لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۳۲ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

گزارش ويژه: ايران در هفته اي كه گذشت، چشم انداز تغيير نظام در ايران: پايان دوران اقتدارگرايي


(rm) صدا |
سياوش اردلان (راديو فردا): داد و ستدهاي جمهوري اسلامي براي گرفتن امتيازهاي بيشتر و كاهش فشارها، ناآراميهاي هفته گذشته در ايران، احتمال تغيير رژيم ايران را به چشم انداز قابل بررسي تبديل كرده است. نقش افراد و گروههاي سياسي در چنين روندي، موضوع ميزگرد امشب است، به ميزباني شهران طبري. شهران طبري (راديو فردا): حدود 25 سال پيش در سالهاي 1357، 58، هنگامي كه مردم ايران عليه حكومت وقت قيام كردند، گروهها و دسته هاي سياسي مختلف كه سالها همگي مبارزه ميكردند، همگي يك صدا شده، و تنها يك هدف را دنبال كردند و آن تغيير نظام بود. اگرچه در آن هنگام مطالبه بسياري از رهبران فكري و سياسي جامعه، چيزي كمتر از آزادي و دموكراسي نبود، اما در عمل اكثر گروههاي سياسي، خود تماميت خواه بودند و اگر هركدام از آنها سركار مي آمدند، همانگونه عمل ميكردند كه جمهوري اسلامي. اما اكنون پس از يك ربع قرن تجربيات تلخ و شش سال تجربه بعد از دوم خرداد، يعني دموكراسي محدود و يا انحصاري، بيشتر مردم قبول دارند دوران اقتدارگرايي به پايان دوران حيات خود نزديك مي شود و پيش رو راهي جز دموكراسي روشن نيست. اما سئوالي كه بر زبان بسياري جاري است، آن است كه اگر همين فردا حكومت اسلامي از كار بركنار شود، گروههاي اپوزوسيون، چه آنها كه در داخل هستند و چه آنها كه در برون مرزهاي ايران مبارزه مي كنند، براي اين فرداي جمهوري اسلامي، چه تدارك ديده اند. آنها كه سياست مي دانند، مي دانند كه استقرار دموكراسي به اسباب و لوازم بسياري نيازمند است، اما قدم اول در اين راه كدام است؟ آيا لازمه آغاز بازي دموكراسي، وجود احزاب مخالف يكديگر با برنامه هاي مشخص حزبي، وجود رسانه هاي آزاد، بخصوص راديو تلويزيون داخلي براي انعكاس مبارزات انتخابي آنها و فراخواندن انتخابات نيست؟ آيا گروههاي اپوزوسيون ايران براي برداشتن اين قدمهاي اوليه آماده هستند؟ راديو فردا براي بحث و گفتگو اطراف اين پرسش عاجل روز از سه تن از ايرانيان از سه عرصه متفاوت سياسي دعوت به سخن كرده است. دكتر عباس ميلاني، نويسنده و استاد دانشگاه استنفورد در آمريكا، مسعود بهنود، نويسنده و روزنامه نگار در لندن و احمد سلامتيان، تحليلگر مسائل سياسي در پاريس. با سلام به شما اگر موافق باشيد شايد بد نباشد با كسي كه از نظر جغرافيايي از همه دورتر است، شروع كنيم. آقاي دكتر ميلاني بفرماييد. دكتر عباس ميلاني : من فكر مي كنم آن شرايطي كه شما گذاشتيد، در ضمن اينكه شرايط لازم براي دموكراسي است، ولي اگر قرار باشد در هر جامعه اي همه آن شرايط وجود داشته باشد، پيش از آنكه دموكراسي مستقر بشود، دموكراسي در هيچ جايي استقرار پيدا نمي كرد. آن شرايطي كه شما مي گوييد، شرايطي است كه به تدريج در جامعه اي ايجاد مي شود و هرچه بيشتر ايجاد مي شود، قوام و دوام دموكراسي را در آن جامعه بيشتر متحول مي كند. شرط اول و لازم براي دموكراسي، وجود مردمي است كه حداقل به حقوق خودشان واقف هستند، مصر هستند كه از اين حقوق و از جمله مهمتر از همه حق تعيين سرنوشت خودشان و تعيين حكومت خودشان را بخواهند و بپذيرند كه همه