لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۱:۴۳ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

دمکراسي و حقوق بشر، ميزگرد راديوفردا: نافرماني مدني، پيامد شكست اصلاحات


(rm) صدا |
مريم احمدي (راديوفردا): شش سال پيش مردم ايران با راي به محمد خاتمي و برنامه هاي اصلاحاتي او نشان دادند كه خواستار جامعه مدني هستند، اما برنامه هاي اصلاحاتي پيش نرفت و حاكميت دوباره كشور را دچار يك انسداد سياسي كرد. اكنون به نظر ميرسد مردم سرخورده از وعده هاي اصلاح طلبان و همچنان خواستار جامعه مدني، به نافرماني مدني روي آوردند. دموكراسي و حقوق بشر از ملزومات جامعه مدني است. اما آيا نافرماني مدني هم از اصول اساسي حقوق بشر است؟ در ميزگرد اين هفته از آقايان دكتر حسين باقرزاده، فعال حقوق بشر در لندن، دكتر مسعود خسروي، روزنامه نگار و حقوقدان در تهران و دكتر رامين احمدي، در نيوجرسي آمريكا دعوت كرديم در اين باره به گفتگو بنشينند. آقاي دكتر باقرزاده شما شروع بفرماييد. حسين باقرزاده (لندن): جريانات كنوني در حالي رخ ميدهد كه مردم كشور از حقوق شهروندي برخوردار باشند و بتوانند مستقل و فارغ از قدرت سياسي حاكم با تشكيل نهادها و سازمانهاي مردمي خودشان بپردازند و بوسيله اين سازمانها بتوانند در سرنوشت جامعه سهيم باشند و خواستها و آمال خودشان را بتوانند از طريق اين نهادها منعكس كنند و به حكومت برسانند و حكومت هم در مقابل پاسخگو باشد. در شرايطي كه جامعه مدني شكل ميگيرد و حقوق شهروندي سركوب ميشود يا حكومت ميخواهد به شكلي حقوق بشر را زير پا بگذارد، طبيعي است كه مردم براي خودشان از طريق آزاد و دموكراتيك نميتوانند كاري انجام دهند و ممكن است كه مجبور شوند كه به نافرماني يا اقدامات فراقانوني متوسل شوند. مثلا قوانين تبعيض آميزي كه مردم نتوانند از آزاديهايشان استفاده كنند، طبيعي است كه اين قوانين نمي‌تواند مورد احترام مردم قرار بگيرد و وقتي نتوانند از طرق عادي خواسته هاي خودشان را مطرح كنند مجبور به مقاومت مدني يا نافرماني مدني شوند و همانطور كه گفتم ممكن است به اقدامات فراقانوني دست بزنند و قوانيني اعمال شود كه اين قوانين به طور مشخص ظالمانه است و از قبيل قوانين عادي كه در هر كشوري براي نظم و انضباط عمومي لازم است يا براي حفظ حقوق مردم لازم است، جدا است. اين است كه من فكر ميكنم نافرماني مدني محصول اين است كه جامعه مدني نتواند از طرق آزاد و قانوني كار خودش را پيش ببرد و مردم از اين طريق خواسته خودشان را مطرح كنند. م.ا.: آقاي خسروي شما كه از نزديك مشكلات جامعه را ميبينيد، آيا هيچ اميدي به شكل گيري جامعه مدني در راستاي برنامه هاي اصلاحي جنبش دوم خرداد مي بينيد؟ مسعود خسروي (تهران): بنده حدود هفت سال قبل كه هنوز آقاي خاتمي شايد حدود يكي دو ماه بود كه به رياست جمهوري رسيده بود، در ماهنامه «جامعه سالم» كه البته اولين نشريه هم بود كه بعد از روي كار آمدن آقاي خاتمي توقيف شد، مقاله اي نوشتم و در آنجا صريحا نوشتم كه آقاي خاتمي در برنامه هايشان به هيچ وجه موفق نخواهند بود و شعارهايي كه دادند عملي نخواهد شد به خاطر اينكه اصولا هيچگونه اختياراتي براي جامعه عمل پوشاندن به اين شعارها ندارند. حكومتها را ما به طور كلي از حيث منشا قدرت به دو دسته بايد تقسيم كنيم. يك دسته از حكومتها كه منشا قدرتشان ملت است و اصطلاحا جمهوري يا دموكراسي خوانده ميشوند. در اين نوع حكومتها چون حاكميت ملت عملا استقرار پيدا كرده، نه اينكه بر روي كاغذ نوشته شده باشد كه بله حاكميت از آن ملت است. جامعه اگر آن مسير تكامل تاريخي را براي استقرار دموكراسي طي نكرده باشد با نوشتن قانون اساسي يا قوانين عادي هيچ چيزي تغيير نميكند. مابايد ببينيم كه جامعه ايران از حيث تاريخي در كجاي تاريخ قرار گرفته. آيا يك جامعه توسعه يافته است يا يك جامعه توسعه نيافته. بحثي در اين نيست كه جامعه ايران يك جامعه توسعه نيافته است. در يك جامعه توسعه نيافته اصولا تصور و انتظار اينكه يك حكومت دموكراتيك برقرار باشد، يك انتظار بعيد است. ما در شرايط تكامل تاريخي هستيم كه هنوز دوران ماقبل مدرن را طي نكرديم. هنوز از نظر فكري تابع قوانين و قواعدي هستيم كه هيچ ربطي به دنياي مدرن فعلي ندارد. شعارهاي آقاي خاتمي، جامعه مدني، استقرار دموكراسي و از اين قبيلِ، تنها شعار بود كه هيچ زمينه اي براي عملي شدن آنها وجود نداشت. يكي از مشخصه هاي جامعه مدني استقرار دموكراسي است، يعني تا دموكراسي نباشد اصولا جامعه مدني وجود ندارد. جامعه مدني يعني چه؟ منظور از جامعه مدني نهادهاي واسط بين حكومت و مردم است، مثل احزاب سياسي، اتحاديه هاي كارگري، انجمنهاي صنفي، كانون وكلا، كانون نويسندگان. شرط وجود جامعه مدني در يك جامعه قبل از هرچيز وجود دموكراسي است. دموكراسي كه نباشد تمام اين نهادهايي كه به عنوان جامعه مدني شناخته شدند، همه به قول معروف فرماليته هستند و هيچ كاركردي ندارند. دراعلاميه جهاني حقوق بشر صراحتا آمده كه تمام افراد جامعه حق مشاركت در حكومت را دارند. مردم ميبينند كه اين حق ازشون سلب شده به عناوين مختلف. ناچار به طرق مختلف كه همان نافرماني مدني باشد، يعني عدم اجراي اوامر نواحي حكومت دست ميزنند، به عنوان مثال الان در جامعه ما شديدا روي مسئله حجاب و مسئله معاشرت بين دختر و پسر در مورد جوانها اعمال ميشود. اما در عمل حكومت با شكست مواجه شده. خانمها هرروز با يك مد، جوانان هرروز با يك مد، در واقع اينها نافرماني مدني همين است، يعني آنچه كه خواست حكومت است آنها تن نميدهند. م.ا.: آقاي دكتر احمدي، رابطه بين دموكراسي و نافرماني مدني از نظر شما چگونه است؟ رامين احمدي (نيوجرسي): نافرماني مدني يكي از متدهاي مبارزه غير خشونت آميز است. اين متدها درواقع ابزار قدرت مردم هستند براي اعمال حاكميتشان و درواقع يك وجه مشتركي كه همه اين تحولات غير خشونت آميز تاريخ معاصر ما داشته از فيليپين تا لهستان، همين استفاده از همين متدهاي غير خشونت آميز بوده كه اعتصابات، تحريمها، تشكيل نهادهاي موازي با دولت و نافرماني مدني و من فكر ميكنم كه چون جوانها ما اين روزها درگير