لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۹:۴۹ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

حقوق بشر و دموكراسي، ميزگرد راديوفردا: جايگاه و نقش جنبش دانشجويي در دمکراسي خواهي


(rm) صدا |
علي سجادي ( راديو فردا): جنبش دانشجويي ايران در سالهاي اخير به اين نتيجه رسيده كه براي تاثير گذاري مثبت بر نهضت آزادي خواهي و دموكراسي در ايران بايد به صورت نهادی مستقل فعاليت كند. به اين ترتيب در شرايط كنوني كه احزاب آزاد و مستقل در داخل كشور امكان فعاليت ندارند، تشكلهاي دانشجويي عملا نقش احزاب را بر عهده گرفته اند. ميزگرد اين هفته دموكراسي و حقوق بشر به جايگاه جنبش دانشجويي ايران مي پردازد و نقشي كه اين جنبش مي تواند با جنبش مردم ايران براي دموكراسي ايفا نمايد. ميهمانان اين هفته آقايان فرزاد حميدي، سخنگوي جبهه دموكراتيك ايران، حسن زارع زاده اردشير، سخنگوي جبهه متحد دانشجويي و عطا مرادي از بنيانگزاران اتحاديه ملي دانشجويان و دبير سياسي اين تشكيلات، هرسه از ايران هستند. بحث اين هفته را با سئوالي در مورد جايگاه جنبش دانشجويي آغاز مي كنيم و اينكه امروز اين جنبش در جا قرار دارد. آقاي فرزاد حميدي خواهش مي كنم شما بفرماييد. فرزاد حميدي : جنبش دانشجويي درحال حاضر پيشتاز مبارزات ملت ايران است. بعد از دهه 60 كه يك وقفه اي ايجاد شد در جنبش دانشجويي به خاطر جو سركوبي كه بود، در دهه 70 و 80، جنبش دانشجويي دوباره خودش را پيدا كرده و فكر مي كنم كه بتواند مسير جامعه را به طرف دموكراسي واقعي ببرد. حسن زارع زاده اردشير: جنبش دانشجويي درحال حاضر با توجه به شرايطي كه در جامعه سياسي ايران وجود دارد و كاركردي كه اين جنبش در سالهاي گذشته و در مقطع كنوني از خودش نشان داده، تمام تلاشش را به كار برده تا به نوعي به استقلال برسد و اين ويژگي مهم خودش را از دست ندهد. از طرفي مطالباتي كه اين جنبش مطرح ميكند، راديكالتر از گذشته شده و با يك چالش اساسي به نام دموكراسي روبرو است و مي خواهد بر اساس اين چالش خواسته هاي خودش را مطرح كند و جوانان و مبارزان را با خودش همراه كند. عطا مرادي: افزايش تعداد دانشجويان در ايران به خصوص در دهه هشتاد بيانگر نقش بارز جنبش دانشجويي در انتقال و نشر آگاهي بخصوص در زمينه سياسي و درنتيجه گسترش دموكراسي و انتقال قدرت به روش دموكراتيک و كاملا محرز و آشكار است، كه در واقع ميتوان از اين جنبش به عنوان پرچمدار تغييرات بنيادي و اساسي در سيستم حكومتي نام برد. ع س: آقاي حميدي، آقاي مرادي از نقش بارز دانشجويان در گسترش دموكراسي در دهه هشتاد صحبت مي كنند. شما براي جنبش دانشجويي در نهضت دموكراسي چه نقشي قائل هستيد. فراز حميدي: نظر ما اين است كه اصلاحات درحال حاضر شكست خورده و به بن بست رسيده، اصلاح طلبان نتوانستند برنامه هاي خودشان را عملي كنند و حالا نوبت جنبش دانشجويي است كه وارد عمل شود. به خاطر اينكه جنبش دانشجويي هميشه يك چالشي با حكومتهاي استبدادي داشته و خواستار اين بوده كه دموكراسي در ايران رعايت شود، بر اين اساس دانشجويان بايد حركتهاي لازم را در صحنه داشته باشند. ع س: اين حركتهاي لازم چه چيزهايي است؟ فراز حميدي: اولا موضع خودش را در قبال حكومت استبدادي فعلي مشخص كند و از طريق مبارزه فعال به صورت تظاهرات و اعتصابات و ميتينگها، مردم را روشنگري كند و وارد خيابانها شود. ع س: آقاي زارع زاده شما موافقيد با اينكه دانشجويان بايد موتور محركي باشند كه وارد جنبش دموكراسي و مردم را به خيابان بشكند؟ حسن زارع زاده اردشير: بله جنبش دانشجويي ميبايست كه مبارزان آزاديخواه را با خود همراه كند و به كليه سطوح جامعه آن را تامين دهد. بنده هم اين را با اين ويژگي فراگير بودن جنبش دانشجويي مطرح مي كنم و مي گويم كه جنبش دانشجويي يك خصلت اساسي دارد و آنهم فراگير بودن آن است كه در محيط دانشگاه هيچ وقت خودش را محدود نمي كند. با اينكه خواستگاهش مشخص است و از نهاد دانشگاه بيرون مي آيد، اما فراگير بودن آن و همراه بودن آن با خواسته هاي مردمي و يدك كشيدن خواسته هاي مردم و آن خصلت مردمي بودنش، باعث مي شود كه جنبش دانشجويي هميشه فراگير عمل كند و در سطح جامعه مطالباتش را در مقابل رژيمها قرار دهد. جنبش دانشجويي هميشه توانسته مهمترين رويدادها را رقم بزند. حتي سال 57 هم خواستگاه دانشجويي داشت. دوم خرداد 76 مطمئنا براساس يك حركت دانشجويي بود. در حال حاضر هم شما مي بينيد كه جنبش دانشجويي وارد يك فاز جديدي شده كه در كوي دانشگاه نقطه عطف خودش را نشان داد و خواست به سران رژيم نشان دهد كه خواسته هاي خودش را مصرانه پيگيري مي كند. جنبش دانشجويي يك بار سياسي دارد و ما در يك جامعه توسعه يافته نيستيم كه بياييم صنفي عمل كنيم و من مطمئنم كه در اين دهه هشتاد، جنبش دانشجويي خواهد توانست مردم را به سوي دموكراسي سوق دهد. ع س: آقاي مرادي شما فكر مي كنيد كه جنبش دانشجويي موفق شده مردم را از آن حالت انفعال غير سياسي بودنشان خارج كند و به صحنه خواست اجتماعي بكشاند؟ عطا مرادي: جنبش دانشجويي به دليل اينكه متكي به نيروهاي تحول خواه و حركت برانگيز و پيشرو درعرصه هاي سياسي و آگاهي بخشي است، و به دليل گستردگي و فراگير بودن آن دركشور و ماهيت مردمي داشتن و مختص طبقه خاصي از مردم نبودن، داراي تاثير بسياري در اقشار گوناگون سياسي و اجتماعي است. همين ويژگي باعث شده كه فشارهاي بيروني و دروني در اين جنبش تاثيرچنداني نداشته، گرچه عده زيادي درصدد فروپاشي اين جنبش بودند، ولي ناكام بودند و علت آن هم اين است كه آگاهي و حيات سياسي از دانشجو انفکاک ناپذير است. بنده اعتقاد دارم كه جنبش دانشجويي براي پيشبرد دموكراسي و تحقق آزادی، بايد بيش از پيش به فرهنگ سازي و فعاليت سياسي بيانديشد كه اين امر باعث تقويت مجموعه بدني جنبش دانشجويي در سراسر كشور خواهد شد. ع س: جنبش دانشجويي در زمينه تربيت دانشجويان دموكرات آزاديخواه تا چه حد موفق بوده و چرا هنوز بسياري از دانشجويان حتي پس از فراغت تحصيل در جنبش دانشجويي فعاليت مي كنند؟ چرا به احزاب و گروههاي سياسي نمي پيوندند؟ فراز حميدي : چون فضاي اختناق در كشور زياد است، فارغ التحصيلان بعد ازدانشگاه ممكن است نتوانند به فعاليت سياسي ادامه دهند، براي اينكه حزبها و گروههاي سياسي آزادي در كشور وجود ندارد. ولي آنها مي توانند به صورت خودجوش تشكيل هسته هاي مبارزاتي را بدهند و وارد فعاليتهاي سياسي شوند، يا اينكه وارد حوزه هاي مطبوعاتي شوند، همانطور كه در دهه هفتاد، دانشجويان وارد حوزه مطبوعاتي شدند، حتي همان جبهه مشاركت كه وابسته به رژيم است، از درون دانشگاه پيدا شد يا دفتر تحكيم. نكته اساسي اين است كه جنبش دانشجويي نبايد به حكومت وابستگي داشته باشد به حکومت و بايد مستقل عمل كند. عطا مرادي: هدف جنبش دانشجويي