لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۱:۴۶ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

مرگ نابهنگام كاوه گلستان، فيلمبردارو عكاس برجسته از ديد يك هنرشناس


(rm) صدا |
بهنام ناطقي (راديوفردا): کاوه گلستان، عکاس برجسته اي که طي بيست سال اخير، ثبت کننده پرعاطفه لحظات تاريخ معاصرايران، از انقلاب و جنگ گرفته تا فاجعه حمله به حلبچه و انتخابات بود، روزگذشته در کردستان عراق، جان خود را از دست داد. گلستان قرباني مين عراقيها شد که در منطقه تخليه شده از نيروهاي عراقي بر جاي مانده بود. آقاي آيدين آغداشلو، نقاش و هنرشناس برجسته، و يک دوست قديمي خانواده ابراهيم گلستان، در مصاحبه با راديوفردا کاوه را يک عکاس خبري صاحب سبک توصيف ميکند. آيدين آغداشلو (نقاش و منتقد هنري، دوست خانواده ابراهيم گلستان، پدر کاوه): خبر بسيار ناراحت کننده اي بود اينکه کاوه ديگر در ميان ما نيست. کاوه عکاس قابل و لايقي بود هميشه. کارش را با عکاسي شروع کرد و بعدها با گزارشهاي خبري ادامه داد. مجموعهاي از بهترين عکسهاي درباره انقلاب را تهيه کرد در باره انقلاب ايران. روزهاي جنگ عکاس خبري بسيارصاحب سبکي بود و کارش هم فقط تهيه عکسهاي خبري نبود بلکه معنا و روحي از عکاسي و قضاوت دروني خودش را هميشه در کارش باقي ميگذاشت. ب.ن.: صداي آقاي آيدين آغداشلو، هنرمند و هنرشناس را ميشنويم که در باره مرگ کاوه گلستان، عکاس برجسته، و فرزند نويسنده معاصر، آقاي ابراهيم گلستان سخن مي گفت. کاوه گلستان، که روز گذشته در کردستان عراق در سن 50 سالگي درگذشت. کاوه هنگام حادثه مشغول فيلمبرداري براي شبکه خبري دولتي بريتانيا، بي بي سي بود. آقاي آيدين آغداشلو، يکي از دوستان خانوادگي ابراهيم گلستان، پدر کاوه، در باره شخصت و آثار کاوه گلستان به راديوفردا ميگويد: آيدين آغداشلو: خودش آدم بسيار دوست داشتني اي بود. کارش را خيلي دوست داشت. فيلمبرداري هم ميکرد. فيلم هم ميساخت. موجودي عزيز و دوست داشتني بود. بسيار آدم معتبري بود در فرهنگ معاصر. گمان ميکنم جاي عظيمي از پشت سرش خالي خواهد گذاشت. خيلي متاثرم. فکر ميکنم عزيز جبران ناپذيري را از دست داديم. ب.ن.: چي از ايشان باقي ميماند؟ آيدين آغداشلو: مجموعه عظيمي از عکسهاي خبري قطعا و تعداد قابل توجهي از عکاسي هنري، اگر اسمش را بخواهيم بگذاريم و به اين صورت جدا کنيم. آن چيزي که به عنوان پرونده آثارعکاسي از او باقي ميماند، به اندازه کافي پربار وحجيم هست که يادش را براي نسلهاي بعد زنده نگه دارد. عکسهاي خبري فوق العاده جالبي داشت. نمايشگاههاي متعددي برگزار کرده بود و هرنمايشگاه حرف وکلامي داشت. درحقيقت اگر ميان همه عکاسهائي که در ايران با عکسشان گزارش تهيه کردند و تاريخ را ثبت کردند، بخواهيم به ده نفر قائل بشويم، قطعا يکيشان کاوه گلستان است. ب.