لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۱۷ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

حمله بي‌پرواي کارگردان دانمارکي فيلم «داگويل» به جامعه آمريکايي


(rm) صدا |
فريدون زرنگار (راديوفردا): فيلم داگ ويل Dogville از کارگردان دانمارکي، Lars Van Trier لارس ون تري ير، با شرکت ستاره سينماي آمريکا خانم نيکول کيدمن، که نمايش عمومي آن اين هفته در آمريکا شروع شد، سال گذشته درجشنواره سينمائي کن مورد توجه قرار گرفت. اين فيلم به خاطر حمله بي‌پرواي آن به جامعه آمريکائي، آنهم از سوي کارگرداني که هرگز آمريکا را نديده است، سروصداي زيادي در آمريکا برپا کرده است. بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): فيلم Dogville يا سگشهر، يا سگ آباد، داستان بهره کشي انسانهاي ظاهرا سربه راه و زحمت کش يک شهرک آمريکايي است از زني که در فرار از گنگسترها، به آنها پناهنده شده است، آدمهاي فيلم ساکنان شهرخيالي‌اي هستند در کوههاي Rockies در کلرادوي آمريکا، در دوران رکود اقتصادي دهه 1930. اين فيلم اما، نه تنها به خاطر سوژه غيرعادي آن بلکه به خاطر سبک فيلمسازي، اثري جسورانه است. کارگردان دانمارکي، آقاي Lars Van Trier که نخستين فيلم اوDancer in the Dark با شرکت ستاره ايسلندي Bjork دو سال پيش جايزه اول جشنواره کن را ربود، اين فيلم را به تمامي در يک استوديوي درندشت فيلمبرداري کرده است. در اين استوديو، او شهرکي ساخته است بدون ديوار، خانه ها، ديوارها و درها همه به صورت مجازي، با کشيدن خطوط گچي سفيد رنگ روي زمين از هم تفکيک شده اند. اين طرز بيان، که ابتدا تئاتري و براي فيلم غيرعادي به نظر مي‌رسد، در طول اين فيلم سه ساعته به شدت مشغول کننده، به تدريج در ذهن تماشاگر جا مي‌افتند و کارگردان به تاثيري که مي‌خواهد، يعني ساختن جهاني عريان و بدون ديوار دست مي‌يابد. وقتي ديواري نيست که فجايعي که پشت آن اتفاق مي‌افتد را از نظرها پنهان کند، مسئوليت فاجعه مستقيما متوجه تمام اهالي مي‌شود که همگي در بهره کشي تدرجي، که به تجاوز جنسي و اسارت برده وار مي‌انجامد، شريک جرم مي‌شوند. فيلم با ورود ناگهاني شخصيت نيکول کيدمن، زني به نام Grace به اين دهکده شروع مي‌شود، فرار او از گنگسترهاي شهري، نياز او به کمک اهالي شهري که به آن پناهنده شده است، او را در برابر کساني که به او پناه داده اند، آسيب پذير ساخته است. در اين صحنه نيکول کيدمن از اهالي مي‌خواهد به او اجازه دهند به پاس پناه دادن به او به آنها خدمت کند. وان تري ير که هرگز آمريکا را نديده، خود را به قدري در باره آمريکا وارد مي‌داند، که مدعي است با برداشتن ديوارها، حتي مي‌تواند اعماق شخصيت آمريکائي را ببيند و برملا کند. او حتي صحنه‌اي ساخته است از شامي در وسط شهر به مناسبت روز استقلال آمريکا. تعجبي ندارد که برداشت خشن و يک جانبه آقاي وان تري‌‌ير از جامعه آمريکا در اين فيلم را آمريکائي‌ها ساده نگرفته اند. آقاي تاد مک کارتي درهفته نامه تخصصي Variety مي‌نويسد: وان تري ير کشور را که بيش از همه کشورهاي دنبا به مردم در خاک خود پناه داده است را در اين فيلم به نابودي و محو از روي زمين محکوم مي‌کند. وان تري‌ير در مصاحبه اي مي‌گويد که چون در اعماق قلب خود مثل يک سوسياليست فکر مي‌کند سيستم آمريکا را که در آن فرد مسئول خوشبختي خود شناخته مي‌شود را سيستمي مي‌داند بي اعتنا به مشکلات و مصائب فقرا. اما اين فيلم را از اين زاويه ديدن آن را محدود مي‌کند، در حاليکه آن را مي‌توان ادعانامه‌اي عليه قساوت ذاتي در انسان‌ها دانست، نوعي بدبيني که اتفاقا با خوش‌بيني ذاتي فرهنگ آمريکا نسبت به طبيعت انسان در تلاقي است. آقاي A.O. Scott، نويسنده نيويورک تايمز، پيشنهاد مي کند که به جاي جدي گرفتن پيام آنها در باره آمريکا، آثاري نظير رمان آمريکاي کافکا يا فيلم «پاريس تگزاس» وندرز يا همين فيلم داگويل، را نه به خاطر آنچه در باره آمريکا مي‌گويند، بلکه به خاطر آنچه در باره عقايد و فرهنگ اروپائي سازندگان و نويسندگان اين آثار مي‌گويد مي توان مورد بررسي قرار داد و در اين صورت مي‌بينيم که مثلا گنگسترهاي فيلم داگويل در لباسهاي همشکل و چهره‌هاي ساکت و مطيع خود، در واقع فاشيست‌هاي اروپائي هستند نه جنايتکاران احساساتي، فردگرا، و عاطفي آمريکائي؛ و اهالي شهر داگويل، عليرغم شباهت آنها به مردم عادي آمريکا، بيشتر نماينده ناخودآگاه مردم اروپا هستند، ناتوان از جهش و بازسازي خود؛ و آسيب شناسي اجتماعي که فيلم «داگ ويل» ارائه مي دهد، بيشتر ناشي از عواقب فرهنگ فاشيسم و واکنش به فاشيسم است که در اروپا رايج بود. فيلم داگ ويل Dogville از کارگردان دانمارکي، Lars Van Trier لارس ون تري ير، با شرکت ستاره سينماي آمريکا خانم نيکول کيدمن، که نمايش عمومي آن اين هفته در آمريکا شروع شد، سال گذشته درجشنواره سينمائي کن مورد توجه قرار گرفت. اين فيلم به خاطر حمله بي‌پرواي آن به جامعه آمريکائي، آنهم از سوي کارگرداني که هرگز آمريکا را نديده است، سروصداي زيادي در آمريکا برپا کرده است. اين فيلم داستان بهره کشي انسانهاي ظاهرا سربه راه و زحمت کش يک شهرک آمريکايي است از زني که در فرار از گنگسترها، به آنها پناهنده شده است.
XS
SM
MD
LG