لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۳۱ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

ديدگاه هاي متفاوت دو تحليلگر آمريكايي درباره امكان تغيير رژيم جمهوري اسلامي


(rm) صدا |
همايون مجد (راديو فردا): رويدادهاي اخير در ايران، فرصت تازه اي فراهم کرده است تا بلند پايگان و رايزنان دولت آمريکا، رئوس سياست واشنگتن را با افکار عمومي بويژه در ايران و آمريکا در ميان بگذارند. همکارم امير مصدق کاتوزيان در باره سياست کاخ سفيد در قبال ايران، با دو تحليلگر آمريکايي روابط دو کشور که با دو ديدگاه متفاوت به وقايع مي نگرند، گري سيک ومايکل لوين گفتگو کرده است: امير مصدق کاتوزيان (راديو فردا): سياست مشخص آمريکا در قبال جمهوري اسلامي ايران چيست؟ مايکل لوين محقق ارشد موسسه پژوهشي امريکن اينترپرايز و کارشناس آمريکايي مسايل ايران در واشنگتن که از موضع تغيير نظام ايران دفاع مي کند، سياست کنوني آمريکا را چنين تشريح مي کند: «سياست دولت آمريکا درست همان چيزي است که رئيس جمهوري بارها و بارها آن را تکرار کرده است. اين سياست که ما رژيم را محکوم مي کنيم. از اقدامات سرکوبگرانه آن عليه مردم متنفريم. هيچ اميدي به اصلاحات در چارچوب نظام نداريم و از مردم ايران و خواست مشروع آنان حمايت مي کنيم.» اما کارشناس آمريکايي ديگر مسايل ايران و مشاور پيشين شوراي امنيت ملي آمريکا در زمان گروگانگيري کارمندان سفارت اين کشور در تهران، گري سيک، بر خلاف مايکل لوين بر آن است که هنوز رئوس سياست خارجي آمريکا در برابر ايران مشخص نيست. «اولا من فكر نمي كنم آمريكا در حال حاضر، به جز موضع گيريهاي لفظي، سياستي مشخص را در برابر ايران داشته باشد. آمريكا آشكارا مخالف بسياري از اقدامات ايران است، ولي آمريكا تصميمي در مورد اينكه در واكنش به آن چه ميكند، نگرفته است. من به خوبي به ياد دارم كه بعد از جنگ اول خليج فارس، پدر جرج بوش، رئيس جمهوري كنوني آمريكا، كردها و شيعيان عراقي را به شدت تشويق كرد كه عليه حكومت صدام حسين قيام كنند و آنها هم چنين كاري كردند و وقتي صدام حسين به سركوبي آنها پرداخت، ماعقب نشيني كرديم، چشمان خود را بستيم و راهمان را كشيديم و رفتيم و دهها هزار نفر در نتيجه آن كشته شدند. من فكر مي كنم اينكه آمريكا در هر شكلي وانمود كند كه آماده مداخله است، جدا خطرناك است، مگر اينكه چنين آمادگي را داشته باشيم و من رك و راست فكر نمي كنم ما آماده دست زدن به چنين كاري باشيم.» اما مايکل لوين با اين ارزيابي گري سيک به شدت مخالف است و قياس ميان شرايط کنوني ايران و عراق بعد از جنگ خليج فارس را قياس مع الفارق مي داند و مي گويد : اين دو وضعيت اصلا قابل مقايسه نيستند. منظورم اين است که چرا کسي نبايد رويداد را وقايع سالهاي اخير مقايسه کند در جاهايي مثل فيليپين و يوگسلاوي که آمريکا به گونه اي موفقيت آميز از جنبشهاي آزاديخواهانه حمايت کرد و در نتيجه آزادي در اين کشورها حاکم شد و حکومتهاي فاسد و زورگويي مانند حکومت فعلي ايران را که در آن زمان در آن کشور حاکم بود، به زير کشيد. اينها موارد قابل مقايسه واقعي با شرايط ايران هستند. آن وقت هم مردم ايران بيشتر از حمايت سياسي که ما مي کنيم درخواست ديگري از آمريکا نکرده اند. و بسياري از ما خواستار کمک به نيروهاي آزاديخواه در ايران شده ايم. اگر چنين کمکهايي را ايرانيان ضروري بدانند. اما تا کنون تظاهرکنندگان در همه جاي ايران گفته اند که موضع فعلي آمريکا مورد پسندشان است. اما خواستار