دكتر افشار به آن اشاره كردند و هم خانم دكتر پايدار صحبت كردند. دفاع از حقوق ما بايد منجر شود به دفاع از حقوق ديگران. به قول معروف اين كليشه شده از ولتر كه «من با تو مخالفم ولي تا پاي جان مبارزه مي كنم براي اين كه تو عقايدت را بگويي». مهم اين است كه ما با كساني كه مخالفيم هم اجازه دهيم كه عقايدشان را بگويند. در مورد مساله حجاب هم فمنيست اسلامي واقعا بحث وجود ندارد آنطور كه بايد وجود داشته باشد. خانم پايدار به اين مساله اشاره كردند كه زنان ايراني هنوز به هم آن اعتماد را ندارند كه بحث و مبحث را روشن كنند. خيلي اوقات ما در سطح موضعگيري باقي مي مانيم. يا موافقي يا مخالفي. من فكر مي كنم بحث در مورد حجاب و در مورد خود اين تم فمنيست اسلامي مهمتر از موضعگيري در مورد آن است و من چيزي را كه فكر مي كنم بايد دامن زد و كوشش كرد در بوجود آوردنش، بحث است. ش . ط: بد نيست با اين دو نكته يعني گفته ولتر و بحث سازنده در عوض موضعگيري، كه شايد نه تنها در جنبش زنان ايران كه در جنبش سياسي همزاد آن، يعني دموكراسي براي ايران نيز از نكات محوري هستند، ميزگرد زنان را به مناسبت هشتم مارس به پايان ببريم. در تمام جهان، نهادها و موسسات و گروهها و دسته هايي كه دموكراسي و حقوق بشر را ارج مي نهند، هشتم مارس، 18 اسفند، روز جهاني زن را فرصتي مناسب براي طرح حقوق و آزاديهاي برابر زنان مي شمارند. سازمان عفو بين الملل امسال به همين مناسبت كمپيني را تحت عنوان «خشونت عليه زنان» آغاز كرده است و خشونت عليه زنان را سرطان و تجاوز به حقوق بشر مي خواند. راديو فردا نيز به مناسبت هشتم مارس، از سه زن صاحب قلم ايراني كه هر يك سالياني طولاني براي حقوق زنان قلم زده و تلاش كرده اند، دعوت كرده است كه در ميزگرد راديو فردا به مناسبت اين روز شركت كنند. دكتر آذر نفيسي كه آخرين كتاب وي «خواندن لوليتا در تهران» جزء پرفروشترين كتابها در آمريكا در آمد، دكتر پروين پايدار كه تا چند ماه پيش رئيس UNIFEM يا سازمان زنان سازمان ملل در افغانستان بود و آخرين نوشته وي تحت عنوان جنسيت دموكراسي، تقابل فمنيسم و رفرميسم در ايران معاصر، توسط انتشارات سازمان ملل به چاپ رسيد و دكتر هاله افشار، استاد علوم سياسي از دانشگاه يورك بريتانيا كه از جمله كتابهاي متعددي كه نوشته، مي توان به ديناميزم جنسيت و نژاد اشاره كرد.
XS
SM
MD
LG