لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۵۷ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

ميزگرد دمکراسي و حقوق بشر راديوفردا: فدراليسم در قانون اساسي عراق و تاثير آن بر سرنوشت کردهاي ايران


(rm) صدا |
علي سجادي (راديو فردا): قانون اساسي موقت عراق و تاييد تشكيل نوعي حكومتهاي محلي و فدراليسم در استانهاي اين كشور با حفظ تقسيمها جغرافيايي موجود واكنشهايي را در ايران، سوريه و تركيه در ميان كردهاي اين سه كشور برانگيخت. تاثير قانون اساسي دوران گذار عراق در منطقه اي كه به نظر مي رسد آماده تحولهاي بنياديني از منظر دموكراسي و رشد آن و نيز رعايت حقوق بشر مي شود و بخصوص تاثير آن بر سرنوشت كردهاي ايراني، موضوع بحث اين هفته حقوق بشر و دموكراسي است. شركت كنندگان در اين ميزگرد: آقايان داريوش همايون از رهبران حزب مشروطه و تحليلگر سياسي، علي كشتگر، فعال سياسي و روزنامه نگار و احمد اسكندري، فعال سياسي كرد هستند. اولين سئوال اين است كه شرايط ويژه اي كه در كردستان عراق پيش آمده، چه تاثيري بر كردستان ايران و كل منطقه مي گذارد. از آقاي همايون خواهش مي كنم بحث را آغاز كنند. داريوش همايون (از رهبران حزب مشروطه و تحليلگر سياسي): اتفاقي كه در عراق افتاد، رسمي كردن يك امر واقع بود، براي اين كه از سال 1991 نيروي هوايي آمريكا عملا دسترسي حكومت عراق را به مناطق كردنشين ناممكن كرد، مگر يك بار كه به كمك يك گروه كردها بر ضد گروه ديگر عملياتي انجام دادند، ولي يك پناهگاهي بوجود آورد كه در اين 12 سال دو بخش يا دو حكومت توانستند كم كم زمينه يك همكاري را فراهم كنند و يك ماهيت يگانه اي را در محل تشكيل دهند، يك حكومت محلي را تشكيل دهند كه در اصل كارش را مي كند و داراي نيروي نظامي قابل توجهي هم هست. سي چهل هزار نفري سرباز و براي عناصر ديگر جمعيت عراق پذيرفتن اين خواست كردها كه در امور خودشان اختياراتي داشته باشند و بتوانند فرهنگ خودشان را حفظ كنند و توسعه دهند، پذيرفتن اين موضوع اجتناب ناپذير بود و مقاومت در برابر اين كار به منزله شكسته شدن عراق مي بود و سه تكه شدنش كه درهاي دوزخ را در آن كشور و منطقه باز مي كرد. انعكاس و بازتابش در بيرون از عراق شاديهايي بود كه مردم در مناطق كردنشين ايران كردند كه بسيار حق داشتند و شورشي بود كه در سوريه روي داد و سركوب شد. البته در ايران هم بسيجيها ريختند و مردم را زدند، ولي درسوريه خيلي شديدتر بود كه سوريه از بحث ما خارج است. ولي در ايران اين گرايش به تشكيل به حكومتهاي محلي را حالا اسمش هرچه مي خواهد باشد و نيز حفظ و گسترش فرهنگهاي قومي را كه الان هم البته زياد ضعيف نيست و تا حدود زيادي هم انجام مي گيرد، اين را تقويت خواهد كرد و اين به نظر من هيچ نبايد مايه نگراني ايرانيان ديگر بشود، براي اصلا نوعا در آينده ايران همين است كه اقوام مختلف داراي حكومتهاي محلي بشوند و اختياراتي داشته باشند و كارهايشان را خودشان انجام دهند در چهارچوب يك كشور واحد و به زبان خودشان آنجا بتوانند درس بخوانند و كارهايشان را انجام دهند، دانشگاه داشته باشند و هرچه بخواهند. اين امر اجتناب ناپذير است و مسلما تغييراتي كه در عراق روي داده است، به اين راه حل نهايي مساله در ايران نيز كمك خواهد كرد. ع . س : آقاي اسكندري. احمد اسكندري (فعال سياسي كرد): ببينيد من فكر مي كنم اين اتفاقي كه در عراق افتاد، نتيجه يك موازنه قواي واقعي