لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۲۵ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

گزارش ويژه «راديوفردا»: بررسي نقش دفتر رهبر جمهوري اسلامي در سازماندهي گروه هاي سركوب و فشار، از ديد دو صاحبنظر


(rm) صدا |
مهدي خلجي (راديوفردا): گروه فشار در عرف سياسي به مجموعه اي از نيروهاي مسلح غير نظامي گفته مي شود، که به کانون قدرت وابسته هستند، اما هيچ شناسنامه و هويت قانوني و سياسي ندارند و در موقعيتهايي که مرکز اقتدار سياسي نمي تواند مخالفان خود را در چهارچوب قانون مهار کند، از آنها بهره مي گيرد تا کمترين هزينه را براي حفظ يکه سالاري خود بپردازد. تاريخ سياسي سده بيستم در حافظه خود گروههاي فشار نيرومندي را در دوران حکومتهاي کمونيستي و نيز فاشيستي به يادگار نگاه داشته است. اين گروهها از نظر فکري بنياد گرا هستند و خواستار بازگشت به گذشته اند و از هر گونه گفتگوي انتقادي درباره وضعيت اکنون مي گريزند. احمد سلامتيان (تحليلگر سياسي، پاريس): آن چيزي که در تاريخ ايران هم به نوعي وحدت بين ملا و لات از آن صحبت مي کردند، اين وحدت حتي در ماههاي قبل از پيروزي انقلاب در بعضي از تظاهرات تبلور پيدا کرد. يعني اينکه روحانيوني که در محله هاي مختلف، حوزه هاي مختلف، احتياج به عناصر اجرايي جهت مرعوب کردن رقبا و مخالفين خودشان داشتند، اين گروههاي فشار، شبه لمپن محلي را به کار مي گرفتند، اما به سرعت در جريان انقلاب با متمرکز شدن قدرت روحانيون و به خدمت گرفتن شبکه هاي سنتي سازماندهي هيئتي در خدمت روحانيوني که سوار بر اسب قدرت در کل کشور مي شدند، اين از جنبه تشتت خودش خارج شد، خود جوشي خودش را از دست داد. در يک مرحله اول، عده اي از آنها در داخل کميته هاي مختلف سازمان يافته شدند. بعد از آن کميته ها عملا به صورت نيروهاي انتظامي در آمدند، چون احتياج به اين سازماندهي که مسئوليت اداري و قانوني نداشته باشد و در عين حال هم بتواند براي ايجاد جو ارعاب و سرکوبهاي مختلف به کار رود، هنوز وجود داشت، به همين علت در يک سازماندهي موازي تحت عنوان حزب الله و بعد انصار اسلام در سراسر کشور گسترش پيدا کرد. م.خ.: احمد سلامتيان ميان سازماندهي ائمه جمعه در کشور و گروههاي فشار پيوندي نزديک مي بيند. احمد سلامتيان: به همان ترتيبي که سازمان ائمه جمعه و ستادهاي ائمه جمعه يک سازمان گسترده متمرکز در اختيار دفتر رهبري است، سازماندهي آنچه هم به او به اسم گروه فشار مي دهند، يک سازماندهي منظم متمرکز، موازي و در کنار همان سازماندهي ائمه جمعه در اختيار مستقيم دفتر رهبري است. يک امري نيست که يک طيف اجتماعي با نظرات محافظه کارانه آن را ترويج بکند، در واقع يک ارگان مسلح سازمان يافته است، در اختيار يک فرماندهي. متناسب با اينکه آن فرماندهي به آن احتياج داشته باشد، به کارش مي برد. م.خ.: شهر قم، پايتخت اقتدار سياسي روحانيان، يکي از مراکز اصلي گروههاي فشار است. آنگونه که ناظران سياسي در اين شهر مي گويند، ساز و کار فعاليت گروه فشار در اين شهر چنان پيچيده است که حتي گاهي خبرهاي آن نيز در رسانه ها بازتاب نمي يابد. اکبر کرمي (تحليلگر سياسي، قم): به نظر مي رسد که گروههاي فشار، به کانون مديريت اين گروهها چون نزديکتر هستند، و شهر قم يک شهر بسته تري است به خاطر مسائل مذهبي که دائما بمباردمان مي شود و القاء مي شود، اينه به نظر مي رسد که دستشان بازتر است براي اعمال نظرات خودشان و پيگيري منويات خودشان. منجمله، در همين روزهاي اخير پدر غلامحسين کرباسچي، مرحوم کرباسچي، مرحوم شدند. ايشان وصيت کردند که نمازشان را حضرت