لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۱:۴۲ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

روز جهاني زن: بررسي آثار ادبي کهن براي دريافت نقش زنان در ايران باستان، از ديد يک نويسنده


(rm) صدا |
ليلي صدر (راديوفردا): قرائن تاريخي حکايت از آن دارد که زنان ايران باستان، يا دست کم قشري از آنان، از حقوق برابر با مردان برخوردار بوده اند. شايد بررسي و تحليلي آثار ادبي، افسانه، شعر و مثل، به روشن تر شدن نقش زن در ايام کهن کمک کند. در اين زمينه همکارم مريم احمدي گفتگويي انجام داده است با محمد قاسم زاده، نويسنده در تهران. مريم احمدي (راديوفردا): آقاي قاسم زاده، ظاهرا شما مدتي است که روي داستان هاي کهن ايراني کار مي کنيد. در اين داستان ها، جايگاه زنان را کجا مي بينيد. محمد قاسم زاده (نويسنده، تهران): اين منابع به دو طبقه تقسيم مي شود. يک طبقه ادبيات رسمي هستند که تقريبا زن حضوري ندارد، يا حتي داستاني که روايت مي شود. مثلا در بيهقي داستان روايت مي شود. اما زن ها تقريبا حضور ندارند، چرا که وقايع مربوط به قسمت ديگري هست. اما در آن متوني که نويسندگان ما به قصد داستان نويسي و يا به قصد خلق يک متن ادبي، دست مي زنند، ما مي بينيم که زن ها بسيار قوي هستند، در فعاليت هاي اجتماعي شرکت مي کنند، تصميم مي گيرند. گاهي حتي سلاطين را فريب مي دهند. زن ها، اصولا در اين داستان ها خانه نشين نيستند. يا اگر خانه نشين باشند، خانه نشين نيستند مثل فقط به قول معروف نشينند و زايند شيران نر. در واقع هم شير نر مي زايند و هم شير ماده. اما در واقع تصميم گيري هست اينها. من از حدود 100 داستاني که در مورد زنان انتخاب کردم، در يک داستان آن که آن هم يک مقدار منشاء بني اسرائيلي دارد، منشاء غير ايراني دارد، زن را به عنوان ناقص عقل و نادان، و فروتر توصيف مي کند. داستاني هست به نام «يوسف عابد و همسرش» که من فقط در اين يک مورد، در بين داستان ها ديدم. داستان ها، حدود 50 درصد آنها، داستان هاي عاشقانه است. که خود به خود وقتي که عاشقي باشد و معشوقي باشد، عاشق نمي تواند معشوق خود را به شکل ضعيف و زبون تصور کند. در آن داستان هاي بعدي هم زن ها هستند که حتي حقوق مردان خودشان از کساني که اين حقوق را سلب کردند مي گيرند، و آن مرد حتي عاجز است از اينکه اين حق را به دست بياورد. م.ا.: زنان اين داستان ها از کدام اقشار اجتماعي هستند؟ محمد قاسم زاده: زنان اين داستان ها، تقريبا تمام اقشار اجتماعي را در بر مي گيرند. از شاهزاده تا زن بقال و زناني که در قشرهاي پايين جامعه هستند، و زندگي خانوادگي را با درآمدهاي خودشان اداره مي کنند، و حتي زناني که در واقع از دنيا بريدند و عبادت مي کنند، مانند رابعه. م.ا.: داستان هايي که شما انتخاب کرديد، داستان هاي کهن ايراني هست و مرزهاي جغرافيايي متفاوت بوده با امروز. اين داستان ها چه حوزه جغرافيايي را در بر مي گيرد. محمد قاسم زاده: سه يا چهار حوزه جغرافيايي را اين در بر مي گيرد. در متن حوزه اول، حوزه جغرافيايي فرهنگ ايراني است. بعد فرهنگ هندي است، حوزه جغرافيايي فرهنگ عربي است و فرهنگ در واقع سامي را اگر فرهنگ عربي را هم در درون آن قاطي کنيم، فرهنگ سامي هم شامل مي شود. اين منطقه بسيار وسيع، داستان هاي آن در درون متن هاي ادب فارسي حضور دارد. م.ا.: شما در بررسي هاي تان تفاوتي بين آن هسته مرکزي، يعني فارسي، به ايراني در مفهوم امروزي تر آن، با آن حوزه جغرافيايي وسيع تر مي بينيد؟ محمد قاسم زاده: دقيقا اين مشخص است. مثلا در داستان هاي عاشقانه، آن داستان هايي که مربوط به اين حوزه اصلي فرهنگ ايراني است، با مثلا حوزه سامي، اينها چهره زن کاملا دو تا چهره متفاوت هست. در آنجا که به فرهنگ ايراني مربوط مي شود، جسمانيت زن در اين داستان هاي کاملا محرز است. حتي در شعر. نظامي يک شاعري هست که چند تا داستان عاشقانه دارد. در يکي از داستان ها، شخصيت زن ايراني است، مثل خسرو و شيرين، در داستان ليلي و مجنون شخصيت سامي است. در داستان ليلي و مجنون، مي بينيم که فقط اسم ليلي مطرح است، و هرگز در اين داستان نمي گويد که چهره اش چطور بود، جسم اش چطور بود. ولي همين شاعر وقتي به داستان خسرو و شيرين مي رسد، شيرين را حتي به صورت تقريبا اروتيک در چشمه توصيف مي کند. و جسمانيت شيرين کاملا مطرح است. داستان ها هم وقتي که مي رسيم به جايي که شخصيت ها ايراني است، گاهي کاملا اروتيک مي شود، در حالي که آنجاهايي که به حوزه غير ايراني مربوط مي شود، در واقع فقط صحبتي از عشق مطرح مي شود. حضور جسماني زن و عدم حضور جسماني اش، به نظر من تفاوت عمده اي است که بين داستان هاي ايراني و غير ايراني وجود دارد. قرائن تاريخي حکايت از آن دارد که زنان ايران باستان، يا دست کم قشري از آنان، از حقوق برابر با مردان برخوردار بوده اند. محمد قاسم زاده، نويسنده در تهران، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که در آن متوني که نويسندگان به داستان نويسي و خلق يک متن ادبي دست مي زنند، مي بينيم که زن ها بسيار قوي هستند، در فعاليت هاي اجتماعي شرکت مي کنند، تصميم مي گيرند، و گاهي حتي سلاطين را فريب مي دهند. وي مي گويد که زن ها، اصولا در اين داستان ها خانه نشين نيستند. وي مي افزايد که از حدود 100 داستاني که در مورد زنان انتخاب کرده است، در يک داستان آن که آن منشاء بني اسرائيلي و غير ايراني دارد، زن را به عنوان ناقص عقل و نادان، و فروتر توصيف مي کند. آقاي قاسم زاده مي گويد که داستان هايي که مربوط به حوزه اصلي فرهنگ ايراني است، جسمانيت زن کاملا محرز است.
XS
SM
MD
LG