اين مبارزات هستند، يكي از اولين نكاتي كه بايد درباره اين مبارزه روشن كنيم اين است كه مبارزه غير خشونت آميز هيچوقت به طور خالص و تنها وجود نداشته، يعني ما هميشه مبارزه خشونت آميز را همراه باهاش مي بينيم. براي اينكه يكي از طرفين ممكن است كه حاضر نباشد به مبارزه خشونت آميز دست بزند، اما طرف مقابل اين كار را ميكند و يا حداقل ممكن است امكان اينكه يكي از دو طرفين مبارزه غير خشونت آميزش را به خشونت بكشاند، در محاسبات طرف مقابل اين امر بايد ذكر شود. مثلا برايتان بگويم در دوره مبارزه استقلال هند عليه انگليس، دولت انگليس هميشه با يك برخوردهاي خشونت آميز پراكنده اي روبرو بود و مي بايست محاسبه كند كه هميشه مبارزه غير خشونت آميز استقلال طلبان به رهبري گاندي را سركوب شديدي نكند، براي اينكه آن ممكن بود به مبارزه خشونت آميز گسترده اي مبدل شود ويا خود گاندي با وجود ديسيپرين زياد و اعتقادي كه به اين مبارزه داشت، اين يادآوري را به انگليسها ميكرد كه اگر اين مبارزه خشونت آميز شود، آنها با يك جنگ داخلي روبرو خواهند شد. در مورد ايران هم ما اين را به وضوح مي بينيم. هيئت حاكمه خوب ميداند كه اگر مبارزه غير خشونت آميز مردم ما را سركوب كند، بايد بهاي سنگيني را بپردازد، يعني اينكه تهديد به خشونت متقابل كشيده شدن و آخوند كشي مردم از يك طرف ويا مداخله نظامي آمريكا از يك طرف ديگر وجود دارد. من فكر نميكنم هيچ كدام از اينها راه حلهاي دلخواهي هستند، اما وجودشان براي مبارزه موثر غير خشونت آميز مفيد است. م.ا.: آقاي دكتر باقرزاده، اگر آنطور كه آقاي خسروي اشاره كردند، ما حتي تن ندادن خانمها را به پوششي كه جمهوري اسلامي برايشان تعيين كرده بود يا مقاومت جوانان در مقابل ممانعت از اينكه با هم تماس داشته باشند، اين را هم نوعي نافرماني مدني بدانيم و با توجه به اين نوع مسائل كه بهش اشاره شد، اينها بخشي از حقوق انساني تلقي ميشود، آيا نافرماني مدني هم يكي از عناصر اصلي حقوق بشر است و آيا با توجه به اينكه دولت با روحانيت حاكم از ابتدا با اينجور نافرمانيها روبرو بوده و با آنها برخورد كرده، فكر ميكنيد در برخورد با نا فرماني مدني تا كجا پيش خواهد رفت؟ حسين باقرزاده: اگر اشاره شما به اسناد و اعلاميه حقوق بشر باشد، در اين اسناد اينها نافرماني مدني شمرده نميشود ولي در مقدمه اعلاميه جهاني حقوق بشر گفته شده كه اين اعلاميه به اين دليل مورد بحث قرار ميگيرد كه دموكراسي در جوامع برقرار باشد و مردم كشور مجبور نباشند براي حق خودشان دست به شورش بزنندف ولي نافرماني مدني در شرايطي كه در جامعه حق شهروندي از بين رفته، طبيعي است كه پيش مي آيد و خيلي هم منطقي است. البته اعتراضات مدني هميشه غير قانوني نيست، مثلا مردم جامعه يكدفعه تصميم بگيرند كه در پرداخت آب، گاز و غيره مقاومت كنند، اين خودش كار غير قانوني نيست، ولي ميتواند اين كار به طور همزمان، دستگاه كشور را دچار مشكل كند و يا كارگران اگر اعتصاب كنند يا حق اعتصاب نداشته باشند كه اين كار خلاف قانون است ولي در خيلي جاها