لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۰۰ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

تضادهاي سياست دولت بوش در قبال جمهوري اسلامي از ديد يك تحليلگر


(rm) صدا |
ماروين زونيس، استاد دانشگاه شيكاگو، در مقاله اي تحليلي در شيكاگو تريبيون، به بررسي سياست هايي كه آمريكا خواسته است و مي خواهد نسبت به ايران در پيش گيرد، و مشكلات و پيچيدگي هاي آن پرداخته است. دكتر ماروين زونيس، مي نويسد دولت بوش پاسخ هاي مختلفي به اين سوال كه بايد با ايران چكار كرد ارائه داده است. وي نخست ايران را ناديده گرفت و به ابتكار عمل هايي كه پرزيدنت كلينتون و خانم آلبرايت وزير وقت امور خارجه آمريكا در مورد ايران آغاز كرده بود، پايان داد. پرزيدبت بوش سپس ايران را جزو كشورهاي محور شرارت نام برد. بدنبال آن آمريكا گفتگوهاي محدودي با ايران درباره جنگ در افغانستان انجام داد و ايران نيز با اتخاذ سياست هايي به موازات خواسته هاي آمريكا به آن پاسخ داد. در تابستان 2002 پرزيدنت بوش عنوان محور شرارت را كنار گذاشت و شروع به صحبت كردن درباره تغيير رژيم ايران و تلاشهايشان براي دموكراسي بيشتر كرد. با نزديك تر شدن جنگ عراق، آمريكا مجددا وارد گفتگو با ايران شد و اين گفتگو ها از همكاري در مورد هواپيماهايي كه ممكن است در طول جنگ در خاك ايران سرنگون شود، به قواعد بازي رابطه با ايران با توجه به همسايگي دو كشور از طريق افغانستان تعميم يافت. ماروين زونيس مي نويسد اكنون بنظر مي رسد دولت بوش در آستانه يك تغيير موضع قرار گرفته است. دانلد رامسفلد، وزير دفاع آمريكا مدعي است ايران به فراريان القاعده كه در بمب گذاري هاي اخير رياض دست داشتند، پناه داده است. در واكنش پرزيدنت بوش ظاهرا آماده شده است تا سياستي براي اعطاي كمك هاي قابل ملآحظه به مخالفان نظام يا رژيم ديني ايران در پيش گيرد تا بلكه رژيم را سرنگون كند. ماروين زونيس استاد دانشگاه شيكاگو معتقد است كه اگر آمريكا چنين سياستي را اتخاذ كند درسهاي پرهزينه اي خواهد آموخت. برخلاف شاه روحانيون آماده اند براي باقي ماندن بر مسند قدرت، آدم بكشند. آنها در دوران حكومت 24 ساله گذشته خود در اينباره درنگ نكردند و الان نيز به اين كار ادامه خواهند داد. درجه و ميزان حمايت برخي عناصر رژيم براي حضور القاعده در مناطق مرزي با پاكستان و افغانستان نا مشخص است. آنچه مشخص است اينكه تا حدي كه اعضاي القعده در ايران فعال هستند، از آنها بعنوان بخشي از جدال هاي مخرب سياسي در ايران استفاده مي شود. جدال بين عناصري از دولت كه طالب روابط نزديكتر با آمريكا هستند و آنهايي كه سعي دارند ايران را به زعم خود از فساد شيطان بزرگ دور نگه دارند. به عقيده زونيس تلاش آمريكا براي براندازي رژيم به نفع دشمنان ايالات متحده تمام خواهد شد. آنها از هرگونه نشانه اي از مداخله آمريكا براي بسيج وبر اندازي اصلاحگرايان در ميان روحانيون استفاده خواهند كرد. و آنگاه فاشيست ترين عناصر رژيم را براي حفظ حكومت به كار خواهند گرفت. به گفته زونيس حمايت از هر كدام از گروه هاي مخالف خارجي در داخل كشور نامشخص است. رژيم هر گروهي را كه كوچكترين نشاني از