افراد آن جامعه در اين فرآيند حق مساوي دارند و يك قواعد كلي براي اين بازي وجود دارد كه خشونت در آن جاي ندارد، اجحاف به ديگران جايي ندارد، زورگويي جايي ندارد. اين قواعد كلي را كه به نظر من جامعه ايران، چه در خارج، چه در داخل به استثناي يك اقليت بسيار بسيار اندكي كه كماكان فكر مي كنند با زور و با كشتن ديگران يا خودشان، مي توانند اين مسائل را حل كنند، بقيه جامعه اين اصول را پذيرفته و به تريج ميتواند آن شرايط ايده آلي را كه شما به آن اشاره مي كنيد و به نظر من شرايط لازم و واجب براي دموكراسي هستند را ايجاد مي كند. مسعود بهنود: من فقط اجازه مي خواهم از آقاي دكتر ميلاني كه اين را اضافه كنم كه از نظر من، فرموديد جامعه پذيرفته يا اكثريت جامعه پذيرفته اند و گروههاي سياسي پذيرفته اند، به نظر من در اينجا من يك ذره حق براي خودم باقي مي گذارم. به نظر من اين درست است كه ما صورت مسئله را صد سال است كه مي دانيم، يعني مي دانيم كه آزادي مي خواهيم و صد سال است كه اين گفته مي شود، شايد عمرش بيشتر باشد. از جزوه يك كلمه مستشارالدوله كه شروع كنيم، يكصد و چند سال مي شود. و بنابراين برخي از گروهها كه فكر ميكنند هنوز ملت احتياج به انشاي آزادي دارد و احتياج به صدور بيانيه دارد براي اينكه بداند آزادي خوب است و استبداد بد است، به نظر من اشتباه مي كنند. اما اينكه براساس اين دانستن چگونه بايد عمل كرد و چگونه رفتار كرد، به نظر ميرسد كه آنجا هنوز اشكال داريم و هنوز احتياج به آن داريم كه دوره هايي برگزار شود. ش ط: اتفاقا من مي خواستم اين سئوال را مطرح كنم و اينكه چي بايد داشته باشيم و آن احزابي كه بايد درست شوند. احمد سلامتيان: در صحبت دو دوست عزيز، يك صحبت تدريج و تدريجا مطرح شد كه براي من بسيار جالب بود و مسئله دومي كه در صحبت آقاي بهنود بود، عبارت از اين بود كه معلوم نيست هنوز، اين انديشه آزادي ملزومات خودش را در جامعه ايران داشته باشد و پيوند خورده باشد، اگر من فهميده باشم. در مورد مسئله تدريج اجازه بدهيد بگويم درسي كه از تمام دموكراسي هاي دنيا مي توانيم بگيريم، اين است كه دموكراسي و استقرارش يك امر طبيعي جوامع نيست. يك امري است كه جوامع، با يك اراده اصلاح طلبانه ممتد مي توانند در جامعه خودشان مستقر كنند. به همين علت معمولا از انقلابها ممكن است سرنگوني قدرتهاي مستبد بوجود آمده باشد، اما جانشينش به راحتي دموكراسي و آزادي نشده و معمولا جوامع مثل جامعه ايران، گرفتار يك نوع انقطاع هستند، يك نوع افراط و تفريط هستند. دورانهايي بلند مدت، همان صدساله اي كه آقاي بهنود گفتند، كه هيچ نوع فضايي براي هيچ نوع پاگرفتن انديشه آزادي و ملزوماتش وجود نداشته و دورانهاي كوتاه مدتي كه آنقدر اين خواستها انباشته شده بوده كه ناگهان چنان تشنجي را در جامعه ايجاد كرده كه جامعه مضطرب و بدون مركز اتکا، تن داده به اينكه برود زير قباي يك استبداد جديدي. علت اصلي اين مسئله عبارت از اين است كه در ايران اگر نگاه كنيم، مثل هر دموكراسي ديگر در دنيا، اولين ملزومات دموكراسي، تحول اجتماعي و تناسب قواي اجتماعي جديدي است كه در او قدرتهاي مطلقه، قدرتهاي كلي گو و اقتدارگرا نتوانند حكومت كنند. نه اينكه ميلش را نداشته باشند، صداقتش را نداشته باشند. در هر كشوري اگر تناسب قواي اجتماعي كاملي نباشد كه بتواند بيان قدرت را كنترل كند، بيان