ممنوع نيست ولي ميتوانند با اعتصاب نافرماني مدني را پيش ببرند. بعضي وقتها هم همانطور كه اشاره كرديد الزاما ميتواند منع قانون هم باشد، مثلا جمهوري اسلامي زمان را مجبور كرده كه در جامعه بايد با شرايط خاصي بيايند بيرون و طبيعي است كه وقتي به عنوان مقاومت مدني اين كار انجام ميشود اينكار خلاف قانون است، ولي به هر حال اين حق مردم است كه وقتي كه بهشون ستم ميشود بتوانند براي ابراز حق خودشان دفاع كنند. بايد توجه كنيم كه نافرماني و مقاومت مدني وقتي گفته ميشود، يكي اين است كه از طرق روزمره يا عادي همانطور كه اشاره كرديد از طرق زنها يا از طريق جوانان به عناوين مختلف انجام ميشود و اين حرفي به عنوان يك حربه سياسي به كار ميرود. چون به هر حال اعتراضات اينچنيني كه در شهرهاي بزرگ با اين روند خشونت انجام ميشود، تاثيري رد روند سياسي كشور ندارد، ولي اگر به عنوان يك حربه سياسي به كار برده شود و به يك تظاهرات عمومي تبديل شود و يا گروه بزرگي از جامعه براي يك نافرماني مدني شركت كنند، ميتواند يك حربه سياسي باشد كه از آن حربه سياسي براي استقرار آزاديها و تغيير قانون به نفع حقوق مردم استفاده شود. م.ا.: آقاي دكتر خسروي همانطور كه اطلاع داريد مقامات آمريكايي در مورد ناآراميهاي اخير اظهار نظر كردند، خانم كانداليزا رايس از شكست پروژه هاي اصلاحات صحبت كردند، آقا كولين پاول از مردم دفاع كردند، سخنگوي وزارت امور خارجه باز به اين مسئله تاكيد كرد. آيا فكر ميكنيد حمايت آمريكا از نافرماني مدني ميتواند يك تيغ دولبه باشد. مسعود خسروي: اولا كه آقاي كولين پاول يا خانم رايس گفتند كه پروژه اصلاحات به بن بست رسيده، نيازي به گفتن آنها نيست. قبل از اينكه آمريكا يا انگليس يا هر كشور ديگري بخواهد اين مسئله را مطرح كند، خود مردم ايران بهتر از هركس ديگري ميدانند كه اين پروژه اصلاحات به بن بست رسيده و هيچ اصلاحاتي صورت نخواهد گرفت و حتي اين دولا يحه اي هم كه اين همه برسرش جنجال است، لايحه تبيين اختيارات رئيس جمهوري و اصلاح قانون انتخابات، اين هم هيچ دردي را دوا نميكند. بنابراين بنده هيچ كاري به اظهارات آقاي پاول يا خانم رايس ندارم. من به عنوان يك ايراني مثل همه ايرانيها اين نظر را دارم كه بله پروژه اصلاحات به بن بست رسيده. من به شخصه معتقدم كه اگر آمريكاييها همچين مسائلي را مطرح نكنند، به نفع مردم ايران است، به خاطر اينكه هميشه يك آتو و يك شمشير دو لبه در دست جناحي كه مخالف استقرار حاكميت ملت است. و اما يك توضيحي را من مي خواهم در مورد قسمت اول عرايضم اينجا عرض كنم و آن اينكه جامعه ايراني جامعه توسعه نيافته است و دموكراسي در يك جامعه توسعه نيافته تحقق پيدا نميكند، اين سوء تفاهم پيش نيايد كه من مي خواهم حاكميت غير دموكراتيك را توجيه كنم، نه در يك جامعه توسعه نيافته مي شود حاكميت به نحوي اگر منافع ملي را در نظر بگيرد، ميتواند اين را به طرف توسعه يافتگي سوق دهد، كما اينكه دولت دكتر محمد مصدق اين كار را كرد. ما ميدانيم كه جامعه امروز ما در قياس جامعه شادروان دكتر