است در زمينه سياست در اين منطقه و خوب جريانات به سويي رفتند كه متاثر از تحولات بسيار مهم جهاني و بين المللي بوده است. ما در آن چيزي كه به عنوان قانون انتقالي حكومت عراق تصويب شده، اثرات اين موازنه قوا را مي بينيم. عكس العملهاي شديدي كه به طور مشخص از طرف شيعيان عراق كه بعد از امضاي اين قانون صورت گرفته، اين امر را به خوبي نشان مي دهد. آن چيزي كه اتفاق افتاده، اين است كه مردمي كه در عراق به عنوان شهروندان درجه دوم و سوم شناخته مي شدند و هرباري كه اينها تقاضاي احقاق حقوق ملي خودشان را مي كردند، با شديدترين شيوه اي با آنها برخورد مي شد، الان اينها حداقل در تئوري و تا حدودي كه اين قانون به ما نشان مي دهد، به حد يك شهروند درجه اول صعود كردند و به طور مشخص آن دستاوردهايي كه در طول دوازده سال گذشته در آن منطقه از كردستان كه تحت حكومت دو حزب بزرگ كردستان عراق انجام شده، اينها مي توانند حس بكنند زبان كردي به عنوان يك زبان رسمي كشور در كنار زبان عربي شناخته شده. از اين زاويه كه نگاه مي كنيم، مي بينيم مردمي كه اتفاقاتي مانند حلبچه در موردشان اتفاق افتاده اين فجايعي كه به آن صورت اتفاق افتاده، الان به اين سطح ارتقا پيدا كردند. حالا صحبت سر اين است كه اولا خود همين قانون و خود اين توافقي كه الان انجام شده، توافق كاملي نيست، مشكلاتي معين باقي است كه بايد حل شود و اين احتياج به درايت، احتياج به سياست و مبدل بودند دارد و اينكه ديگر امكاني داده نشود به خشونت و برخوردهاي احيانا قومي در آينده. منتها اگر ما به اين بخش از مردم كردستان به عنوان يك بخش از يك ملت بزرگتر نگاه كنيم، خيلي طبيعي است كه ببينيم در بخشهاي ديگر كردستان و از جمله در كردستان ايران اين نوع عكس العمل را نشان دهند. مردم از يك طرف مي بينند كه كساني كه تا همين پارسال هم به عنوان آواره و در به در هرزگاهي وارد خاك ايران مي شدند و به كردستان ايران مي آمدند، الان اينها از همچين موقعيتي برخوردار شدند. اين به خودي خود خوشحالي بسيار زياد است. من مطمئن نيستم عده زيادي از اين مردمي كه ابراز خوشحالي كردند، اين قانون را خوانده باشند. براي اينكه تا آنجايي كه من اطلاع دارم يك ترجمه ناقص فارسي از اين قانون هست و قانون فقط به زبان عربي و انگليسي به طور رسمي پخش شده. حالا مساله اين است كه مردم در كردستان مقايسه مي كنند كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي الان بعد از 25 سال يك ماده بسيار مبهمي در مورد زبانهاي اقليتهاي قومي و اين را مقايسه مي كنند با آن چيزي كه الان در كردستان عراق تصويب شده، بنابراين تفاوت بسيار فاحشي مي بينند. خوشحالي از اين زاويه است كه مي بينند درد و رنج اين بخش از مردم كردستان اميدوارند كه به پايان برسد و در عين حال اميدوارند كه اين بارقه اميدي باشد و جرقه اي باشد كه بيايد در بخشهاي ديگر و اين حقوق را لااقل در همان سطحش كه هست به اين مردم هم نشان دهد و حكومتهاي دور و بر را هم ناچار كند، از جمله ايران كه اين حق را به رسميت بشناسند كه متاسفانه عليرغم كاملا مسالمت آميز بودن اين برخورد كردها در كردستان ايران، با برخورد بسيار شديد و خشونت آميز نيروهاي سركوبگر روبرو شد و مي بينيم كه عده زيادي را دستگير كردند. ع . س : آقاي كشتگر؟ علي كشتگر (فعال سياسي و روزنامه نگار): من فكر مي كنم كه اين يك فرصت بسيار مهم تاريخي است، هم براي كردها و هم براي همه مردم منطقه كه در واقع تحول دموكراسي و عدم تمركز كه خودش خيلي لازم است براي آينده منطقه كه قدرتهاي مركزي همواره جلوي تحول دموكراسي را در ايران گرفتند و در ساير مناطق همچينن اينچنين بوده، به اعتقاد من بوجود آمدن يك ساختار سياسي فدرال در عراق به همين شكلي كه الان اعلام شده در قانون اساسي، اين منشا تحولات بسيار مهمي خواهد بود. طبيعي است كه كسب خودمختاري در كردستان عراق انتظارات كردهاي ايران و تركيه را براي كسب همين حقوق بالا مي برد و باز هم طبيعي است كه مردم كردستان عراق و حتي دولتهاي آينده عراق كه بر اساس چنين قانوني روي كار بيايند، پشتيبان اين خواست كردهاي ايران و تركيه باشند. بنابراين يك اثر مستقيم و مشخص اين تحول، رشد جنبشهاي ملي در كردستان در كردستان ايران و تركيه و سوريه خواهد بود و افزايش فشار بر حكومتهاي مركزي ايران و تركيه. من فكر مي كنم خودمختاري كردهاي عراق بنابراين فقط يك فرصت منحصر به فرد فقط براي كردها نيست، بلكه فرصتي تاريخي است براي رشد تفكر و ساختار دموكراسي در ايران و عراق و ساير كشورهاي منطقه و همانطوري كه آقاي همايون اشاره كردند، اساسا تمركز زدايي و تقسيم قدرت و مسئوليت كه مي تواند در نظامهاي فدراتيو رخ بدهد، يك عامل مهم براي رشد و توسعه دموكراسي است و چه بسا در آينده ايران هم به اين شكل اگر اداره بشود، بتوانيم اصلا تحول دموكراتيك در ايران نياز دارد به چنين تحول و چنين قوانيني كه اقوام مختلف ايراني بتوانند قدرت بيشتري داشته باشند در اداره امور خودشان و در واقع در يك ايران يكپارچه و دموكرات همه اين اقوام از حقوق خاصي كه لازم دارند، برخوردار باشند. من با توجه به اين، فکر مي کنم که به خصوص ايراني ها بيشتر از بقيه مردم منطقه بايد خوشحال باشند از اين تحول، چرا كه كردها از اصيل ترين و قديمي ترين اقوام ايراني هستند. حالا كردها در مثلا بين اعراب خيلي خودي شناخته نمي شوند و مي دانيم كه بين اعراب و كردها آن نزديكي قومي، خويشاوندي قومي و فرهنگي بسيار كم است و يا بين كردهاي تركيه و تركها. اما بين كردها و ايرانيان اصلا فرق مي كند. كردها اقوام اصيل و قديمي ايران هستند و سنتهاي باستاني ايراني، هويت ايراني، فرهنگ ايراني را پاسداري كردند و دارند و به اين اعتبار ما ايرانيها بايستي بيش از هر ملت ديگري خوشحال باشيم و استقبال كنيم از اين تحولي كه در عراق رخ داده. ع . س : آيا فكر مي كنيد اينكه اصولا كردها يك قوم ايراني خودشان را مي دانند و هستند، در مساله طلب خودمختاري در ايران تاثيري خواهد داشت آقاي همايون؟ داريوش همايون: مسلما تنشي كه ميان كردها است و حكومت مركزي، در اين سه كشور بسيار تفاوت دارد. در ايران كمترين و در عراق اتفاقا به فجيعترين صورت رسيد. يعني حلبچه كه اشاره كردند در تركيه هرگز اتفاق نيفتاد و در عراق اتفاق افتاد. ولي به كلي زمينه ها هم متفاوت است، علت هم همان است كه آقاي كشتگر گفتند. براي اين كه كردها در تركيه و عراق از بيخ با اين عربها و تركها تفاوت دارند. ولي خب ما اگر كمي به عقبتر برويم در تاريخ، اصلا با هم زندگي كرديم بيش از سه چهار هزار سال و هيچ مساله اي ميان ما نيست. ولي من اينجا يك نكته اي را اشاره كنم. موضوع فقط كردستان و اقليتهاي قومي نيست در ايران. آنچه كه ما در ايران بايد به آن توجه كنيم، دموكراتيك كردن سرتاسر نظام حكومتي است و عدم تمركز در سرتاسر ايران. ما فقط با اقوام در ايران سر و كار