لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۱:۳۴ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

اعتراضهاي غير خشونت آميز دمکراسي طلبانه در ايران، از ديد يک روزنامه آمريکايي


(rm) صدا |
گلناز اسفندياري (راديوفردا): روزنامه کريستين ساينس مانيتور، چاپ آمريکا در مقاله اي به قلم دو تحليلگر، سناريويي را براي برخورد غير خشونت آميز با مسائل ايران پيشنهاد کرده است. اين دو تحليلگر پيتر اکرمن Peter Ackerman، تهيه کننده فيلم مستندي به نام «برافکندن يک ديکتاتور» که به دريافت جايزه مهم پيبادي نايل شده و جک دووال Jack DuVall، نويسنده کتابي به نام «نيرويي قدرتمند تر: سده اي بدون درگيري هاي خشونتبار» و مدير سازماني به نام مرکز بين المللي درگيري هاي غير خشونت آميز، در مقاله خود نوشته اند که از سر گرفته شدن تظاهرات اعتراض آميز به رهبري دانشجويان، بحثي را در واشنگتن شدت بخشيده است که با دو پرسش همراه است: نخست اينکه آيا اين اعتراضها توان تغيير رژيم را دارند، و ديگر اينکه چگونه پشتيباني خارجي مي تواند به چنين امري ياري رساند. جمشيد زند (راديوفردا): پيتر اکرمن و جک دووال مي نويسند: تاريخ جنبشهاي مردمي نظير آنچه در ايران در حال شکل گيري است، نشان مي دهد که ناآرامي و آشوب در خيابانها براي سرنگون کردن يک رژيم کافي نيست. اگر کمکهاي آمريکا تنها به کمکهاي موجود دامن بزند و اگر هدف اپوزيسيون داخلي، تضعيف سرچشمه هاي قدرت اصلي رژيم نباشد، هيچ يک در ايجاد تغيير کارگر نخواهند بود. انقلاب فيليپين، اتحادي که به سقوط پينوشه در شيلي انجاميد، جنبش ضد تبعيض نژادي آفريقاي جنوبي و جنبش هاي مردمي که رژيمهاي کمونيستي را در لهستان و اروپاي شرقي ساقط کرد، همگي ويژگي هاي استراتژيک مشترکي داشتند. اين جنبش ها عمدا غير خشونت آميز بودند، افتخار مي کردند که بومي اند، در زمينه دستيابي به آرمانهاي معقول خود اتحاد عمل داشتند، در فضاي جغرافيايي سرزمين هاي خود پراکنده بودند، به طبقات اجتماعي مختلفي تعلق داشتند و موفق شدند که همکاري ارتشيان را نيز جلب کنند. مقاله آنگاه چنين ادامه مي يابد: رويدادهاي ايران، يادآورد حوادث صربستان، درست پيش از جنبشي است که به رهبري دانشجويان، اسلوبودان ميلوشوويچ را بر کنار کرد. در ايران نيز جنبشهاي ضد حکومتي نخست بايد انجام اصلاحاتي مشخص نظير پايان دادن به حق وتوي تصميمات پارلمان از سوي مذهبيون حاکم را مورد نظر قرار دهند. امري که قدرت آنها را بي اثر خواهد کرد. در مرحله بعد ايرانيان نيز بايد همچون صربها وسوسه برگزاري اعتراضهاي شتاب زده در پايتخت را به کناري نهند و در عوض به ساماندهي اعتراضهايي در محله ها و شهرهاي سراسر کشور همت گمارند و به مردم عادي امکان دهند که بدون روبرو شدن با خطر به آنها بپيوندند. اکرمن و دووال، نويسندگان مقاله کريستين ساينس مانيتور سپس ادامه مي دهند: کار پرزيدنت بوش در حمايت از دمکراسي واقعي مورد علاقه مردم ايران اقدام درستي بود و ساير رهبران جهان نيز بايد از او پيروي مي کنند، اما دولت بوش بايد در مقابل پيشنهادهاي مربوط به دامن زدن به يک شورش فراگير در ايران که ممکن است به خشونت گرايد، مقاومت ورزد، زيرا چنين واقعه اي تنها سرکوب بيشتر را به ارمغان خواهد آورد. کريستين ساينس مانيتور سپس اين نظر را مطرح مي کند که اگرچه عوامل خارجي هرگز در اين تغيير آرام رژيمها تعيين کننده نبوده اند، ولي کمکهاي هدفمند به برنامه ريزي هاي مبارزات غير خشونت آميز مي تواند به يک استراتژي سالم و برخاسته از داخل کشور نيرو بخشد. نويسندگان مقاله با اشاره به برخورداري ناراضيان صرب از کمکهاي مادي و معنوي غرب در مبارزه با حکومت ميلوشوويچ، از جمله دسترسي به وسايل ارتباطي لازم، اظهار عقيده مي کنند که هواداران دمکراسي در ايران از مهارت و آگاهي لازم براي از پيش بردن مبارزه غير خشونت آميز بي بهره اند. اما چنين مهارتها و آگاهي ها و يا منابعي، نبايد از طرف CIA و يا وزارت دفاع آمريکا، بلکه از سوي برنامه هاي گوناگون دمکراسي در غرب در اختيارشان قرار گيرد. مقاله کريستين ساينس مانيتور با اين جملات پايان مي يابد: تحصينها و کف زدنهاي واشنگتن براي مبارزان هوادار دمکراسي در ايران کاري از پيش نخواهد برد، و به عکس چنين وانمود مي کند که تظاهر کنندگان هوادار دمکراسي در ايران، به دستور آمريکا عمل مي کنند و حمايتهاي پنهان از اقدامات خشونت آميز، آنان را نزد مردم ايران بي اعتبار مي کند. چيزي که مورد نياز است افزايش مقاومت استراتژيک اپوزيسيون ايراني و اتحاد آنها در پشت هدفهاي روشن سياسي با برخورداري از شرکت قشرهاي وسيع تري از مردم و استفاده از تاکتيک افکندن جدايي بين روحانيون و حاميان نظامي آنان است. مردم ايران قابليت، فراست و قدرت آن را دارند که به يک چنين استراتژي تحقق بخشند، و همين هدف است که دمکراسي هاي جهان بايد به آن ياري رسانند. روزنامه کريستين ساينس مانيتور، چاپ آمريکا در مقاله اي به قلم دو تحليلگر، پيتر اکرمن و جک دووال، سناريويي را براي برخورد غير خشونت آميز با مسائل ايران پيشنهاد کرد و نوشت که تاريخ جنبشهاي مردمي نشان مي دهد که ناآرامي و آشوب در خيابانها براي سرنگون کردن يک رژيم کافي نيست. اگر کمکهاي آمريکا تنها به کمکهاي موجود دامن بزند و اگر هدف اپوزيسيون داخلي، تضعيف سرچشمه هاي قدرت اصلي رژيم نباشد، هيچ يک در ايجاد تغيير کارگر نخواهند بود. اين مقاله با آوردن مثالهايي از جنبشهاي غير خشونت آميز در فيليپين، شيلي، آفريقاي جنوبي، لهستان و صربستان نوشت که در ايران جنبشهاي ضد حکومتي نخست بايد انجام اصلاحاتي مشخص نظير پايان دادن به حق وتوي تصميمات پارلمان از سوي مذهبيون حاکم را مورد نظر قرار دهند و سپس به ساماندهي اعتراضهايي در محله ها و شهرهاي سراسر کشور همت گمارند و به مردم عادي امکان دهند که بدون روبرو شدن با خطر به آنها بپيوندند.
XS
SM
MD
LG