محمد مصدق قابل قياس نيست. جامه آن زمان به مراتب عقب مانده تر بود، اما دكتر مصدق شيوه اي را پيش گرفت كه ميتوانست به توسعه منتهي شود كه متاسفانه نشد. اين يك مسئله، مسئله ديگر در مورد نافرماني مدني من اين را مي خواهم بگويم كه بند يك ماده 29 اعلاميه حقوق بشر اصولا نافرماني مدني را به رسميت شناخته. اين بند ميگويد هرفردي فقط دربرابر آن جامعه اي وظايفي برعهده دارد كه رشد آزادانه و همه جانبه او را ممكن سازد. متن مخالف اين ماده اين است كه افراد در مقابل جامعه اي كه رشد آزادانه شان را فراهم نميكند، هيچ وظيفه اي ندارند، هيچ مسئوليتي ندارند. درواقع اين صحه اي است كه اعلاميه جهاني حقوق بشر بر نافرماني مدني گذاشته. رامين احمدي: اين نظام به ما نشان داده كبراي سركوب مردم احتياج به بهانه ندارد. 22 سال اين قضيه تكرار شده. اگر براي سركوب مردم ما بخواهد بهانه درست كند، چه آمريكا طرفداري كرده باشد و چه نكرده باشد من فكر ميكنم اين گذار از استبداد به دموكراسي در كشور ما با يك مقدار مسائلي توام خواهد بود. من فكر ميكنم حمايت آمريكا و بقيه كشورهاي دنيا و بخصوص كشورهاي اروپايي از مردم ما يك امر مثبتي است و تا به امروز هم نقش مثبتي را ايفا كرده. من فكر ميكنم يكي از چيزهايي كه خيلي موثر ميتواند باشد، بخصوص در توسعه مبارزه غير خشونت آميز و نافرماني مدني اين است كه اهداف عملي مبارزه را مبارزين ما در داخل كشور و به روشني بيان كنند. اينكه ما فقط بگوييم هدف ما آزادي است، ممكن است هيچ كس در دنيا مخالف آزادي نباشد، ولي به عنوان يك هدف استراتژيك به اندازه كافي دقيق و روشن نيست. من فكر ميكنم اين شعار مناسب را جوانان در داخل كشور پيدا كردند، و اين شعار رفراندوم هدف بسيار خوبي است از نظر استراتژيك و براي اينكه دقيقترش كرد بايد اين را رفراندوم براي تعيين رژيم عنوان كنند، همان چيزي كه عباس اميرانتظام براي اولين بار نزديك به شش سال پيش عنوان كرد، به نظر من مهمترين هدف استراتژيك هست براي اين مبارزه. نكته ديگري كه ميتواند خيلي موثر باشد، توسعه قدرت سازماندهي است. مبارزه خشونت آميز يك سازمان نيرومندي نياز دارد. رهبران مبارزه را رژيم ميتواند دستگير كند يا بكشد همانطوري كه خامنه اي تهديد كرده و بايد روشن باشد كه در صورت دستگيري X يا Y يا ديگري، چه كساني مسئول مي شوند. رهبري مبارزه بايد عمق داشته باشد. ما مي بينيم كه جوانان ما راه حلي براي اين پيدا كردند، مثلا هسته هاي مستقلي دارند كه با يك نقشه عمل مشترك كار ميكند. ارتباطشان آنقدر تنگاتنگ نيست اين هسته ها و با گير افتادن يكي از آنها بقيه زير ضرب نميروند و من فكر ميكنم كه اينها از نكاتي هست كه ميتواند موثر باشد. اين مسئله ديگر سازماندهي، تشكل يك بدنه است و اين بدنه به طور مشخص چهار فعاليت اصلي دارد كه اين را ما به وضوح مي بينيم در اين اعتراضي كه هرروز در خيابانها تكرار ميشود. يكي اينكه اينها بايد بتوانند تصميمات مهم و اطلاعات اساسي را در طول دوره مبارزاتي به همه مردم در سطوح مختلف برسانند. فلانجا قرار