قدرت ميل به تجاوز و تعدي دارد. در كشور ما در صدساله ‘گذشته اگر قبول كنيم كه اگر بيان سياسي نخبگان جامعه حداقل تا بيست سال قبل، نسبت به تحول اجتماعي جامعه، مثل اينكه كمي پيش قدم بوده و به همين دليل اين بيانهاي سياسي خيلي شكننده بوده و هرگز نتوانسته بيان آزادي در جامعه، اتكاي اجتماعي خودش را پيدا كند، در چند سال اخير مثل اينكه ما شاهد اين هستيم كه تحولات اجتماعي انباشته شده چندين دهه قبل، وضعي درست كرده كه مثل اينكه جبهه اجتماعي كه خواستش درست، تكثير قدرت و توزيع قدرت است و مشاركت اين جبهه نسبت به سخنگويان سياسي بسيار جلوتر است. و به همين علت من تصورم عبارتست از اين كه آن وجه مطلوبي كه شما بيان مي كنيد كه احزاب بتوانند در يك وضعيت كم و بيش آرام و طراحي شده اي برنامه هاي خودشان را تنظيم كنند و به جاي اينكه دنبال وحدت كلمه و اشتراك كلمه باشند، به جاي اينكه دنبال كلمه واحده باشند، به جاي دنبال كردن خط مشترك و مخرج مشتركي باشند كه بتواند آيين دموكراسي را در ايران جا بيندازد، ما الان شرايط مساعدتري برايش داريم. اگرچه هنوز احزاب و سازمان و نخبگان، راه بسيار زيادي دارند كه اين فرمولهايي که، جامعه آنرا بپذيرد را برايش تامين كند. ش ط: شما فكر مي كنيد كه احزاب سياسي براي اينكه كار دموكراتيك را در عمل شروع کنند، بسته شده، وجود دارد؟ دكتر عباس ميلاني: به نظر من، هم نطفه هاي اين احزاب سياسي وجود دارد و هم، دوباره برگرديم به آن نقطه اي كه آغاز اين بحث بود و نقطه اي كه آقاي بهنود فرمودند، يك تفاوت كيفي كه جامعه امروز ايران با جامعه صدسال پيش كرده، اين است كه اين انديشه دموكراسي در يك مفهوم وسيعش در سطح بسيار گسترده جامعه، جا افتاده و همانطور كه آقاي سلامتيان هم فرمودند، رابطه بين اين نجات دهندگاني كه خودشان را منجي جامعه تلقي مي كردند و اعلام مي كردند و سرپرست و قيم جامعه خودشان را مي دانستند، چه اين سرپرست و قيم، ولي فقيه باشد، چه حزب كمونيسم باشد، چه روشنفكر باشد، چه جلال آل احمد باشد، همه اينها به نظر من كوس رسوايي شان زده شده و مردم متوجه شدند كه خودشان بهتر از هركس جمعا، يعني آن سيمرغ سنت ما، جمع خود ما هستيم. هيچ يك مرغي نيست كه بتواند ما را به سرمنزل مقصود برساند. اين در جامعه ما جا افتاده و به نظر من اين آن حداقلي است كه براي آغاز فرآيند دموكراسي لازم است و نطفه هاي احزاب سياسي، نطفه هاي انديشه هاي نجات بخش، نطفه هاي راه حلهايي براي اداره جامعه، به گمان من هم در داخل ايران است و هم در خارج ايران. خود شما حتما بهتر از من مي دانيد كه چندين جريان جمهوري خواهي در خارج از ايران دارد شكل مي گيرد. حداقل هزارتا روشنفكر و فعال سياسي، اعلاميه هاي مختلفي را در خارج چاپ كردند كه نطفه هاي يك حزب مي تواند باشد. ش ط: اما آقاي دكتر اجازه بدهيد اين نكته شما را با آقاي بهنود مطرح كنم. آقاي بهنود شما فكر مي كنيد اين اهدافي كه دكتر ميلاني مي گويند چه در داخل و چه در خارج ايران بسته شده، مي توانند به احزابي با برنامه هاي محكم تبديل شوند كه ماشين پيش برنده دموكراسي باشند و با اتكا به آنها بتوان اميدوار بود كه انتقال به يك نظام دموكراتيك مثلا مثل كشورهاي اروپاي شرقي، بدون خشونت و با يك انقلاب مخملي انجام بگيرد؟ مسعود بهنود: با اين فرمايش دكتر ميلاني موافقم كه از هر زمان ديگر در تاريخ، آمادگي اين احزاب براي شكل گيري بيشتر است، ولي با آن خوشبيني كه روح سخن آقاي سلامتيان و ميلاني است، مخالفم و در دو سه ساله گذشته كه به دليل بسته شدن فضاهاي نوشتن، يكي از مدياهايي كه ما براي خودمان درست كرديم، اين بود كه در دانشگاههاي مختلف، صبح و بعداز ظهر براي بچه ها سخنراني مي كرديم، كشمكش و بساطي كه ازش خبرداريد، من شخصا به اين نتيجه رسيدم و در اين نتيجه گيري با آقاي خاتمي هم عقيده هستم كه ما هنوز بايد پافشاري كنيم دوره روشنگري در ايران ادامه پيدا كند و هنوز آمادگي نسبي براي روبرو شدن با اين قضيه نداريم، چنانكه ما در محافل مختلف، در شهرهاي مختلف، در دانشگاههاي مختلف، اين را با بچه ها در ميان گذاشتيم كه نه الزاما احزابي كه قصدشان براندازي يا قصدشان تغيير حكومت باشد، كه نمي گذارند و جلويتان را مي گيرند و باشما مقابله مي كنند، اما نهادها و گردهمايي هاي مدني كه شما را فقط شكل بدهد به شما، من هميشه مثال كوچكي داشتم، به شوخي و جدي به بچه ها مي گفتم شما هنوز مادرها را جمع نكرديد در يك محله براي خودشان نهاد مدني درست كنند و بابت زباله محله با شهرداري وارد گفتگو شوند، يا حتي خودتان با همديگر انجمنتان را با هم درست نمي كنيد و در داخل نهادهاي دانشگاه، معمولا دو سه درصد كل دانشجويان در داخل اين نهادها قرار مي گيرند، تازه اين درحالي است كه ما داريم درباره دانشجويان صحبت مي كنيم. ما هنوز تفكر جمعي و كار جمعي و ستادي و سازمان يافته را به نظرم در يك وسعت عميقي بايد ياد بگيريم واين مقدمه كار است و به نظر من اين خوشبيني كه فرض كنيم كه جامعه در يك وسعتي اين كار را بلد شده است، درحالي كه مي دانيم حكومتهاي استبدادي چنين امكاني ندارند به مردم، براي اينكه به نظر من خوشبيني مفرطي زيادي است، چرا آنوقت آنقدر نگران خوشبيني هستم؟ من هم بيشتر دلم مي خواهد با همين خوشبيني سر و كار داشته باشم، شبها راحت تر مي خوابم، به خاطر اينكه اين خوشبيني ما را سقوط ميدهد به اين سو كه در 22 بهمن هم گرفتارش بوديم كه فرض كنيم فقط و فقط اين حكومت ها و قدرت طلبان هستند كه مانع اين شده اند كه جامعه به دموكراسي دست بيابد، درحاليكه من در خلاصه ترين وجهش فكر ميكنم آري، آنها هستند كه مقدماتي را در جامعه نمي گذارند انجام شود، جلويش را مي گيرند، از جمله مقدمات، روشنگري است، ولي در عين حال و درست به همين دليل هم ما هنوز آمادگي شنا كردن در اين حوض را در يك وسعت گسترده نداريم. ش ط: آقاي سلامتيان، شما با اين صحبتهاي آقاي بهنود موافقيد؟ احمد سلامتيان: يك نكته اي كه من مي بينم، باز برگردم به آن كلمه تدريج، شايد در مسئله سرعت تدريج ما با هم توافق نداشته باشيم، يعني كي كسي امكان دارد تدريج را به همان ترتيبي كه در صدر مشروطيت هم مطرح بود كه عده اي مي گفتند به كار آموزش بپردازيم، عده اي مي گفتند نه حتما بايد انقلاب كرد يا قيام كرد، امروز هم اين مسئله مطرح است، اما يك نكته وجود دارد: من قبول دارم كه دموكراسي مدرن، آنهم در جامعه اي مانند ايران، كه تمام نهادهاي سنتيش كه بتواند قدرت را تعديل كند، از بين رفته به علت تحولات شديد و سريع اجتماعي، احتياج به نهادهاي مدني دارد، ويكي از عمده ترين اشكالات جامعه ايران عبارتست از اين است كه نهادهاي مدني كه در جوامع دموكراسي ديگر به صورت بالش، پشتي و متكاي سازمانهاي سياسي، عمل مي