لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۳۵ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

بررسي روزنامه هاي امروز ايران


(rm) صدا |
بيژن فرهودي (راديو فردا): بيشتر روزنامه هاي اصلاح طلب در صفحه اول خود مطالبي درباره مرگ خانم زهرا کاظمي، خبرنگار عکاس کانادايي ايراني تبار از جمله جلوگيري کميته پيگيري رياست جمهوري از دفن وي و تلاش مجلس براي روشن شدن ابعاد گوناگون آن به چاپ رساندند. حال آنکه روزنامه رسالت، متعلق به محافظه کاران، تنها اشاره اش به اين قضيه مطلبي کنايه آميز در صفحه 3 با عنوان «مرگ زهرا کاظمي با آدرس غلط ميردامادي» است که در آن محسن ميردامادي، رييس کميسيون امنيت ملي مجلس را متهم کرده است که با بهره گيري از جنگ رواني ايجاد شده در قتل هاي زنجيره اي و با اشاره به خبر نادرست تابعيت نادرست تابعيت کانادايي زهرا کاظمي سعي کرد اين موضوع را باعث بروز تبعات منفي در روابط ايران و کانادا معرفي کند. در حالي که به نوشته روزنامه رسالت زهرا کاظمي تابعيت ايراني داشته و داشتن تابعيت کانادايي وي نادرست است. آفتاب يزد، در ستون يادداشت خود زير عنوان از تريبون نماز جمعه تا سياست هاي کلي نظام مي نويسد سه روز پيش روزنامه ها از سوي رييس شوراي سياست گذاري ائمه جمعه نوشتند، هرکس سياست هاي اعمال شده بر نمازجمعه ها را نمي پسندد با سياست کلي نظام مشکل دارد. يک روز پس از آن سخناني از قول آيت الله موسوي اردبيلي از مقامات عالي رتبه کشور در زمان آيت الله خميني نقل شد که مفهومش تاکيد رهبر فقيد انقلاب براي تفاوت قائل شدن بين مخالفت با برخي افراد و دشمني با نهاد روحانيت بوده است. آفتاب مي افزايد اگر بنيانگذار نظام اجازه نمي داده است تا حتي مخالفت با شخص ايشان را مخالفت با نظام تلقي کنيم. چگونه تشکيلاتي که قاعدتا از اشکال مبرا نيست تلاش مي کند مخالفت با برنامه هاي خود را، مخالفت با سياست هاي نظام جمهوري اسلامي معرفي کند. آفتاب ابراز عقيده مي کند، تا زماني که در تريبون هاي نظام جمعه مسئولان کشور به دريافت پول از کشورهاي خارجي متهم مي شوند يا نظام جمهوري اسلامي رباخوار ترين نظام دنيا معرفي مي شود مردم تنها به يک نتيجه خواهند رسيد و آن اينکه اين جايگاه نه تنها در انجام رسالت خود توفيقي نداشته بلکه باعث پسرفت در امور فرهنگي و سياسي کشور نيز شده است. ياس نو، نوشتار دوم خود را به قلم علي اصغر سيد آبادي با عنوان در غياب سه امضا به چاپ رسانده است. وي مي نويسد چند روزي است که روزنامه در غياب سه امضا منتشر مي شود. سه امضايي که نشانه حضور سه تن در روزنامه بود که حالا در بندند. اما آيا در بند کردن روزنامه نگاري و غيبت ناگزير امضاي او از صفحه روزنامه اي به حذف حرف هاي او مي انجامد؟ دربند کردن شاعر و نويسنده و غيبت امضاي آنها اگرچه به قول شاعر نمي تواند روياهايشان را نابود کند، بلکه مي تواند اين روياها را پنهان کند. اما در بند کردن روزنامه نگار حتي نمي تواند چيزي را پنهان کند. چراکه او رويايي نمي سازد بلکه روياهاي ديگران را بازتاب مي دهد. حذف امضاي روزنامه نگار از روزنامه حتي اگر حذف خود او باشد نمي تواند حذف چيزهايي که مي نويسد باشد، زيرا او آيينه اي است روبروي چيزهاي ديگري که هستند. چيزهايي که اگر اينجا و با اين امضا بيان نشوند، جايي ديگر با امضايي ديگر حضور مي يابند. صفحات اول بيشتر روزنامه هاي اصلاح طلب به مرگ خانم زهرا كاظمي، روزنامه نگار عكاس كانادايي-ايراني اختصاص يافته است. روزنامه رسالت، متعلق به جناح محافظه كار، مطلب كنايه آميزي در اين زمينه نوشت و مدعي شد كه خانم كاظم تابعيت كانادايي ندارد. آفتاب يزد، نوشت تا زماني که در تريبون هاي نظام جمعه مسئولان کشور به دريافت پول از کشورهاي خارجي متهم مي شوند يا نظام جمهوري اسلامي رباخوار ترين نظام دنيا معرفي مي شود مردم تنها به يک نتيجه خواهند رسيد و آن اينکه اين جايگاه نه تنها در انجام رسالت خود توفيقي نداشته بلکه باعث پسرفت در امور فرهنگي و سياسي کشور نيز شده است. ياس نو نوشت: دربند کردن شاعر و نويسنده و غيبت امضاي آنها اگرچه به قول شاعر نمي تواند روياهايشان را نابود کند، بلکه مي تواند اين روياها را پنهان کند.
XS
SM
MD
LG