لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۲۵ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

مصاحبه نويسنده «خواندن لوليتا در تهران» با نشريه نيوز ويك


(rm) صدا |
آذر نفيسي، پژوهشگر ايراني و استاد دانشگاهِ John Hopkins به تازگي کتابي نوشته با عنوان «خواندن لوليتا در تهران». اين کتاب که شرح خاطرات نويسنده و بيان وضعيت زن ايراني و سرگذشت ادبيات در ايران است، تحسين محافل ادبي و فرهنگي انگليسي زبان را برانگيخته است. مجله نيوزويک در تازه ترين شماره خود گفت و گويي دارد با اين نويسنده. مهدي خلجي (راديوفردا): آذر نفيسي در کتاب «خواندن لوليتا در تهران» شرحي مي دهد از داستان رُمان خواني هاي پنهاني اش در جمع چند شاگرد در تهران؛ رُمان هايي از جين آستين، اف.اسکات فيتز جرالد، مارک تواين، ولاديمير ناباکوف و ديگران. نيوزويک از خانم نفيسي مي پرسد از اين ميان، چرا لوليتا اثر معروف ناباکوف، اين قدر براي مخاطبانتان مهم بود؟ خانم نفيسي مي گويد لوليتا استعاره اي است از وضعيت در ايران. هامبرت، شخصيت اصلي رُمان لوليتا، قبلاً دختري را به نام آنابِل ديده است. از آن پس، هر دختري را که مي بيند رؤياي خود از آنابِل را بر واقعيت او تحميل مي کند. جمهوري اسلامي، رؤياي خود را بر ما تحميل کرده و واقعيتِ ما زنان را مصادره نموده است. اين جمله هامبرت ترحم برانگيز است که: «هرشب آن دختر بايد به آغوش من بازگريزد، چون او هيچ جاي ديگري براي رفتن ندارد». خانم نفيسي مي گويد و دختران من در جمهوري اسلامي کجا بايد بروند؟ خبرنگار نيوزويک مي پرسد در ايران، داستان براي شما چه معنايي دارد؟ آذر نفيسي مي گويد: در ايران همه چيزهاي واقعي و عيني را از ما گرفته اند. از شيوه لباس پوشيدن گرفته تا از خانه بيرون زدن، همه، امري عمومي شده اند و ديگر امرخصوصي نيستند. ما براي آن که به خيابان بيائيم نقاب مي زنيم. اليوت مي گويد چهره اي بساز براي ديدن چهره هايي که مي بيني. به اين ترتيب واقعيتِ ما غيرواقعي شده؛ داستان به واقعيت بدل شده است. وقتي انقلابي رخ مي دهد شما کنترل واقعيت را از دست مي دهيد. هرچيزي براي تضمين و تأمين داشته ايد از شما گرفته مي شود. از راه داستان، شما مهار واقعيت را دوباره به چنگ مي گيريد. خانم نفيسي مي گويد همه درباره سرکوب سياسي در جمهوري اسلامي سخن مي گويند، اما براي من مهم آن است که جمهوري اسلامي زندگي عادي را مصادره مي کند. وقتي به اتاقِ خواب شما مي آيند، وقتي به شما مي گويند مالک چه چيز باشيد، چه ببينيد و چه روژ لبي بزنيد، دخالت آدم هايي که درون زندگي خصوصي شما وارد مي شوند، دل مشغولي اصلي شما خواهد شد. سرانجام نيوزويک مي پرسد شما يک بار گفته بوديد که در جمهوري اسلامي خوش حال ايد؟ خانم نفيسي مي گويد يقيناً اين حرف تا اندازه اي طنزآميز بوده و بعد خودش هم مي خندد. خانم نفيسي مي گويد جمهوري اسلامي کاري کرده که من از اين که باد بر پوستم بوزد احساس لذت کنم. چه نغز است آفتاب روي گيسوان شما پهن شود و چه حسي از آزادي در شما موج مي زند وقتي در خيابان يک بستني را ليس مي زنيد. اين احساس را جمهوري اسلامي به زنان داده است. آذر نفيسي، پژوهشگر ايراني و استاد دانشگاهِ John Hopkins به تازگي کتابي نوشته با عنوان «خواندن لوليتا در تهران». اين کتاب که شرح خاطرات نويسنده و بيان وضعيت زن ايراني و سرگذشت ادبيات در ايران است، تحسين محافل ادبي و فرهنگي انگليسي زبان را برانگيخته است. مجله نيوزويک در تازه ترين شماره خود گفت و گويي دارد با اين نويسنده. آذر نفيسي مي گويد: «در ايران همه چيزهاي واقعي و عيني را از ما گرفته اند. از شيوه لباس پوشيدن گرفته تا از خانه بيرون زدن، همه، امري عمومي شده اند و ديگر امرخصوصي نيستند.» او مي گويد «همه درباره سرکوب سياسي در جمهوري اسلامي سخن مي گويند، اما براي من مهم آن است که جمهوري اسلامي زندگي عادي را مصادره مي کند.»
XS
SM
MD
LG