نداريم. ما با مناطق گوناگون ايران سر و كار داريم كه همه را بايد به يك چشم نگاه كنيم و آنچه كه از حقوق به يك منطقه مي دهيم، منظور مردم مي دهند، ميان همه بايد پخش بشود. بايد ما متوجه اين موضوع باشيم كه ديوارهاي مصنوعي در ايران ميان مردم نكشيم. مردم ايران با هم آميخته اند، براي اينكه زياد تفاوتي با هم نداشتند، گرچه تفاوتهاي زباني بوده است، ولي اين تفاوتهاي زباني تحت الشعاع اشتراكات بسيار بيشتري هميشه قرار گرفته اند. و اين آميختگي در پاره اي از شهرها به اندازه اي است كه اصلا جدا نمي شود كرد اين مردم را از هم بايد. در نتيجه بايد ما نگاهمان منطقه اي باشد و به همه مناطق ايران بايد اين حكومتهاي محلي را داد. من راجع به خودمختاري و فدراليسم يك كمي حساسيت دارم، به دليل اين كه اينها سوابقش در ايران زياد خوب نبوده است از سال 1324 اين صحبتها شده كه با فشارهاي ارتش شوروي و فشارها بيرون، ولي حكومتهاي محلي تمام آن منظور را حاصل مي كند و اينكه اختيارات محلي را مي دهد و نهادهاي انتخاباتي مردم و البته حقوق فرهنگي براي همه . مثلا فرض كنيد فردا در كردستان يك حكومت محلي داشته باشيم و عده زيادي از آذربايجان در آن منطقه زندگي مي كنند. آنها همه به هر زباني كه دلشان مي خواهد صحبت كنند و كتاب بنويسند و دانشگاه داشته باشند و هرچه. اين نگاه ملي كه به همه ملت ايران تعلق مي گيرد نه به بخشي از آن، جلوي خيلي برخوردها را خواهد گرفت و با طبيعت جامعه ايراني و با تاريخ ايران و با تركيب قومي ايران بسيار سازگارتر است. ايران را به هيچ وجه نبايد با تركيه و عراق يكسان گرفت و آنچه در عراق روي داده است، لزوما نبايد در ايران تكرار بشود. عراق تاريخ ديگري دارد و جمعيت ديگري زيادي دارد و مهمترين تفاوتش هم با ايران اين است كه آنجا الان 130 هزار سرباز آمريكايي هست و در ايران يك نفر هم نيست و اين خيلي خيلي تفاوت ايجاد كرده است. ع.س.: آقاي اسکندري؟ احمد اسکندري اسکندري: بله، ببينيد به نظر من بحث وارد زمينه بسيار جالبي شده است. من همينجا دوست دارم که خطاب به همين دوستاني که صحبت فرمودند و همه روشنفکران ايراني اين را بگويم که تکرار اين مساله که کردها، ايراني هاي اصيل هستند، و به نظر من درست هم همين است، يعني کردها به لحاظ زباني، به لحاظ فرهنگي، به لحاظ تاريخي، تقارب بسيار بسيار زيادي با ايرانيان و فارس ها دارند. اين را انکار نمي شود کرد و اين داده هاي تاريخي هستند. منتها بايد در کنار تکرار اين، به محض اينکه دفاع از آزادي و دمکراسي مي شود، دفاع از حقوق مردم کردستان هم باشد، و اين آن چيزي است که ما متاسفانه نمي بينيم. به محض اينکه تعداد بسيار زيادي از روشنفکران ايراني، به محض اينکه صحبت از حقوقي براي مردم کردستان مي کنند، الزاما از يکپارچگي ايران و از جدا نشدن و تجزيه طلبي و اينها صحبت مي کنند. و اين اتفاقا چيزي بود که در رابطه با همين شادي نشان دادن در شهرهاي کردستان اخيرا هم پيش آمد که سايت بازتاب نوشت که تجزيه طلبان تصميم دارند که آشوب به راه بيندازند، در صورتي که هنوز چيزي اتفاق نيافتاده بود. آن چيزي که آقاي همايون مي فرمايند، که ايشان حساسيت دارد به فدراليسم و خودمختاري، بنده چون از نزديک در جريان مذاکرات هيات نمايندگي خلق کرد در سال 1358 با نمايندگان حکومت مرکزي بودم، و در طي مذاکرات بسيار زيادي که آنجا داشتيم، سر اين کلمات بسيار اصرار مي شد، من فکر مي کنم که