آيت الله العظمي منتظري برگزار بکند. توافقاتي صورت گرفته بود که ايشان برود داخل خانه نماز بخواند و اينکار انجام شده بود. بعد ايشان را که آورده بودند در قبري که در حرم کنده شده بود، آماده شده بود، به خاک بسپارند، گروههاي فشار به شدت مخالفت کردند و عليرغم رايزني هاي متعدد و چند ساعته اي که صورت گرفت، به هيچ وجه حاضر نشدند که ايشان را در گوري که آماده شده بود به خاک بسپارند، و به صورت تاسف بار و مضحکي در واقع برخورد کردند ونهايتا خانواده آقاي کرباسچي تصميم گرفتند که ايشان در قبرستان ابوحسين به خاک بسپارند. و يا حتي مثلا فرض کنيد در مورد مرحوم شيرازي، جنازه ايشان را گروههاي فشار ربودند و عليرغم وصيت ايشان و ميل خانواده در جايي که نمي پسنديدند با اعمال قدرت به خاک سپردند. اين مسائل خشونت باري هست که در قم اتفاق مي افتد و کمتر خبرش به بيرون درز مي کند م.خ.: فعاليتهاي گروه فشار در ماههاي اخير افزايش يافته است. پس از حادثه کوي دانشگاه در سال 78، و نيز ترور سعيد حجاريان، چهره شناخته شده اصلاح گرا، گروه فشار از اقدامات خود کاسته بودند، اما در ماههاي اخير به نظر مي رسد با رويدادهايي نظير حوادث اخير دانشگاههاي اصفهان، همدان، علامه طباطبايي تهران، و نيز به آتش کشيده شدن سينما در قم، گروه فشار سازماندهي تازه اي به فعاليتهاي خود دادند. اکبر کرمي: براي اين مسئله چند مورد را مي توان مطرح کرد. نخست اينکه به نظر مي رسد که قوه قضاييه و ساز و کارهايي که از طريق قوه قضاييه اعمال قدرت مي کرد، از سقف پتانسيل خودش استفاده کرده است. چهره قوه قضاييه چنان خراب شده است و هزينه ها آنچنان گزاف پرداخته شده است که به نظر مي رسد که ديگر قوه قضاييه امکان برخورد بيشتر از آن چيزي که تا حال کرده را ندارد. بنابراين گروههاي فشار فعال شدند. از طرفي ديگر به نظر مي رسد در شرايط بحراني که ايران و منطقه هست، گروههاي فشار از کنترل و مديرت مرکزي که احتمالا در جناح راست وجود دارد بيشتر فاصله گرفتند و بنا بر اين بيشتر مستقل و خود سرانه برخورد مي کنند و اينها باعث مي شود که در اين چند روزه اخير ببينيم که برخوردهاي اينها فوق العاده گسترش پيدا کرده است. م.خ.: احمد سلامتيان نيز ممانعت ديروز گروه فشار را در مشهد و نيشابور از سخنراني رجبعلي مزروعي و فاطمه راکعي نمايندگان اصلاح طلب مجلس چنين ارزيابي مي کند. احمد سلامتيان: عملياتي که تحت عنوان گروههاي فشار انجام مي شود، عملياتي بسيار حساب شده و دقيق است. اگر از سخنراني نمايندگان مجلس در مشهد الان جلوگيري مي شود، آن هم مشخص ترين نمايندگان اصلاح طلب، عبارت از اين است که در مشهد چه امام جمعه، چه اداره اوقاف، و چه گروه فشار متمرکز و سازمان يافته در ارتباط با همان رهبري که از نامه سرگشاده نمايندگان سخت عصباني است وارد ميدان مي شوند و مي خواهند هر کسي را که از فضاي حساب بردن و رعب از رهبري تخطي کرد، دو مرتبه به سر حساب بياورند و هزينه عملش را به ترتيبي بالا ببرند که معلوم شود که اگر از خط قرمز تخطي بکند، گروههايي هستند که بتوانند جلو او را بگيرند. عين اين گروهها در کشورهاي ديگر دنيا مثل روماني يا ايتالياي فاشيست وجود داشته و حتي عده اي از کساني که راجع به اين موضوع مطالعه کرده اند، سازماندهي و نحوه عمل اين گروهها را به گارد آهني که چائوشسکو در روماني در سالهاي آخر حکومت خود ايجاد کرده بود، بسيار قابل قياس مي دانند. م.