لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۰۰ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

بررسي روزنامه هاي امروز ايران


(rm) صدا |
علي سجادي (راديو فردا): سوسن شريعتي در سرمقاله امروز «شرق» با عنوان «سعي در صفاي سنت و مروه تجدد» سخناني را طرح کرده و سعي در يافتن پاسخهايي براي آنها کرده است. سوسن شريعتي مي نويسد: امروز حدودا 100 سال مي شود که ما مدام داريم از خود مي پرسيم کيستيم؟ چگونه هستيم و چرا اين گونه؟ و اين سرگرداني صد ساله در جذر و مد کيستي و چيستي خود، بارها با توهم نجات فرياد برآورده ايم ساحل! ساحل! و هر بار به گرداب ديگري درغلتيده ايم. صد سال مي شود که فهميده ايم و به اجماع رسيده ايم که آن جور که بايد نيستيم، اما بر سر اين که آنجور که بايد، چيست، هيچ اجماعي وجود نداشته و ندارد. نه بر سر جورش نه بر سر بايدش. سه حوزه نزاع از اين قرار بوده است: نسبت ما و سنت، نسبت ما و قدرت، نسبت ما و غرب. اين نبودن آنجور که بايد به گردن چيست؟ به گردن سنت است؟ به عهده قدرت است؟ يا به دليل غرب؟ اين سنت است که ما را رعيت حکومت کرده و نوکر اجنبي، يا حکومت است که ما را در چنبره عبوديت و انفعال نگه داشته و راه را بر اجنبي باز گذاشته و يا دست آخر اين که نکند اين اجنبي است که ما را عقب مانده مي خواهد و قدرت را دست نشانده؟ از تصفيه سنت بايد آغاز کرد يا از تضعيف حکومت مرکزي؟ و يا از جنگ با استعمار؟ کداميک از اولويت برخوردار است، دين را بايد ابزار بسيج عليه استعمار کرد يا به کمک غرب و با تکيه بر تجربه هاي آن بلاد به جنگ با سنت و خرافه رفت. بايد در دستگاه مسلماني خود انقلاب به پا کرد يا در دستگاه حکومت؟ شرقي ماندن خوب است يا غربي شدن؟ آيا بايد دين را انداخت توي رودربايستي با خودش با گفتن اين که اسلام با مشروطيت، با قانون با پيشرفت با جمهوريت مي خواند؟ آيا مي شود به ابزار و سلاحهاي غرب مسلح شد و شبيه آنها نشد؟ آيا مي شود دين و سنت مسلط و موجود را به چالش کشاند، اما همدست و هم پيمان خارجي نگشت؟ يادداشت «آفتاب يزد» با عنوان «آماتورهاي خبرسازي و خبررساني» به ضعف خبري و معيارهاي دوگانه برخورد با رسانه ها در ايران پرداخته و مي نويسد: بارها امپرياليسم جهاني را محکوم کرديم که با کنترل اکثر رسانه ها بسياري از اخبار را سانسور مي کند و مردم جهان را از دسترسي به اخبار جهان محروم يم نمايد. اما هيچگاه به دنبال آن نبوده ايم که چرا در ميان صدها رسانه در جهان، اقبال بيشتر نسبت به همان رسانه هايي وجود دارد که ما آنها را عامل امپرياليسم جهاني مي ناميم. هم اکنون شبکه هاي عربي زيادي وجود دارد که ظواهر امر گوياي مخالفت آنها با روشهاي آمريکا در عراق و اسرائيل است. همچنين صدا و سيماي جمهوري اسلامي شبکه هاي راديو تلويزيوني به راه انداخته و امروز در اکثر نقاط جهان قابل دسترسي است. اما چه کسي است که نداند تاثيرگذاري اين رسانه ها در مقايسه با نفوذ رسانه هاي غربي، بسيار کم است. نويسنده سپس با ذکر نمونه هاي استفاده رسانه هاي داخلي از رسانه هاي غربي و تهمت وابستگي که از اين جهت نصيب آنها مي شود مي نويسد: ديروز يک چهره سرشناس محافظه کار، راه شناسايي رسانه هاي داخلي وابسته را انتشار برخي سخناني دانسته که عين آنها توسط راديو آمريکا و راديو فردا نيز مطرح شده است. نويسنده مي افزايد: اگر دولت آمريکا هم بخواهد همين استدلال را در برابر رسانه هاي خود به کار ببرد، کار بر رسانه هاي آمريکايي بسيار سخت خواهد شد. چرا که صدا و سيما و رسانه هاي محجوب ايران همه روزه اخبار از رسوايي زندان ابوغريب را مطرح مي کنند که قبلا توسط تلويزيون CBS و برخي جرايد آمريکا افشا شده است. ضمن آن که اگر معيار سياستمدار محافظه کار ايراني را قابل تعميم به صدا و سيما نيز بدانيم، بايد اين دستگاه را هم به خاطر اعلام اخباري که عينا توسط رسانه هاي دولتي انگليسي و رسانه هاي آمريکايي منتشر مي شود، زير سئوال ببريم. «شرق» درمقاله اي با عنوان «سعي در صفاي سنت و مروه تجدد» مي نويسد: امروز حدودا 100 سال مي شود که ما مدام داريم از خود مي پرسيم کيستيم؟ چگونه هستيم و چرا اين گونه؟ و اين سرگرداني صد ساله در جذر و مد کيستي و چيستي خود، بارها با توهم نجات فرياد برآورده ايم ساحل! ساحل! و هر بار به گرداب ديگري درغلتيده ايم. «آفتاب يزد» مقاله اي دارد با عنوان «آماتورهاي خبرسازي و خبررساني»، و مي نويسد: بارها امپرياليسم جهاني را محکوم کرديم که با کنترل اکثر رسانه ها بسياري از اخبار را سانسور مي کند و مردم جهان را از دسترسي به اخبار جهان محروم يم نمايد. اما هيچگاه به دنبال آن نبوده ايم که چرا در ميان صدها رسانه در جهان، اقبال بيشتر نسبت به همان رسانه هايي وجود دارد که ما آنها را عامل امپرياليسم جهاني مي ناميم.
XS
SM
MD
LG