لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۲۳ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

بررسي روزنامه هاي امروز ايران


(rm) صدا |
علي سجادي (راديو فردا): محمد قوچاني در سرمقاله «شرق» با عنوان «تاريخ را نجات دهيم» مي نويسد: چندي است رئيس جمهوري شجاعتر شده است. وي سپس به مروري در دولت خاتمي در 7 سال گذشته و مجلس ششم در 4 سال گذشته پرداخته و بي اعتناييهاي آنان را به کساني که خواستار راديکالتر شدن اصلاحات بودند، برشمرده و سپس نوشته است: همچنان که ما تاريخ مشروطه را مي خوانيم و بر آن ناطقان بي نظير از صوراسرافيل تا ميرزاده عشقي و فرخي يزدي درود مي فرستيم، ناطقان مجلس ششم نيز مردمان آينده را فرا مي خوانند تا بر ايشان درود بفرستند. به اين ترتيب خطابه هايي که اين روزها مي شنويم، فرازماني و فرامکاني مي شوند. خطابه هايي که خطاها را مي شويند و خاطره ها را مي سازند. اين گونه است که مي توان سر اين شجاعت دير هنگام را در خاتمي و اصلاح طلبان دريافت. تاريخ واپسين مخاطب اصلاح طلبان است. پس از سکوت جامعه در اول اسفند ماه 82 همان جامعه پرخروشي که دوم خرداد 1376 را تاسيس کرد، اصلاح طلبان نااميد از حرکت دوباره مردم، به جاي حال جامعه، جامعه آينده را مخاطب قرار دادند تا اين رادمردان افتاده به گرداب مخالفان را رو سفيد نشان دهد و قهرمان ناکام ديگري بر تاريخ اين سرزمين قهرمان پرور ناکام مانده افزوده شود. جنبشهاي اصلاح طلبانه يکصد ساله اخير ايران، سرشار از اين قهرمانيها و ناکاميهاست. جنبشي که با وجود ماهيت و موقعيت جامعه گرايانه خويش، به شدت فردگراست. قهرمانان تاريخ معاصر ما همه افرادي بودند که در آغاز خويش را فدايي جامعه خواندند. به راه جامعه محبوس، محروم و شهيد شدند اما چون از پيروزي پروژه جمعي خويش طرفي نبستند، راهي نيافتند که دست کم جرئت و حميت خويش را براي اين ملت به يادگار بگذارند. پس به جاي دادگاه استبداد، خود را در مقابل دادگاه تاريخ قرار دادند و به بازجويان نظم مستقر چنان پاسخ گفتند که گويي به بازجويان تاريخ پاسخ مي گويند. به نسل آينده که ما هر چه توانستيم کرديم. شايد بتوان ما را ناتوان خواند، اما هرگز خائن نبوده ايم. شايد ما را بتوان گمراه خواند اما هرگز نادم نشده ايم. نه توبه نامه نوشته ايم و نه خيانت پيشه کرده ايم. پس اي خداي تاريخ شاهد باش که ما شهيد راه آزادي شديم. سردبير «آفتاب» نيز در مقاله اي با عنوان «هنري به نام لوث کردن» به کارنامه دوره اصلاحات مي پردازد که چندي است از سوي رقيب مورد انتقادهاي فراواني قرار گرفته است. سردبير آفتاب مي نويسد: در دوره اصلاحات اتفاقات فراواني در کشور افتاد. شايد مهمترين دستاورد مثبت اين دوره، آشنايي بيشتر مردم با حقوق خود و عادي شدن پرسش از همه ارکان و نهادهاي کشور بود. اگرچه برخي معتقدند در اين راه افراط گراييهايي وجود داشت، ولي بايد پذيرفت که در سالهاي گذشته، بعضا با انتصابهاي نابه جاي برخي افراد و نهادها، به مقدسات ديني و شخصيتهاي ملي، عدم پاسخگويي در حال تسري به پايين ترين سطوح مديريتي کشور بود و لذا بايد نهادينه شدن پرسشگري را بزرگترين دستاورد دولت و مجلس اصلاحات دانست. البته اين دوران شاهد ضايعه بزرگي نيز بود که کمتر عرصه اي در کشور از آن بي نصيب ماند. لوث شدن بسياري از مسائل به دليل نپختگي عده اي از سياست پيشگان و عمد عده اي ديگر. به عنوان منفي ترين حاصل سالهاي مصادف با اصلاحات در تاريخ کشورمان ثبت خواهد شد. تهديد به استعفا، خروج از حاکميت، سالم سازي فضاي اقتصادي، مبارزه با رانت خواري، شايسته سالاري، حرمت ارزشها و دهها عنوان ديگر مي توان يافت که مردم با شنيدن آنها لزومي نمي بينند حتي پيرامون ادعاهاي مطرح شده تاملي بنمايند و طرح آنها احتمال نوعي تصفيه حساب بين گروههاي سياسي را به ذهن مردم متبادر مي نمايد. روزنامه «شرق» در مقاله اي باعنوان «تاريخ را نجات دهيم» مي نويسد: همچنان که ما تاريخ مشروطه را مي خوانيم و بر آن ناطقان بي نظير از صوراسرافيل تا ميرزاده عشقي و فرخي يزدي درود مي فرستيم، ناطقان مجلس ششم نيز مردمان آينده را فرا مي خوانند تا بر ايشان درود بفرستند. سردبير «آفتاب» نيز در مقاله اي با عنوان «هنري به نام لوث کردن» به کارنامه دوره اصلاحات مي پردازد و مي نويسد: در دوره اصلاحات اتفاقات فراواني در کشور افتاد. شايد مهمترين دستاورد مثبت اين دوره، آشنايي بيشتر مردم با حقوق خود و عادي شدن پرسش از همه ارکان و نهادهاي کشور بود. وي سپس از ضايعه بزرگي ياد مي کند که کمتر ارکان و نهادي از آن بي نصيب ماند و آن لوث شدن بسياري از مسائل به دليل نپختگي عده اي از سياست پيشگان و عمد عده اي ديگر است.
XS
SM
MD
LG