لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۱۲ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

نمايشگاه كافكا و پراگ در موزه يهودي شهر نيويورك


(rm) صدا |
بهنام ناطقي (راديوفردا): نمايشگاه خيره کننده کافکا و پراگ، در موزه يهودي شهر نيويورک New York Jewish Museum در باره رابطه نويسنده مشهور چک فرانتس کافکا و شهري که سالهاي بسياري از عمر خود را در چند محله يهودي نشين آن به سر آورد، ديشب به کار خود پايان داد. در اين نمايشگاه منحصر به فرد که در دنيا صدا کرد، بينندگان، نسخه هاي اول کتاب هاي کافکا، دست نوشته هاي او، طراحي هاي قلمي او، عکس هاي خود او و دوستان و همشهريان او حتي گزارش هاي پزشکان در باره پيشرفت بيماري او را در کنار هم مي يابند. اما ويژگي اين نمايشگاه اين است که تماشاگر در آن با فضاهاي هنرمندانه چيدمان غريبي روبرو مي شوند که مي‌کوشد به زبان هنر، و با استفاده از جملات و کلمات خود کافکا، تماشاگر را درشرايط روحي و حسي قرار دهد که کافکا در شهر پراگ احساس مي کرد. ديروز موزه يهودي نيويورک در امتداد راسته موزه ها در خيابان پنجم نيويورک شلوغ تر از هميشه بود و خيلي آمده بودند تا براي آخرين بار به اين چيدمان ها، از فضاهاي بصري، عکس و منظره ، کتاب و خاطره و محيط هاي غريب سه بعدي ذهني نگاه بياندازند. صحنه هاي تئاتري اي که مي خواهد تماشاگر را وارد ذهنيت کافکا بکند. در يکى از اين چيدمان ها تحت عنوان صحنه اوليه يا Primal Scene بيننده مى تواند از طريق عکس و اسلايد به پراگ سال ???? نظر اندازد سال تولد کافکا. در آن زمان شهر پراک سه فرهنگ را در خود جاى مى داد: فرهنگ چک، فرهنگ آلمانى و فرهنگ يهوديان آلمانى زبان در همزيستى اى هماهنگ اما توام با دلواپسى. از قطعات ديدنى در اين نمايشگاه، نسخه اى است از نخستين چاپ اثر مشهور کافکا، مسخ، به زبان آلمانى که در سال ???? منتشر شد. دست نوشته هاى نامه هاى کافکا در باره پراگ همراه با ترجمه انگليسى آنها محتواى اصلى نمايشگاه را تشکيل مى دهد که همه چيز ديگر بر اساس آن ها ساخته شده است. از جمله نامه اى است از فرانس کافکا به دوست دوران جوانى اسکار پالاک که در آن کافکا مى نويسد: «پراگ رها نمى کند. هيچکدام ما را. اين عجوزه فرتوت چنگال دارد و انسان چاره اى جز تسليم در برابر آن ندارد» کافکا در نامه ديگرى، خطاب به جوانى به نام گوستاو يانوش که با او دوست شده بود در باره شهرى که اکثر ?? سال عمر خود را رد آن گذراند، مى نويسد: «اين يک شهر نيست، بلکه شکافى است دربستراقيانوس زمان پوشيده از مخروبه هاى سنگى روياها و عواطف سوخته که ما از ميان آن مى گذريم ، پراگ عجوزه فرتوت، خرابه سوخته روياها، زيباترين صحنه تاتر پراک در واقع چنانکه يکى از زندگينامه نويسان کافکا گفته است، صحنه نمايش زندگى کافکا بود ارتباط ظريف و پيچيده ميان شهر واقعى و شهر خيالى شهرى که به کافکا شکل داد و در تمام داستان هاى او نقش اصلى را بازى مى کند، هرچند که به ندرت نامى از آن در اين د استان ها مى خوانيم، موضوع غنى و سرشار از مفهوم براى يک نمايشگاه است که در اجراى خيره کننده موزه يهودى نيويورک به جائى فراتر از نمايشگاه عکس ها و يادگار هاى يک نويسنده مى رود که آن را مديون تقسيم بندى جالبى است که آقاى خوان اينسوا Juan Insua از آن ارائه داده است در ?? فضاى يا چيدمان کافکائى. آقاى اينسوا Insua، تنظيم کننده اين نمايشگاه، در مصاحبه اى گفت که در برگزارى اين نمايشگاه به خودش بيشتر به صورت يک فيلمساز نگاه مى کند تا يک نمايشگاه پرداز. و در تمشاى اين نمايشگاه يک تقلاى سينمائى يا دراماتيک يا تاترى و روائى مى بينيم تلاشى براى جداشدن از سطح عکس ها و روى جلد کتاب ها براى جان دادن به سوژه و تحريک ذهنيت بيننده. اين نمايشگاه که براى اولين بار در مرکز هنر معاصر شهر بارسلون اسپانيا نمايش داده شد به جاى پرداختن به نکته هاى بيوگرافيک مرسوم يک چنين نمايشگاهى، مى کوشد به طور موجز و خلاصه، درگيرى هاى اصلى زندگى کافکا در پراگ را طورى نشان دهد که گوئى تماشاگر دارد به اين شهر از نگاه کافکا مى نگرد و به راهنمائى کافکا در آن مى گردد. . نمايشگاه خيره کننده کافکا و پراگ، در موزه يهودي شهر نيويورک New York Jewish Museum در باره رابطه نويسنده مشهور چک فرانتس کافکا و شهري که سالهاي بسياري از عمر خود را در چند محله يهودي نشين آن به سر آورد، ديشب به کار خود پايان داد. در اين نمايشگاه منحصر به فرد که در دنيا صدا کرد، بينندگان، نسخه هاي اول کتاب هاي کافکا، دست نوشته هاي او، طراحي هاي قلمي او، عکس هاي خود او و دوستان و همشهريان او حتي گزارش هاي پزشکان در باره پيشرفت بيماري او را در کنار هم مي يابند. اما ويژگي اين نمايشگاه اين است که تماشاگر در آن با فضاهاي هنرمندانه چيدمان غريبي روبرو مي شوند که مي‌کوشد به زبان هنر، و با استفاده از جملات و کلمات خود کافکا، تماشاگر را درشرايط روحي و حسي قرار دهد که کافکا در شهر پراگ احساس مي کرد.
XS
SM
MD
LG