حضور نيروهاي آمريکا در ايران نيستند و گفته هاي رئيس جمهوري آمريکا که من فکر مي کنم صحيح بوده، بسيار براي ايرانيان تشويق آميز بوده است.» گري سيک براي دفاع از تحيلل خود که آمريکا اکنون امکان و آمادگي مداخله در ايران را ندارد، اين گونه استدلال مي کند که: «ما درگير مسئله افغانستان هستيم، 150 هزار سرباز ما در عراق مستقر هستند، درحاليكه نبرد در اين كشور هنوز هم ادامه دارد و براي من خيلي سخت است كه به خود بقبولانم كه اگر محافظه كاران ايران، تظاهرات جاري را بيرحمانه سركوب كنند و دست به كشتار مردم بزند، در چنين شرايطي، دولت آمريكا يا بخشي از جامعه ايرانيان تبعيدي كه مردم را به ادامه تظاهرات تشويق مي كنند، بتوانند يا حتي مايل باشند مداخله كنند تا مسئله را حل كنند.» اين ارزيابي گري سيک در نگاه تحليلگر ديگر مسايل ايران، مايکل لوين، کاملا انتزاعي و فردي به نظر مي رسد. زيرا به گفته او سخن به ميان آوردن از آنچه که در عراق اتفاق افتاد، درمورد ايران بي مورد است. وي مي گويد: «واقعيت اين است که تعداد زيادي از ايرانيان در تلاش هستند که نظام سرکوبگر ايران را به زير کشند و حق آنان است که از حمايت همه جهان متمدن برخوردار شوند. هر کشوري که الان از حمايت مردم ايران سرباز زند، بايد از خودش شرمنده باشد، و در حال حاضر اين چيزي است که ضرورت دارد چون هيچ دليلي ندارد که به سناريوي ديگري فکر کنيم. در روسيه در فليليپين در يوگوسلاوي هيچيک چنان سناريويي اتفاق نيفتاد . اکثريت قريب به اتفاق مردم ايران خواستار پايان يافتن حاکميت نظام هستند و ما هم از اين خواست حمايت مي کنيم.» مايکل لوين استقرار دموکراسي در ايران را در گروه جايگزيني نظام جمهوري اسلامي با نظامي ديگر مي داند. اما گري سيک به روشهايي که مبتني بر سرنگوني هستند، ابراز بدبيني مي کند. وي مي گويد: «اين نقطه نظرات خيلي غيرمسئولانه هستند. در گذشته چنان که مي دانيد ايرانيان باور داشتند که هيچ چيز در ايران عملي نمي شود مگر اين که دست يک قدرت خارجي در ميان باشد. اما انقلاب اين نقطه نظر را به حاشيه راند و ايرانيان براي اولين بار در تاريخ خود به اين واقعيت آگاهي يافتند که مي توانند خود را مسئول و دخيل در تصميماتي ببينند که مي گيرند و نه يک عنصر خارجي را. اين تحولي مثبت است. به نظر من اين همان چيزي است که در ايران در حال وقوع است. ايرانيان خود مشغول دست و پنجه نرم کردن با مشکلات هستند. آنچه الان در ايران مي گذرد سياست به معني واقعي است. و اگر آمريکا فکر کند که بايد در اين ميان سياست مداخله جويانه پيشه کند در حقيقت در برابر روند پيشرفت جامعه ايران قرار مي گيرد. گرچه به عقيده گري سيک سياستگذاران دولت آمريکا بايد از روشهاي براندازانه فاصله بگيرند، يکي از رايزنان ارشد وزارت دفاع آمريکا ريچارد پرل، امروز برا? نخستين بار در اظهار نظر خود درباره ايران، هم از عبارت «تغيير رژيم» استفاده کرد و هم از «جايگزيني نظام ايران» با نظامي سخن به ميان آورد که به گفته او کمتر به سلاحهاي هسته اي نشان خواهد داد. رويدادهاي اخير در ايران، فرصت تازه اي فراهم کرده است تا بلند پايگان و رايزنان دولت آمريکا، رئوس سياست واشنگتن را با افکار عمومي بويژه در ايران و آمريکا در ميان بگذارند. دو تحليلگر آمريکايي روابط دو کشور که با دو ديدگاه متفاوت به وقايع مي نگرند، گري سيک ومايکل لوين در مصاحبه با راديو فردا به بررسي موضوع امكان تغيير رژيم جمهوري اسلامي از زواياي گوناگون پرداخته اند.
XS
SM
MD
LG