است اعتصاب باشد، مقابل فلان سفارتخانه قرار است تظاهرات باشد و يا غيره و ديگر آنكه وظيفه دارند توده مردم را در راه مبارزه غير خشونت آميز، تا حدود زيادي كنترل اعصابشان را ياري بدهند و اينكه جنبش رشد كند و به بخشهايي كه هنوز جامعه بهش نرسيده، برسد. مردم احتياج ندارند كه اطمينان خاطر پيدا كنند كه حريف درحال سقوط است، اطمينان خاطر پيدا كنند كه آن عده اي كه براي رژيم كارميكنند كه در صفوف ملت برايشان جا هست و بي عدالتي و انتقام كشي ناشي از هرج و مرج است، انتظارشان را نمي كشد. اين بدنه در ضمن بازوي جمع آوري اطلاعات است، براي رهبري جنبش از ميزان مقومت و روحيه مردم و در نهايت گاهي هم مامور ميشود كه كارهاي خطرناكي بكند كه از مردم عادي انتظار نميرود، مثلا زنداني كردن عده اي از اوباش وزارت اطلاعات كه به اجتماع حمله ميكنند و به گروگان نگاه داشتن آنها و تسليم بعديشان به مقامات، كار بسيار خطرناكي بود، ولي لازم بود كه هم به رژيم و هم به اوباش اين آخرين كارها انجام شود كه شما قدرقدرتيد كه هركاري بخواهيد بتوانيد انجام دهيد، اينطوري نيست. و اسطوره اين اوباش وزارت اطلاعات با اين حركت بي سابقه و مهم بدنه جنبش در هم شكسته شد. م.ا.: آقاي باقرزاده شما درباره دخالت خارجي در شكل حمايت لفظي چه فكر ميكنيد؟ حسين باقرزاده: من اول بايد از آقاي خسروي تشكر كنم كه گفته هاي من را تصريح كردند در مورد اعلاميه حقوق بشر گفتند در مورد نافرماني مدني كه درست گفتند، در ماده 29 اين موضوع به صراحت آمده و حتي آنجا صريحا ميگويد كه هركس در اعمال حقوق و بهره گيري از آزاديهاي خود فقط تابع محدوديتهاي قانوني است كه صرفا براي شناسايي و مراعات حقوق و آزاديهاي ديگران و براي رعايت مخذيات عادلانه اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني در جامعه اي دموكراتيك وضع شده اند. كه در ايران ميدانيد نه جامعه دموكراتيك است و نه قوانيني كه مورد اختناق و مقاومت مردم است، اينها براي رعايت رفاه مردم وضع شده باشد. در مورد اين سئوالي كه شما كرديد البته من هم فكر ميكنم كه ايران و هركشوري در جهاني كه خيلي به هم وابسته است، تحت تاثير تحولات خارجي قرار ميگيرد و بخصوص با شرايطي كه در ايران الان پيش آمده و در منطقه پيش آمده و ما نميتوانيم اينها را ناديده بگيريم. نيروهاي نظامي آمريكا الان از سه هار طرف ايران را محاصره كردند و محافظه كارهاي ما كه در آمريكا سر كار آمدند نقشه هاي دسيسه را دارند، اين است كه در مورد ايران هم به احتمال زياد ساكت نمي نشينند. و اين هم خطر هم است و هم ميتواند يك فرصت باشد. خطر به اين دليل كه اگر خود مردم ايران نخواهند كاري انجام دهند و در اين شرايط نتوانند مقدرات خودشان را خودشان در دست بگيرند ممكن است مانند مسئله عراق يا افغانستان نيروي خارجي بيايد و نيروي خارجي تصميم گيرنده آينده ايران باشد كه اين به نظر من خطر بزرگي است و مسئله اي است كه بايد تمام نيروهاي ملي و آزاديخواه ايران بهش توجه كنند. و ميتوان آنرا فرصت دانست به اين معني كه نيروهاي