لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۳۳ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

بررسي روزنامه هاي روز شنبه آمريكا: رابطه آمريكا و روسيه از دو ديدگاه


(rm) صدا |
بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورك): نيويورک تايمز در مطلبي از سرج اشممان Schmemann استاد دانشگاه کلمبيا و پژوهشگر موسسه تحقيقاتيCouncil on Foreign Relations و سفير سابق آمريکا در کشورهاي اتحاد شوروي سابق، به گردهمائي سران 25 کشور اروپائي، آمريکاو روسيه در سن پترزبورگ مي‌پردازد براي جشن سيصدمين سال اين شهر و مي‌نويسد براي رئيس جمهوري آمريکا و رهبران ديگر خوب است که در آنجا شاهد جلال و شکوهي باشند که روسيه در اوج قدرت و خلاقيت خود قادر به ساختن آن است. اما اين مراسم، مفهوم ديگري نيز دارد. شهر سن پترزبورگ، يا پتروگراد را پيتر بزرگ تزار روسيه دروازه اي به سوي غرب مي خواند و منظور ولاديمير پوتين از برگزاري اين مراسم در شهر زادگاهش همزمان با آغاز دوره تازه مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري اين است که نشان دهد که روسيه جديدي که او مي خواهد بنا کننده آن باشد، ريشه در غرب دارد و مي خواهد مرکز ثقل خود را در غرب بگذارد. او مي خواهد رهبران اروپائي در سن پترزبورگ شاهد قصرها و ساختمان‌هاي مجللي باشند که حاصل کار معماران باروک اروپائي است و حکايت از بلندپروازي پيتر بزرگ براي تبديل روسيه به يک کشور غربي داشت. نيويورک تايمز مي پرسد آيا پوتين مي تواند مانند پيتر كبير، چنين تحولي در روسيه ايجاد کند؟ اين روزنامه يادآوري مي کند که پوتين، در واقع جانشين سياسي يا از تبار دو سياستمدار سن پيترزبورگي است، پيتر و لنين، هر دو آنها مستبد بودند ولي وسوسه دگرگون ساختن روسيه را در سر داشتند و هر دو براي ابزار اين کار به غرب مي‌نگريستند پيتر براي يافتن تکنولوژي غرب و لنين ايده ئولوژي. اما بازگشائي روسيه به سوي غرب براي انها هيچوقت هدف نبود بلکه وسيله بود آنها مي خواستند چيزهائي که لازم دارند از غرب بگيرند و بعد پنجره را ببندند. اما پوتين نه از نظر بلندپروازي و نه از نظر قابليت ها نظير آن رهبر نيست و روسيه نيز آن روسيه سابق نيست و به هيچ وسيله نمي تواند جلوي هجوم فرهنگ غرب را بگيرد و در تلاش است براي خود هويتي تازه ميان بورژوازي غربي و آسياي مرد سالار پيدا کند. روزنامه واشنگتن پست در مقاله اي از استفن سستانوويچ Stephen Sestanovich مي نويسد وقتي رئيس جمهوري آمريکا و رئيس حکومت روسيه در سن پترزبورگ ملاقات مي کند، ديگر مانند سال گذشته ادعاي هاي سرمست کننده سال گذشته در باره شبه اتحاد ميان دو کشو رمطرح نيست. برخورد عقايد آنها در باره عراق باعث به وجود آمدن رابطه اي بين دو کشور شده است که هردو رهبر قصد داشتند هنگام رسيدن به قدرت به آن پايان دهند اما ممکن است حالا بوش وپوتين به بيل کلينتون و بوريس يلتيسن تبديل شوند. آقاي سستانوويچ توضيح مي دهد که در سالهاي 1990 روسيه و آمريکا مدام نوعي مشارکت را مي کوشيدند حفظ کنند که اغلب نمي توانست در حد انتظار باشد. کلينتون مدام از برگرداندن صفحه و آغاز دور تازه اي در رباط حرف مي زد و خواستار نگاه کردن به فراتر از مخالفت بر سر منافع دو کشور در جاهاي مختلف دنيا بود و يليستين هم مي خواست با رد آمريکا و محکوم کردن استفاده آمريکا از قدرت نظامي در هر نقطه جهان، از اينکه مطيع آمريکا جلوه کند، پرهيز کند. و هردو مي دانستند که وقتي نوبت ديدار مجدد سران فرابرسد، بازهم بيل و بوريس همچون دوست ظاهر مي شوند. بوش و مشاورانش روش کليتون را حرف خوش توصيف مي کردند اما حالا بعد از جريان عراق آنها هم حرف خوش ديگري در سر دارند و آن بخشش روسيه و بنا کردن مناسبات تازه است. پوتين هم که روش يليتسين در محکوم کردن مداوم آمريکا نشانه ضعف مي دانست در جريان عراق عملا کار مشابهي انجام داد و روسيه را به مخالفت بيهوده اي با آمريکا کشانيد بدون اينکه نتيجه اي از اين کار بگيرد. از نظر اين نويسنده وقت ان است که دو کشور به تماس هاي نزديک ميان خود ادامه دهند و به جاي شعار دادنها و تظاهر، به اقداماتي دست بزنند که منافع هر دو را حفظ کند. نيويورک تايمز در مطلبي از سرج اشممان Schmemann استاد دانشگاه کلمبيا و پژوهشگر موسسه تحقيقاتيCouncil on Foreign Relations و سفير سابق آمريکا در کشورهاي اتحاد شوروي سابق، به گردهمائي سران 25 کشور اروپائي، آمريکاو روسيه در سن پترزبورگ مي‌پردازد و مي نويسد در تلاش است براي خود هويتي تازه ميان بورژوازي غربي و آسياي مرد سالار پيدا کند. روزنامه واشنگتن پست در مقاله اي از استفن سستانوويچ Stephen Sestanovich مي نويسد بوش و پوتين كه از روش كلينتون و يلتسين انتقاد مي كردند، حالا به همان روش ها ادامه مي دهند در حاليكه بايد به جاي مخالفت و تظاهر به دوستي، به همكاري در جهت منافع دو كشور بپردازند.
XS
SM
MD
LG