لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۹:۴۶ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

ميزگرد دمکراسي و حقوق بشر راديوفردا: فدراليسم در قانون اساسي عراق و تاثير آن بر سرنوشت کردهاي ايران (قسمت دوم)


(rm) صدا |
علي سجادي (راديو فردا): قانون اساسي موقت عراق و تاييد تشكيل نوعي حكومتهاي محلي و فدراليسم در استانهاي اين كشور با حفظ تقسيمهاي جغرافيايي موجود، واكنشهايي را در ايران، سوريه و تركيه در ميان كردهاي مقيم اين سه كشور برانگيخت. تاثير قانون اساسي دوران گذار عراق در منطقه اي كه به نظر مي رسد آماده تحولهاي بنياديني از منظر دموكراسي و رشد آن و نيز رعايت حقوق بشر بشود و بخصوص تاثير آن بر سرنوشت كردهاي ايراني، موضوع بحث اين هفته ميزگرد حقوق بشر و دموكراسي است. شركت كنندگان در اين ميزگرد، آقايان داريوش همايون از رهبران حزب مشروطه و تحليلگر سياسي، علي كشتگر، فعال سياسي و روزنامه نگار و احمد اسكندري، فعال سياسي كرد هستند. در هفته گذشته نظرات آقايان را در مورد تاثير تصويب قانون اساسي دوران گذار عراق و نيز تفاوت دوران دروني كردها با ساير اقوام ايراني در جامعه ايران با ديگر جوامع شنيديم. بحث به اينجا رسيد كه آقايان كشتگر و اسكندري هر دو گفتند كه نبايد از اصطلاحات و تركيباتي چون خودمختاري و فدراليسم ترسيد و اينك نظر آقاي همايون را مي شنويم. داريوش همايون (از رهبران حزب مشروطه و تحليلگر سياسي): من بايد خدمت آقايان عرض كنم كه يك واقعياتي است كه ما هرچه اينجا بگوييم و نظر ما هرچه باشد، در آن واقعيات تغييري ايجاد نمي شود و آن واقعيات اين است كه مردم ايران و اكثريت ملت ايران از يكپارچگي ايران به هر ترتيب دفاع خواهد كرد و همانطوري كه سه چهار هزار سال است دفاع كرده، پايش خواهد ايستاد و ما بايد اين را در نظر بگيريم و در چهارچوب اين مطلب اول مسائل را روشن كنيم، دوم اينكه نياز جامعه ما است كه دموكراتيك شود و نياز نظام سياسي ما است كه غير متمركز بشود و نياز اقوام مختلف ايرانيان است كه به زبان خودشان سخن بگويند و درس بخوانند و رسانه هايي داشته باشند و نياز مناطق ايران است كه كارهاي خودشان را خودشان اداره كنند. اينها را ما بايد اول بپذيريم و آن وقت برويم دنبال اين مساله كه كدام كلمه بهتر است، كدام اصطلاح بهتر است و امثال آن. من در عرايضم گفتم كه به هيچ وجه ايران را با تركيه و عراق مقايسه نكنيد. اگر در عراق مي گويند ما كشور چند مليتي هستيم، بله براي آنكه همانطوري كه گفتم كردها به كلي با عربها تفاوت دارند و از نزديك صد سال پيش اينها را به زور ارتش انگليس كردند در آن مملكت. اين به هيچ وجه ربطي به ايران و سابقه اش ندارد. تركيه در سال 1500 به ايران حمله كرد در چالدران ايران را شكست داد، يك تكه بزرگي از كردستان را جدا كرد و بخشي از خاك خودش كرد كه بخشي از آن هم افتاد دست عراق. ايران هرگز هيچ جاي كردستان را فتح نكرده و به خودش متصل كند. اين تفاوتها را بايد در نظر گرفت و يك نكته بسيار مهم ديگري هم هست كه اتفاقا تاكيد بر اين تفاوتها و تاييد بر چند مليتي بودن ايران و استقلال نهايي كردستان و كشور يكپارچه كردستان از سه كشور ايران و تركيه و عراق، اتفاقا اين جلوي دموكراسي را در ايران گرفته است و باز هم خواهد گرفت. اگر ما بخواهيم دموكراسي در ايران برقرار بشود، بايد در اين زمينه ها بسيار هوشيار باشيم و