لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۳۴ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

نگاه راديوفردا به وجهه انساني و سياسي شخصيت آلبرت آينشتين


(rm) صدا |
ليلي صدر (راديوفردا): در سال 1939 دانشمندان فيزيک هسته اي براي مشورت نزد آلبرت آينشتين رفتند تا نظر او را نه در مورد يک مسئله علمي، بلکه در مورد يک مسئله سياسي بپرسند. اين دانشمندان متوجه شده بودند که مي توان اورانيوم را براي ساختن قوي ترين بمب استفاده کرد، و نگراني اين دانشمندان اين بود که آلمان نازي به اين سلاح ها دست يابد. اين موضوع آينشتين را به نوشتن نامه اي به فرانکلين روزولت، رئيس جمهوري وقت آمريکا، و هشدار به او در مورد چنين بمبي واداشت. با نوشتن اين نامه، تلاشها براي متقاعد کردن دولت آمريکا به توليد سلاح هاي هسته اي شدت يافت. جالب اينجاست که به علت تمايلات چپ گرايانه آينشتين، در آن زمان او اجازه دخالت در تحقيقات حساس هسته اي نيافت. اما در جريان جنگ جهاني دوم، او نقش مشاور نيروي دريايي آمريکا را به عهده گرفت. در تاريخ هشتم ماه مه 1945، آلمان نازي از نيروهاي متفقين شکست خورد. اما سه ماه پس از آن در ششم ماه اوت 1945، اولين بمب اتمي بر شهر هيروشيماي ژاپن فرود آمد، و صدها هزار کشته بر جا گذاشت. ابعاد فاجعه بار استفاده از اين بمب و بمب ناکازاکي، آينشتين را به يکي از رساترين صداها بر عليه سلاح هاي هسته اي تبديل کرد. نام آلبرت آينشتين که 49 سال پيش در چنين روزهايي درگذشت، براي بسياري، همواره با پيچيده ترين تئوري هاي فيزيک يا با بمب اتمي تداعي مي کند، اما کارايي وجهه انساني شخصيت اين نابغه قرن بيستم، دست کمي از توانايي هاي علمي او ندارد. فاطمه امان (راديو فردا): آلبرت آينشتين فيزيکدان نابغه قرن بيستم و خالق نظريه نسبيت، از سال 1933 همراه با همسرش السا از آلمان به آمريکا مهاجرت کرد و در دانشگاه پرينستون مشغول به کار شد. او سه سال بعد همسر خود را از دست داد و از سال 1940 به بعد با زني بنام جوانا فانتووا، رابطه نزديکي داشت. اخيرا کتابدار دانشگاه پرينستون در کتابخانه دانشگاه، دفتر چه خاطرات خانم فانتووا را پيدا کرده که در آن 60 صفحه خاطرات اين زن از زندگي مشترک با آينشتين به رشته تحرير در آمده است. فانتووا در اين دفتر مي نويسد: هدف او از نوشتن اين سطور معرفي وجه ديگري از اين دانشمند نابغه است و آن وجه انساني اوست. بخش بزرگي از اين خاطرات شامل نقطه نظرهاي سياسي آينشتين است و از موضع انتقادي او نسبت به مسابقه تسليحاتي اتمي و ماجراي پيگرد و سرکوب کمونيستها بوسيله سناتور جوزف مک کارتي مي گويد. آينشتين در مورد سلاح هاي هسته اي که او تا آخرين روزهاي عمرش از روشنگري در مورد خطر آن براي جهان دست نکشيد مي گويد: صداي آلبرت آينشتين: امروز فيزيکدانهايي که شاهد بوجود آمدن خطرناک ترين و مهيب ترين سلاح ها هستند، نمي توانند از هشدارهاي مکرر خودداري کنند. ما نمي توانيم و نبايد در تلاش براي آگاه کردن همه ملت هاي جهان بويژه دولتهاي آنها، از فاجعه غير قابل بياني که مي تواند بوقوع بپيوندد، مسامحه کنيم. فاجعه اي که بوقوع خواهد پيوست مگر اينکه نگرش و برخورد خود را در مقابل يکديگر و در مقابل آينده تغيير دهيم. ما به ساخته شدن اين سلاح جديد کمک کرديم تا مانع از آن شويم که دشمن بشريت پيش از ما به آن دست نيابد. زيرا با توجه به ذهنيت نازي ها، دستيابي آنها به اين سلاح به معناي نابودي غير قابل تصور و به بردگي درآوردن بقيه جهان مي بود. ف.