لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۳۳ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

مسائل اجتماعي و سياسي، عامل هاي اصلي پديده فرار مغزها در ميان نسل جوان


(rm) صدا |
امير آرمين(راديو فردا): پديده فرار مغزها بخصوص در ميان نسل جوان، بخصوص نسل موسوم به نسل سوم انقلاب، ابعاد و مشخصات ديگري در قياس با سي سال پيش پيدا كرده است. دكتر صادق زيباكلام، استاد دانشگاه تهران در گفتگويي با بيتا سهند، بخشهايي از دلايل مهاجرت نسل سوم را ميشكافد و آنرا عمدتا معلول سرخوردگي و احساس بن بست در داخل كشور ميداند. دكتر صادق زيباكلام: تا آنجايي كه مربوط به ايران ميشود، زماني مفاهيمي مانند وطن پرستي، ميهن پرستي، خدمت به مملكت، خدمت به ايران، واقعا يك معنا و مفهومي براي جوانان و فارغ التحصيلان دانشگاهها داشت. نسل ما واقعا عشق به ايران، خدمت به ايران، در مملكت زندگي كردن و هركاري مي خواهيم بكنيم، براي خودمان بكنيم، يك مفاهيم اينچنيني واقعا در مورد نسل ما بود. نسل سوم انقلاب، نسلي كه الان در محدوده سني بين 20 تا 30 سالگي هستش، نه اينكه بخواهم بگويم خداي نكرده اينها به ايران علاقه ندارند و احساسات وطن پرستيشان كم است و اينها، ولي به نظر ميرسد كه ارزشها عوض شده و امروزه به نظرمي رسد بيشتر مردم و مخصوصا نسل جوان، بيشتر به فكر مسائل و مشكلات خودشان هستند، بيشتر به فكر معضلات شخصي خودشان هستند. بيشتر دنبال اين هستند كه خودشان را از اين بحر و طوفان بكشند بيرون، تا اينكه درواقع گرفتار را نجات بدهند. دلايل زيادي هم وجود دارد و آدم هم بايد تا حدودي حق بدهد به نسل سوم كه چرا اينقدر اصرار دارند از مملكت مهاجرت كنند. به كانادا مي روند، به استراليا مي روند، اگر بتوانند به آمريكا مي آيند، به كشورهاي اروپايي، به قول معروف به هر آن كجا كه باشد بجز اين سرا، سرايم. مجموعه عوامل سياسي، اجتماعي، اقتصادي است. من قبول ندارم كه هر كس مهاجرت مي كند براي رفاه و ماديات هستش. شايد يك درصد از كساني كه مهاجرت مي كنند و شايد يك درصدي از انگيزه فرار مغزها، مسئله اقتصادي باشد. اما من به شخصه معتقدم كه مسائل اجتماعي، سياسي، اينها به مراتب مسائل مهمتري نسبت به مسائل اقتصادي است. به هرحال يك فارغ التحصيل خوب دانشكده فني دانشگاه تهران يا دانشگاه صنعتي شريف يا پلي تكنيك، به هرحال اينطور نيست كه در داخل ايران بيكار بماند. بنابراين آن چيزي كه واقعا نقش مهمي در فرار مغزها دارد، احساس نااميدي است كه از آينده مملكت دارند، از وضعيت خودشان در مملكت دارند، حالا قابل بحث است كه مي شود سئوالات زيادي مثل نااميدي، سرخوردگي و اين احساس كه به بن بست رسيديم و كار و آينده اي براي ما در مملكت وجود ندارد. ميشود بحث كرد كه چرا اينها بوجود آمده، اما بنده معتقدم كه يكي از دلايل اصلي بوجود آمدن اين حالت و وضعيت، بن بستي است كه در برنامه هاي اصلاحات آقاي خاتمي بوجود آمده، چون بخصوص بعد از انتخابات دور اول رياست جمهوري آقاي خاتمي، حتي ما شاهد بوديم كه خيلي از كساني كه خارج از كشور بودند، مايل شده بودند و خيلي جدي داشتند فكر ميكردند با آن فضايي كه در داخل كشور بوجود آمده، مجددا برگردند و به كشور بيايند. اما متاسفانه آن اميدها خيلي به سرعت از بين رفت و نه تنها كسي از خارج حاضرنشد به داخل مملكت بيايد، بلكه متاسفانه بهترين فارغ التحصيلان ما، بهتريم مهندسين ما، بهترين پزشكان ما، اگر بتوانند، مي روند، حالا ممكن است يك درصد قليلي هم باشند كه بمانند، اما واقعيت امر اين است كه من وقتي بهترين دانشجويانم را مي بينم، بهترين جوانان را وقتي آدم مي بيند، مي بيند كه همه در سودا و فكر رفتن هستند. اين فكر رفتن تبديل به يك روزنه اميدي شده. پديده فرار مغزها بخصوص در ميان نسل جوان، بخصوص نسل موسوم به نسل سوم انقلاب، ابعاد و مشخصات ديگري در قياس با سي سال پيش پيدا كرده است. دكتر صادق زيباكلام، استاد دانشگاه تهران در مصاحبه با راديو فردا بخش هايي از دلايل مهاجرت نسل سوم را مي شكافد و آنرا عمدتا معلول سرخوردگي و احساس بن بست در داخل كشور مي داند. دكتر صادق زيباكلام مي گويد: بر خلاف گذشته كه نسل جوان به خدمت به كشور مي انديشيد، نسل سوم انقلاب، بيشتر به فكر مسائل و مشكلات خودشان هستند، بيشتر دنبال اين هستند كه خودشان را از اين بحر و طوفان بكشند بيرون. وي مي افزايد هرچند بعضي ممكن است براي بهبود شرايط اقتصادي خود به خارج مهاجرت كنند اما مهاجرت تحصيل كردگان ايراني به خارج از كشور بيشتر ناشي از مسائل اجتماعي و سياسي است.
XS
SM
MD
LG