لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۰۵ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

آخرين فيلم اسپايك لي، ساعت بيست و پنجم: نخستين روايت سينمائي در پيامد فاجعه 11 سپتامبر


(rm) صدا |
بهنام ناطقي (راديوفردا): آخرين فيلم سينمائي آقاي اسپايک لي Spike Lee کارگردان برجسته سياهپوست نيويورکي، که با فيلم مالکوم اکس Malcolm X در جهان شهرت يافت، براي نخستين بار او از شخصت هاي سياهپوست و ماجراهاي آنها جدا مي کند. فيلم ساعت بيست وپنجم The 25th Hour که پس از نمايش درتالارهاي ويژه در نيويورک و لس آنجلس، هفته گذشته در بيش از يکهزار سينما در آمريکا بر پرده آمد، نخستين اثر هاليوودي اسپايک لي است که با بودجه بالاي 25 ميليون دلار و با شرکت ستارگان برجسته سينماي هاليوود، از جمله آقاي ادوارد نورتون Ed Norton در نقش اصلي، ساخته شده است.اين فيلم همچنين نخستين فيلم سينماي هاليوود است که به طور مستقيم به پيامدهاي فاجعه تروريستي 11 سپتامبر مي پردازد. داستان فيلم يک روز از زندگي شخصيتي است که آقاي ادوارد نورتون او را چنين وصف مي کند: ادوارد نورتون: It’s all about a young guy spending his last 24 hours in Manhattan before turning himself in to go to prison for seven years. He’s been arrested for dealing drugs. فيلم، داستان آخرين شبي است که يک جوان ايرلندي تبار در نيويورک مي گذراند قبل از آنکه براي تحمل 7 سال حبس به جرم فروش مواد مخدر، به زندان برود. فيلم با صحنه هاي هوائي نيويورک در شب شروع مي شود، اما با رسيدن به دو ستون نوري که از محل برج‌هاي دوقلوي مرکز تجارت جهاني نيويورک بر مي خيزد، اسپايک لي شروعي ظاهرا عادي فيلم با نماهاي هوائي از شهر بزرگ را با ياد قربانيان فاجعه تروريستي 11 سپتامبر به صحنه اي عاطفي تبديل مي کند که لحن فيلم را تا پايان در خود فرا مي گيرد. فيلمهاي جديدي که در نيويورک فيلمبرداي مي شوند، معمولا سعي مي کنند طوري شهر را نشان بدهند که موضوع نبودن اين برج ها اصلا به چشم تماشاگر نيايد وحتي در بعضي فيلمهاي توزيع نشده بعد از 11 سپتامبر، صحنه هائي که برج هاي دوقلو را نشان مي داد، از فيلمها درآوردند که حواس تماشاگر را از آنها غافل نگه دارند. اما اسپايک لي با مکث به روي دو ستون نوري که به ياد قربانيان حادثه از اين ساختمان ها برمي خيزد، نخستين کارگرداني است که مستقيما با اين فقدان در اثر خود روبرو مي شود و از آن به عنوان يکي از عناصر عاطفي کار استفاده مي کند. يکي از صحنه هاي فيلم در آپارتماني برداشته شده مشرف به جاي خالي اين برج ها در حاليکه ديالوگ بين شخصيت هاي فيلم جريان دارد، تماشاگر مي تواند پشت سر آنها فعاليت ماموران را براي يافتن قربانيان حادثه و خارج کردن اثار خرابي تماشا کند و به قول منتقد نيويورک تايمز، اين يکي از لحظات نادر در سينما است که واقعيت، قصه را تحت الشعاع قرار ميدهد، به خصوص که خيلي از ماموران آتش نشاني نيويورک که از آن حادثه جان سالم به در برده اند، در نقش مشتري هاي باري ظاهر مي شوند که پدر شخصيت اد نورتون، که خودش هم يک مامور آتش نشاني بازنسشته است، در استاتن آيلند اداره مي کند. محور داستان فيلم، رابطه عاطفي بين سه جوان سفيد پوستي است که در نيويورک بزرگ شده اند. در اين فيلم هم اسپايک لي، مانند فيلم هاي قبلي خود مثل مالکوم اکس، کار درست را بکن Do the Right Thing و Jungle Fever يا تب جنگل، شايد باز هم نتوانسته است فيلم کاملي بسازد اما دست روي مسائل اجتماعي و شخصيت هائي گذاشته است که ارتباط آنها با واقعيات و زندگي روزمره، به فيلم کشش مي دهد، برخلاف هميشه، حالا او به جاي زندگي جوانان سياهپوست محلات فقير، به مرکز شهر آمده است و به زندگي سفيدپوستان نگاه مي اندازد و در داستاني که نفرت و خشم در آن موج مي زند، حساسيت هاي عاطفي و آسيب پذيري هاي انساني را به نمايش مي گذارد. اقاي اسپايک لي در مصاحبه اي اشاره کرد که براي خود آخر اين فيلم از همه چيز بيشتر اهميت دارد زيرا شخصيت فيلم به زندان مي رود. اسپايک لي: What I like about Monty is that at the end of the film, he makes the correct moral choice, he goes to the big house, the big joint, the slammer اسپايك لي، كارگردان برجسته برخاسته از بروكلين، نيويورك، كه با فيلم مالكوم اكس در جهان شهرت يافت، در آخرين فيلم خود، ساعت بيست و پنجم، به نيويورك پس از فاجعه 11 سپتامبر سر مي زند. او نخستين كارگردان آمريكائي است كه داستاني را در نيويورك پس از فاجعه قرار مي دهد و با نشان دادن گودال عظيمي كه صدها امدادگر و مامور آتش نشاني در آن مشغول جستجوي اجساد قربانيان حادثه در پسزمينه، اجازه مي دهد كه واقعيت بر قصه چيره شود.
XS
SM
MD
LG