اين جنبه مهمي است که حساسيتي نسبت به اين کلمات نباشد. همين الان هم ما مي بينيم که در ادبيات فارسي در ايران و در بين روشنفکران ايراني، آن چيزي که در عراق امضاء شده، به آن خودمختاري مي گويند، در حالي که دوستان به زبان هاي خارجي که تسلط دارند، در حالي که هيچ جا کلمه اتونومي، که همان خودمختاري فارسي مي شود، نيامده. و اين به نظر من جاي تاسف است که به اين صورت، به اصطلاح، شناخته شود. خوب اين را همه قبول داريم که رشد دمکراسي در ايران، آن چيزي است که به نفع مردم ايران است، به نفع آينده ايران است و آينده ايران جز اين نمي تواند باشد. ولي فراموش نکنيم که رشد دمکراسي در ايران، ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديکي دارد با حقوق دمکراتيک مليت هاي ساکن ايران. يکي از نکات برجسته قانون جديد در عراق، اين است که مي گويد کشور عراق، کشوري است کثيرالمله، يعني تعداد مليت هايي که در عراق هستند را بيشتر از يکي حساب مي کند، بنابراين من فکر مي کنم همانطوري که در مرداد 1358، درست در گرماگرم صدور فرمان جهاد با کردستان، سرکوب روزنامه ها و ارگان هاي دمکراتيک در تهران شروع شده بود و اي بسا بعضي هم خاتمه يافته بود، به خوبي نشان مي دهد که نمي شود از حقوق مردم کردستان دفاع کرد، منتها از دمکراسي و آزادي و رشد آزادي هاي دمکراتيک در ايران صحبت نکرد. من فکر مي کنم که اين اهميت دارد که يک بار براي هميشه، همه دوستان روشنفکر ايراني، اين را قبول بفرمايند که مساله اين نيست که مشکل زباني بوده، مساله اين است که کردها در کردستان ايران، به عنوان شهروندان درجه دو شناخته شده بودند، و مشکلات بسيار زيادي دارند. آن اشاره تاريخي هم که آقاي همايون کردند، من دوست دارم که اشاره اي بکنم. يکي از جنبه هايي که از قاضي محمد، رئيس جمهوري مهاباد در 1946 (1324)، خيلي نقل مي شود، اتفاقا روابط او بود با حکومت مرکزي و اتفاقا سازش هايي بود که دوست داشتند ايشان با حکومت مرکزي ايران انجام بودند. بودن سربازان شوروي در منطقه، و به نظر من فشاري که آنها مي آورند به خاطر منافع خود در منطقه، اين به جاي خود، اين فشار آنجا هم بود، آذربايجان هم بود، منتها تا آنجايي که به رهبري جريان کردستان بر مي گردد، همواره تلاش کردند که درگيري پيش نيايد، جنگي پيش نيايد و به حداکثر سازش و توافق برسند با حکومت مرکزي. ترور دکتر قاسملو در وين، فکر مي کنم اين را ثابت مي کند که کسي در حد ايشان به اين تصور بودند که جمهوري اسلامي مثلا مي تواند از راه مسالمت آميز اين مساله را حل بکند. من فکر مي کنم که اگر ما يک تجديد نظري بکنيم در اينکه اسم فدراليسم، اسم خودمختاري، حقوق ملي، و اقليت هاي ملي را اگر قبول بکنيم، به نظر من اين در کنار اصالت ايراني بودن و نزديک بودن خيلي زياد ايراني ها و کردها را، ثابت مي کند و گوش شنواي بسيار زيادي در کردستان پيدا مي کند، و به نظر من اين نکته بسيار مهمي است که در حال حاضر به آن احتياج داريم. ع.س.: آقاي کشتگر؟ علي کشتگر: من دوست دارم اينجا زنده يادان دکتر عبدالرحمان قاسملو، و دکتر سعيد شرافکندي که از دوستان عزيز من بودند و هر دوشان همواره تاکيد مي کردند که ما خواهان دمکراسي در ايران و خودمختاري براي کردستان هستيم، و مرتبا يادم است که دکتر قاسملو در بحث هايي که با هم داشتيم تاکيد مي کرد که مساله کردستان، در همگرايي منطقه حل مي شود، و نه در واگرايي و ايجاد مرزهاي جديد و يا تجزيه و استقلال اين مناطق. مي گفتند که جهان به سوي همگرايي مي رود، اروپا را مثال مي زدند که چگونه اروپايي ها به هم نزديک مي شوند، و چه بسا در اين نزديکي ها، مسائلي مثل مسائل مختلف ملي که در اروپا هست، حتما بهتر حل مي شود. در منطقه ما هم در آينده، راهي به جز دمکراسي از يک طرف، عدم تمرکز از طرف ديگر و همگرايي بين ملت ها، نزديکي بين ملت ها و ايجاد بازارهاي مشترک و امثالهم، راه ديگري نيست و به نظر من در اين کش و قوس ها هست که مساله ملي کردها هم مطرح است. هيچکس نمي تواند منکر اين بشود که اگر کردها همه شان روزي بخواهند در سرزمين هايي که آنجا حضور دارند، به صورت يک دولت مستقل و جدا از همه دولت هاي ديگر هم به زندگي شان ادامه بدهند، اين حق شان هست و به نظر من کسي نمي تواند جلوي اين حق بايستد و نبايد ايستاد و اين خلاف واقعيت هاي زمان، و خلاف خواسته ملت، و منشاء جنگ و خونريزي است. منتها من فکر مي کنم که مصالح کردها در ايران، همينجوري که اين رهبران حزب دمکرات ايران اشاره کرده بودند در آزادي، براي مردم به طور کلي و خودمختاري کردستان هست و نبايد از خودمختاري و حتي از فدراتيو نگران بود، الگوهاي ما الگوهاي استعماري و زورگويانه و تماميت خواهانه روسي نيست. ما مي دانيم که آلمان هم امروز حکومت فدراتيو دارد. ايالات متحده آمريکا هم دولت فدرال دارد. سوئيس هم به صورت فدراتيو اداره مي شود. هيچ يک از اين سرزمين ها هم تاريخ مشابهي ندارند، و اگر قرار باشد که ايران ما هم که همواره از طريق حکومت هاي استبدادي اداره شده، در قرن بيست و يکم به سمت تحول دمکراتيک برود، همينجوري که همگان اشاره داشتيم به عدم تمرکز، و به خودمختاري اقوام ايراني بيش از هر زمان نياز هست، و اکنون که نياز به دمکراسي هست، و حالا به نظر من ديگر اينجا بازي کلمات است. فدراتيو مگر چه چيزي است، جز اينکه اقوام و ملل يک کشور کثيرالمله، بتوانند هر کدام در محدوده خود اختيارات و سيعي براي امور اقتصادي، فرهنگي و بقيه مسائل مربوط به ساختاري و حکومتي داشته باشند، و در ضمن در مساله سياست خارجي و پول واحد و امثالهم هم سياست مشترک و واحدي داشته باشند، و هيچ هم به نظر من نبايستي نگران شد، و اين اصلا نياز دمکراسي در ايران است، و من فکر مي کنم که به هر حال اگر عراق موفق بشود و قانون اساسي را در آينده عملي بکند، و دمکراسي در عراق رشد بکند بر اساس چنين قانوني، من معتقد هستم و مطمئن هستم که اين منشاء تحولات عظيمي در کل کردستان و به خصوص در ايران ما خواهد بود و جاي هيچ ترديدي هم نيست. ع.س.: با تشکر از آقايان اسکندري، کشتگر و همايون، ادامه اين بحث را در ميزگرد هفته آينده دمکراسي و حقوق بشر پي مي گيريم. قانون اساسي موقت عراق و تاييد تشكيل نوعي حكومتهاي محلي و فدراليسم در استانهاي اين كشور با حفظ تقسيمها جغرافيايي موجود واكنشهايي را در ايران، سوريه و تركيه در ميان كردهاي اين سه كشور برانگيخت. تاثير قانون اساسي دوران گذار عراق در منطقه اي كه به نظر مي رسد آماده تحولهاي بنياديني از منظر دموكراسي و رشد آن و نيز رعايت حقوق بشر مي شود و بخصوص تاثير آن بر سرنوشت كردهاي ايراني، موضوع بحث اين هفته حقوق بشر و دموكراسي است. آقايان داريوش همايون، از رهبران حزب مشروطه و تحليلگر سياسي، علي كشتگر، فعال سياسي و روزنامه نگار و احمد اسكندري، فعال سياسي كرد، در اين باره به اظهار نظر مي پردازند.
XS
SM
MD
LG