لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۱۸ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

گزارش ويژه راديوفردا: مشکل جهاني کودکان خياباني


(rm) صدا |
فاطمه امان (راديوفردا): با وجود تفاوت هاي فرهنگي، وجود کودکان خياباني يک پديده جهانيست. تحقيقات در مورد زندگي اين کودکان در سراسر جهان نشان مي دهدکه به رغم تفاوت هاي موجود، شيوه زندگي و پيشينه همه آنها يکسان است. با اينحال ميان کودک خياباني جهان سوم و کودک خياباني کشورهاي پيشرفته تفاوت هايي نيز وجود دارد. چندي پيش يک آژانس کانادايي براي بچه هاي نيازمند گفت: سن کودکان خياباني جهان سوم و کشورهاي غني بسيار متفاوت است. در کشورهاي جهان سوم، سن کودکان خياباني بطور متوسط 11 تا 16 ساله است. اما درکشورهاي صنعتي يا کشورهاي پيشرفته، سن اين کودکان بيش از 16 سال است. در کشورهاي اروپاي شرقي کودکان خياباني وضعيت نابساماني دارند. در روسيه تعداد کودکان بي خانمان، در حدود يک ميليون نفر برآورد مي شود. طي ده سال گذشته مسئله کودکان خياباني در شهر هاي بزرگ ايران بويژه در تهران به يک معضل اجتماعي تبديل شده است و بئ برنامگي دولت، به ابعاد اين معضل افزوده و مي تواند به يک فاجعه انساني تبديل شود. بنا برآوردهاي رسمي در حال حاضر 25 تا 30 هزار کودک در ايران زير فشار بزرگسالان به انواع کارها از گدايي در خيابانها گرفته تا کار طاقت فرسا در کارگاهها مجبور مي شوند. بر اثر فشار کار و نبود امکانات بهداشتي هر ماه 100 تا 150 نفر از اين کودکان جان خود را از دست مي دهند. فعاليت هاي کاذب اقتصادي اين نونهالان، شامل گدايي، تميز کردن شيشه اتومبيل ها، واکس زدن کفش در خيابانها ست. اين کودکان که اغلب يا از خانه فرار کرده اند و يا توسط پدر و مادر معتاد خود به کار مجبور مي شوند، در شرايط بسياردشواري زندگي مي کنند. اغلب آنها شب را روي تکه مقوايي به صبح مي رسانند و از غذاي مناسب، امکانات بهداشتي و از همه مهمتر، از محبت پدر و مادر محرومند. علي سجادي (راديوفردا): ظهور کودکان خياباني از اواخر دهه 1360 ابعاد گسترده اي به خود گرفت. در اين زمان، ايران دست بگريبان عواقب اقتصادي و اجتماعي جنگ بود. قيمت پايين نفت، اقتصاد ضعيف، بيکاري، مهاجرت گسترده از روستاها به شهر و علاوه بر آن مهاجرت 2 ميليون آواره افغاني، زمينه ساز اين پديده دلخراش بود. هر چند دولت ايران هنوز برنامه جامعي براي برخورد با اين مشکل تدوين نکرده، اما در سالهاي اخير اقداماتي از سوي فعالان حقوق کودکان انجام شد. از جمله مرکزي بنام "خانه سبز" در شمال تهران تاسيس شده که هدف آن، جمع آوري کودکان خياباني و کمک به آنهاست. به گفته مصطفي جان قلي سرپرست "خانه سبز"، هدف اين مرکز کمک به کودکان براي بازگشت به يک زندگي عادي ست و تلاش مي شود که اين کودکان به خانواده هاي خود بازگردند. ف.ا.: اما مشکل اينجاست که بسياري از اين کودکان از خانواده هايي هستند که پدر و مادر معتاد هستند و يا در آنها کودک آزاري بسيار معمول است. شرلي نجفي مدير انجمن دفاع از حقوق کودکان مي گويد بسياري از کودکاني که روي مقوا مي خوابند، از آن دسته از کودکان خياباني که هنوز در خانواده هاي خود هستند، خوشبخت ترند. بسياري از اين پدر و مادر ها فرزندان خود را با ضرب و شتم مجبور به کار مي کنند. نظر اين فعال حقوق کودکان، خود بيانگر ابعاد پيچيده اين پديده فاجعه باراجتماعي ست. علي سجادي: بطور قانوني کودکان در ايران اجازه کارکردن ندارند زيرا ايران تمامي قطعنامه ها ي بين امللي مربوط به حقوق کودکان را امضا کرده است. اما به گفته خانم شيرين عبادي حقوق دان ايراني و از پيشکسوتان حقوق کودک، در ايران کودک هنوز از نظر حقوقي تعريف نشده است. خانم شيرين عبادي مثال جالبي مي زند: در ايران اگر يک دختر 9 ساله و يا پسر 15 ساله مرتکب جنايت شود، مانند بزرگسالان محاکمه مي شود و در اين مورد از پدر او سئوال نمي شود، اما اگر همين کودک در يک مسابقه نقاشي بين المللي برنده جايزه شود، براي سفر به خارج احتياج به اجازه پدر دارد. در قانون ايران، پايان ِ دوران کودکي با دو معيار بلوغ جنسي و بلوغ فکري تعريف شده است. ف.ا.: بدين ترتيب اين معضل اجتماعي-انساني، به علت تناقض هاي حقوقي موجود در قوانين ايران پيچيده تر مي شود و بدون يک برنامه ريزي مبتني بر مطالعات کارشناسي و تخصصي، امکان رفع اين مشکل وجود ندارد. به اعتقاد کارشناسان، حل مسئله کودکان خياباني تنها با اقدامات خيرخواهانه جمعي داوطلب عملي نخواهد شد. براي اينکار از يک سو بايد شرايط اقتصادي کشور بهبود يابد و از سوي ديگر دولت بايد با بازنگري اولويت هاي برنامه اي خود، منابع لازم را براي حل اين مشکل تامين کند. يکي از پديده هاي مشترک و معضل همه کشورهاي جهان، مساله کودکان خياباني است. در پيشرفته ترين تا فقيرترين کشورهاي جهان، شماري کودک بي نشان و بي سرپرست وجود دارد، که آينده اي نامعلوم در انتظار آنها است. کودکاني که جوابگوي کسي نيستند و کسي هم جوابگوي آنها نيست. اين کودکان براي مليت و مرز و بوم خود درد مشترکي دارند. جامعه جهاني به آنها، آنگونه که در شان و منزلت انساني است، نمي نگرد و براي کمک به آنها، به اندازه کافي نيرو صرف نکرده است. در ايران قوانين موجود و بي برنامگي مسئولان به اين پديده دامن زده است.
XS
SM
MD
LG