كاري نكنيم كه توجه ملي از تقويت دموكراسي متوجه حفظ مملكت بشود حالا به اشتباه يا واقعي. تحريك نبايد كرد مردم را. آنچه كه من پيشنهاد مي كنم اين است كه ما حقوق همه مناطق ايران را از جمله مناطقي كه اقوام مشخصي در آن اكثريت دارند و اينكه امور خودشان را در دست داشته باشند بپذيريم، آزادي فرهنگي، حقوق فرهنگي به موجب ميثاقهاي پيوست اعلاميه جهاني حقوق بشر را قبول كنيم، يعني هيچ چيزي اضافه بر آنچه كه امروز كردها در عراق مي خواهند و مقدار زيادي به دست آورده اند، هيچ چيزي اضافه بر آن نيست. اگر در اين طرحي كه ما پيشنهاد مي كنيم. هرچه بخواهند در آن هست، ولي هشدار مي دهيم كه پافشاري در يك مسائلي و كلماتي به رشد دموكراسي در ايران آسيب مي زند، توجه را به جاهاي ديگر جلب مي كند و وسيله سوء استفاده مي دهد به دست عناصري كه كم هم نيستند در ايران كه به جريان دموكراتيك ضربه بزنند به نام حفظ وحدت کشور، به نام حفظ تماميت کشور. ع . س : آقاي كشتگر؟ علي كشتگر (فعال سياسي و روزنامه نگار): من كاملا در اين مورد كه طبيعتا همگي ما حفظ تماميت ايران و يكپارچگي ايران و كشوري كه قرنها با هم زندگي كردند اصلا ربطي به عراقي كه مي دانيم چگونه بعد از جنگ اول جهاني اصلا عراق شکل گرفته، همه اين مسائل تاريخي را مي دانيم و همه اينها نشان دهنده اين است كه ما همواره با هم زندگي كرديم، ايران يوگسلاوي نيست كه در يك تحولي يك دفعه از هم جدا بشود و يا وضعيتي مانند عراق ندارد. اينها همه واقعيتهاي تاريخي انكار ناپذيري است. اين يك طرف. مساله ديگر هم اين كه معمولا احزاب كردستان، رهبران سرشناس كردستان مانند دكتر قاسملو و دكتر سعيد را من مثال زدم كه اينها چقدر برايشان مهم بود يكپارچگي ايران و مي گفتند كه اصلا مساله كردها در همگرايي عمومي منطقه حل مي شود و شعارشان آزادي براي ايران و خودمختاري براي كردستان بود و اتفاقا يك خاطره اي الان يادم افتاد كه مي گفت: من به اين دوستان چپ گاهي تاكيد مي كنم كه نگوييد كردها استقلال مي خواهند، چون هم ما نمي خواهيم از ايران جدا بشويم و به کسي هم اجازه نمي دهيم که خودش را از ما بيشتر ايراني بداند و بخواهد حساب ما را با ملت ايران جدا بكند و علاوه بر اين، اصلا به لحاظ اقتصادي، سياسي و امثالهم به نفع كردها نيست اين جدايي و خيلي از اين مسائل را مي گفت و در برخورد با نيروهاي سياسي ديگر مي گفت. من به همه اين مسائل اشاره مي كنم و مي گويم خوشبختانه مساله جدايي خواهي واقعا در كردستان نيست و معمولا نيروهاي استبدادي مركزي به اين دامن مي زنند و سعي مي كنند از اين موضوع بهره برداري كنند. به همين اعتبار هم ما بايد حداكثر توجه را داشته باشيم كه بهانه به دست آنها ندهيم و من در اين مورد تاكيد مي كنم كه كاملا درست است صحبت آقاي همايون. ع . س : جناب آقاي اسكندري. احمد اسكندري (فعال سياسي کرد): من چند جاي ديگر هم صحبت كردم و گفتم اين مساله حقوق ملي شباهت عجيبي دارد به حقوق زنان در جامعه و بخصوص در جامعه اي مانند ايران. در محافل زيادي به محض اين كه صحبت از برابري حق زن و مرد مي شود، جمله را با اين شروع مي كنند كه مي گويد البته با هرنوع بي بند و باري ما مخالفيم، ولي زنها بايد آزاد باشند. اين درست همين است، من آن چيزي كه نگرانش بودم و به عنوان يك كرد كه اطلاع دارم از افكار عمومي بين روشنفكران كرد و ديگران در كردستان، اين نگراني خودم را به