لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۰:۰۲ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

ايران در اين هفته: جنبش دانشجويي، محدوديت ها و امكانات آن


(rm) صدا |
بهمن باستاني (راديو فردا): در اين هفته همزماني سفر محمد البرادعي، رئيس بين المللي انرژي هسته اي با 18 تير، انتشار خبر هردوي اين رويدادها و پرداختن به اين خبرها را تا حدودي تحت الشعاع يكديگر قرار داد. محمد البرادعي بامداد 18 تير، پس از تاخير يك هفته اي وارد ايران شد و در جريان اقامتش در ايران، با كمال خرازي، وزيرامور خارجه، غلامرضا آقا زاده، رئيس سازمان انرژي اتمي ايران و محمد خاتمي، رئيس جمهوري، ديدار و گفتگو كرد. با توجه به اينكه آقاي البرادعي پيش از سفر به تهران، به خبرنگاران گفته بود كه درباره ضرورت امضاي پروتكل الحاقي منع گسترش سلاحهاي اتمي توسط جمهوري اسلامي، آژانس انرژي اتمي هيچگونه نرمشي نخواهد داشت، برخي ناظران، امضاي اين پروتكل را در جريان سفر 18 تير محمد البرادعي به ايران، انتظار داشتند. اين پروتكل در تهران امضا نشد و طرفين به ابراز رضايت از مذاكرات انجام شده، بسنده كردند. مسئولان وزارت امور خارجه گفتند كه پيش از امضاي اين پروتكل بايد فضاي اعتماد بين دو طرف بوجود آيد. جمهوري اسلامي كه بر صلح آميز بودن فعاليتهاي هسته اي خود اصرار دارد، امضاي اين پروتكل را به رفع تحريمها از ايران مشروط كرده است براي وارد كردن تكنولوژي هسته اي از كشورهاي صاحب اين تكنولوژي. بر اساس تحريمهايي كه آمريكا عليه ايران اعمال كرده، ايران از وارد كردن تكنولوژي پيشرفته هسته اي، محروم است. محمد البرادعي، رئيس سازمان انرژي بين المللي انرژي هسته اي، بعد از مذاكره با مسئولين جمهوري اسلامي، بدون پرداختن به شرط ايران براي امضاي اين پروتكل، تنها گفت كه ايران، حق دارد مانند هر كشور ديگر از تكنولوژي غير نظامي هسته اي برخوردار باشد. او با صراحت گفت: تحت فشار نه آمريكا، نه هيچ كشور ديگري است و اصولا بايد به موضوع بازرسی تاسيسات هسته اي ايران، با چشم كارشناسانه و غير سياسي نگاه كرد. و اما خبر ديگري كه در شمار خبرهاي مهم خبرگزاري ها مطرح بود، حركتها و اعتراضات دانشجويي، برخورد حكومت با اين اعتراضات و درگيري شديد چهارشنبه شب در حوالي ميدان انقلاب تهران بود. تجمعي كه در حوالي دانشگاه تهران از عصر روز چهارشنبه آرام آرام شكل گرفت، در ساعت حدود هفت بعد از ظهر با افروختن آتش در آغاز خيابان آزادي و نزديكي دانشگاه اوج گرفت و ماموران رسمي و غير رسمي حكومت با سركوب شديد آن در طي چند ساعت، اوضاع را در كنترل گرفتند. هنوز شمار زخميها و بازداشت شدگان چهارشنبه شب تهران مشخص نيست و سانسور كامل خبري درباره اخبار 18 تير، مانع از دستيابي به اين آمار شده است. بنابر آماري كه دادستان كل كشور اعلام كرده، تا پيش از 18 تير، حدود 4000 نفر بازداشت شدند و بنابر خبرهاي غير رسمي مسئولان زندان اوين از دستگاه قضايي، نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات خواسته اند، زنداني به اوين نفرستند، زيرا اين زندان حتي ديگر در راهروهايش گنجايش ندارد. اين هفته همچنان اعلام شد كه گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل، آنبه ای ليگابو، راهي ايران است و در اواخر اين ماه