لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۰۲ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

گزارش ويژه راديوفردا: زمينه‌هاي پيدايش و اهداف جنبش مشروطيت


(rm) صدا |
علي سجادي (راديو فردا): فردا 14 مرداد، سالگرد صدور فرمان مشروطيت است. 97 سال پيش با صدور فرمان مجلس شوراي ملي، تلاش انديشمندان و نخبگان ايراني، براي ايجاد حكومت قانوني و محدود كردن حكومت مطلقه، به بار نشست. گزارش ويژه امشب برنامه شبانگاهي را با بررسي مشروطيت و نقش آن در تكوين دولت مدرن در ايران اختصاص داديم كه در آن مهدي خلجي اين موضوع را با صاحبنظران گوناكون به بحث ميگذارد. مهدي خلجي (راديو فردا): جناب اشرف صدر اعظم، از آنجا كه جناب باريتعالي جل شأنه، سررشته ترقي و سعادت ممالك محروسه ايران را به كف كفايت ما سپرده و شخص همايون، ما را حافظ حقوق قاطبه اهالي ايران و رعاياي صديق خودمان قرار داده، مع هذا در اين موقع كه راي و اداره همايون ما بدان تعلق گرفته كه براي رفاهيت و امنيت قاطبه اهالي ايران و تشديد و تاييد مباني منافع دولت، اصلاحات مقتضيه به مرور در دواير دولتي و مملكتي به موقع اجرا گذاشته شود، چنان مصمم شديم كه مجلس شوراي ملي، از منتخبين شاهزادگان و علما و قاجاريه و اعيان و اشراف و ملاكين و تجار و اصناف، انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران، ‌تشكيل و تنظيم شود كه در مهام امور دولتي و مملكتي و مصالح عامه، مشاوره و مداخله لازم را به عمل آورد. اين سرآغاز فرمان مشروطه است كه چهاردهم مردادماه 1285، مظفرالدين شاه قاجار در قصر صاحب قرانيه صادر كرد. مشروطيت از نظر همه تاريخ نگاران دوره معاصر ايران، نقطه عطف مهمترين تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي است. اين دوره نشان دهنده آغاز برخوردهاي تجدد غربي با جامعه سنتي ايران است. كساني مانند ناظم الاسلام كرماني، مشروطيت را آغاز بيداري ايرانيان ناميدند. اگرچه اين بيداري دايره گسترده دارد و در اساس، تحولي در نگرش به انسان و جهان است، مسئله اصلي مشروطيت، يك تحول سياسي است. گذار از ساختار سنتي سلطاني به ساختار دولت مردن. احمد سلامتيان، دانش آموخته علوم سياسي در پاريس، به زمينه هاي تولد اين بيداري اشاره ميكند. احمد سلامتيان: جنگهاي ايران و روس و شكست شديد ايران در اين جنگها و به دنبالش جنگهاي ايران و انگليس بر سر هرات و شكست ايران باز در آن جنگها، يك وجداني را نسبت به ناتواني ساختارهاي سنتي حكومتي در ايران در مقابل با قدرتهاي استعماري جديد در بين نخبگان اداري كشور ايجاد كرد. عكس العملهايي كه مقابل اين وضعيت بوجود آمد، اگر نمادهاي كليش را عباس ميرزاي قاجار، قائم مقام فراهاني، ميرزاتقي خان اميركبير بدانيم و خود تغييرات عمده اي كه در دوران سلطنت 50 ساله ناصرالدين شاه بالاخره، در مسئله نهاد دولت و سازمان دادن آن بوجود آمد، ميبينيم كه عملا شعارهاي مشروطيت كه اساسش ايجاد يك نوسازي در سطح حاكميت در كشور بود و خواستش هم بيشتر مورد نظر نخبگان و زبدگان يا به اصطلاح خود آن ايام، اعيان حكومتي كه بيشتر هم از درون خود قاجاريه مي آمدند، هدفش مثل جنبش تشكيلاتي و تركهاي جوان تركيه، نوسازي،‌ غربي كردن و مدرن كردن نهاد دولتي در داخل كشور بود براي اينكه بتواند بهتر در معارضات جهاني نو، در برابر مطامع استعماري گوناكون، مقاومت كند. م . خ : بنيانگزاران انديشه نوين مشروطيت، از چند دهه پيش از فرمان مظفرالدين شاه و از عصر سلطنت ناصرالدين شاه، زمنيه هاي فكري و سياس تكوين دولتي با دريافت متجددانه را فراهم كرده بودند. محمد علي همايون كاتوزيان، استاد تاريخ و اقتصاد دانشگاه آكسفورد، هدف اصلي اين بنيانگزاران را چنين توصيف ميكند. محمد علي همايون كاتوزيان : مشروطيت دو هدف اصلي داشت، يكي