همين خاطر در اول صحبت خود ابراز كردم كه صحبت و تاكيد اين همه بر روي تجزيه طلبي و اين همه اصرار بر يكپارچگي ايران، در حالي كه حتي يك سازمان و گروه كوچك هم در كردستان ايران نيست كه نه الان، نه ده سال پيش و نه بيست سال پيش هم خواهان جدايي از ايران بوده باشد، من از اين نگرانم كه اين نشان دهنده اين است كه اصولا دادن آن حقوقي كه حق دموكراتيك مردم كردستان است، آن هم پايمال بشود. من دوست دارم يك نقلي كنم از يك دادستان يكي از دادگاههاي تركيه اگر اشتباه نكنم سال 1926 بود. جنبشي در كردستان در گرفته بود و اين جنبش سركوب شده بود و عده زيادي داشتند محاكمه مي شدند و در زندان بودند. رئيس دادگاه مي گويد: ببينيد آقايان شما جملات زيادي به كار مي بريد، يكي مي گويد خودمختاري، يكي مي گويد خودگرداني، يكي مي گويد استقلال، يكي مي گويد فدرال، منتها عليرغم آن جمله اي كه بيان مي كنيد چيست، در دلتان همه با هم موافقيد. يعني مي خواهيد اين كشور را تجزيه كنيد و اين را من متاسفانه به عنوان استدلالهاي سياسي از بسياري از روشنفكران ايراني اين را استنباط كنم . من همه اين چيزهايي كه آقاي دكتر قاسملو مي فرمايند من به ياد دارم و بحثهاي بسيار مفصلي داشتيم ما در حيني كه آن طرح 26 ماده اي را آماده مي كرديم، شبانه روز درگير اين كلمات و اصطلاحات بوديم. منتها من مي گويم يوگسلاوي يك نمونه بسيار خطرناك و وحشتناكي است كه اميدوارم در ايران كه به نظر من پيش نمي آيد براي اينكه در كردستان همچين تمايلاتي نيست و خارج از كردستان هم من نمي بينم. منتها من هروقت راجع به فدراليسم و همزيستي مسالمت آميز ملتها صحبت مي شود من به كبک و كانادا فكر مي كنم. شما هيچ مشكلي نداريد، شما در مونترال يك شهر كاملا فرانسه زبان داريد، وارد اتاوا كه شديد، اوضاع تغيير مي كند. همين كبک تا حالا دو دفعه رفراندوم كردند كه آيا مي خواهيد جدا بشويد يا نه. با تفاوت بسيار كمي نمي خواهيم جدا بشويم، نه جنگ شده، نه درگيري شده، نه تجزيه طلبي شده و زندگي هم ادامه دارد و دموكراسي و آزادي هم ادامه دارد. من مي دانم و درك مي كنم تفاوت عظيمي كه بين جامعه كانادا و ايران است، من اين را مي فهمم، منتها به نظر من اين از آن چيزهايي است كه امكان پذير است. چسبيدن به اين اصطلاحات و صحبت كردن از اين زاويه به نظر من ما را به جايي نمي رساند. مساله تنها تمركز زدايي و دادن برخي اختيارات به مناطق نيست. مساله مردم است، آحاد مردم است. اين مردم هستند كه تحقير شدند و به عنوان شهروندان درجه دوم نگريسته شدند و بنابراين منطقه اي هم كه در آن زندگي كردند عقب افتاده و نگذاشتند توسعه اقتصادي به آنجا راه پيدا كند. من با همگرايي كه آقاي كشتگر خودشان مي گويند و از زنده ياد قاسملو ياد مي كنند، بسيار بسيار موافقم و فكر مي كنم به جاي تاكيد روي تمركز زدايي و بحث بر روي مناطق، صحبت بر سر اين بشود كه حقوق مليتها به رسميت شناخته شود و هيچ دليلي نمي بينم و هيچ كردي هم كه به شرايط ژئواستراتژيك منطقه خاورميانه و بخصوص ايران وارد باشد و آشنايي داشته باشد، حتي در خيالش هم باشد كه مي شود مثلا كردستان را از ايران جدا كرد و اين يك عمل ناممكني است و غير واقعي است حتي اگر همه كردها آرزويش را هم داشته باشند. ع . س : آقاي همايون . داريوش همايون : من چيزي به نام حقوق ملي نمي فهمم. اگر كردها مي خواهند كه نهادهاي انتخابي امورشان را اداره