ا.: از سال 1919، تبليغات ضد يهودي نازيهاي آلمان آغاز شد و نظريه هاي علمي آينشتين و تئوري نسبيت او از سوي فيزيکدانهاي نازي به عنوان «فيزيک يهودي – کمونيست»، مردود خوانده شد. صداي آلبرت آينشتين: تا زماني که خشونت نازي ها تنها و يا در وهله اول بر عليه يهودي ها بود، دنيا بي تفاوت از کنار آن مي گذشت. حتي با حکومت جنايتکار رايش سوم معاهده ها و پيمان ها بسته شد. درهاي فلسطين بر روي مهاجران يهودي بسته بود و هيچ کشور ديگري هم به آنها پناه نداد. ما هرگز نبايد رفتار قهرمانانه کشورهاي کوچک اسکانديناوي، هلند و سوئيس و کساني که در مناطق اشغالي اروپا همه تلاش خود را براي نجات جان زندگي يهودي ها کردند، فراموش کنيم. ف.ا.: آينشتين پس از جنگ جهاني دوم، از تشکيل کشور اسرائيل حمايت کرد، اما همواره خود را تبعه جهان مي دانست. او پيشنهاد پذيرش پست رياست جمهوري اسرائيل را نپذيرفت. جمله معروف اوست که مي گويدهر چقدر خود را يک يهودي مي دانم، به همان نسبت از شکل هاي سنتي مذهب، خود را دور مي بينم. آينشتين صداي رسايي در حمايت از صلح جهاني بود. صداي آلبرت آينشتين: بخش بزرگي از جهان با قحطي و گرسنگي دست به گريبان است و بخش هايي در فراواني نعمت بسر مي برد. به ملتها وعده آزادي و عدالت داده شد، اما ما شاهد نمايش غم انگيزي بوده و هستيم که ارتش آزاديبخش ديروز به روي توده هاي طالب استقلال و برابري اجتماعي آتش مي گشايد و با نيروي نظامي خود از کساني در اين کشورها حمايت مي کند که در خدمت حفظ منافع آنها عمل مي کنند. امروز مسئله اقليم و قلمرو، هر چقدر هم که منسوخ بنظر بيايد، اما بر خوست عدالت و رفاه چيره است. ف.ا.: دفتر خاطرات جوانا فانتووا، شريک زندگي آينشتين، همچنين از چگونگي گذران عمر آينشتين مي گويد. از جمله اينکه آينشتين که فوق العاده محبوب بود، اغلب ناگزير مي شد خود را به مريضي بزند تا مجبور نباشد به ديدار جمعيتي که براي ملاقات با او مي آمدند برود. فانتوا همچنين مي نويسد آينشتين در سالگرد تولد 75 سالگي خود، يک طوطي به عنوان هديه در يافت کرد و طي يکسال پس از آن تا زمان مرگش، وقت زيادي را در گفتگو و بطور عمده تعريف کردن جوک براي اين طوطي صرف مي کرد. آينشتين همچنين تا آخرين سال عمر خود به ورزش مورد علاقه خود قايقراني وفادار ماند. فانتووا مي گويد هيچگاه او را خوشحال تر از زماني که سوار بر قايق ساده و کوچکش بود نمي ديدم. شريک زندگي او، جوانا فانتوا تا سال 1981، يعني تا سن 80 سالگي زندگي کرد. او قبل از مرگ دفتر خاطرات خود را به فردي بنام ژيلت گريفين فروخت، و او نيز اين سند را در اختيار کتابخانه دانشگاه پرينستون گذاشت. صداي آلبرت آينشتين: خانم ها و آقايان، عصر ما به پيشرفت هايي که در زمينه تکامل روشنفکري انسان به عمل آمده، مباهات مي کند. جستجو و تکاپو براي حقيقت و دانش، يکي از بزرگترين هنرهاي انساني ست، اما گاه از سوي آنها که کمترين مايه را دارند، بيشترين نخوت ها ديده مي شود. بايد بهوش باشيم و از خرد، خدا نسازيم. بطور قطع خرد قدرت بسيار دارد، اما از شخصيت تهيست. از اينرو خرد تنها بايد خدمت کند، نه رهبري. خرد، چشم تيزبيني براي بکارگيري شيوه و وسيله دارد، اما در مقابل ارزشها و هدف ها نابيناست. از اينرو جاي تعجبي نيست که اين نابينايي مرگ آور از پير به جوان مي رسد و نسلي را درگير خود مي کند. ف.ا.: آلبرت آينشتين در هجدهم آوريل سال 1955، در پرينستون در ايالت نيوجرسي، ديده از جهان فروبست. آلبرت آينشتين فيزيکدان نابغه قرن بيستم و خالق نظريه نسبيت، از سال 1933 همراه با همسرش السا از آلمان به آمريکا مهاجرت کرد و در دانشگاه پرينستون مشغول به کار شد. او سه سال بعد همسر خود را از دست داد و از سال 1940 به بعد با زني بنام جوانا فانتووا، رابطه نزديکي داشت. اخيرا کتابدار دانشگاه پرينستون در کتابخانه دانشگاه، دفتر چه خاطرات خانم فانتووا را پيدا کرده که در آن 60 صفحه خاطرات اين زن از زندگي مشترک با آينشتين به رشته تحرير در آمده است. فانتووا در اين دفتر مي نويسد: هدف او از نوشتن اين سطور معرفي وجه ديگري از اين دانشمند نابغه است و آن وجه انساني اوست. راديوفردا نگاهي دارد به وجهه انساني و سياسي شخصيت آلبرت آينشتين.
XS
SM
MD
LG