انهدام نظام استبدادي بود كه اين را همه در آن مشترك بودند. تمام نيروهايي كه در مشروطيت شركت كردند و از انقلاب مشروطه حمايت كردند، تا پيش از آن، زمينه هاي آن را از نظر فكري و تربيتي ساختند، در هدف انهدام نظام استبدادي و جانشين كردنش با يك نظام متكي و مشروط به قانون، مشترك بودند. اما جناح‌هايي هم از انقلاب مشروطيت بودند كه در عين حال، خواستار اين بودند كه جامعه ايران را از شكل سنتي خودش دربياورند و تبديل به يك جامعه اي كه ما امروز ميگوييم جامعه مدرن، كنند. اصطلاح تجدد و اينها هم كه از طريق همين اصطلاح مدرناسيون فرهنگي بوجود آمد، غرضش همين بود و من گمان ميكنم در خود انقلاب مشروطه، يعني در حدود 1905 و 6 كه تا آن موقع شايد به كار برده نشده بود و حدود ده سال پس از آن بود كه اين اصطلاح تجدد بوجود آمد. اين دو هدف اصلي، ايجاد حكومت مشروط به قانون و مدرنيزه كردن جامعه، هدفهاي عمده انقلاب مشروطه بودند كه به اولي اش، همه هواداران انقلاب مشروطه، پايبند بودند و دومي اش هم ميشود گفته همه به جز يك عده محدودي از كساني كه در انقلاب مشروطيت شركت كردند، همه اعتقاد داشتند به اينكه نوعي تجدد و نوگرايي در جامعهباشد شود، اما الگوهايي كه در نظر داشتند و شدت و ضعف علاقه شان به تجدد و تغيير، با هم متفاوت بوده. م . خ: مسئله تشكيلات و تنظيمات اداري جديد، اهميتي بنيادي در درك بازيگران هسته مشروطه از دولت مدرن دارد. در واقع گرايش به تكوين نهادهاي اداري مستقلي كه خارج از اراده فرد، بتوانند سامان اجتماعي و سياسي را به پيش ببرند و تدبير كنند، دغدغه اصلي همه كساني بود كه از عهد ناصري، پيشگام تحولات سياسي در ايران به شمار مي آمدند. محمد علي همايون كاتوزيان: ميرزا ملكم خان، رساله غيبي را در حدود سال 1860، يعني 45 سال قبل از انقلاب مشروطيت نوشت و در آن دقيقا به اين مسائل رجوع ميشود، درواقع ما يك طرحي از يك نوع قانون اساسي، منتها قانون اساسي كه خوب از نقطه نظر او و زمان او قرار بود كه از بالا بوجود بيايد، يعني اصلاحاتي از بالا شود، نوعي از طرح قانون اساسي نو است. آنجا ببينيد با توجه به همين وجوهي كه شما اشاره كرديد، نتيجه اينكه در سال 1871 كه ميرزا حسين خان سپهسالار حكومت را تشكيل داد و ميدانيد كه ملكم خان هم مشاور عالي او بود در اين امر و ناصرالدين شاه خودش موافقت كرد با او طرحي را كه ميرزا حسين خان ارائه كرد براي تشكيل دولت جديد كه در آن صحبت از مسئوليت وزرا شود، تشكيل وزارتخانه ها، مسئوليت مشترك وزرا و اينكه پادشاه داراي قدرت انتصاب و تصميم گيري و غيره و غيره است، كه تفويض ميكند به وزرا و غيره. البته اين كه ما صحبتش را ميكنيم، حكومت مشروطه نبود، ولي توجه ميكنيد كه يك چنين افكاري نه تنها بوجود آمده بود، بلكه به عمل درآمده بود، منتها حكومت سپهسالار، دوسال بيشتر دوام نكرد و سپه سالار مجبور شد اساسا به همان شكل قديم برگردد. منتها خوب چيزهايي به نام وزارت علوم، وزارت عدليه و يكي دو وزارت ديگر حداقل باقي ماندند شكلشان، حتي وزارتخانه اي وجود نداشت، يك نفر را ميگفتند وزير علوم و يك چند نفري هم با او كار ميكردند. وقتي كه ميرسيم به انقلاب مشروطه، اين پيش زمينه ها، چه از نظر فكري و چه از نظر عملي، رسيده به يك مرحله اي كه آمادگي دست كم در بين سران فكري و اداري جامعه ايجاد شده، از جمله خيلي از كساني كه در دولت بودند. از جمله خيلي از كساني كه قدرت داشتند و در حكومت بودند. كه بايد يك چنين تغييراتي شود، نتيجه اينكه قانون اساسي كه مسلم است، حتي آنچه كه مركم خان نوشته در كتابچه غيبي و بعدش آن اساسنامه خيلي مختصرتري كه سپه سالار پيشنهاد كرد و با مسائلش موافقت كرد، ولي بعد از آن عبور كرد، حتي آنها. چه برسد به قانون اساس مشروطه، محصول تجربه و نتيجه فرنگ بود. چيزي