بكنند، اگر مي خواهند از حقوق برابر با همه ايرانيها برخوردار باشند، اگر مي خواهند حقوق فرهنگيشان محفوظ بماند، اينها اسمش حقوق ملي نيست. همين حقوق را مي بايست براي مردم فارس، مردم گيلان، آذربايجان، خراسان قائل باشند. ما تافته جدابافته در ايران نداريم، همه ايرانيها يكي هستند، همه بايد از يك حقوق برخوردار باشند، هر ايراني من كه در تهران هستم بايد حق داشته باشم كردي صحبت كنم و بروم مدرسه كردي، دلم مي خواهد كردي صحبت كنم و هيچ كسي هم نمي تواند جلوي من را بگيرد. اگر اينطور شما فكر مي كنيد كه يك ملت است و هميشه بوده است و يك حقوق هم خواهند داشت، منتها يك قسمت هم اسمش كردستان است، يك تكه اسمش كرمان است، يك تكه فارس است، كرد و فارس هم نداريم. اگر از گيلك هم بپرسيم كه تو فارسي ، مي گويند نخير من گيلكم. يك عده اي از مردم ايران در فارس زندگي مي كنند، آنها هم خودشان را فارس نمي دانند، آنها هم خودشان را اهل استان فارس مي دانند. زبان فارسي هم يك زباني است كه همه مردم ايران صحبت مي كنند، ولي آن گيلك زبان خودش را دارد، كرد هم زبان خودش را دارد. اينطور اگر نگاه كنيم مساله حل مي شود. بخواهيم جدا كنيم، خط بكشيم، كشور چند مليتي، يك گرايشهاي ديگري را در بقيه مردم ايران و يك قسمتي از مردم ايران بيدار مي كنيم كه به هيچ وجه نه به صلاح دموكراسي است، نه به صلاح خود كردها. من اينها را روي تجربه مي گويم. هيچ اختلافي بين آنچه كه آقاي اسكندري براي كردها مي خواهند، با آنچه كه من براي كردها مي خواهم، نيست. اما اگر يك كلمه و اصطلاح خاصي رويش اصرار دارند، آن يك بحث ديگري است. من توصيه مي كنم بروند دنبال مطلب، محتوا، اين محتوا بايد دموكراتيك باشد، برابر حقوق همه ايرانيان باشد، محتوا بايد عدم تمركز باشد. مناطق ايران بسيار هم مهم است، به هيچ وجه ما نمي توانيم يك تكه ايران را حقوقي بدهيم، بقيه ايران را ندهيم، اصلا عملي نيست، همه را بايد به يك چشم نگاه كرد، همه مردم بايد يك حقوق داشته باشند، در همان كردستان، ولي در استان آذربايجان غربي اصلا معلوم نيست تكليف چه خواهد شد. گفتند راجع به ايران مانند يوگسلاوي نمي شود فكر كرد. از اين اتفاقات همه جا ممكن است بيافتد. پاكشويي قومي همه جا ممكن است اتفاق بي افتد. بايد اين چيزها را هم در نظر گرفت،‌ به هر حال مردم ايران در هم آميخته اند، مناطق ايران جمعيتهاي مختلف دارند، فكر همه اينها را بايد كرد، يك جوري بايد بشود كه نه ايران به خطر بي افتد و نه حقوق كردها زايل بشود و نه حقوق بقيه مردم ايران. ع . س : آقاي كشتگر درك شما از حقوق ملي چيست؟ علي كشتگر: من فكر مي كنم كه يك سري ويژگيها در كردستان وجود دارد كه در تهران نيست، ضمن اين كه طبيعتا هر شهروند ايراني بايد در برابر قانون مساوي باشد و ما نمي توانيم قانوني در آينده داشته باشيم كه مايه تبعيض باشد. اما مثلا اين قانوني كه امروز در عراق تصويب شده، يك حق و حقوقي براي كردها به عنوان خودمختاري يا خودگرداني يا هر واژه ديگري در واقع در نظر گرفته به خاطر اين كه اينها كرد هستند، زبان خاص خودشان را دارند، تاريخ خودشان را دارند و هويت خاصي. حالا در ايران من همينطور كه عرض كردم خيلي خيلي نزديك هستند يعني اصلا اين ويژگي كه در عراق براي كردها هست يا در تركيه هست، واقعا در ايران بسيار كم است و در عين حال خوب مساله زبان كردي يك مساله مهمي است كه ناديده گرفته