كنند، هم كنترلشان مي كنند و هم حمايتشان مي كنند، اين نهادها دركشور ما گسترش پيدا نكرده. اما يك نكته عمده وجود دارد، به همان ترتيبي كه سرعت تحولات اجتماعي ايران، عظيم بوده و سرعت نقل و انتقال اطلاعات و سرعت هم سطح و همزمان شدن ايران با جهان دور و بر خودش و جهان دورتر از خودش بسيار بالا است. من تغييراتي كه در نخبگان سياسي ايران، در ظرف همين شش ساله اصلاحاتي كه انواع و اقسام ايرادات نسبت به كندي و به دست نياوردن امتيازاتي درش وارد باشد، اما چون توانسته لااقل يك حداقل فضاي نسبتا كم بسته اي را حفظ كند، توانسته نخبگان سياسي ايران را بسي گسترش دهد. شش سال قبل، هفت سال قبل، نخبگان سياسي ايران، بخش اعظمشان مربوط به كساني بودند كه از احزاب سنتي سياسي ايران آمدند و اغلب هم اگر اهل مركز نبودند، مركز نشين بودند. امروز تعداد نخبگان ايران ناگهان چندين صد برابر شده و علاوه براين از نقاط مختلف كشور، از طيفهاي فكري گوناگون كشور هستند و همه شان هم حداقل يك سلسله مخرج مشترك هايي هستند كه عبارتند از كثرت بيان درجامعه، قبول كردن دموكراسي به عنوان يك آيين و نه يك محتواي ايدئولوژيك و قبول كردن اينكه بايد به ابزار رسيدن به دموكراسي دست پيدا كرد، قبل از آنکه راجع به محتواي دموكراسي از نظر فلسفي فرض كنيم و به توافق برسيم. اينجا است كه من يك کمي اميدوارترم. البته من معتقدم جوامع مدرن، وضعيتي را بوجود مي آورد كه شايد مثالي بخواهم بگويم، آينده دموكراسي در ايران را بيشتر شبيه كشورهاي اروپاي شرقي بعد از فروپاشي ديوار مي بينم تا شبيه نمونه هاي ديگري كه گسترش دموكراسي بوده، يعني شرايطي كه زمينه اجتماعي سخت پخته شده، گسترش پيدا كرده، اذهان و افكار عمومي عوض شده و اين تمام نكته و ظرافتش در آن كلمه مخملي است كه خانم در ابتداي صحبتشان فرمودند كه آيا اين انقلاب و اين حركت و تغيير مي تواند مي تواند بدون اعمال خشونت يا با حداقل خشونت و با آرامش و تفاهم عمومي برود جلو؟ كه اگر نيروي اجتماعيش زياد باشد، مطمئنا اين كار را مي تواند كند. مسعود بهنود: ببينيد همينجا است بحثمان. من هم كه عرض كردم، منظورم اين نبود كه نمي دانيم و به اين بالا رفتن دانشجويان و فرهيختگان توجه نداشتم. هستش و شايد شدت و غلظتش از آن كه گفتيد هم بيشتر باشد، اما عرضم اين بود كه اينها براي اينكه تبديل شود به يك جريان سياسي، در همين چالش آخر، دوم خرداد ما ديديم خود توده بي شكل مردم به تنهايي فايده اي ندارند و شما كه اهل سياست هستيد به خوبي و بهتر از من مي دانيد كه خوداشن به تنهايي به حساب نمي آيند، لازم است كه به هر حال به يك نوعي شكل بگيرند و در قالبهايي جا بگيرند كه خانم طبري ازش يادكردند به احزاب. اما حالا هر اسمي كه رويش مي گذاريد فرقي ندارد. من معتقدم كه هنوز با اين مرحله فاصله داريم و هنوز نياز به ادامه رشد دوره روشنگري و كاركردن روي اين زمينه داريم. من اينكه مقابله كردم با خوشبيني كه در بيانات آقايان بود، يك کمي هم اغراق كردم در بدبيني ذاتي خودم، به اين دليل بود كه احساس مي كنم در اين زمينه جاي تامل، گفتگو و بحث بيشتري وجوددارد. دكتر عباس ميلاني : من مي خواستم يكي دو نكته را در زمينه مطالبي كه آقايان فرمودند عرض كنم. ببينيد ايران در خلا كه زندگي نمي كند، ايران در جهان زندگي مي كند و مردم ايران به طور خيلي وسيعي مرتبط هستند