لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۷:۱۹ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

لزوم عدم دخالت آمريكا در ايران از ديد يك تحليلگر دانشگاه مين آمريكا


(rm) صدا |
امير مصدق كاتوزيان (راديو فردا): در روزها گذشته، نظرات گوناگوني را از ايرانيان برون مرزي، فعالان سياسي، تحليلگران و دانشگاهيان ايراني خارج از كشور، درباره رويدادهاي اخير ايران، در برنامه هاي راديو فردا شنيده ايم. امروز نيز به ديدگاهي ديگر ميپردازيم. بهمن بختياري، رئيس برنامه امور بين المللي در دانشگاه مين آمريكا و نويسنده كتاب سياست پارلماني در ايران انقلابي، در مقاله اي با عنوان چگونه نبايد در ايران پيروز شد، به جنبشهاي اخير دانشجويي در ايران و نقش آمريكا در پيشرفت جنبش دموكراسي يا شكست آن پرداخته است. نويسنده معتقد است كه حمايت يا دخالت آمريكا در جنبشهاي درون ايران، به زيان هواداران دموكراسي و به سود تندروهاي محافظه كار حاكم بر ايران تمام مي شود. به نظر بهمن بختياري اگر دموكراسي در ايران پيروز شود، مي تواند نقشي بي سابقه در جهان اسلام بر جاي بگذارد و آمريكا نبايد با دخالتهاي خود، به اين روند لطمه بزند. نازي عظيما (راديو فردا): بهمن بختياري، رئيس بخش امور بين الملل در دانشگاه مين Main و نويسنده كتاب سياست پارلماني در ايران انقلابي، در اين مقاله مينويسد: پرزيدنت بوش با تشويق و دلگرمي دادن به دانشجويان در ايران، شايد بتواند نو- محافظه كاران واشنگتن را كه سخت مشتاق به كرسي نشاندن سياست تغيير رژيم در ايران هستند، بر سر شوق آورد، اما به جنبش هوادار دموكراسي در ايران كمكي نخواهد كرد. او مي نويسد: تنها فايده اينگونه سخنرانيها، آب ريختن به آسياب نيروهاي ضد دموكراتيك در ايران است، همانگونه كه نطق محورت شرارت آقاي بوش نيز به سود تندروهاي داخل ايران تمام شد و از فرصت آن براي افزايش سركوب اصلاح گرايان هوادار دموكراسي، استفاده كردند. بهمن بختياري مي نويسد: شكي نيست كه جمعيت شكوفاي جوان ايران، از حكام مذهبي خود كه هرگونه تكاپويي را در تنگناي محافظه كاريهاي اجتماعي و سياسي خفه مي كنند، به تنگ آمده است. آنچه در ناآراميهاي اخير، در خيابانها شنيده شد، تندترين و جسورانه ترين شعارهايي بود كه تا كنون در ايران سرداده بودند. شعارهايي چون مرگ بر خامنه اي، رفراندوم، رفراندوم، راه نجات مردم و يا مردم چرا نشستين، ايران شده فلسطين. در چرخشي ناگهاني، شعارهايي نيز بود كه محمد خاتمي، رئيس جمهوري اصلاحگرا را به استعفا دعوت مي كرد، و اين نشان از سرخوردگي فزاينده همان كساني داشت كه به اميد آزاديهاي بيشتر در نظام اسلامي، دوبار او را به رياست جمهوري برگزيده بودند. با آنكه نرمش خاتمي در برابر تندروهاي محافظه كار، بسياري را از او رويگردان كرده بود، اما او هنوز و تا آن زمان، پشتيبانان فراواني داشت. به نوشته استاد دانشگاه مين، جرج بوش و دولت او با اين حال، نبايد فورا نتيجه بگيرند كه ديگر ايران براي انقلابي دموكراتيك آماده است. اعتراضات اخير دانشجويان، مانند 18 تير سال 1378، بيش از آنكه نشانه قدرت دموكراسي در ايران باشد، از ضعف آن حكايت مي كند. درست است كه اعتراض كنندگان مي دانند كه چه نمي خواهند، اما هنوز راه حل ديگري براي نظام ندارند. نه از ساختاري تشكيلاتي بهره مندند و نه جز همان خاتمي سازشكار، رهبر محبوبي دارند