شده، حق خودگرداني كردها، حق آموزش زبان كردي و مسائل ديگر، انتشارات كردي، روزنامه كردي، رسانه كردي، خب همه اينها در نظر گرفته نشده، اينها ويژگيهايي است كه با اصفهان فرق دارد، ضمن اين كه قانون بايد همه شهروندان را مساوي بداند. بنابراين من فكر مي كنم بايستي براي اين ويژگيهاي معين مردم كردستان، فكر كرد و در همين رابطه به گونه اي برخورد كرد كه اگر كلمه اي مانند خودمختاري براي كردستان، دموكراسي براي ايران گفته مي شود، اين خودمختاري تا چه حد قابل قبول است، تا چه حد عملي است، تا چه حد مي تواند يكپارچگي را به خطر بي اندازد، تا چه حد مي تواند مردم كردستان را وحدتشان را با بقيه مردم ايران تقويت كند، تمام اينها به نظر من مسائلي است قابل بحث و باز و همينطور كه آقاي اسكندري هم اشاره كردند، خوشبختانه مساله فكر جدايي و تجزيه در خود كردها و جنبشهاي سياسي كردستان نبوده در اين سالهاي اخير، بلكه حكومت مركزي استبدادي جمهوري اسلامي بخصوص در اين دو دهه بوده كه چنين اتهاماتي زده و در همين حكومت است كه نه فقط كردها، بلكه هر شهروند ايراني كه برداشت معيني از جمهوري اسلامي و دين را ندارد اصلا شهروند درجه دوم است و فقط كردها هم نيست. ع.س.: آقاي اسکندري، آقاي همايون و آقاي کشتگر هر دو متفق القول هستند که هر حقي را که ما براي مردم يک منطقه از کشور مي خواهيم، بايد براي مناطق ديگر کشور هم لحاظ بشود، و نيز با توجه به اينکه، همانطور که خودتان هم گفتيد، در قانون اساسي موقت عراق، وضعيت تقسيم بندي استان ها را به همان صورتي که بوده حفظ کردند. خود اين موضوع، با مساله اي که در ايران هست مقداري تفاوت دارد. مي خواستم خواهش کنم که اول راجع به نظر آقايان همايون و کشتگر و نيز راجع به اين موضوع نظرتان را بفرماييد. احمد اسکندري: ببينيد، به نظر من، داشتن حق شهروند و داشتن حق برابر، آنچنانکه در بيانيه جهاني حقوق بشر و ملحقات آن پيش بيني شده است، اگر همچين چيزي در ايران، پياده بشود، به نظر من مساله حل است. اينکه آقايان مي فرمايند، من کاملا موافق هستم که در صورت بودن اين حقوق، مي شود صحبت از اين کرد که کردها هم طبيعتا حرف خودشان را خواهند زد. منتها يک اشکالي که در اين بحث هست اين است که اين دوستان بايد به اين مساله توجه بفرمايند، يا به اين معضل توجه بکنند که چرا هيچ روستايي خارج از کردستان، توسط جمهوري اسلامي قتل عام نشد. در کردستان روستاهاي قارنه و قناته قتل عام شد، در حالي که ملاي آبادي با قرآن آمده بود و خواهش مي کرد که اين کار را نکنند. اين يک. هيچ کدام از شهرهاي خارج از کردستان توسط نيروي هوايي جمهوري اسلامي بمباران نشد، توسط عراق بمباران شد، ولي تمامي شهرهاي کردستان ايران مشخصا، سنندج، سقز، مهاباد، و مريوان، و بانه که آن را اصلا نابود کردند، اين ها تحت شديدترين حملات هوايي فانتوم هاي ارتش ايران بود. شما چطور اين را جواب مي دهيد، چطور مي گوييد که کردها هم فرقي نمي کند. استان کردستان هم اين استان هست. من دلم مي خواهد اين را قبول بکنم به عنوان يک کرد. منتها راستش وقتي که به واقعيات جامعه ايران نگاه مي کنم، هميشه دولت مرکزي و روشنفکران مدافع دولت هاي مرکزي، هميشه کردستان را به عنوان يک دشمني که دارد جدا مي شود (نگاه مي کنند). من آرزويم اين است که کردها خودشان را به عنوان شهروندان درجه اول اين کشور بدانند. منتها اين هميشه طرف مقابل بوده که