نبود كه در ايران كوچكترين سابقه اي داشته باشد. اصلا تصور حكومت قانون تا شناخت برخي از انديشمندان و سران جامعه، شناخت بيشتري از اروپا پيدا كردند، چنين تصوري وجود نداشت، گمان ميكردند حكومت استبدادي است، يعني همان چيزي كه هميشه در ايران بوده. البته يك دستگاه اداري هميشه وجود داشت، دستگاه صفويه، ‌دستگاه اداره عريض و طويلي بود، قبلا هم همينطور بوده، ‌منتها برميگرديم به هخامنشيان ميبينيم كه چه جزئياتي صحبتش است از كساني كه معادل استاندار بودند و معادل فرماندار لشكر و از اين قبيل. ولي آن چيز ديگري بود، آن چيزي بود ايراني و مال تجربه ايراني. م .خ : احمد سلامتيان، تلاش پيشگامان فكر اصلاحات سياسي در ايران را با پيدايش همزمان با روند پيشرفت اصلاحات در ژاپن مقايسه ميكند. احمد سلامتيان: به نوع ديگري عين اين روند را ما در كشور ديگري در نقطه ديگري در جهان، در ژاپن ميبينيم كه در آنجا هم حركت ا صلاح طلبي، يك حركت بين مانداران ها، يعني ديوانياني است كه در داخل خود حكومت ژاپن هستند. در ژاپن اين اصلاحات بالاخره در درون نهاد امپراتوري ژاپن، ميتوانست فضاي خودش را پيدا كند و درست همزمان با وقتي كه رگهاي اميركبير را در باغ فين كاشان ميزنند، امپراتور وقت ژاپن، زمينه هاي اين اصلاحات اداري را شروع ميكند به پياده كردن، حال كه در ايران عملا، سلطنت قبيله اي مطلقه تا زمان مشروطيت، خودش را ناتوان از تطبيق دادن با اين اصلاحات ميكند، به همين علت هم است كه در مشروطيت ما مواجه ميشويم با اينكه مطالبات اين زبدگان كه با بن بست مواجه ميشود، عملا منجر ميشود به يك سلسله تنشهاي وسيع در سطح جامعه، با وجود اينكه با صدور فرمان مشروطيت توسط مظفر الدين شاه قاجار، ميتوان گفت يك قدم اوليه اي براي ايجاد تفاهم در حد نخبگان براي رفتن به اين اصلاحات و نوسازي بوجود مي آيد، اما تنشهاي بعدي و بخصوص كودتاي محمدعلي ميرزا كه نوعي بازگشت در خود سلطنت استبدادي از مشروطيت است، به چرخه انقلاب سرعت ميبخشد، تا قيام تبريز ميتوان گفت كه حركت اجتماعي مشروطه را به سختي ميتوان اصطلاح انقلاب را برايش به كار برد. يك حركت منحصر و محدود به زبدگان است و توده مردم در ايران تا آن زمان كه هنوز در ساختارهاي سنتي و قديمي عشاير و اصناف و اقشار و طبقات مختلفي كه تا آن زمان شناخته شده بودند و در شكل گيري خود مجلس اول هم در نحوه برگزيدن نمايندگانش متبلور ميشود، عملا توده و عامه مردم از حركت مشروطه خواهي جدا هستند. م . خ: آنگونه كه احمد سلامتيان اشاره كرد، تلاش براي تكوين دولتي مدرن در غالب جنبشي به نام مشروطيت، به دوش نخبگان بود و توده مردم نقش پر اهميتي در آن نداشتند. بسياري از رساله هاي روشنگر دوران مشروطيت در نهان نوشته و خوانده شد و طبقه دانشور تاثيرگذار در حكومت را به سوي تغييراتي در ساخت سياسي برانگيخت. احمد كسروي در كتاب تاريخ مشروطه ايران، بر سرشت نخبه گراي مشروطيت تاكيد ميگذارد و مينويسد: بدينسان مشروطه در ايران پديد آمد، اما مردم بسيار دور بودند و معنا و ارج آنرا نميدانستند. نخبه گرا بودن جنبش مشروطيت، خصلت ويژه اي به آن ميدهد و آنرا از بسياري از تحولات سياسي بعدي جامعه ايران، ‌متمايز ميكند. در برنامه آينده، بحث درباره جنبش مشروطيت و نقش آن در تكوين دولتي مدرن در ايران را دنبال ميكنيم. فردا چهاردهم امرداد ماه، سالگرد صدور فرمان مشروطيت است. 97 سال پيش با صدور فرمان تاسيس مجلس شوراي ملي، تلاش انديشمندان و نخبگان ايراني براي ايجاد حکومت قانون و محدود کردن قدرت مطلقه به بار نشست. در گزارش ويژه امشب، احمد سلامتيان، دانش آموخته علوم سياسي در پاريس و محمد علي همايون کاتوزيان، استاد تاريخ و اقتصاد در دانشگاه آکسفورد به بررسي زمينه هاي انقلاب مشروطه و اهداف اين جنبش مي پردازند.
XS
SM
MD
LG