و نه برنامه اي براي ارائه خواستهاي خود در نظر دارند. معلوم نيست كه قدرتنمايي آمريكا در همسايگي ايران، تا چه حد در رشد ناآراميها در اين كشور، دخيل بوده است. اما اين روشن است كه ابراز تمايل آمريكا به دخالت در امور ايران و كمك به مخالفان آن حكومت، كاري بسيار خطرناك است. اگر وضعيت در ايران بدتر شود و حكومت به سركوبي همگاني روي آورد، كه سناريويي محتمل است، آيا آمريكا به نجات به گفته آقاي بوش، آن جانهاي دلاوري كه فرياد آزادي در ايران سردادند، خواهد رفت؟ به نوشته بهمن بختياري، هواداران اصلاحات دموكراتيك در ايران، از تلاشهاي ناموفق شاه، در دهه هفتاد ميلادي، براي تحميل حكومت غير ديني در ايران، آموخته اند كه دموكراسي اجباري در ايران نمي تواند پا بگيرد. آنچه امروز در ايران مي گذرد، نويدبخش ترين روندي است كه در جهان اسلام شكل مي گيرد. حركتي است تدريجي و از پايين به سوي غير ديني شدن. ايران با همه پيچيدگي هايش، اكنون در لبه وضعيت پس از اسلامي قرار دارد. وضعيتي كه در آن همه جاذبه ها، نيروها و نهادهاي اسلامي، فرسوده شده اند. نويسنده مي نويسد: آنگاه كه دانشجويان در خيابانها تظاهرات به راه مي اندازند، اين روشنفكران، متفكران ديني و فعالان سياسي هستند كه مهمترين نبرد را اعمال مي كنند. مي كوشند دموكراسي نيرومند را با تعريفهايي نو از اسلام درآميزند كه تنها به هنجارهاي اجتماعي مربوط مي شود و كاري به اداره مملكت ندارد. و اگر در اين مبارزه موفق شوند، در سراسر جهان اسلام، از مراكش تا اندونزي، تاثيري بي مانند خواهند گذاشت، تاثيري كه انقلاب اسلامي ايران، هرگز از عهده آن برنيامد. بهمن بختياري در پايان مقاله خود مي نويسد: مهمترين كمكي كه آمريكا مي تواند بكند، آن است كه در عراق، دموكراسي كارآمد و كامياب بر سر كار آورد تا بتواند سرمشقي براي همسايگانش باشد. آمريكا با دموكراتيزه كردن عراق، به مبارزان راه دموكراسي در ايران، بسي بيشتر ياري مي رساند، تا آنكه به اعلام حمايت از نيروهاي هوادار دموكراسي برخيزد، يا از آن بدتر، قصد دخالت نظامي داشته باشد. بختياري مي افزايد: به گفته يكي از روشنفكران ايراني، همه انقلاب هاي مدرن ما از درون كشورمان برآمده اند و با توجه به ميزان مطالبات دروني امروز جامعه، نهاد عقب مانده اي، چون حكومت كنوني، نمي تواند تا ابد در برابر فشار اين نيروها، مقاومت كند. به شرط آنكه دخالتي از بيرون وجود نداشته باشد. بهمن بختياري، رئيس برنامه امور بين المللي در دانشگاه مين Main آمريكا و نويسنده كتاب سياست پارلماني در ايران انقلابي، در مقاله اي با عنوان چگونه نبايد در ايران پيروز شد، به جنبشهاي اخير دانشجويي در ايران و نقش آمريكا در پيشرفت جنبش دموكراسي يا شكست آن پرداخته است. نويسنده معتقد است كه حمايت يا دخالت آمريكا در جنبشهاي درون ايران، به زيان هواداران دموكراسي و به سود تندروهاي محافظه كار حاكم بر ايران تمام مي شود. به نظر بهمن بختياري اگر دموكراسي در ايران پيروز شود، مي تواند نقشي بي سابقه در جهان اسلام بر جاي بگذارد و آمريكا نبايد با دخالتهاي خود، به اين روند لطمه بزند. وي مينويسد: آمريكا با دموكراتيزه كردن عراق، به مبارزان راه دموكراسي در ايران، بسي بيشتر ياري مي رساند، تا آنكه به اعلام حمايت از نيروهاي هوادار دموكراسي برخيزد، يا از آن بدتر، قصد دخالت نظامي داشته باشد.
XS
SM
MD
LG