گفته نه بابا، اينها را بزنيدشان، اينها خيلي چيزهاي ديگر مي خواهند. اينجوري نيست. منظورم اين است که مساله حساسيت زيادي دارد. همين حالا هم من مطمئن هستم که هم آقاي همايون و هم آقاي کشتگر، بحث هاي ترکيه را تعقيب مي کنند. در ترکيه بين روشنفکران ترکيه اين بحث داغ هست که خودشان را مقايسه مي کنند، و آنها هم اتفاقا عين اين مقايسه را مي کنند که ما برخوردمان با کردها چگونه بوده و اين مساله عراق ممکن است که براي ما هم مشکل ايجاد بکند. من نگران اين هستم، اگر کسي به من به عنوان يک کرد، اين قول را بدهد که حق شهروندي که در تهران، در زاهدان، در مشهد، در تبريز هست، عين همين حق را به همه مردم کردستان هم بدهند، روي چشم، همه قبول مي کنند و مشکلي هم نداريم. و من مي گويم که مي توانم از طرف همه کردها بگويم که در تمام جنبش هاي گذشته، و در تمام شورش هايي که انجام شده، هميشه کردها دفاع کردند، و هيچوقت حمله نکردند، و آغازگر نبودند. من اميدوارم که هيچوقت، هيچ نوع درگيري و خشونتي ديگر در کردستان و اصلا در ايران، در هيچ جاي ديگر ايران پيش نيايد، منتها واقعيت يک چيز ديگر است، و به خصوص کساني که نزديک تر هستند به قدرت، و يا اينکه گوش شنوايي براي صحبت هاي شان در ايران پيدا مي شود، به نظر من اهميت زيادي در اينکه به اين واقعيات از زاويه مردم کردستان بنگرند. ع.س.: آقاي همايون؟ داريوش همايون: من از طرف حزب مشروطه ايران، مي توانم به آقاي اسکندري قول بدهم که ما جز اجراي اعلاميه جهاني حقوق بشر و آن ميثاق هاي ملحق، پيوست آن، برنامه اي نداريم، و اصلا براي ما فرق نمي کند که ايراني کجا زندگي مي کند و کدام منطقه زندگي مي کند، و چه زباني صحبت مي کند. اصلا هيچکدام از اينها مهم نيست، همه مناطق ايران بايد اجازه انتخاب نهادهاي اداره کننده خودشان را داشته باشند. مقامات اجرايي پاسخگوي آنها باشند. هر ايراني بايد حق داشته باشد که تا هر مقام انتخابي و انتصابي برود بالا. اصلا تفاوتي نمي کند. اينها را ما مي توانيم از طرف خودمان قول بدهيم، و من مطمئن هستم که بسياري از ايرانيان ديگر در اين نظر با من شريک هستند. اما در مورد جناياتي که جمهوري اسلامي نسبت به کردها کرده است، اصلا مردم ايران مسئوليتي ندارند. مردم ايران با حکومت جمهوري اسلامي دو تا هستند، و من تصور نمي کنم که تعداد کشتگان کرد توسط جمهوري اسلامي، خيل بيش از کشتگان فقط زندان هاي ايران که اعدام شدند، از طرف اين رژيم، بوده باشد. احمد اسکندري: من منظورم اين نبود. يعني منظورم تعداد کشتگان نبود. من به هيچوجه مردم ايران را با رژيم ايران يکي نمي گيرم. داريوش همايون: من منظورم اين بود که اينها هر کسي را که توانستند کشتند. اين دليلي نمي شود که ما مردم ايران را، يا احزاب ايراني را، از روي اقدامات اينها قضاوت بکنيم. همه اينها بايد کمک بکنيم که اين رژيم برود، همه ما بايد کمک بکنيم که در آن مملکت دمکراسي برقرار بشود. همه ما بايد کمک بکنيم که اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي پيوست آن در ايران اجراء بشود. و اين مسائل تمام بشود برود، و ما به ساختن آن مملکت برسيم. کردستان منطقه اي است بسيار محروم، از نظر منابع طبيعي هم متاسفانه وضع آن زياد خوب نيست. بايد همه ايرانيان کمک بکنند، کردستان را به پاي بقيه استان هاي ايران برسانند. بايد از جاهاي ديگر زد و به اين استان هاي محروم داد. همه ما سر يک سفره نشسته ايم و بايد برادروار از اين سفره استفاده بکنيم. اينها چيزهايي است که مي توانم از طرف خودمان به ايشان اطمينان بدهم. ع.