لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۱۹ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

گنجاندن برنامه مبارزه با مواد مخدر در برنامه توسعه چهارم، از ديد يک کارشناس مسائل اجتماعي


(rm) صدا |
مينا بهارمست (راديوفردا): ستاد مبارزه با مواد مخدر، برنامه خود را براي مبارزه با اعتياد و مواد مخدر در ايران به محمد خاتمي، رئيس جمهوري داد. علي هاشمي، از مسئولان اين ستاد مي گويد که براي اولين بار، برنامه اي با هدف مقابله، درمان و پيشگيري به عنوان بخشي از برنامه چهارم توسعه در نظر گرفته شده، و تا اين موضوع به عنوان مساله اي ملي در جامعه به شمار نيايد، نمي تواند در مبارزه با آن موفق بود. علي کدخدا زاده، روزنامه نگار و کارشناس مسائل اجتماعي در تهران، گنجاندن برنامه مبارزه با مواد مخدر را در برنامه توسعه چهارم به فال نيک مي گيرد. علي کدخدا زاده (روزنامه نگار و کارشناس مسائل اجتماعي، تهران): نکته مهمي که در اين خبر يا گزاره وجود دارد، اين است که وقتي که يک برنامه اي، وقتي که يک موضوعي، وارد چهارچوب برنامه کلي کشور، از جله برنامه چهارم توسعه مي شود، اين به اين معنا است که ديگر آن موضوع را موضوع بخشي نمي بيننند. بلکه در واقع يک موضوع کلان و کشوري مي بينند، و به همين ترتيب ساير حوزه ها و دستگاه ها هم به نوعي درگير مي شوند. اين از اين بابت مي تواند نقطه مثبتي باشد براي اين قضيه که وارد شده است به برنامه چهارم توسعه. يعني بقيه سازمان ها و نهادها و ارگان ها هم به نوعي درگير مي شوند و سهمي از درگيري، يعني تلاش براي بررسي و رفتار با اين پديده را دارند. اما به غير از اين بايد ديد که ريز آن برنامه چي هست، تا بر اساس آن بشود آن را نقد و بررسي کرد. م.ب.: اگرچه جزئيات اين برنامه، همانطور که شما هم گفتيد، مشخص نيست، ولي يک نقطه مشخص هست و در پي سال هاي گذشته مرتبا از آن صحبت شده، و آن اين است که علل گرايش جوانان به مواد مخدر، بيشتر جنبه هاي به اصطلاح اجتماعي دارد و عدم مشارکت جوانان در عرصه هاي اجتماعي. بنابراين صرف اينکه اين برنامه به عنوان مبارزه با مواد مخدر مطرح شود، مي تواند با علل گرايش جوان ها به مواد مخدر مبارزه کند؟ علي کدخدا زاده: نکته اي که وجود دارد، اين است که ستاد مبارزه با مواد مخدر وظيفه ذاتي آن، که از نام آن هم بر مي آيد، اين است که با اين پديده به صورت فيزيکي مبارزه بکند. به اين معنا که در مرزها بتواند طرحهايي داشته باشد که از ورود قاچاقچيان جلوگيري بکند. قاچاقچيان خرده پا را برايشان برنامه داشته باشد. معتادان را مثلا بتواند بگيرد، باز پروري بکند. اين يک بخشي از کار است. يک بخشي است که جدي است، نمي شود منکر آن شد. اما اگر بخواهيم فقط به پديده مواد مخدر در قالب برخورد فيزيکي، يعني برخورد کردن با افراد و عوامل آن مواجه شويم، قطعا از خيلي از پديده هاي ديگري که نقش بسيار حياتي براي گرايش و ترويج مواد مخدر دارند، ما غافل مي شويم، و من الان نمي دانم که در اين برنامه کلاني که داده شده، به آن موضوعات هم توجه شده است يا نه. م.ب.: موافقتنامه هاي جداگانه اي ميان ستاد مبارزه با مواد مخدر، سازمان مديريت و دستگاه هاي ذيربط قرار است امضاء شود تا بتوانند برنامه جامعي را به اجراء بگذارند. حالا سازمان مديريت و دستگاه هاي ذيربط ديگر چه نقشي را مي توانند در اين ميان داشته باشند؟ علي کدخدا زاده: ببينيد، وقتي که سازمان مديريت و برنامه ريزي را مي گوييم، در واقع ما به روح اقتصادي اين قضيه داريم توجه مي کنيم. يعني اينکه چه بودجه اي را بايد بگيرد، يا براي اين کار چه سازمان هايي مي توانند بخشي يا رديفي از بودجه خود را درگير اين پديده کنند. مثلا ما در حوزه ورزش هم به نوعي اين را داريم. اين به هر حال انيجوري است که يک برنامه اي است که مي تواند تامين اعتبار و تامين بودجه کند. اما براي داشتن يک برنامه کلان در حوزه مبارزه با مواد مخدر، قطعا به سازمان ها و نهادهاي ديگري نياز هست، که حتي حضور و وجود بسياري از آنها بسيار مهمتر و موثر تر از ستاد مبارزه با مواد مخدر است. و همانطور که خدمت شما عرض کردم، مي نمي دانم که در اين برنامه هست يا نه. به عنوان مثال سازمان بهزيستي نقش انکار ناپذيري دارد. وزارت آموزش و پرورش نقش تعيين کننده اي دارد. وزارت علوم تا حدودي دارد. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، اينها همه دارند، و اين جدا از آن است که بسياري از NGOها که الان دارند کار مي کنند، و انصافا من چند تاي آنها را هم مي بينم، خيلي زيبا و شايسته دارند کار مي کنند، اينها بايد درگير باشند. م.ب.: شما به اهميت نقش سازمان بهزيستي در اين مورد اشاره کرديد. در حال حاضر گفته مي شود که 170 مرکز مشاوره تلفني و 158 مرکز مشاوره حضوري در ايران سازمان مشغول به کار هست. اين مراکز مشاوره، تا آنجايي که شما مي دانيد، تا چه حد موفق بودند؟ علي کدخدا زاده: قطعا وجود اينها خيلي بهتر از عدم وجود اين ها است. اما ما مسائل ديگري داريم. يک آدمي که معتاد است، بعد از سه سال، چهار سال، پنج سال ترک کرده است، ترک فيزيکي کرده است، حالا درگيريهاي رواني دارد، درگيري هاي فرهنگي دارد. به هر حال آن جايگاه و منزلت اجتماعي وي به شدت متزلزل شده است. اين فرد اگر داراي خانواده بوده است، آسيب هاي بسيار جبران ناپذيري به اعضاي خانواده اش وارد کرده است. براي همين، اينجور مراکز مشاوره اي که گذاشتند، قبلا مي تواند کمک بکند. اما اينها به دليل امکانات، به دليل توانايي هاي مالي، و به دليل تعداد نيروهاي متخصصي که در اختيار دارند، واقعا هنوز خيلي کم است. هنوز خيلي راه هست تا بشود همه، يا بخش موثر قابل توجهي از افراد خانواده هايي که درگير اين عارضه هستند را تحت حمايت و هدايت قرار داد. علي کدخدا زاده، روزنامه نگار و کارشناس مسائل اجتماعي در تهران، درباره گنجاندن برنامه مبارزه با مواد مخدر در برنامه توسعه چهارم به راديوفردا مي گويد که وقتي که موضوعي وارد چهارچوب برنامه کلي کشور، از جله برنامه چهارم توسعه مي شود، اين به اين معنا است که آن را يک موضوع کلان و کشوري مي بينند، و به همين ترتيب ساير حوزه ها و دستگاه ها هم به نوعي درگير مي شوند، که مي تواند نقطه مثبتي باشد. وي مي گويد که اگر بخواهيم فقط به پديده مواد مخدر در قالب برخورد فيزيکي، يعني برخورد کردن با افراد و عوامل آن مواجه شويم، قطعا از خيلي از پديده هاي ديگري که نقش بسيار حياتي براي گرايش و ترويج مواد مخدر دارند، غافل مي شويم، و هنوز معلوم نيست که در اين برنامه کلاني که داده شده، به آن موضوعات هم توجه شده است يا نه.
XS
SM
MD
LG