با تحولات جهان. اگر شما به تحولات جهان نگاه كنيد، ما امروزه و حتي 1979، در يك موج دموكراسي در جهان بوديم و هستيم. سال 1975 موج سوم دموكراسي شروع مي شود، الان برخي مي گويند در موج پنجم دموكراسي هستيم، به هر حال يك فرآيند دموكراسي شدن در جهان وجود دارد و يكي از دلايلي كه انقلاب اسلامي، يك پديده نا همگون تاريخي بود، دقيقا به اين خاطر بود كه درست در زمانيكه حكومتهاي ايدئولوژيك شبه توتاليتر در حال فروشكستن بودند، درست در زمانيكه دموكراسي در حال اوج گرفتن بود، اينها سعي كردند در ايران، يا ما و همه سعي كردند در ايران يك حكومت شبه توتاليتري سركار بياورند. خوب اين با موج جهاني ناسازگار است. دو اينكه در شرايط فعلي ايران، مسئله اقتصادي يك مسئله اساسي جامعه است، يعني مسئله اي است كه كمر هر رژيمي را خواهد شكست و تنها راه حل مشكل اقتصادي جامعه ايران در شرايط فعلي دموكراسي است. نكته آخري كه مي خواستم در رابطه با مطالب آقاي سلامتيان عرض كنم، به نظر من جنبش آقاي خاتمي، اين حركت وسيع مردم را ايجاد نكرد. و اين جامعه مدني را و اين نطفه هاي نهادها را. اين نطفه هاي نهادها بودند، اين جامعه مدني موجود بود كه از كانديداتوري آقاي خاتمي... احمد سلامتيان: اينها رابطه متقابل با هم دارند. دكتر عباس ميلاني : بدون شك. نكته ديگري كه آقاي بهنود فرمودند، كه نياز به روشنگري وجود دارد، در جامعه امروز آمريكا كه به اصطلاح متجددترين جامعه است، روشنفكران اين جامعه و اهل خدمت اين جامعه الان در تقلای شديد هستند و اينكه احساس مي كنند نياز به روشنگري در آنجا امروز بيش از هرزمان ديگر است. يعني نياز به روشنگري چيزي نيست كه وقتي جامعه دموكراسي بوجود آمد، تمام مي شود. همانطور كه آقاي سلامتيان خيلي درست فرمودند در آغاز صحبت هايشان، دموكراسي پديده طبيعي نيست. دموكراسي يك آزمايش است و محتاج نگهداري دائم است، ولي اختلاف ما دقيقا در اين خوشبيني و بدبيني تاريخي است. من هرگز در تاريخ معاصر ايران به اندازه امروز، امكان دموكراسي را فراوان و شكوفاتر نديدم. مسعود بهنود: حتما درست است. اين كه به صورت نسبي، نسبت به گذشته ما، حتما اين فرمايش شما درست است، من احساس مي كنم آقاي سلامتيان هم در مقدمه حرفهايشان گفتند، هيچ زماني جامعه ايران به اندازه امروز نزديك نبوده و درست همين بحثي كه الان در خدمتتان دارد صورت مي گيرد، عمومي شدن راجع به بحث راجع به لوازم دموكراسي در ايران، هيچ وقت همچين بحثي نداشته. هميشه اين موضوع، موضوعي بوده است مخصوص فرهيختگان، مخصوص سياستمداران و گروهي در جامعه. ش ط: آقايان با كمال تاسف وقتمان به پايان رسيد و بهتر است تا همينجا كه آقاي بهنود ابراز خوشنودي مي كنند و به سراغ بدبيني هايشان نرفتند، بحث شيرين اسباب دموكراسي را با آخر ببريم. اگرچه همانطور كه گفتيم اين بحث محتاج ادامه است. قديم ها مي گفتند مهماني خوب آن است كه از توی آن يك مهماني ديگر دربيايد. حالا بحث خوب هم شايد آن است كه ازتويش يك بحث ديگر دربيايد. پس فعلا خدانگهدار. در ميز گرد امشب راديو فردا دكتر عباس ميلاني، نويسنده و استاد دانشگاه استنفورد، مسعود بهنود، نويسنده و روزنامه نگار در لندن و احمد سلامتيان، تحليل گر مسايل سياسي در پاريس شركت دارند و به بررسي چشم انداز تغيير نظام و امكان استقرار دموكراسي در ايران مي پردازند.
XS
SM
MD
LG