س.: آقاي کشتگر؟ علي کشتگر: من فقط اين را عرض بکنم که اگر در کردستان سرکوب شديد بوده، به خاطر اين است که مردم کردستان مقاومت کردند عليه يک حکومت مذهبي سرکوبگر و کردهايي که همکاري کردند با حکومت، هم وجود داشتند. کساني هم بودند که رفتند در سلسله مراتب حکومت جمهوري اسلامي هم شرکت کردند، سرکوب هم نشدند. در کردستان، مردم کردستان يک سنت مبارزاتي آنجا وجود داشته، يک سنت در واقع مقاومت وجود داشت، و جمهوري اسلامي هم در برابر اين مقاومت شديدترين سرکوب ها را انجام داد، و همه آن جناياتي را که او مرتکب شد، در کردستان، به نظر من عليه ساير نيروهاي سياسي و عليه ساير مردم هم کم و بيش و نه به اين شدت، البته ديديم که بسته به مقاومت هر منطقه و هر فکر و هر جنبش و هر حزب و هر فردي، اين کار را کرده. و به اين اعتبار به نظر من قبل از اينکه اين مساله را يک ويژگي کردي ببينيم، يعني در واقع سرکوب کردها توسط فارسها ببينيم، که اين به نظر من خطا است، اين سرکوب مقاومت بخشي از مردم يک کشور است، عليه يک حکومت ستمگر و مستبد استبدادي. و به نظر من هر چه که ايراني هايي که در عرصه ملي مبارزه سياسي مي کنند براي آزادي و دمکراسي و حاکميت ملي، بيشتر از حقوق مردم کردستان دفاع کنند، يک پارچگي ايران و نزديکي و همدلي بين همه مردم ايران بيشتر مي شود. احمد اسکندري: خواهش مي کنم اين سوء تفاهمي نشود. هيچ جاي صحبتهايم، من زياد صحبت مي کنم اين ور و آنور، تا آنجايي که بتوانم مي نويسم. هيچگاه در هيچ جايي، هيچ کسي از من نشنيده که گفته باشم که اين فارس ها هستند که با کردها اينجوري کردند. ارتش جمهوري اسلامي ايران، شهرهاي کردستان را بمباران کرد. مردم عادي، مردم سيويل Civil (غير نظامي) را کشت. خانه هاي آنها را ويران کرد. من مي گويم اين را حکومت هاي اشغالگر با مردم انجام مي دهند، و اين جاي نگراني است. روشنفکران ايراني بايد الان کمک بکنند، الاني که ما مشغول اين هستيم و اميدوار هستيم که اين رژيم را با يک رژيم دمکراتيک جايگزين بکنيم، اهميت بسيار زيادي دارد که روشنفکران ايراني، به عنوان يک اقدام پيشگيرانه، از قبل اين مساله را رويش تاکيد بيشتري بکنند، که تمام شهروندان ايراني بايد از حقوق برابر، منتها زير برابر آن بايد چندين خط تاکيد کشيد، که سوء تفاهم نشود، برخوردار باشند، تا اينکه زمينه چنين خشونت هايي از بين برود. ع.س.: با تشکر از آقايان اسکندري، کشتگر و همايون، براي شرکت در اين بحث. اميدوارم بتوانيم در فرصت هاي ديگر به اين بحث ادامه دهيم. قانون اساسي موقت عراق و تاييد تشكيل نوعي حكومتهاي محلي و فدراليسم در استانهاي اين كشور با حفظ تقسيمها جغرافيايي موجود واكنشهايي را در ايران، سوريه و تركيه در ميان كردهاي اين سه كشور برانگيخت. تاثير قانون اساسي دوران گذار عراق در منطقه اي كه به نظر مي رسد آماده تحولهاي بنياديني از منظر دموكراسي و رشد آن و نيز رعايت حقوق بشر مي شود و بخصوص تاثير آن بر سرنوشت كردهاي ايراني، موضوع بحث اين هفته حقوق بشر و دموكراسي است. آقايان داريوش همايون، از رهبران حزب مشروطه و تحليلگر سياسي، علي كشتگر، فعال سياسي و روزنامه نگار و احمد اسكندري، فعال سياسي كرد، در اين باره به اظهار نظر مي پردازند.
XS
SM
MD
LG