ايجاد يك دموكراسي با ثبات در ايران است. منظور از دموكراسي يعني اينكه نهادهاي انتخابي نقش تعيين كننده اي داشته باشند، قدرت در دست نهادهاي انتخابي باشد، نه انتصابي. تا بتوانيم گردش آزاد قدرت را داشته باشيم. در بين بدنه اجتماعي و ساختهاي قدرت، بين روشنفكران و متفكران يك گردش آزاد صورت بگيرد. به نظر من نظام سياسي هوشمند نظامي است كه مسئوليتش را بردوش جناح و سليقه هاي مختلف تقسيم كند. ما در جهان امروز چيزي به نام قدرت واحد نداريم. نوع قدرت در جوامع امروزي از نوع متكثر است و قدرتي كه بر دوش لايه ها و گرايشهاي سياسي اجتماعي در بدنه اجتماعي، به عنوان نهادهاي بدني و در فضای سياسي به عنوان نهادهاي حكومتي تقسيم مي شوند. بازيگران نظام سياسي كشور يك گفتمان هاي رشد نيافته اي نسبت به گفتمان هاي رشد نيافته بدنه اجتماعي دارند و پتانسيلهاي سياسي با پتانسيلهاي اجتماعي جامعه يكسان سازی نيست و از ورود اين پتانسيلها كه به همه بر سر جنبش دانشجويان، بر سر جنبش معلمان، جنبش كارگري وجود دارد، در عرصه هاي سياسي حكومتي ممانعت ميشود. ممكن است در كوتاه مدت جلوي اين كار را بگيرند و جواب دهند، ولي در دراز مدت به بحران منجر خواهد شد. حسن زارع زاده اردشير:برمي گردد به اينكه آن دانشجو در چه موقعيتي بوده و چه برنامه اي براي آينده خودش دارد و چه تمايلاتي دارد و مي خواهد چه كار كند، همه اينها برمي گردد به خود آن دانشجو و بر اين اساس است كه برنامه ريزي انجام مي شود. قبل از انقلاب هم اين مسائل مطرح بود، مثلا آنهايي كه در بدنه دانشجويي فعال بودند، بخصوص در اوايل دهه 50، خصوصا در گروههاي فداييان خلق يا سازمان مجاهدين، وآن جواناني كه داراي تمايلات متفاوت بودند، اينها هم هميشه با اين سئوال رودررو بودند و هميشه از خودشان مي پرسيدند كه بعد از اينكه فارغ التحصيل مي شوند به كجا مي روندتشکل های دانشجويي در حال حاضر، نه تنها دانشجوياني كه در دانشگاهها مشغول هستند را شامل مي شود، حتي آن عده اي را هم شامل مي شود كه از دانشگاه اخراج شده اند و در اثر فعاليتهاي سياسي و مبارزاتي خودشان. حتي آن عده اي را شامل مي شوند كه فارغ التحصيل شده اند و به عنوان دانش آموخته تلقي مي شوند. شما اگر دقت كنيد مثلا در اواخر دهه 60 كه اتحاديه اسلامي دانشجويان اعلام موجوديت كرد به دبير كلي آقاي مهندس طبرزدي، اين اتحاديه دانشجويي، حتي شامل مي شد دانش آموختگان را و حتي مي آمد كاركرد حزبي هم پيدا مي كرد. اما الان در تشكلهاي دانشجويي، دانش آموختگان هم فعاليت مي كنند و سيستم اين جنبش به جايي رسيده كه حتي توده هاي مردم هم حاضرند در قالب جنبش دانشجويي فعاليت كنند، بدون اينكه دانشجو باشند. در شرايط جامعه ما، ما حزب آزاد نداريم و يا شرايطي وجود ندارد كه فارغ التحصيل برود كار كند. ما در جامعه توسعه يافته نيستيم كه حزب داشته باشيم و افراد بخواهند در داخل يك حزب سياسي فعاليت كنند و اين افراديكه فارغ التحصيل مي شوند، يا در قالب اين تشكلهاي خود و دانشجويي فعاليت مي كنند، يا اينكه در قالب يك سري گروههاي غير رسمي، يعني گروههايي كه از ديد حكومت غير قانوني هستند اما خودشان اين گروهها را تشكيل مي دهند و در جاهاي مختلف با عناوين مختلف فعاليت و مبارزه ميكنند. از طرفي هم شما مي بينيد كه يك سياستهايي از داخل جنبش دانشجويي بيرون مي آيد، مثلا پيكهاي رفراندوم. همين پيكهاي