به مدت حدود يك هفته در ايران خواهد بود. از مهمترين خبرهايي كه در پيوند با جنبش دانشجويي ايران، اين هفته مطرح بود، نامه مشترك 29 تشكيلات دانشجويي ايران كه با نام دفتر تحكيم وحدت فعاليت ميكنند، به كوفي عنان، دبير كل سازمان ملل متحد بود. در اين نامه دانشجويان از حاكميت به طور يكپارچه اعلام استقلال كرده اند و با پافشاري بر ضرورت اعمال قوانين بين المللي و عرف پذيرفته شده بين المللي بر امور سياسي اجتماعي ايران، براي نخستين بار رسما خواهان جدايي دين از حكومت شدند. به دانشجويان براي برگزاري مراسم 18 تير، مجوز داده نشد و دانشجويان تصميم گرفتند در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران، تحصن كنند. اما بعدتر در فضاي سنگين تهديد پليسي و امنيتي، تصميم به عدم برگزاري همين تحصن را هم گرفتند و به برگزاري كنفرانسي مطبوعاتي بسنده كردند. اما بعد از همان كنفرانس، در برابر چشم خبرنگاران، سه تن از مسئولان تشكيلات دانشجويي دفتر تحكيم وحدت با تهديد و خشونت آشكار بازداشت شدند كه يكي از آنان بعدا آزاد شد. اصولا چرا جنبش دانشجويي ايران و سازمان موجود معرف آن، يعني دفتر تحكيم وحدت، نتوانست در برابر سركوب و خفقان سراسري و در برابر تصميم حكومت در جلوگيري از هرگونه حركتي در 18 تير امسال، تاب بياورد و چرا ناگزير به عقب نشيني، هرچند گفته ميشود موقت، شد. اين جنبش در كجا قرار دارد؟ موقعيت آن در فضاي سياسي و اجتماعي ايران چيست؟ اينها پرسشهايي است كه در پي 18 تير امسال، ذهن بسياري از تحليلگران را به خود معطوف كرده و همين موضوع مورد بحث ما است، در ميزگرد اين برنامه راديو فردا. با حضور آقايان دكتر محمد ملكي، رئيس پيشين دانشگاه تهران، بعد از انقلاب 57، بهمن كلباسي، از دانشجويان زنداني بعد از حمله به كوي دانشگاه در سال 78 و علي كشتگر از رهبران پيشين سازمان فدايي و تحليلگر سياسي مسائل ايران، اكنون در پاريس. براي پرداختن به آنچه كه شايد بشود ارزيابي از موقعيت جنبش دانشجويي امروز ايران و ظرفيتها و توان آن توصيف كرد، پيشنهاد ميكنم كه اول به كوتاهي بفرماييد كه انتظار شما از 18 تير امسال چه بود و آنچه كه روي داد، يعني منع مطلق برگزاري مراسم و برگزار نشدن حتي تحصن محدود دانشجويان در برابر دفتر سازمان ملل در تهران، چقدر با انتظارات شما از 18 تير امسال خوانايي داشت؟ اجازه بفرماييد كه اول از آقاي دكتر محمد ملكي شروع كنيم. دكتر محمد ملكي: من به عنوان يك دانشگاهي، توقعم اين بود كه امسال هم مثل سالهاي قبل و حتي بعد از جريان 16 آذر 1332 و مراسمي كه به اين مناسبتها و در زمان نظام شاهي به مناسبت 16 آذر و اين سه چهار سال هم به مناسبت واقعه بسيار وحشتناك كوي دانشگاه، حداقل اين بود كه اجازه ميدادند دانشجويان يك مراسمي داشته باشند، يك تظاهراتي داشته باشند، يك يادآوري از دوستانشان بكنند، يك يادآوري از آن اعمالي كه انجام شده، داشته باشند. ولي متاسفانه امسال شرايطي بوجود آوردند، فكر ميكنم كه شايد هم با برنامه، كه اين كار عملي نشد و سالگرد بسيار بسيار بد و با خاطره تلخ من فكر ميكنم امسال در ذهن هم دانشجويان و هم خانواده آنها باقي مانده، مضافا براينكه هم اكنون كه من با شما صحبت ميكنم، تعداد زيادي از دانشجويان در زندانها هستند، غالب خانواده ها نميدانند اينها كجا هستند و حالا اينكه چرا اينچنين شد من در اين نامه اي كه اخيرا فرستادم اشاره كردم و اگر فرصت شد، بازهم اشاره خواهم كرد. ب . ب : آقاي كشتگر شما بفرماييد كه چه انتظاري داشتيد؟ علي كشتگر: فكر ميكردم كه حتما امسال، اقتدار گرايان نميگذارند كه چنين سالگردي برگزار شود، چون اگر قرار بود كه آزادي به برگزاري 18 تير ميدادند، امسال به نظر من تظاهرات بسيار عظيمي يا گردهماييهاي بسيار عظيمي در ايران رخ ميداد. ب . ب: آقاي كلباسي شما بفرماييد كه انتظارتان چه بود از برگزاري مراسم امسال 18 تير؟ بهمن كلباسي: انتظار از قدرت، همين بود كه انجام شد، يعني من از آقايان در قدرت، هيچ انتظاري نداشتم، جز اينكه با تمام توان به سركوبي هرچه وحشيانه تر اين جنبش بپردازند كه پرداختند و اگر دستشان باز باشد، بسيار هم بدتر خواهند كرد. اين يك بخش است، ولي يك بخش ديگر اين است كه چه انتظاري از جنبش داشتيم. من فكر ميكنم كه همين قدر كه برخوردهاي جنبش از وقايع سه چهار هفته اخير گرفته تا اعتصابات غذا و مصاحبه هاي مطبوعاتي و اين آخري كه واقعا برگ زريني كاشت در تاريخ جنبش دانشجويي، نامه به آقاي كوفي عنان، در واقع همه اينها، آنچنان قوي و قدرتمند و موثر بوده است كه آقايان هرآنچه كه كارت در صحنه داشتند، زدند بر زمين كه اين مراسم برگزار نشود، در نتيجه من پيش از روز هجدهم، انتظار اتفاق خاصي را براي روز هجدهم نميكشيدم و اتفاقا ميدانستم با توجه به اين همه نيرويي كه اينها در سطح خيابانها خواهند آورد، همان بهتر كه جوانان ما به خيابانها نيايند كه گرفتار اين گرفتاريهاي ناراحت كننده اي كه هم خودم بودم و هم ديگران ديدند و امروز خانواده هايي درگيرش هستند، نشوند. ب . ب : آقاي دكتر ملكي اشاره كردند كه شايد شرايط، عمدا طوري فراهم شد كه در 18 تير، اين مراسم خفه شود. آقاي دكتر ملكي دليل شرايط پيش آمده را چه ميبينيد؟ دكتر محمد ملكي: من قبلا اين نكته را خدمت دوستانم عرض كنم و آن اين است كه من در صحبتهايي كه بخصوص آقاي كلباسي كردند، اينطور استنباط كردم كه ايشان هنوز هم دارند حاكميت را چند تكه ميكنند كه قدرت به دستها و اينها. به نظر من همانطور كه در آخرين نامه دانشجويان هم چندين بار هم به آن اشاره شده، نفس حاكميت بكار رفته، ديگر اصلاحات و غير اصلاحات و چپ و راست و اينها، اصولا مثل اينكه زمانش گذشته. حاكميت ايران در اين جريان نشان داد و قبلا هم نشان داده كه يك مجموعه به هم چسبيده است. بنابراين وقتي كه دانشجو در نامه اي به كوفي عنان، اعلام ميكند و اين نظر خودش را ميدهد كه ما چون از آقاي خاتمي و اصلاحات بريده ايم، بنابراين به شما متوسل ميشويم، آن نشان دهنده اين است كه از ديدگاه دانشجويان، اين حاكميت يكپارچه است. آنچه كه الان اتفاق افتاده، نشان دهنده رشد فكري دانشجويان ما است و اگر اين وضع به همين ترتيب ادامه پيدا كند، دانشجويان مسائل خودشان را خوب درك كنند و تشخيص دهند، ما ميتوانيم برنامه هايي را كه من در آن نامه هم آوردم، ريختن براي بستن دانشگاهها، براي قلع وقمع دانشجويان، يا در خيال خودشان، در پندار خودشان، يك انقلاب فرهنگي دوم، دانشجويان، دانشگاهيان، البته دانشجو حتما با يد با كمك استاد، استاد با كمك دانشجو بتوانند اين برنامه را خنثي كنند و انشاءالله بتوانند با شرايط فعلي و وضعي كه امروز در دوره آموزشي وجود دارد، وضعي كه دانشجو دارد، آمادگي كه استادان و دانشجويان دارند و پيدا كردند، اين برنامه خنثي خواهد شد. ب . ب :آقاي دكتر ملكي، اين نامه چيست و خطاب به كيست؟ دكتر محمد كلكي: خطاب من غالبا به دانشگاهيان است و دانشجويان و استادان و مردم آگاه ايران. بنده يك نامه اي دادم تحت عنوان «دانشجو و دانشگاه در نظامهاي استبدادي. به مناسبت پنجاهمين سالگرد يورش نظام شاهي به دانشكده فني و چهارمين سالروز حمله نظام الهي به كوي دانشگاه تهران كه بايد آن را از ياد نبرد.» اشاره اي به پيشنهاد آقاي حسين شريعتمداري كه بايد آن كاري كه در سال 58 و 59 را انجام داديم، انجام دهيم، به خاطر اينكه بارديگر يك گروه منافقي در دانشگاه بوجود آمده بود، بنابراين من فكر ميكنم برنامه اي است براي بستن در دانشگاهها، براي قلع و قمع دانشجويان، چون نميتوانند تحمل كنند كه دانشجو اعلام كند كه ما شما را قبول نداريم و دليل اين كار هم به نظر من اين است كه هردو جناح با هم مشترك هستند. وقتي كه جناح اصلاح طلب هم ديد كه دانشجو قبولش ندارد و از آن جدا شده، براي آن هم فرقي نميكند كه دانشجو از بين برود. وجود دانشجو براي او موقعي مهم است كه در خدمتش باشد. ب . ب : اين نكته اي را كه من اول گفتگو عرض كردم خدمت آقايان، يعني انتظار آقايان از آنچه كه در 18 تير امسال روي داد يا ميبايست روي ميداد، به اين دليل بود كه در صحبتهاي بسياري از تحليلگران، اين نكته بوده و هست كه جنبش امروز دانشجويي در تبديل شدن به سكوي پرش جنبش عمومي و آزاديخواهانه مردم ايران، كم توان است و به همين دليل در برابر سركوب، ناگهان عقب مينشينند. موارد اشتراك و دلايلي كه برميشمارند، اساسا دو نكته است: يكي عدم حمايت مردم از جنبش دانشجويي است، و دوم فقدان احزاب سياسي حامي جنبش دانشجويي. اگر اين دلايل درست باشد، باري رفع اين موانع جنبش دانشجويي چه بايد بكند و اصولا چه عواملي ميتواند در رفع اين موانع دخيل باشد. آقاي كلباسي خواهش ميكنم بفرماييد. بهمن كلباسي: من موافق نيستم با استدلال اول كه ميگويند مردم از آنها حمايت نميكنند و عدم حمايت مردم. چون ببينيد شكل حمايت با سال 57، متفاوت شده. الزاما جامعه امروز ايران، نميخواهد همان تجربه را تكرار كند و بعيد ميدانم كه مردم ما، اين عدم آمدنشان به خيابانها و تبديل كردن صحنه دموكراسي خواهي مردم ايران به يك جنگ خياباني، در واقع نشاني از عدم حمايتشان براي جنبش دانشجويي باشد. حمايت شكل و شمايل ديگري گرفته. ببينيد شما چهار انتخابات، پنج انتخابات داشتيد در شش سال اخير، در همه مواردي كه جنبش دانشجويي تصميم گرفت كه شركت كند، مردم آمدند شركت كردند و اكثرا به كانديداهاي مورد حمايت همين جنبش راي دادند و روزي كه در انتخابات شوراها، تنها گروهي كه تصميم گرفت شركت نكند و بر خلاف احزاب سياسي به اصطلاح اصلاح طلب داخل حاكميت، دانشجويان بودند و مردم هم شركت نكردند. من اين را نشانه حمايت ميدانم و معتقد نيستم كه الزاما حمايت به معناي ريختن به خيابانها است، در نتيجه دليل اول را منتفي ميدانم و معتقدم كه جنبش، تاثير بسيار عميقي در مرحله رشد آگاهيها دارد. ب . ب : و به هر حال آقاي كلباسي درباره اين نكته كه جنبش دانشجويي درباره ضعفها، ضعفهاي نه فقط جنبش دانشجويي، اصلا بحران عمومي و سياسي در ايران، در واقع دارد عواملش صحبت ميشود. جنبش دانشجويي چه ميتواند بكند و اصولا چه عواملي در رفع موانع بر سر راه اين جنبش ميتواند دخيل باشد؟ بهمن كلباسي: بزرگترين نكته به نظر من يكي همان اتحاد بين جنبش است، دوم اين است كه از راههايي براي پيگيري مطالبات استفاده شود كه اين راهها حداقل امكان و بهانه را بدهد براي سركوب. ابدا هنري نيست كه ما كاري كنيم كه حاكميت به راحتي بتواند سركوب كند و همه چيز را بتواند در دست بگيرد. و گذشتن دانشجويان عزيز از خطوط قرمز اصلاح طلبان داخل حاكميت هم به عنوان يك راهكار منطقي و درواقع پيش زمينه گامهاي بلندتر، به نظرم مي آيد كه بسياري از آسيبهايي كه ممكن است متوجه جنبش دانشجويي و جنبش دموكراسي خواهي در حالت كلي ترش باشد، كاهش پيدا كند. ب . ب: آقاي كشتگر خواهش ميكنم شما بفرماييد. علي كشتگر: من اولا فكر ميكنم كه خيلي از تحليلگران خارج از كشور، متوجه يك تحول كيفي در جنبش دانشجويي ايران و در جامعه ايران، شايد نيستند. جنبش دانشجويي ايران بعد از سركوب خونين 18 تير سال 78، در ظرف اين چهار سال، هويت نويني پيدا كرده. يكي اينكه همه گرايشهاي فكري و عقيدتي درون جنبش دانشجويي بر سر مسئله آزادي و مخالفت با استبداد، همدل و هماهنگ شدند. آزادي يك امر ملي است امروز براي مردم ايران و دانشجو و دانشگاه هم يك كانون فراطبقاتي است كه از همه اقشار و طبقات جامعه درش هستند و وقتي كه جنبش دانشجويي كه چنين خصلتي دارد، مي آيد بر سر مسئله آزادي و استبداد، گفتمان و شعار مشتركي هم ميرسد و اين خواست، خواست ملت ايران هم هست، اين در تاريخ ما بي نظير است كه در واقع اينقدر هماهنگي بين خاص جنبش دانشجويي و ملت ايران باشد. اين مسئله خيلي مهم است. نكته دوم اينكه جنبش دانشجويي ايران، همانطور كه آقاي دكتر ملكي هم اشاره كردند، ديگر بند نافش را از همه جناحهاي حاكميت بريدند و جدا كردند و عملا مبارزه عليه استبداد را به عرصه عمومي كشاندند، به همين دليل هم است كه اينقدر حساسيت پيدا كرده. نكته دوم در هويت نوين جنبش دانشجويي، رشد سكولاريسم است و توجه به اهميت مسئله جدايي دين از دولت به عنوان يكي از پايه ها و شرايط لازم براي دموكراسي در ايران. كه اين هم يك مسئله اي است كه در گذشته در بخشهايي از جنبش دانشجويي ديده ميشد، اما الان اين غلبه دارد در جنبش دانشجويي ايران و نبايد فراموش كنيم كه اساسا در كشورهايي كه خودكامه و مستبد هستند، نقش جنبش دانشجويي، فرق دارد در كشورهاي دموكراسي. در اين كشورها معمولا احزاب سياسي نيستند. مگر در اروپاي شرقي، احزاب سياسي وجود داشت؟ يا مگر در كشورهاي آمريكاي لاتين در جريان تحولات، احزاب سياسي وجود داشتند؟ معمولا اين بار را براي گذر از استبداد به دموكراسي، جنبش دانشجويي به دوش ميكشد. در تمام اين كشورهايي هم كه به فروپاشي رژيمهاي توتاليتر و خودكامه انجاميد، ديديم كه جنبش دانشجويي چه اهميتي داشت، به عنوان موتور يك جنبش همگاني. ب . ب : اجازه بدهيد كه برگرديم به همان موضوع موانع بر سر راه جنبش دانشجويي. آقاي دكتر ملكي، آقاي كشتگر و آقاي كلباسي هردو آنطور كه من فهميدم از صحبتهايشان، فرمودند كه در واقع جنبش دانشجوي امروز ايران، مانعي ندارد مگر سركوب و خفقاني كه از بالا بر آن اعمال ميشود، در پيشرفت خودش به جلو. آيا شما هم همين نظر را داريد؟ دكتر محمد ملكي: بعد از انقلاب، وقتي كه دانشجويان توانستند كرسيهاي شوراها را بدست بياورند، دانشجويان دگر انديش که بيشتر وابسته به مجاهدين بودند و فداييان خلق، حكومت نتوانست اين مسئله را تحمل كند، يك انجمنهايي را درست كرد به نام انجمنهاي اسلامي و بعد تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه كه بعد تبديل شد به تحكيم وحدت، ضد جنبش دانشجويي، براي اينكه اين جنبش دانشجويي را از بين ببرد و در اين كار هم موفق شد و ميبينيم كه تا 15 سال، ما چيزي به نام جنبش دانشجويي نداشتيم. ما يك دانشگاهي داشتيم كه كاملا در خدمت دستگاه بود و هرطور كه ميخواست عمل ميكرد، دانشجو را اخراج ميكرد، استاد را اخراج ميكرد، دانشجو را به زندان ميفرستاد،استاد را به زندان ميفرستاد، آنچه كه شاهدش بوديم، تا به اينجا رسيده اند. جنبش دانشجويي به نظر من درحال يك تحول و تكامل بسيار بسيار سريعي است. و اما اينكه صحبت ميشود حزب در ايران وجود ندارد، اين يك واقعيت است. به همين دليل من اعتقادم بر اين است كه دانشگاهيان، مركب از استادان و دانشجويان، بايد برنامه ريز براي آينده اين مملكت باشند، آنچه كه يك حزب بايد انجام دهد، برنامه ريزي كند براي آينده مملكت، چون ما يك همچين حزبي نداريم، وظيفه اين حزب در حال حاضر برعهده دانشگاهيان است. استادان و دانشجويان بنشينند در تمام زمينه ها، صلاحيتش را هم دارند، سوادش را هم دارند، اطلاعش را هم دارند. در تمام زمينه ها براي آينده اين مملكت برنامه ريزي كنند. امروز ما يك ميليون و ششصد هزار دانشجو داريم، اما دستگاه سعي ميكند با رعب و وحشت، نگذارد كه دانشجو از آن ظرفيت واقعي خود، استفاده كند. اين من فكر ميكنم در مورد استادان هم صادق است. استادان را هم ترس و وحشت برش حاكم است، وگرنه ذاتا اين ظرفيت را دانشگاهها دارند، بخصوص دانشگاههاي ما كه بتوانند اداره كننده مملكت باشند، برنامه ريز براي آينده مملكت باشند و من بسيار بسيار اميدوارم كه در آينده اين نقش را دانشجويان بتوانند بازي كنند و اين رعب و وحشت هم برداشته شود، با فعاليت و تلاش پيگيري دانشجويان و اين نكته اي را كه در پايان بايد بگويند اين است كه شما ميبينيد الان دانشجويان تحكيم وحدت، آمدند يك شعار دموكراسي خواهي اول اعلام كردند، بعد از شعار دموكراسي خواهي آمدند شعار تحكيم دموكراسي را دادند و از همه استادان و گروهها خواستند كه به آن بپيوندند. اين جريان ميتواند يك هسته اي باشد براي تشكلهاي آينده در جهت دموكراسي خواهي، تامين آزادي و بدست آوردن آزادي و ساختن يك جامعه اي كه بشود در آن حداقل نفس كشيد. ب . ب : اجازه بدهيد كه يك نتيجه بگيرم شايد از كليه صحبتهايي كه شد. اينكه خصلت اصلي و فعلي و جنبش دانشجويي ايران، در واقع علني بودن و اعتراضي بودن اين جنبش است و اين نظر را برخي ديگر از تحليلگران مسائل سياسي ايران كه در اين ميزگرد اكنون راديو فردا حضور ندارند، مطرح ميكنند و بنابراين انتظاري كه بويژه آقاي دكتر محمد ملكي مطرح فرمودند، از دانشجويان، دانشگاهيان و جنبش دانشجويي، دارند، اين است كه در شرايط ويژه نظام حاكم بر ايران، جنبش دانشجويي در واقع ميبايست به نوعي نقش احزاب سياسي و يك حزب مقتدر سياسي را ايفا كند و در واقع برنامه براي يك نظام سياسي را داشته باشد. آيا چنين است آقاي كشتگر؟ علي كشتگر: مهمترين نقش را جنبش دانشجويي دارد. طبقات مختلف در ايران، از طبقه كارگر تا اقشار ديگر، زماني به حركت در مي آيند كه جنبش دانشجويي به صورت پيشگام و به صورت يك جنبش فراطبقاتي، بتواند مسئله آزاديها را به خوبي در اعتراضاتشان بياورد، مطرح كند، ادامه دهد، همين كاري را كه ميكند و آنها هم به صحنه خواهند آمد. ب . ب : آقاي كلباسي نظر شما در اين مورد چيست؟ بهمن كلباسي: من طبيعي است كه بايد بگويم در فقدان احزاب سياسي و نهادهاي مدني، بسياري از كارها به دوش جنبش دانشجويي مي افتد، ولي من ترجيح ميدهم اينطور بگويم كه عليرغم اينكه جنبش دانشجويي به هر حال پيش قراول حركت است، اميدوارم كه كاربرد حزبي به آن شكلش پيدا نكند و پيدا هم نميكند، به اين جهت كه احزاب اساسا در جوهره خودشان در پي كسب يك قدرت سياسي و يك بازي دموكراتيك هستند، درحاليكه جنبش دانشجويي هيچگاه خودش به خودي خود، به دنبال كسب قدرت سياسي نبوده، در نتيجه از اين جهت با كاركرد احزاب متفاوت خواهد بود، ولي از آن جهت كه به هر حال جنبش دانشجويي آن كليات را بخواهد پيگيري كند كه همانا تاسيس يك دموكراسي رو به رشد و دموكراسي مستقل است، در واقع اين كاركرد، بله درست است و باقي ميماند و روح جنبش اين كاركرد را خواهد داشت و اين هدف را دنبال خواهد كرد، ولي الزاما كاركرد يك حزب مدرن به شكل شناخته شده اش، نخواهد بود و روح جنبش هم فكر نميكنم كه همچين چيزي را دنبال كند. ب . ب : آقاي دكتر ملكي، آنچه كه شما فرموديد، اين نتيجه را ميدهد كه همانطور كه آقاي كلباسي هم گفتند، جنبش دانشجويي جاي احزاب را بگيرد و خوب اين در واقع، جنبش دانشجويي را معطوف به قدرت ميكند. خواهش ميكنم بفرماييد كه اين برداشت آيا درست است يا نه و چرا؟ دكتر محمد ملكي: اگر روزي جنبش دانشجويي بخواهد خودش را به صورتي عرضه كند كه دنبال گرفتن قدرت باشد و بخواهد قدرت در دست بگيرد، آن روز، روز سقوط و نابودي جنبش دانشجويي است. جنبش دانشجويي، موجوديت و وجودش و حياتش، بستگي به اين دارد كه براي مملكت برنامه ريزي كند. سفر محمد البرادعي، رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي به ايران و همزماني اين سفر با رويدادهاي سالگشت 18 تير و تظاهرات ضد حكومتي خبرهاي ديگر را تحت الشعاع قرار داد. از سوي ديگر در تجمع روز چهارشنبه تهران ماموران رسمي و غير رسمي حكومت با سركوب شديد تظاهركنندگان بر اوضاع مسلط شدند. از شمار زخمي ها و بازداشت شدگان خبري در دست نيست. بنا به خبر هاي غير رسمي مسئولان زندان اوين گفته اند اين زندان پر شده و ديگر حتي در راهروهاي زندان هم جا ندارند. از خبرهاي ديگر سفر آينده آنبه اي ليگابو، گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل به تهران و نامه سرگشاده 29 تشكيلات دانشجويي ايران به كوفي عنان، دبير كل سازمان ملل بود. در برنامه ميز گرد امشب راديو فردا، دكتر محمد ملكي، رئيس پيآين دانشگاه تهران، پس از سال 57، بهمن كلباسي، از دانشجويان زنداني پس از حمله به كوي دانشگاه در سال 78 و علي كشتگر از رهبران پيشين سازمان فداييان خلق و تحليلگر مسايل سياسي ايران در پاريس، به بررسي امكانات و محدوديت هاي جنبش دانشجويي مي پردازند.
XS
SM
MD
LG