خ.: در جريان حمله نظامي نيروهاي ائتلاف به عراق، شماري از گروه فشار در برابر سفارت انگليس در خيابان فردوسي تهران تجمع کردند که پليس با آنها درگير شد و به سرعت آنها را سرکوب کرد. اين امر نشانه از مخالفت حکومت با رفتار گروه فشار در اين مورد خاص بود. از وي پرسيدم آيا ممکن است گروه فشار چنان هويت و استقلالي پيدا کند که حتي روزي بر خلاف نيت گردانندگان کنوني اش فعاليت کند؟ احمد سلامتيان: اين يک مشخصه است که در منطق خود گروههاي مسلح بدون قانون و بدون مسئوليت وجود دارد که در بسياري از مواقع، کنترل آنها از دست فرماندهانشان هم خارج مي شود و مي توانند حتي در مواردي بدل به ابزار و حربه اي عليه خود آن فرماندهان و سازمان دهندگانشان شوند. م.خ.: و سر انجام اين پرسش هنوز مطرح است که مسئوليت گروه فشار در ايران با کيست؟ و حتي مهمتر از آن، با توجه به ناکامي اصلاح طلبان در مقابله با گروه فشار، چه مرجعي در ايران مي تواند گروه فشار را مهار و محدود کند. اکبر کرمي: نهاد رهبري به دو علت عمده مسئوليت مستقيم دارد. نخست اينکه گروههاي فشار علنا اعلام کردند که ذوب در ولايت هستند، بنابراين به باور خودشان دارند از حريم ولايت دفاع مي کنند و هر کاري که مي کنند براي اين است که منويات مقام رهبري را به نوعي از آن حمايت مي کنند و با مخالفين آنها برخورد بکنند. رهبري و نهاد رهبري بايد با اين مسئله برخورد بکند. اگر اينها را تاييد مي کند، شفاف بايد تاييد کند تا تکليف همه روشن شود و اگر تاييد نمي کند، شفاف برائت خودش را از اين رفتارها اعلام بکند و با ايشان برخورد بکند. مسئله دومي که به نظر من مسئوليت نهاد رهبري را به شدت بزرگ مي کند، اين است که ما به هر حال طبق مناسبات حقوقي که در قانون اساسي و قوانين عادي داريم، رهبري و نهاد رهبري عالي ترين مقام حتي اجرائي جامعه ما است. عملا بسياري از نهادهايي که مي توانند در اجراء با اين رفتارها مخالفت بکنند و برخورد بکنند و جلوي اين نوع پرخاشگريها و رفتارهاي غير قانوني را بگيرند، در دست رهبري است. بنا بر اين نهاد رهبري اگر واقعا مخالف اين رفتارها باشد، قاعدتا بايد بتواند جلوي اين رفتارها را بگيرد و قصور ايشان در تاريخ ما ثبت خواهد شد و غير قابل اغماض خواهد بود. گروه فشار در عرف سياسي به مجموعه اي از نيروهاي مسلح غير نظامي گفته مي شود، که به کانون قدرت وابسته هستند، اما هيچ شناسنامه و هويت قانوني و سياسي ندارند و در موقعيتهايي که مرکز اقتدار سياسي نمي تواند مخالفان خود را در چهارچوب قانون مهار کند، از آنها بهره مي گيرد. احمد سلامتيان، تحليلگر سياسي مقيم پاريس در مصاحبه با راديوفردا مي گويد: در تاريخ ايران وحدت بين ملا و لات در ماههاي قبل از پيروزي انقلاب در بعضي از تظاهرات تبلور پيدا کرد. وي مي گويد: به همان ترتيبي که سازمان ائمه جمعه و ستادهاي ائمه جمعه در اختيار دفتر رهبري است، سازماندهي آنچه هم به او به اسم گروه فشار مي دهند، يک سازماندهي منظم متمرکز، موازي و در کنار همان سازماندهي ائمه جمعه در اختيار مستقيم دفتر رهبري است. دکتر اکبر کرمي، تحليلگر سياسي در قم در مصاحبه با راديوفردا مي گويد: گروههاي فشار علنا اعلام کردند که ذوب در ولايت هستند، بنابراين به باور خودشان دارند از حريم ولايت دفاع مي کنند و هر کاري که مي کنند براي اين است که منويات مقام رهبري را به نوعي از آن حمايت مي کنند و با مخالفين آنها برخورد مي کنند. وي مي افزايد: طبق مناسبات حقوقي که در قانون اساسي و قوانين عادي داريم، رهبري و نهاد رهبري عالي ترين مقام حتي اجرائي جامعه ما است و نهاد رهبري اگر واقعا مخالف اين رفتارها باشد، قاعدتا بايد بتواند جلوي اين رفتارها را بگيرد و قصور ايشان در تاريخ ما ثبت خواهد شد و غير قابل اغماض خواهد بود.
XS
SM
MD
LG