ن.: کاوه گلستان چند مجموعه عکس هنري منتشر کرد اما آثار عمده او از انقلاب ايران، جنگ هشت ساله با عراق، بمباران شيميائي حلبچه، انتخابات رياست جهموري و مجلس و دهها واقعه بزرگ و کوچک ديگردر مجموعههاي متعددي منتشر شده است. آيدين آغداشلو: کاوه گلستان بيشتر يک هنرمند بود تا يک گزارشگر. در کارهاش، مقدم مي بينيم ما آن جنبه نگاه شخصي اش را و داوري شخصي اش را نسبت به جهان اطرافش. بيش از آنکه قصد گزارش دادن يک واقعه را داشته باشد از اتفاقي که عميقا در اطراف مي افتد گزارش ميداد و آن جدا نبود از مهر خيلي زيادش به انسانها، به آدمها، زنها، جوانها، بچهها، مردها. نگاهش، نگاه کاونده اي بود چه در عکسهائي که در دوران انقلاب گرفت، و چه در عکسهائي که در دوران جنگ گرفت، قطعا چيزي بيشتر از گزارش خبري يک حادثه بود. البته به حادثه توجه داشت ولي حادثه را در درون آدمها جستجو مي کرد ردش را. هيچ اثري از او، چه فيلم، چه کار ويدئوئي و چه مجموعه عکسهاش که تعداد بسيار زياد و قابل توجهي بودند، انسان فرع حادثه نبود. انسان هميشه اصل حادثه بود و اصل حادثه هميشه معناي انسان بود که يا داشت تجليل ميشد يا به مخاطره مي افتاد يا انساني بودکه در معرض حادثات، دنبال جايگاه خودش مي گردد و نمي خواهد معناي خودش را از دست بدهد. همه اين حرفها قطعا در تک تک آثارش ديده مي شود و قابل رديابي است. ب.ن.: صداي آقاي آيدين آغداشلو را ميشنويم، دوست خانواده گلستان، که در باره زندگي و آثار کاوه گلستان، عکاس و مستند ساز برجسته سخن ميگويد که ديروز در کردستان عراق جان خود را از دست داد. آيدين آغداشلو: بيشتر دوره کارش را در انگليس گذراند و بعد هم مدتها مقيم انگلستان بود به خاطر اينکه براي بي بي سي گزارش تهيه ميکرد و چون تحصيل کرده بود در انگلستان، پايگاه بين المللي اش در انگلستان بود. مقيم ايران بود، ولي جاي ثابتي هم براي خود ش به اين معنا قائل نبود. هميشه در حرکت بود و هرجائي که لازم مي شد مي رفت، چه در خارج ازايران و چه در داخل ايران. اصلا هم آدم خيلي مقيمي نبود به يک معنا، آدم ثابتي نبود. روحش پراز جوشش بود و يکجا نمي ماند، قرار نداشت. کاوه گلستان، عکاس برجسته اي که طي بيست سال اخير، ثبت کننده پرعاطفه لحظات تاريخ معاصرايران، از انقلاب و جنگ گرفته تا فاجعه حمله به حلبچه و انتخابات بود، روزگذشته در کردستان عراق، جان خود را از دست داد. گلستان قرباني مين عراقيها شد که در منطقه تخليه شده از نيروهاي عراقي بر جاي مانده بود. آقاي آيدين آغداشلو، نقاش و هنرشناس برجسته، و يک دوست قديمي خانواده ابراهيم گلستان، در مصاحبه با راديو فردا خبر بسيار ناراحت کننده اي بود اينکه کاوه ديگر در ميان ما نيست. کاوه عکاس قابل و لايقي بود هميشه. کارش را با عکاسي شروع کرد و بعدها با گزارشهاي خبري ادامه داد. کارش را خيلي دوست داشت. فيلمبرداري هم ميکرد. فيلم هم مي ساخت. موجودي عزيز و دوست داشتني بود. بسيار آدم معتبري بود در فرهنگ معاصر. گمان ميکنم جاي عظيمي از پشت سرش خالي خواهد گذاشت. هيچ اثري از او، چه فيلم، چه کار ويدئوئي و چه مجموعه عکسهاش که تعداد بسيار زياد و قابل توجهي بودند، انسان فرع حادثه نبود. انسان هميشه اصل حادثه بود و اصل حادثه هميشه معناي انسان بود که يا داشت تجليل ميشد يا به مخاطره مي افتاد يا انساني بودکه در معرض حادثات، دنبال جايگاه خودش مي گردد و نمي خواهد معناي خودش را از دست بدهد.
XS
SM
MD
LG