لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۱:۴۰ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

وارد کردن عقلانيت دنياي مدرن در دين و جدايي حکومت از دين، از ديد يک استاد دانشگاه


(rm) صدا |
مينا بهارمست (راديوفردا): ديشب انجمن سخن در لندن برنامه اي در کتابخانه شهرداري کنزينگتون برگزار کرد که در آن محسن سازگارا، استاد دانشگاه و روشنفکر ايراني که در سفر در لندن است، براي شماري از ايرانيان صحبت کرد. موضوع صحبت او، گوهر آزادي و روشنفکري ديني بود. شهران طبري در لندن در اين باره با آقاي سازگارا گفتگويي دارد. شهران طبري (راديوفردا): محسن سازگارا، در صحبت خود درباره گوهر آزادي و روشنفکري ديني، روشنفکر را کسي تعريف کرد که بين شکاف هاي معرفتي جامعه، پل مي زند. او شکاف معرفتي جامعه ما را در صد سال اخير، شکاف بين سنت و مدرنيته، يا نوگرايي، خواند. از او مي پرسم شما در نتيجه گيري از صحبت هاي خود، گفتيد: ما اکنون در مرحله اي هستيم که تفاوت بين روشنفکر ديني و غير ديني از هميشه کمتر شده، و در حال از بين رفتن است. به طوري که روشنفکر، روشنفکر است و ديني و غير ديني ندارد. مثل دمکراسي که براي آن پسوند ديني قائل نيستيد؟ اين درست است؟ محسن سازگارا (استاد دانشگاه و روشنفکر ايراني، لندن): من سعي کردم نشان بدهم که پروژه روشنفکران ديني در عهد معاصر، يعني در اين 10، 12 سال اخير، که به حق آن را بايد پارادايم سروش ناميد، در اين پارادايم جديد، با دو عنصر اقلي کردن دين، به جاي قرائت حداکثري از دين، و عقلاني کردن دين بر اساس بحث هاي قبض و بسط و بسط تجربه نبوي و سراط هاي مستقيم، اين مسيري که گذاشته شده است، موفق شده که روشنفکري ديني، در واقع گوهر دنياي مدرن را که عقلانيت دنياي مدرن است، و تمام محصولات دنياي مدرن، مثل حقوق بشر، دمکراسي، پارلمانتاريسم، و ... اينها را که در واقع از دل اين عقلانيت جديد متولد شده، با دين کنار همديگر بگذارد. عرض من اين بود که پروژه روشنفکران ديني در اين پارادايم جديد، اگرچه هنوز نقص هايي دارد، ولي به مسيري افتاده است که اگر درست تکميل شود، آن وقت براي نخستين بار در سده گذشته، موفق شده که گوهر آزادي، گوهر حقوق بشر جديد، در واقع گوهر دنياي مدرن، يعني عقلانيت دنياي مدرن را کنار دين بنشاند. ش.ط.: در آن صورت آقاي سازگارا فکر مي کنيد که اين عقلانيت مدرني که روشنفکر ديني به آن رسيده و آن را قبول کرده، آيا ايجاب نمي کند که دين و حکومت از هم جدا شوند؟ محسن سازگارا: بله، در واقع جمله ام را تمام بکنم، اين بود که به اين ترتيب، به نظر من پروژه روشنفکران ديني، مي رود به يک باليني مي گذارد اين سر را و ما مي توانيم وارد مرحله جديدي بشويم. اما در اين مرحله جديد، سوال شما کاملا درست است. دين دليلي ندارد که حکومت، پايگاه حقوقي خود را از دل دين اخذ کند، چرا که وقتي عقلانيت حاکم باشد، آن وقت پايگاه حقوقي خود را مي تواند از عامه مردم و خرد جمعي اخذ کند، که اين کار البته اتفاق مبارک و ميموني است، براي اينکه ما در اين 25 ساله گذشته، شايد بشود گفت که دو شوهر به دين داديم، يکي انقلاب بود، يکي سياست بود. اولي دين را کتک زد و آن را خشن و تند کرد، و دومي کلاه سر دين گذاشت. در حالي که دين براي حيات خود، براي بارور شدن خود، اتفاقا اگر وارد مقوله قدرت شود، صدمه مي خورد، براي اينکه جنس دين چيزي ديگري است. دين از قضا، وقتي موفق تر است در تبليغ ديني، که نهادهاي مدني و متعلق به مردم داشته باشد، و قدرت خود را در نهادهاي مدني بازتوليد بکند، و از قضا وقتي که از موضع نهادهاي مدني به حکومت ها انتقاد مي کند، خيلي نيرومندتر مي شود تا اينکه خود مستقيما برود و در پايگاه حقوقي قدرت قرار بگيرد. من فکر مي کنم که اگر کسي به دنياي غرب فعلي نگاه کند، مي بيند که جدايي قدرت دنيوي، قدرت سياسي، از پايگاه دين، يعني پايگاه حقوقي، رفته است روي راي مردم و باعث شده است که نهادهاي ديني با تشکل هاي مدني که دارند، خيلي مقتدرانه از حوزه دين دفاع کنند، و خيلي مقتدرانه اعمال نظر خود را از مجراي راي مردم مي کنند. اين سرنوشت خوبي هم هست که مي شود گفت به رشد ديني و تبليغ ديني کمک مي کند. ديشب انجمن سخن در لندن برنامه اي در کتابخانه شهرداري کنزينگتون برگزار کرد که در آن محسن سازگارا، استاد دانشگاه و روشنفکر ايراني که در سفر در لندن است، براي شماري از ايرانيان صحبت کرد. موضوع صحبت او، گوهر آزادي و روشنفکري ديني بود. وي در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که روشنفکران ديني در عهد معاصر، با دو عنصر اقلي کردن دين، به جاي قرائت حداکثري از دين، و عقلاني کردن دين، موفق شده اند که گوهر دنياي مدرن را که عقلانيت ، و تمام محصولات دنياي مدرن، مثل حقوق بشر، دمکراسي، پارلمانتاريسم، و ... اينها را که در واقع از دل اين عقلانيت جديد متولد شده، با دين کنار همديگر بگذارد. وي مي گويد که اگر اين پروژه درست تکميل شود، آن وقت براي نخستين بار در سده گذشته، موفق شده که گوهر آزادي، گوهر حقوق بشر جديد، در واقع گوهر دنياي مدرن، يعني عقلانيت دنياي مدرن را کنار دين بنشاند. وي مي گويد که دليلي ندارد که حکومت، پايگاه حقوقي خود را از دل دين اخذ کند، چرا که وقتي عقلانيت حاکم باشد، آن وقت پايگاه حقوقي خود را مي تواند از عامه مردم و خرد جمعي اخذ کند.
XS
SM
MD
LG