مبارز سياسي ايران در اين شرايط كه ميدانند ايران از طرف خارج تحت فشار قرار گرفته، موقعيت خوبي است كه بتوانند حداكثر فشار را بر حكومت وارد كنند و خواسته هاي خودشان را به مرحله عمل بگذارند. به همين دليل من فكر ميكنم مسئله فشار خارجي خيلي مهم است و اينكه چطور از آن بهره برداري شود و آيا نيروهاي سياسي و نيروهايي كه در ايران براي دموكراسي مبارزه ميكنند بتوانند از اين موقعيت بهره وري كنند خيلي مهم است و متاسفانه شرايط طوري است كه اگر دير نجنبيم و مردم ايران به موقع در اين مورد تصميم نگيرند، بعيد ميدانم كه نيروهاي آمريكايي فرصت زيادي براي آنچه كه آنها خودشان مشكل ايران ميدانند، بگذارند. البته مشكلي كه آمريكا دارد با مشكلي كه مردم ايران دارند فرق ميكند. مردم ايران خواستار آزادي و حقوق بشر هستند،ِ آمريكا هم منافع خودش را دنبال ميكند و آنها همه با هم نميتواند بخواند، ولي همانطور كه عرض كردم در اين شرايط اگر مردم ايران نتوانند به موقع عمل كنند و از طريق فشارهاي قانوني و نافرماني مدني و مبارزاتي كه الان به محضي است در ايران شروع شده و ممكن است به تدريج گسترش پيدا كند، نتوانند اين هدف را به پيش ببرند، اين خطر جدي است و نميتوان ناديده گرفت. مسعود خسروي: فشار خارجي در جمهوري اسلامي ايران اين تاثير مثبت را دارد كه مردم را آگاه ميكند كه نظام جمهوري اسلامي ايران ديگر مورد حمايت اروپا و غير اروپا نيست و همين جرات و شهامت جوانان و مردم را بيشتر ميكند به اينكه از عدم حمايت جهاني از جمهوري اسلامي در جهت تغيير نظام بهره بگيرند. رامين احمدي: من با آقاي باقرزاده موافقم كه آمريكا دنبال منافع خودش است، اما من فكر ميكنم كه به نفع آمريكا است كه در ايران دموكراسي و حقوق بشر باشد. و من فكر نميكنم كه اينها با هم مانعه الجمع باشند. به طور خلاصه اصولي كه گفتم درباره مبارزه غير خشونت آميز اين است كه اهداف بايد روشن و عملي و دقيق بيان شود، نيروي سازماني و ساماندهي بايد توسعه پيدا كند، جلب حمايت خارجي شود، بخصوص اروپاييها و توسعه دادن متدهاي مبارزه از تظاهرات و روشن كردن چراغهاي اتومبيل، شعاردادن از روي پشت بامها گرفته تا اعتصابات سراسري، بستن خيابانها و يا شيوه هاي ديگر جديد و ابتكاري كه در اين مبارزه ميتواند وجود داشته باشد. ميتوانيد نظرات و پيشنهادات خود را با ما درميان بگذاريد. نشانه الكترونيكي ما demokrasi@radiofarda.com و شماره فكس ما 2028287239 در برنامه ميز گرد حقوق بشر و دمكراسي راديوفردا، دکتر حسين باقرزاده، فعال حقوق بشر در لندن، دکتر مسعود خسروي، روزنامه نگار و حقوقدان در تهران و دکتر رامين احمدي در نيوجرسي شركت دارند و درباره سرخوردگي مردم ايران از تحقق جامعه مدني و روي آوردنشان به نافرماني مدني و همچنين اينکه آيا نافرماني مدني از عناصر دمکراسي و حقوق بشر است يا نه، اظهار نظر مي كنند. (نظرات و پيشنهادات خود را مي توانيد با ما در ميان بگذاريد. نشاني پست الكترونيكي ما: democracy@radiofarda.com و شماره فكس ما: 2028287239)
XS
SM
MD
LG