لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۵:۵۹ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

بررسي روزنامه‌هاي دوشنبه آمريکا


(rm) صدا |
صديق رضا، استاد دانشکده حقوق نيويورک، در مقاله اي با عنوان «مثال اسرائيل» در واشنگتن پست اين سوال را مطرح مي کند که آيا هرگز مي توان يک تروريست دستگير شده را به طور مثال براي بدست آوردن اطلاعاتي درباره حمله هايي که قرار است بعدا انجام گيرد و منجر به مرگ شهروندان غير نظامي آمريکا شود شکنجه کرد؟ صديق رضا مي نويسد: در حالي که سياستمداران بطور علني و در سايه آنچه در بازجويي هاي زندانيان عراقي و عاملان القاعده در افغانستان رخ داده، مشغول بحث در اين باره هستند، نگاهي به جايي ديگر در خاورميانه ممکن است کمکي به پيشبرد اين بحث باشد. چند سال پيش ديوان عالي اسرائيل همين سؤال را درباره شکنجه با توجه به تروريستهاي فلسطيني مورد بحث قرار داد. پاسخ ديوان عالي اسرائيل به اين سؤال منفي بود. نويسنده در شرح ماجرا مي نويسد: در سال 1987، بعد از اين که سرويس امنيتي اسرائيل به دليل پنهان کاري بدرفتاري مامورانش، که به مرگ دو فسطيني که در يک آدم ربايي گرفتار شده بودند انجاميد، زير فشار قرار گرفت، اين موضوع توسط کميسيون امنيتي اسرائيل مطرح شد که اين نوع بازجويي ها براي امنيت اسرائيل لازم است و اخذ اطلاعات از تروريست هاي دستگير شده براي حمايت از شهروندان اسرائيلي ضروري است، و بازجويي موثر شامل شيوه هاي استفاده از فشارهاي فيزيکي هم مي شود. اما البته آنچه کميسيون مزبور از فشارهاي فيزيکي مد نظر داشت براي عموم روشن نبود. صديق رضا پس از شرح انواع شکنجه هاي فيزيکي يا شکنجه، که منظور کميسيون ياد شده بوده است، مي نويسد که در سال 1999، بعد از اين که دو گروه اسرائيلي که در پي «منافع عمومي» هستند و شش تن از کساني که مورد بازجويي قرار گرفته بودند به ديوان عالي اسرائيل شکايت بردند، اين ديوان، با توجه به استدلالهاي دولت که ممکن است چنين بازجوييهايي به گرفتن اطلاعاتي بيانجامد که به خنثي کردن عمليات تروريستي منتهي شود، حکم کرد که اين شيوه ها غير قانوني است. ديوان عالي کشور اسرائيل در حکم خود نوشت: دولت اسرائيل در مبارزه اي تمام نشدني درگير است که حيات و امنيت آن را از روز اول تهديد کرده است. اما يک جامعه دموکرات و عاشق آزادي، نمي تواند هر روشي را به خاطر کشف حقيقت بپذيرد. سرنوشت دموکراسي غالبا اين است که با کتف بسته با مخالفان خود بجنگد، ولي از روشهايي که دشمنان دمکراسي استفاده مي کنند، بهره نجويد. کريگ اسميت در نيويورک تايمز، با اشاره به انتخابات اتحاديه اروپا، که 14 هزار و 700 نامزد براي کسب 732 کرسي رقابت مي کردند، مي نويسد: در بسياري از کشورهاي عضو اتحاديه، از انتخابات به عنوان محملي براي ابراز نارضايتي نسبت به احزاب حاکم در آن کشورها استفاده شد. نويسنده مي گويد: اين انتخابات قبل از آنکه رفراندمي براي آينده اتحاديه و قاره اروپا باشد، آزمايشي براي محبوبيت صدها حزب و گروه و هزاران سياستمدار محلي بود. نويسنده همچنين اشاره مي کند که بسياري از راي دهندگان اروپايي، هنوز نمي دانند که پارلمان اروپا، چه نقشي ايفا مي کند. صديق رضا، استاد دانشکده حقوق نيويورک، در مقاله اي با عنوان «مثال اسرائيل» در واشنگتن پست اين سوال را مطرح مي کند که آيا هرگز مي توان يک تروريست دستگير شده را به طور مثال براي بدست آوردن اطلاعاتي درباره حمله هايي که قرار است بعدا انجام گيرد و منجر به مرگ شهروندان غير نظامي آمريکا شود شکنجه کرد؟ وي با آوردن مثالي از اسرائيل نوشت که در سال 1999، بعد از اين که دو گروه اسرائيلي که در پي «منافع عمومي» هستند و شش تن از کساني که مورد بازجويي قرار گرفته بودند به ديوان عالي اسرائيل شکايت بردند، اين ديوان، با توجه به استدلالهاي دولت که ممکن است چنين بازجوييهايي به گرفتن اطلاعاتي بيانجامد که به خنثي کردن عمليات تروريستي منتهي شود، حکم کرد که اين شيوه ها غير قانوني است. کريگ اسميت در نيويورک تايمز، با اشاره به انتخابات اتحاديه اروپا، که 14 هزار و 700 نامزد براي کسب 732 کرسي رقابت مي کردند، نوشت: اين انتخابات قبل از آنکه رفراندمي براي آينده اتحاديه و قاره اروپا باشد، آزمايشي براي محبوبيت صدها حزب و گروه و هزاران سياستمدار محلي بود.
XS
SM
MD
LG