مخالفت بروز داده، تعطيل كرده است. روحانيون در بستن نشريات و به زندان افكندن معتدل ترين منتقدين رژيم با بي رحمي عمل كرده اند. بخاطر سركوب مخالفين در سطح كشور هيچ رهبر معتبر سياسي در داخل ايران وجود ندارد. بعقيده زونيس بسياري از مدعيان قدرت از رضا پهلوي گرفته تا مسعود رجوي رقباي خونين بر سر قدرت خواهند بود. زونيس بر اين باور است كه هرقدر مردم ايران طالب خلاص شدن از شر حكمرانان مذهبي مي باشند، هر رژيم جانشين كه با حمايت آشكار آمريكا روي كار آيد به عنوان آلت دست امپرياليسم ديده خواهد شد و هيچ مشروعيت مردمي نخواهد داشت. سياست هسته اي ايران صرفنظر از اينكه چه رژيمي بر مسند قدرت باشد ادامه خواهد يافت. گزينه هسته اي از ديرباز هدف ايران بوده است كه ابتدا در سالهاي دهه هفتاد توسط شاه پيگيري شد و اين سياست مورد حمايت آمريكا بود. زونيس در پايان مقاله خود ابراز اميدواري مي كند كه آيا آمريكا اين نكات را درك مي كند و مي داند كه در كنار بريتانيا مثل دو پليس خوب و بد ظاهر شده است؟ از يكسو آمريكا روحانيان را زير فشار گذاشته كه عوامل القاعده را از ايران بيرون كنند و از سوي ديگر بريتانيا با روحانيان مشغول صحبت است و خاطرنشان ساخته كه اگر القاعده اخراج شود آنها مي توانند آمريكا را جواب كنند. با اينحال زونيس مي گويد: مقمات ارشد آمريكايي ممكن است فكر كنند كه حال همه چيز بر وفق مرادشان است و مي توانند پيش بروند. جنگ در عراق براي باز كردن خاورميانه بودو بعداز عراق نوبت ايران خواهد بود. اما با برگرفتن از جمله اي كه در ادبيات سياسي آمريكا مشهور است، من ايران را مي شناسم و ايران عراق نمي شود. ماروين زونيس، استاد دانشگاه شيكاگو، در مقاله اي تحليلي در شيكاگو تريبيون، به بررسي سياست هاي آمريكا نسبت به ايران و مشكلات و پيچيدگي هاي آن پرداخته است. دكتر ماروين زونيس، مي نويسد دولت بوش پاسخ هاي مختلفي به اين سوال كه بايد با ايران چكار كرد ارائه داده است. وي سپس به بررسي واكنش هاي مختلف مقامات دولت آمريكا درباره ايران مي پردازد و مي نويسد: در تابستان 2002 پرزيدنت بوش عنوان محور شرارت را كنار گذاشت و شروع به صحبت كردن درباره تغيير رژيم ايران و تلاشهايشان براي دموكراسي بيشتر كرد. با نزديك تر شدن جنگ عراق، آمريكا مجددا وارد گفتگو با ايران شد. اما اكنون بنظر مي رسد دولت بوش در آستانه يك تغيير موضع قرار گرفته است. پرزيدنت بوش ظاهرا آماده شده است تا سياستي براي اعطاي كمك هاي قابل ملآحظه به مخالفان نظام يا رژيم ديني ايران در پيش گيرد تا بلكه رژيم را سرنگون كند. ماروين زونيس استاد دانشگاه شيكاگو معتقد است كه اگر آمريكا چنين سياستي را اتخاذ كند درسهاي پرهزينه اي خواهد آموخت. برخلاف شاه روحانيون آماده اند براي باقي ماندن بر مسند قدرت، آدم بكشند. آنها در دوران حكومت 24 ساله گذشته خود در اينباره درنگ نكردند و الان نيز به اين كار ادامه خواهند داد. بعقيده زونيس آمريكا بايد به تضاد هاي سياست خود با بريتانيا درقبال ايران توجه كند. زونيس در پايان مقاله خود مي نويسد: آمريكا نبايد ايران را با عراق مقايسه كند زيرا اين دو كشور باهم تفاوت دارند.
XS
SM
MD
LG