رفراندوم يك سري هسته هاي مبارزاتي هستند كه افراد فعال در جاهاي مختلف اين را تشكيل مي دهند و بدون اينكه مشخص شود اين كجا هست و چه مي كند و كد و آدرس اشتباه به حاكميت مي دهد، اين پيكهاي رفراندوم با توجه به اينكه رفراندوم ساختارشكن هدف نهايي ما است، اينها مي آيند در قالب اين فعاليت مي كنند. عطا مرادي: من عقيده دارم جنبش دانشجويي در تبيين نهادهاي سياسي، مدني و نقد قدرت و به چالش كشيدن حاكمان، همواره در طول تاريخ ايران روند قابل قبول و مثبتي را داشته. دموكراسي يك امر آموختني است و اين جنبش در آموختن و انتقال آن به افراد در بين دانشجويان فعاليت چشمگيري را مي تواند داشته باشد. من عقيده دارم قبل از برقراري هرگونه رفراندوم و همه پرسي، هدف جنبش دانشجويي آگاهي و رشد كمي افراد جامعه در هر قسمت و سطح زندگي اجتماعي كه وجود دارند. چراكه اين جنبش هميشه در سطح تحول خواهي در اعتراضات مردمي بوده، ولي نبايد فراموش كنيم كه همواره اولين گام خودكامگان در سركوب مخالفان، ميان جنبش دانشجويي بوده است. دانشجويان در خلا احزاب غير دولتي مي توانند نقش يك تشكل بسيار منسجمي را ايفا كنند و حاكمان را به چرخش قدرت تن دهند . ع س: آقاي مرادی! آقاي زارع زاده و آقاي حميدي معتقدند كه بايد يك نوع رفراندوم انجام شود تا راه باز شود. شما در فقدان احزاب سياسي مي گوييد كه دانشجويان بايد راهگشاي اين كار باشند. از چه طريقي و راهكار آن چيست؟ عطا مرادي: ببينيد دانشجويان در خلا احزاب سياسي مي توانند به عنوان يك تشكل منسجم عمل كنند. مثلا در اوايل انقلاب 57 مردم نمي دانستند كه چه مي خواهند و اين ناشي از عدم آگاه بودن مردم در آن برهه از زمان است. به نظر بنده آگاهي دادن به مردم تاثير دارد چراكه همين آگاهي دادن باعث مي شود كه آن فرد براي آينده ايران چه نوع حكومتي را در نظر مي گيرد و چه مي خواهد. ع س: به نظر شما مردم امروز مي دانند كه چه مي خواهند؟ عطا مرادي: مردم ممكن است اين را ندانند كه چه مي خواهند، البته مردم هم در اين زمان به شعور آگاهي سياسي بالايي رسيدند نسبت به انقلاب 57. و اين وظيفه قشر روشنفكر و تحصيلكرده جامعه است كه به مردم آگاهي دهند كه درصدد چه نوع حكومتي باشند و چه كساني را براي مسند قدرت انتخاب كنند. فراز حميدي: بله. اصلاح طلبي در ايران با شكست منجر شده و بنابراين تنها راهي كه باقي مي ماند در فضاي اختناق و استبداد كنوني، گسترش مبارزات است. به اين طريق كه از راه يك انقلاب دموكراتيك با گسترش تظاهرات و اعتصابات، بتوانيم مردم را به صحنه بكشانيم تا اين رژيم را از قدرت بركنار كنيم تا قدرت به يك دولت موقتي محول شود كه زمينه برگزاري رفراندوم ساختارشكن را فراهم كند. چون اين رژيم اجازه هيچگونه فعاليت سياسي را به نيروهاي اجتماعي نمي دهد، از طرف ديگر قادر نيست مطالبات مردم را برآورده كند. تنها راهي كه مي ماند گسترش مبارزات هست و شعار اصلي اين مبارزات بايد رفراندوم ساختارشكن باشد. ع س: اگر اينطور كه مي فرماييد مردم بايد اعتصابات گسترده كنند براي اينكه به خواست خودشان از طريق رفراندوم برسند، اگر اين اعتصابات يا اعتراضات گسترده با خشونت دولت همراه شود چي؟ فراز حميدي: مردم بايد سعي كنند حتي الامكان از خشونت دوري كنند، حتي اگر نيروهاي سركوبگر به آنها حمله كردند و خواستند فضا را تشنج آميز كنند مردم بايد هشيار باشند كه دردام نيفتند. روش ما يك انقلاب دموكراتيك است كه به دور از خشونت است. اگر ما دست به خشونت بزنيم آنوقت بهانه اي به دست نيروهاي سركوبگر ميفتد و فضا را نظامي مي كنند. حسن زارع زاده اردشير:مردم به نقطه اي رسيدند و تجربياتي دارند، در محافل خودشان مدام مطرح مي كنند كه نكند يك موقع ما دچار اشتباهت سابق شويم و مثل سابق گول بخوريم و همين سئوالاتي كه باتوجه به اين تجربياتي كه دارند مطرح ميكنند در بين خودشان، همين حساسيت را باز در بين اينها وجود مي آورد كه آگاهانه تر انتخاب كنند. از طرفي شما مي بينيد ما بعد از انقلاب 57 چه روندي را طي كرديم تا به اين نقطه رسيديم. حتي اصلاح طلبي هم به آن نقطه لازمش نرسيد و به بن بست انجاميد. و نهايتا در انتخابات شوراها نشان دادند كه ديگر حتي نمي خواهند حتي به اصلاحات هم اعتماد كنند. ما سه سال پيش بود كه جبهه متحد دانشجويي آمد اطلاعيه داد و گفت كه سيستم فعلي اصلاح پذيرنيست. با توجه به اينكه مردم هم اينگونه در انتخابات شركت كردند و حتي در دور دوم انتخابات آقاي خاتمي هم بيش از سيزده، چهارده مليون نفر، درحالي كه اين رقم در دوم خرداد 76 اين رقم بسيار ناچيز بود، اين نشان مي دهد كه مردم نسبت به اصلاحات هم نا اميد شدند. شما يك راه اصلاح را در سيستم فعلي داشتيد كه از دست داديد. ما الان چهار نفر هستيم كه داريم صحبت مي كنيم. از اين چهار نفر يكيش بيايد بگويد كه نه اصلاحات هنوز به بن بست نرسيده . من فكر نمي كنم كه الان حتي در درون خود اصلاح طلبان هم يك چنين مسئله اي وجود داشته باشد، مگر اينكه بخواهند به عنوان تاكتيك مطرح كنند كه باز من معتقدم در اجتماع هستند و بايد بيايند موضعشان را شفاف كنند و به صفوف مردم بپيوندند و استعفاي خودشان را از نهادهاي دولتي، مجلس و جاهاي مختلف اعلام كنند و خط خودشان را با جريان سوم و جنبش جوانان و آزاديخواهان شفاف كنند. چالش اصلي ما دموكراسي است. ما بعد از يك قرن مبارزه براي دموكراسي الان با شرايطي مواجه هستيم كه نمي توانيم به گذشته برگرديم. ع س: آقاي مرادي آيا شما موافقيد با اينكه اصلاحات به بن بست كامل رسيده؟ عطا مرادي: در اين شكي نيست كه اصلاحاتي كه آقايون اصلاح طلبان معرفي مي كنند و از آن صحبت مي كنند، در چهارچوب اين قانون اساسي به بن بست رسيده و خودشان هم بر اين آگاهي واقفند. دموكراسي در فضايي كه شرعا وجود ندارد و آزاديهاي فردي نيز وجودندارد، تنها به تداوم اختلال و تشديد انسان ستيزي منجر خواهد شد. آنچه كه در يك جامعه آزادي، رفاه و تبلور انسانيت را امكان پذير مي سازد، سلطه ايدئولوژيک نيست، بلكه گستردگي آزاديها است. به نظر من دموكراسي هدف نيست، بلكه دموكراسي يك فرايند پروسه اي است كه درحال حركت رو به جلو است و دموكراسي بنيانهاي حقوقي خودش را دارد. آگاهي دادن به مردم در تبيين دموكراسي نقش اساسي دارد. آنچه كه هدف است آزادي است و دموكراسي نيز بايد در خدمت اين آزادي باشد. ع س: شما جنبش دانشجويي را در آينده نزديك را چگونه مي بينيد؟ فراز حميدي: من فكر مي كنم كه جنبش دانشجويي بايد حركت كند به سمت بسيج مردمي. اگر جنبش نتواند مردم را و لايه هاي اجتماعي را بسيج كند در راه آن مطالبات عام مردم، نمي تواند يك جنبش باشد. من فكر مي كنم كه خيزش نيروها در اين يك سال اخير اتفاق خواهد افتاد، يعني بخش از اصلاح طلبان از رژيم مي برند، و مي آيند به طرف جريان سوم كه جريان آزادي خواه است، همچنين تشكلهاي دانشجويي وابسته به رژيم يا آنهايي كه نيمه وابسته هستند، مثل دفتر تحكيم هم بخشي از نيروهايش مي آيد به طرف نيروهاي دموكراتيك و جريان سوم مثل جبهه دموكراتيك ايران يا جبهه متحد دانشجويي و فكر مي كنم امسال خيزشهاي اجتماعي زيادي را به سمت خواسته هاي دموكراتيك شاهد خواهيم بود. حسن زارع زاده اردشير:البته بنده با تاييد فرمايشات آقاي دكتر، بايد به يك نكته اساسي هم اشاره كنم كه ما بايد از ترفندهايي كه در برابر روند حركت جنبش دانشجويي است، غافل نشويم. بنده همان ابتداي صحبتهايم از عنصر دانش صحبت كردم، اما در مورد اين دانش و علم و آگاهي، من به يك نكته اساسي اشاره كنم كه اين هميشه يك منبع قدرت بوده براي اقتدارگراها امروز هم كساني هستند كه مي خواهند دانش و محلهاي كسب علم و دانش را در راستاي اهداف خودشان بدست گيرند، چون منافع انحصاري آنها با اتكا به دانش، دانشگاه و دانشجو تامين مي شود و دانش و علم و آگاهي مي بينيد كه به عنوان يك ابزار و بازوي اجرايي ازش استفاده مي شود و تعيين كننده مي شوند به عنوان كنترل قدرت و اين ويژگي جنبش دانشجويي كه از اين عنصر آگاهي و دانش برخوردار است، آنرا با اهميت تر جلوه مي دهد. لذا شما ببينيد كه مثلا در دهه 60 چقدر سعي بر اين بود كه از جنبش دانشجويي در راستاي اهداف حاكميت استفاده كنند. اما همين پويايي، فراگير بودن، پيشتاز بودن و آگاهي جنبش دانشجويي به مرور زمان باعث شد كه مواضع خودش را با حاكميت شفاف كند و در دهه حساس و 5 سال اول دهه 70 به وضوح خودش را نشان دهد. همين جبهه متحد دانشجويي هم محصول همين تحولات بود كه خوشبختانه الان دانشجويان روشنفكر و مبارزي كه در حد جريان سوم هستند اين جبهه را تشكيل مي دهند. من اميدوارم اين ترفندهايي كه مي خواهند استفاده كنند در مقابل جنبش دانشجويي كارساز نباشد و با توجه به اينكه جنبش دانشجويي تجربه هايي را در اين زمينه داشته، مطمئنا اين ترفندها هم كاربردي نخواهند داشت. ع س: آقاي مرادي شما فكر مي كنيد كه جنبش دانشجويي ايران در يك سال آينده كجا خواهد بود؟ عطا مرادي: جنبش دانشجويي مي تواند همگام با ساير جنبشها از جمله جنبش كارگري و جنبش معلم براي رسيدن به دموکراسي و آزادي در قالب يك حاكميت مردم هماهنگ باشد و جلو برود. جنبش دانشجويي در قبول اصل پلوراليسم يا كثرت گرايي، در بستر سياست و اجتماع كه در روزگار ما يكي از ارزشهاي سياسي و اجتماعي تلقي مي شود، پيشگام است. چرا كه دنيا دنياي تحول است و ديدگاه و انديشه كارآمدتري را در عرصه داخلي و جهاني بايد داشته باشيم و در پي طرح مطالبات نوين، همگام با جامعه و تحولات جهاني باشيم. نظرات و پيشنهادات خود را مي توانيد با ما در ميان بگذاريد. نشاني پست الكترونيكي ما: democracy@radiofarda.com و شماره فكس ما: 2028287239) در برنامه ميز گرد حقوق بشر و دمكراسي راديوفردا، فرزاد حميدي، سخنگوي جبهه دمکراتيک ايران، حسن زارع زاده اردشير، سخنگوي جبهه متحد دانشجويي و عطا مرادي، از بنياندگذاران اتحاديه ملي دانشجويان و دبير سياسي اين تشکيلات شركت دارند و در باره جايگاه جنبش دانشجويي و نقش آن در آزاديخواهي و دمکراسي خواهي در ايران اظهار نظر مي كنند. (نظرات و پيشنهادات خود را مي توانيد با ما در ميان بگذاريد. نشاني پست الكترونيكي ما: democracy@radiofarda.com و شماره فكس ما: 2028287239)
XS
SM
MD
LG